بر خلاف تمام نظر سنجی هایی که حکایت از پیروزی هیلاری کلینتون داشت در عین نا باوری دانش آموختگان علوم سیاسی،و اصحاب رسانه ، دونالد ترامپ ، میلیاردر برج ساز و نامزد حزب جمهوری خواه که فاقدهر گونه تجربه سیاسی بود و برخی از رهبران ارشد جمهوری خواه،از جمله روسای سابق جمهور از این حزب، از او تبری جسته بودند با رای بالایی به کاخ سفید راه یافت. این اتفاق کم نظیر در عرصه سیاسی امریکا بیش از هر امر دیگری، خطای نظر سنجی ها را نشان می دهد .در واقع این نتایج نشان می دهد که جمعیت قابل ملاحظه ای از مردم رای واقعی خود را پنهان کرده بودند. طبقه سفید پوست و بعضا غیر تحصیل کرده امریکا توسط رسانه ها و سیاستمداران دموکرات دست کم گرفته شد و در حالی که تصور می شد پس از رقابت فشرده برنی سندرز و کلینتون،و نامزدی نهایی او به عنوان کاندید دموکراتها ،طرفداران پرشمار و جوان سندرز به کلینتون رای خواهند داد عملا این اتفاق رخ نداد. در واقع سرمایه گذاری ترامپ بر بدنه رای سندرز یکی از دلایل توفیق او در این کارزار انتخاباتی بود. از سوی دیگر رای منفی بالای کلینتون، نه تنها مانع از ورود او به کاخ سفید شد بلکه باعث ریزش آرای دموکراتها در کنگره نیز شد وجمهوری خواهان موفق شدند علاوه بر کاخ سفید اکثریت کنگره را نیز فتح کنند.تحلیل شکست کلینتون در این انتخابات نیاز مند نگاهی جامع به ساختار فرهنگی و اجتماعی امریکاست اما آنچه روشن است این است که شکست دموکراتها در انتخابات کنگره علاوه بر ریاست جمهوری،نشان می دهد علی رغم محبوبیت نسبی اوباما و توفیقات او در عرصه سیاست داخلی،دریافت طبقه سفید پوست و کمتر برخوردار از جنبه اقتصادی از سیاستهای هشت سال گذشته اوباما و دموکراتها القا کننده اشکالی از تبعیض بوده است که قیام آنان رادر پی داشت.در واقع مشارکت بالای طبقه سفید پوست ضد مهاجر، حضور نسبتا گسترده اقلیتها و لاتین تبارها را خنثی کرد. خروج دونالد ترامپ از رقابتهای درون حزبی جمهوری خواهان،به عنوان نامزد نهایی حزب و شکست دادن سیاست مداران پر سابقه و تبری جویی چهره های ارشد جمهوری خواه از ترامپ، بر محبوبیت مردمی او افزود.یک سرمایه دار و کار آفرین موفق تنها و بیشتر با اتکا به منابع مالی خودش،کمپین انتخاباتی خود را پیش برد هر چند نباید کتمان کرد که در کنار تبری جویی برخی از مقامات ارشد جمهوری خواه،چهره های مهمی چون رودی جولیانی نیز بی وقفه از ترامپ حمایت کردند. از سوی دیگر باید به این مهم اشاره کرد که تبدیل شدن کلینتون به نمادی از طبقه حاکم در امریکا در مقابل ترامپ که از این برچسب مبری بود و هم چنین سوگیری منفی چهره های جمهوری خواه و سلبریتی ها نسبت به او سازنده نوعی مظلومیت برایش بود که در پیروزی او نقشی تعین کننده داشت. بسیج چهره های موثر در حوزه های مختلف و حمایت مستقیم رئیس جمهور اوباما از کلینتون ،باز خورد منفی در افکار عمومی داشت که توسط رسانه ها پنهان نگاه داشته می شد. اگرچه کمپین کلینتون تصور می کرد درز صحبتهای شنییع ترامپ حدود یازده سال پیش در خصوص زنان ،تیر خلاصی به رشد محبوبیت او خواهد بود اما پو زش شجاعانه او از آن حرفها،پاتکی به تک کمپین کلینتون بود و نقشه آنان را نقش برآب کرد. نکته دیگر اینکه چهره امریکا به عنوان ابر قدرتی که مسئولیت جهانی دارد با سیاستهای غلط اوباما در خصوص ایران و سوریه، به شدت مخدوش شد. باز گرداندن اقتدار به ایالات متحده امریکا را افکار عمومی نه در چهره کلینتون که در چهره ترامپ می دید و این مساله را البته بدیهی باید ارزیابی کرد چرا که حضور هیلاری در صحنه سیاست امریکا