تسمیه شهید
در ایران واژه شهید بعد از انقلاب ۱۳۵۷ نمود بیشتری پیدا کرد و به کسانی که در طول انقلاب کشته شدند تا کشته‌شدگان عملیات درگیری با اشرار و قاچاقچیان در شرق کشور عنوان شهید داده می‌شود. مطابق قانون بنیاد شهید در ایران تمام افرادی که در جنگ به دست دشمنان جمهوری اسلامی، چه مستقیم چه غیر مستقیم (مثل مین) حتی اگر قصد درگیری نداشته باشند، کشته می‌شوند یا فوت می‌کنند شهید هستند. همین‌طور کارکنان عضو نیروهای مسلح و وزارت اطلاعات در یک رده بوده و چه در حال مأموریت چه غیر آن، چه در حال آموزش به هر نحوی که کشته شوند شهید هستند، افراد این دو گروه اگر در هنگام اسارت هم چنان به آرمانهای انقلاب اسلامی پایبند باشند و کشته شوند شهید هستند. طبق این قوانین محافظان شخصیتها و اماکن و اعضای گارد امنیت پرواز که در حال مأموریت توسط ضدانقلاب کشته می‌شوند هم شهید محسوب می‌شوند؛ و همین‌طور موارد زیر:
کارکنان نیروی مقاومت بسیج و نیروی انتظامی که براساس قانون حمایت قضایی از بسیج هنگام برخورد با جرایم مشهود در حین انجام وظیفه کشته می‌شوند.
افرادی که به تشخیص دادگاه صلاحیتدار در حال انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر توسط مرتکبان جرایم مشهود کشته می‌شوند.
افرادی که به سبب مأموریت در حال خنثی سازی مواد منفجره، شیمیایی و سایر سلاحهای جنگی و پاکسازی میدان مین کشته می‌شوند.
مجروحان و جانبازانی که براساس نظریه کمیسیون پزشکی ذی‌ربط فوت آنها به سبب جراحات و صدمات ناشی از مجروحیت تشخیص داده شود
کلیه افرادی که مقام رهبری آنها را در فرمان خاص مصداق شهید تلقی نمایند.
مصادیق عملی در حکم شهید عبارتند از:
رزمندگانی که در زمان جنگ داخل مناطق عملیاتی بر اثر سوانح طبیعی یا غیرطبیعی بدون سهل انگاری و تقصیر یا عدول از مقررات فوت می‌کنند.
کارکنان نیروهای مسلح و وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح که در حال مأموریت آزمایش یا تولید سلاح، مهمات و وسایل جنگی کشته می‌شوند.
مهاجران جنگی و کسانی که در مناطق جنگی به علت برخورد با مواد منفجره از قبیل نارنجک، مین، گلوله توپ و نظایر آن کشته می‌شوند.
افرادی که در دفاع از نظام جمهوری اسلامی ایران یا اموال عمومی یا منابع طبیعی در مقابله با دشمنان نظام، اشرار یا متجاوزان کشته می‌شوند.
افرادی که به سبب ماموریتهای محوله در پاسداری و حفاظت از مراکزی که نیروهای مسلح بر اساس مقررات یا مصوبات خاص شورای عالی امنیت ملی، شورای امنیت کشور یا شورای تأمین استان موظف به حراست از آن مراکز هستند، مورد هجوم دشمن یا اشرار واقع و در اثر مقاومت و درگیری با آنها کشته می‌شوند.
