طی روزهای گذشته بخش بدنام خبری 20:30 جمهوری اسلامی که علاقه شدیدی به بازتاب اخبار کذب وغیر واقعی از داخل و خارج کشور به هواداری و جانبداری از مافیای قدرت حاکم بر ایران دارد،طی گزارشی از روند برگزاری انتخابات امریکا و به بهانه زیر سوال بردن سلامت انتخابات توسط دونالد ترامپ، به مقایسه مواضع موسوی و ترامپ پرداخته است، و با لحاظ کردن احتمال پیروزی هیلاری کلینتون، نامزد دموکراتها که بسیاری از کارشناسان برآن باوردارند و نظر سنجی های معتبر مختلفی آن را تائید می کنند تلاش مضحکی را برای سالم جلوه دادن انتخابات 88 انجام داده است. این یاداشت در مقام نقد این قیاس و آسمان ریسمان بافی جمهوری اسلامی و مقایسه نظام انتخاباتی دو کشور با یکدیگر است.
نظام انتخابات ایالات متحده امریکا به باور بسیاری از کارشناسان سیاسی،سرآمد دموکراسیهای غربی و موفق ترین نسخه لیبرال دموکراسی پس از جنگ جهانی دوم،است. نظام انتخاباتی که با به رسمیت شناختن ساز و کارهای دموکراتیک و به رسمیت شناختن احزاب، نقش اصلی را در صحنه سیاست بدانها بخشیده است و افرادی که خواهان به دست گرقتن پست سیاسی اعم از ریاست جمهوری یا نمایندگی در کنگره هستند را وادار می کند تا با عبور از مبارزات انتخاباتی درون حزبی،برنامه هایشان را برای اداره کشور بیان کنند و پس از موفقیت در کسب آرای انجمن های حزبی ، دربرابر آرای عموم مردم و هم چنین اعضای هیات های انتخاباتی قرار گرفته و پس از جلب رای اکثریت،وارد مجلس نمایندگان یا کاخ سفید شوند. مجمع گزینندگان به انگلیسی Electoral) college ) در حقیقت آخرین مرحله از روند طولانی انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا محسوب می‌شود. انتخابات رئیس جمهور در ایالات متحده آمریکا در حقیقت به صورت دو مرحله‌ای انجام می‌شود. مردم در روزانتخابات، از یکسو به طور مستقیم به نامزد ریاست جمهوری و معاون وی رای می‌دهند و از سوی دیگر اعضای هیئت‌های انتخاباتی را برمی گزینند. بر اساس قانون اساسی ایالات متحده آمریکا، تعداد اعضاء هیئت‌های انتخاباتی هر ایالت معادل مجموع تعداد نمایندگان مجلس،ایالات متحده آمریکا و سناتورهای همان ایالت است. هر چه ایالتی پر جمعیت تر باشد، تعداد اعضاء هیئت‌های انتخاباتی آن نیز بیشتر خواهد بود. به همین دلیل نقش ایالت‌هایی نظیر کالیفرنیا، تگزاس و نیویورک به نسبت ایالت‌هایی همانند یوتا، وایومینگ و یا مونتانا در انتخاب رئیس جمهور آمریکا به مراتب بیشتر است. اگرچه دو مرحله‌ای بودن انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا مشکلاتی نیز به همراه آورده‌است ، اما این ویژگی باعث می شود رای نخبگان بر سرنوشت انتخابات تاثیرات معناداری داشته باشد.در واقع مهم‌ترین عامل در پیروزی و یا شکست یک نامزد، تعداد آرای مردمی آنان نیست، بلکه میزان کسب آرای هیئت‌های انتخاباتی سرنوشت انتخابات را رقم می‌زند. هر نامزد برای پیروزی درانتخابات ریاست جمهوری از مجموع ۵۳۸ رای به حداقل ۲۷۰ رای انتخاباتی نیاز دارد تا بتواند به کاخ سفید راه یابد. به همین دلیل ممکن است فردی با آرای هیئت‌های انتخاباتی بیشتر و آرای مردمی کمتر به پیروزی دست یابد، در حالی که رقیب وی، رای مردمی بیشتری به دست آورده باشد. ✅تاکنون چندین بار روسای جمهور منتخب بدون آنکه ۵۰ درصد آراء مردمی را بدست آورده باشند، تنها با اتکا به کسب حداقل ۲۷۰ رای انتخاباتی وارد کاخ سفید شده‌اند.حالا وضعیت چنین نظام انتخاباتی را با وضعیت نظام انتخاباتی جمهوری اسلامی بررسی کنیم که تکلیف نهایی حضور افراد در انتخابات را نه احزاب، که شورای نگهبان منصوب رهبری مشخص می کند و در مجلس خبر گان رهبری، افرادی که قرار است بر رهبری نظارت و در صورت لزوم عزل کنند همانهایی هستند که از سد شورای نگبان گذشته اند. در واقع رهبری نظام که بیش از هفتاد درصد قدرت در اختیارشان هست خودشان بر خودشان نظارت می کنند و نامزدهای ریاست جمهوری هم با مشورت ایشان حضور پیدا می کنند ودرصورت سر پیچی از قبول نظر مشورتی ایشان با پیامی ساده از پشت بلند گو از گردونه رقابتها حذف می شوند.حالا بپیردازیم به اینکه چرا دونالد ترامپ و موسوی با هم قیاس می شوند و هدف از این قیاس چیست. زمانی که مهندس موسوی وارد کارزار انتخابات شد و در برابر این پرسش خبر نگاری قرار گرفت که آیا پس از مشورت بارهبری تصمیم به شرکت در انتخابات گرفته است یا نه به صراحت پاسخ داده بود که من براساس قانون اساسی به میدان آمده ام و با کسی مشورتی نکرده ام، کینه کهنه رهبری نظام از ایشان در دوره نخست وزیری را تازه کرد.