تا حدود زیادی تحت تاثیر حضور همسرش بیل کلینتون در کاخ سفید بود و در واقع رشد سیاسی او ملازم با سالهایی بود که به عنوان بانوی اول در دوره ریاست جمهوری کلینتون ایفای نقش می کرد. اما ترامپ حضورش در عرصه سیاست را با اتکا به اعتماد به نفس و قدرت اقتصادی خودش آغاز کرد. نکته دیگر اینکه با روشن شدن نتایج انتخابات معلوم می شود که تاکیدات فمنیستی و تشویق زنان برای رای دادن به هیلاری کلینتون مفید نبوده چرا که بسیاری از زنان با رای دادن به رقیب او یعنی ترامپ،عملا بر این ایده که به صرف زن بودن هیلاری باید به او رای داد خط بطلان کشیدند. بخش مهمی از افکار عمومی زنان در امریکا عدم جدایی هیلاری کلینتون از همسرش،پس از رسوایی جنسی او را اقدامی نه از سر بخشش و عشق ، که امری جاه طلبانه و برای باقی ماندن در عرصه سیاست و استفاده از رانت قدرت می دیدند و حس زنانه آنان با این جاه طلبی کنار نیامد. این مساله مهمترین دلیلی بود که باعث شد رای یکپارچه زنان امریکایی به نفع کلینتون ثبت نشود.در یاداشت پدیده ترامپ و آرزوی روحانی( لینک یاداشت) توضیح دادم که بر خلاف تصور عمومی رئیس جمهور در ساختار سیاسی امریکا، قادر به انجام هر عمل دلبخواهی نیست و قدرت او توسط کنگره و سیستم قضایی کنترل و محدود می شود اما در خصوص تاثیر انتخاب ترامپ بر سرنوشت رو حانی باید گفت اگرچه لغو یک طرفه برجام توسط امریکا امکان پذیر نیست اما با توجه به ضدیت ترامپ با برجام،تیم او نخواهند گذاشت که ایران از مواهب و مزایای برجام بهره مند شود به ویژه آنکه جمعی از رادیکالترین چهره های جمهوری خواه چون رودی جولیانی ، جان بولتون ،نیوت گینگریچ و باب کورکر در حلقه یاران نزدیک او هستند که به ضدیت با جمهوری اسلامی شهرت دارند.آنچه رخ داده است بهترین سناریویی است که اقتدارگرایان برای پائین کشیدن روحانی می توانند به آن استناد کنند.صدای بلند ناکامی برجام، که برای پائین کشیدن روحانی از کرسی ریاست جمهوری از سوی اقتدارگرایان پیش از هویدا شدن ساکن جدید کاخ سفید، بلند شده بود هم اینک قرینه ای،واقعی یافته است چرا که ترامپ که وعده پاره کردن برجام را داده بود اگر با آن چنین نکند دست کم توانایی ایجاد موانع جدی برای اجرای آن را دارد و روحانی که از برگزاری یک کنسرت در مشهد عقب نشست و برای رفع حصر هم تلاشی صورت نداده و با داستان فیش های حقوقی نجومی مدیرانش،حیثیتش لکه دارشده است در سال پایانی دولت امکان هیچ مانوری نه برای رفع حصر و نه اقدام موثر و معناداری در حوزه فرهنگی یا اقتصادی ندارد و مردم سرخورده از سرنوشت برجام،و محقق نشدن رفع حصر عطشی برای حضور در پای صندوق های رای ندارند. هر چند عده ای با رای اعتماد به وزاری کابینه هیاهو کنند که چهره مجلس را رای مردم عوض کرده اما واقعیت آن است که اگر نخواهیم خود فریبی کنیم رای مردم باید سر مجلس را عوض می کرد و عارف را بر کرسی ریاست مجلس می نشاند که قدرت این کار را نداشت. حالا که ترامپ به کاخ سفید آمده و فضا هم در امریکا وهم در ایران مهیای سیبل کردن برجام است، به زیر کشیدن رو حانی از کرسی ریاست جمهوری کار سختی نیست. روحانی اگرچه با رد صلاحیت هاشمی و کناره گیری عارف و حمایت خاتمی و هاشمی و به قول عوام با سلام و صلوات و یاری همسایه ها به قدرت رسید در انتخابات ریاست جمهوری آینده،با ناکامی در مشعشع جلوه دادن برجام،و عدم مشارکت گسترده مردم و اراده محکم آیت ا.. خامنه ای و فرماندهان سپاه برای پایان دادن حضور او در پاستور احتمالا سرنوشتی تلخ خواهد یافت

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)