شنیده ام دکتر اخوان، پزشکی روشن اندیش و نیز بسیار خدمتگذار و دوست داشتنی نزد مردم خطه شمال (در دهه شصت و پیش از آن) بود، گاهی از شهرهای دور دو استان گیلان و مازندران نزدش می رفتند، یکی از روش های درمان او، به جای نسخیدن شیمیایی ، اشاره به سیب و لیوان آبی می کرده که روی میز درمانگاهش همیشه می گذاشته،و بیماری برایم بازگو می کرد ،به ما اشاره و سفارش می کرده داروی شما این است که روی میزم می بینید و نه داروی صنعتی . خوراک تان را طبیعی کنید و از شکر و نوشابه و روغن و…که برای کسانی (!)سود سرشار دارد پرهیز کنید .این دکتر در دهه شصت ، گاهی در خانه اش نشست های دوستانه فرهنگی ، مانند کتاب خوانی و بویژه شاهنامه خوانی  و آشنایی با موسیقی برپا می داشت که در هنگامه دهه شصت ،کاری در خور و کم مانند و دلیرانه بود .
زمان گذشت، یک بامدادی به مدرسه می رفتم ،دیدم خیابان چه شلوغ است و مردم دسته دسته به سوی مرکز شهر می روند ، پرسیدم ، چه شده؟ گفتند یک قاچاقچی را می خواهند دار بزنند می رویم تماشا !بدبختانه و سد افسوس ،گفتم چه بهتر.فردایش همه رورنامه ها نوشتند ؛ دکتر اخوان را اعدام کردند.
3- دکتر رامین پوراندرجانی، جان بر سر قسم. رامین پزشک ِ بازداشتگاه کهریزک بود که در ساختمان بهداری ِ نیروی انتظامی تهران به مرگی مشکوک درگذشت. رامین متولد نوزده خردادماه ۱۳۶۲ در شهر تبریز بود. او در سال ۱۳۷۳ در سازمان ملی استعدادهای درخشان پذیرفته شد و مدت هفت سال در آن سازمان به تحصیل پرداخت . مقامات جمهوری اسلامی در ابتدا اعلام کردند ک …
دنباله در لینک بالا

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)