پس از آن هم شرایط نابرابر انتخابات در اختصاص امکانات دولتی و تبلیغاتی به نامزدها و دخالت های مقام های ناظر انتخابات از جمله اعضای شورای نگهبان به نفع احمدی نژاد، و دستگیری و بازداشت و اعضای ستاد موسوی وحمله به ستادهای انتخاباتی ایشان، و قطع پیامکها و اختلال و سیع در اینترت از سوی حاکمیت،و نحوه اعلام شمارش آرا که نشانگر آن بود که رای ها شمارش نشده است و به نفع نامزدی که به رهبری نزدیکتر بوده با دور زدن رای مردم کودتا شده است.برای حقنه کردن چنین دروغ بزرگی به مردم هم به تغیر الگوی رای دهی مردم در انتخابات ریاست جمهوری متوسل شدند. ودر حالی که آمارها نشان می داد نامزد پیروز در تهران،همواره رئیس جمهور بوده است و به تعبیری رای شهرستانها و مراکز استانها در ادوار مختلف انتخابات تابعی از رای تهران بوده است چون نتوانستند منکر پیروزی موسوی در تهران با آن تظاهرات تاریخی 25 خرداد بشوند، به دروغی بدتر از هاله نور پیرامون احمدی نژاد متوسل شدند و گفتند الگوی رای دهی مردم در این انتخابات متفاوت شده است و دیگر مراکز استان و شهرستانها به احمدی نژاد رای داده اند. در حالی که همین آقایی که به حضرت آقا نزدیک بود هم در دور دوم انتخابات 84 هم در تهران اکثریت داشت و هم در سایر نقاط کشور.پس وقوع تقلب در انتخابات 88، نه یک ادعا پیش از انتخابات که پس از برگزاری آن بود. این با ادعای ترامپ که هنوز انتخابات بر گزار نشده،و اساسا تقلب در آن سیستم دقیق انتخاباتی نزدیک به صفر است فاصله ای کهکشانی دارد. در ثانی کدامیک از نامزدهای ادوار انتخابات امریکا به فرض هر ادعایی که طرح کرده اند یا می کنند بدون محاکمه در زندان هستند؟ ثالثا وقتی ترامپ خواست کلینتون را به بهانه استفاده از سرور شخصی برای ایملیهایش و پا ک کردن آنها در مقام وزیر خارجه امریکا،که امنیت ملی امریکا را با مخاطره رو به رو کرده بود به زندان تهدید کند،گفت برای او دادستانی ویژه تعین خواهد کرد تا به جرم او رسیدگی کند. یعنی حتی در تهدید ناخوشایند و نا متعارفش، از زبان قانون استفاده کرد. این فرق دارد با نظامی که نامزدهای انتخابات خودش را بدون محاکمه قریب به 7سال به شکل غیر قانونی در حصر کرده است و به کسی هم پاسخگو نیست. از اینها گذشته دونالد ترامپ ،میلیاردر برج ساز که فاقد کمترین تجربه سیاسی متناسب با پست ریاست جمهوری امریکاست و بالا آمدنش در حزب جمهوری خواه تا این سطح،نشانگر بحران عمیق جمهوری خواهان است بیشتر با احمدی نژاد قابل قیاس است تا موسوی که در کارنامه کاری اش پیش از نامزدی ریاست جمهوری، سالهایی را در کسوت وزیر خارجه بوده و هشت سالی را در پست نخست وزیری….
شاید اما بغض جمهوری اسلامی از ترامپ و موسوی با هم دلیل دیگری هم داشته باشد، و به آن جمله ای بر می گردد که ترامپ در مناظره با کلینتون گفت و با زیر سوال بردن برجام، مکانیزم تحریمها را موفق ارزیابی کرد و با همان لحن عوامانه اش گفت ایران داشت خفه می شد اما او باما که حامی شماست با این توافق نجاتش داد اما میر حسین موسوی سیاست خارجی و هسته ای جمهوری اسلامی را بارها زیر سوال برده بود و به باتلاق رفتن جمهوری اسلامی را در صورت استمرار این رویه ها ی نادرست با زبانی فاخر توضیح داده و پیش بینی کرده بود.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)