karlov

صحنه: یک نمایشکاه عکس که به کوشش و هزینه ی سفارت روسیه در آنکارا برگزار شده و سفیر پُرکار ِ روسیه در ترکیه خود در برگزاری ی نمایشگاه کوشا بوده است، بی آنکه بداند در نمایش مرگ پای نهاده است. فاجعه ای در راه است. آنچه نباید، در اندک زمانی رخ می دهد: تنها چند دقیقه ای از آغاز ِسخنرانی ی اندره کارلوف، فرسته ی (سفیر) دولت روسیه در ترکیه می گذرد که سدای (صدا) شلیکی بر می خیزد. فرستاده نقش بر زمین می شود. اینک جنایتی رخ داده و تیری سر ِ آقای فرسته را شکافته است. پایان یک زنده گی. و باز چند تیر دیگر. تیرانداز هشت بار شلیک می کند.

آدمکشی به نام خدایی ناتوان که خود نمی تواند بکشد و پس کار ِ کشتن را به دست نشانده گانی فرومایه و دیوانه سرشت واگذار کرده است، آدمکشانی که عشق ِ سیراب شدن از مِی ی خون مردم دارند و می خواهند مست از خون نوشی و مستانه پای در بهشت ابلهی گام بگذارند. این چه بهشتی است که نمازگزاران آن با خون وضو کرده اند؟

روزنامه ی “حریت” می گوید کُشنده فریاد برآورده بوده است: “حلب را فراموش نکن. سوریه را فراموش نکن! تا هنگامی که برادران ما در امنیت نیستند، شما هم از امنیت برخودار نخواهید بود”.

کشتن فرسته ی روسیه در ترکیه باردیگر بهانه ای به دست اردوغان داد تا آنرا به حساب رفیب سیاسی اَش، گولن، بگذارد! شهردار ِ آنکارا هم گفته هدف ترور خراب کردن رابطه ی ترکیه و روسیه بوده است.

آندره کارلوف یکی از معماران سیاست ِ روسیه در زمینه ی نزدیک سازی و هماهنگی ی دیدگاه های روسیه، ایران و ترکیه در روند دگرگونی های سوریه بود و برنامه-ریز سفر ِ وزیر خارجه ی ترکیه به مسکو.

سیاست ورزی ی روسی یعنی این: با دادن یک رشته امتیازهای فرعی یی که خواسته های راهبردی ی روسیه در سوریه و خاورمیانه را به خطر نمی اندازند، توانسته ترکیه را تا اندازه ی زیادی با خود در زمینه ی جنگ ِ سوریه همراه سازد.

یک سال و یک ماه پیش، در روز 24 نوامبر، ترکیه ی اردوغان یک فروند هواپیمای بمب افکن روسیه را بر فراز خاک ِ سوریه سرنگون ساخت. به دلیل های گوناگون می توان باور کرد آن سرنگون سازی ی هواپیمای روسی کاری برنامه ریزی شده بود تا شاید بتوان ناتو و آمریکا را در راستای خواسته های اردوغان بیش از پیش در جنگ ِ سوریه درگیر نمود، نقشه ای که در آمریکا هم بخشی از سیاست پیشه گان ِ هوادار صهیونیسم از آن پشتیبانی می کردند. ولی آن نفشه ی اردوغان و شرکا نگرفت و وی پس از چند روز عربده کشیدن و روسیه را تهدید کردن، دریافت جایگاه ِ او در چهان کجاست و غرب از برای ترکیه خود را با روسیه درگیرنخواهد کرد.

سال گذشته، در اوج بحران رابطه ی ترکیه و روسیه، ولادیمیر پوتین کشور ترکیه و دار و دسته ی اردوغان را شریک و هم کاسه ی داعش خواند. ولی اندک زمانی پس از یک دوره ی کوتاه جنجالی در رابطه های سیاسی – اقتصادی ی دو کشور، پایوران ترکیه و روسیه در راستای بهبود پیوند ها و رابطه ها پرداختند.

هفته ای پس از کودتای ناکامیاب در ترکیه، فرصتی برای اردوغان فراهم آمد تا با خوانشی تازه و با فراموشی ی گفته هایش در گذشته ای نه چندان دور، ادعا کند آن خلبان ترک که هواپیمای جنگده ی روسیه را سرنگون کرد، خودسرانه آن کار کرده بوده و او – بسان ِ این پلیسی که در روز گذشته سفیر روسیه را کشت -، از هواداران گولن بوده است!

پس از گرم شدن رابطه ی دو کشور، در هر دو پایتخت، روزنامه ها و رسانه های هوادار دولت و قدرت همه ی گناه آن سرنگون سازی ی هواپیمای روسی را به گردن آمریکا انداختند. اردوغان براستی دریافته که آمریکا در چنان گردابی از گندآبی خود ساخته فرو رفته است، که حتا آدمی مانند اردوغان هم می تواند گناه بزه کاری های خود را به حساب آمریکا بنویسد بی آنکه از آب تکان بخورد.

در یک جهان ِ سیاست، قدرت و پول که هر روز بیش از پیش وجدان از آن محوتر می شود، این تنها آدمکشی به نام خدا نیست که به راحتی انجام می گیرد. در چنین جهانی محو از وجدان، همه چیز ممکن و شدنی است. همه چیز. سیاست ورزی در چنین جهانی به معنی ی مرگ ِ یکی، نان دیگری است. اینک کشته شدن فرسته ی روسیه در ترکیه یک فرصت زرین تازه برای اردوغان فراهم آورده تا همان خوانش ِ ویرایش شده ی سرنگون سازی ی هواپیمای روسی را این بار درباره ی رخداد روز گذشته سر دهد و به سرکوب بیشتر روزنامه نگاران ناهمسازوار بپردازد. بهانه ای فراهم آمده است. در آینده ای نه چندان دور، در ترکیه، دستگیری و زندان چشم براه شماری دیگر از روزنامه نگاران ترکیه ای است که خود را به دار و دسته های اردوغان و گولن نفروخته اند.

پ. مهرکوهی

سه شنبه، 20/12 -2016

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)