.فتح باب تسری موسع یک واژه ارزشی و انتساب سلیقه ای آن به دایره شمولی فراتر از منظور اولیه،نه تنها ارزش قائم به ذات عمل را با چالش روبرو می کند،بلکه انظار و تمرکز ذهنی مخاطبان را از هدف مقدس منسوبین که همانا دفاع از حرز و مرز ناموس و کیان می باشد، منحرف می سازد .امتیازهای رانت گونه ای که به موجب وضع و تدوین برخی از مصوبات و مقررات برای واژه شهید و بازماندگان آنها که بعضاً تمایز باوری با محوریت موضوع دارند، علاوه بر اینکه بستر استفاده ابزاری و صنفی از موضوع را فراهم نموده است،سبب بی تفاوتی اکثریت غالب جامعه به این واژه گردیده است.آموزگار ،رانند ه،پزشک،کارگر،نیروهای نظامی و امنیتی ، ….. و به طور کلی نان آور خانواده ای که در زمان صلح به اقتضای مأموریت و یا شغلی که دارد،دچار حادثه منجر به فوت و یا نقص عضو می گردد،که در این میان بعضی فارغ از هدف و انگیزه و عملکرد و صرفاً به دلیل الحاق به طبقه ای خاص که در تفاسیر سلیقه ای گنجانده می شوند؛ شهید و یا جانباز محسوب گردیده و به تبع آن از رانت های غیر عادلانه و تبعیض آمیزی برخوردار می شوند . زایری که به قصد زیارت عتبات عالیات در ایران،عازم سفر می شود و دچار سانحه می شود،کشته یا مجروح محسوب گردیده و همین زایر اگر به قصد زیارت عتبات خارج از کشور جلای وطن نماید،فارغ از قصد و نیت درونی،در صورت بروز سانحه و یا حادثه ای ،شهید و یا جانباز محسوب می گردد و همین تبعیض در مواجهه با سوانح و حادثه های زمینی،ریلی،هوایی و دریایی به وضوح مشهود است.یعنی به عبارتی کثرت موضوع سبب بی اعتباری آن می گردد.وجوه اقتصادی،سیاسی و اجتماعی موضوع و تبعات آن بخش قابل توجهی از انرژی انسانی و مالی سازمان ها و نهادهای تصنعی مرتبط را به خود اختصاص داده و علی رغم تأکید مؤکد قرآن بر مقوله وجوب عدالت اجتماعی به عنوان یک اصل بنیادین و بدل نا پذیرو همچنین هدف عمده رسالت پیامبران در اقامه قسط و عدل،بیش از پیش شاهد اعمال سلیقه و اشاعه نظر اقل در اکثر می باشیم. و از طرفی علاوه بر عقل سلیم ، حفظ صحت و سلامت و مراقبت از جسم و جان در اسلام واجب شمرده شده است. حتی اگر عباداتی، مانند نماز و روزه واجب، برای انسان مضر باشد نه تنها جایز است، ترک شود بلکه واجب است که ترک شود و در چنین مواردی، کار واجب به کار حرام مبدل می گردد. یک اصل کلی هم برای فقها مطرح است که هر چیزی که محرز بشود که برای جسم انسان مضر است ، ولو هیچ دلیلی از قرآن و سنت نداشته باشد ، قطعاً حرام است .هرگاه شخصی با توجه و آگاهی، عملی را انجام دهد که موجب ورود زیان توسط دیگران به او گردد، واردکننده زیان، که شخص دیگری است، مسئول خسارت نخواهد بود.در سال های اخیر شاهد به خاک و خون کشیدن هموطنانی هستیم که فارغ از باور و اعتقاد قلبی،بعضاً تحت تأثیر تبلیغات مهیج فراگیر رسانه های رسمی و غیر رسمی ،عازم سفر بی بازگشت زیارت عتبات عالیات در کشورهای همسایه می شوند.زیارت بی دستاوردی که وجوب آن تاکنون توسط هیچ مرجعی احصاء و احراز نگردیده است . با امعان نظر به قوانین و مقررات انتظامی و امنیتی داخلی که بعضاًقائل به ارایه مجوز بر گزاری یک تجمع و یا گردهمایی آرام صنفی آن هم در محدوده ای خاص و تحت کنترل نمی باشند؛در مقایسه با تشویق ، ترغیب و تسهیل سفر به کشورهایی که مأمن امنی، حتی برای اتباع خود نیستند، ؛محل تأمل و سؤال بر انگیز است.هر چند که مصادیق این برانگیختن احساسات در مواد۱۲۶ و ۵۰۶قانون مجازات اسلامی قابل بررسی می باشد،ولی با توجه به شیوع هنر تفسیر،در ذیصلاحان صاحب تریبون،مصادره به مطلوب کردن این عرایض دور از نظر نمی باشد.(کربلای جبهه ها یادش به خیر!!!!!)