بنا به مصداق گهی زین به پشت و گهی پشت به زین، صحنه انتخابات آمریکا لحظه به لحظه در حال تغییراست. این پدیده یعنی حرکت های جهشی و جابجائی ها به بخصوص وقتی جامعه در شرایط بحران و آشفتگی و فی الواقع حرکت در نقطه کورباشد، بهمان اندازه غافلگیرانه و غیرقابل پبیش بینی است. آن که با نگاه شرایط روتین به صحنه می نگرند، دچارخطای بزرگی بزرگی می شوند.
خلاصه:
الف– نارضایتی گسترده بویژه در میان نسل های جدید در جامعه آمریکا امری است مشهود و غیرقابل کتمان و لاجرم خواست تغییرشعاری است فراگیر. شعاراوباما “آری ما می توانیم” کاری از پیش نبرد و این خواست هم چنان در زیرپوست جامعه به حرکت خودادامه داده است.
ب-تمامی مولفه های اصلی بحران های جهانی به داخل آمریکا و مشخصا به درون انتخابات سرریزکرده و در واقعیت جدال و ولوله بزرگی را در دژفرماندهی نظام سرمایه داری به پاکرده است.
ج– باوجوداین سیستم با فرافکنی آن ها، آن ها را تحت الشعاع منازعات تن به تن خصائص و مسائل شخصی قرارداده است.
د- ازسوی دیگر و مهمتر از همه راه خروج طبیعی این نارضایتی در چهارچوب سیستم با حذف سندرز که با شعار«انقلاب سیاسی» و مقابله بانفوذ پول و وال استریت در تعیین روسای جمهوری به میدان آمده بود و توانسته بود موج عظیمی از حمایت نسل های جدید را جلب کند، مسدودشد. البته با توسل به مقررات بوروکراتیک و انواع ترفندها و دسیسه ها، ازجمله رساندن پیشاپیش سوالات مناظره ها به کلینتون و…
ه– و ا ین درحالی است که به مصداق سنگ را بستن و سگ را بازکردن، شرایطی را فراهم آوردند که شبه فاشیستی چون ترامپ عملا میدان دار و نماینده شعارتغییر واعتراضات باشند. با شعارهای غلط اندازی چون سیستم فاسد، اعاده دوران خوش اوج عظمت آمریکا و کانالیزه کردن سرمایه ها به داخل آمریکا و دیوارکشی و …..و این حذف در حالی بود که باعتراف بسیاری خانم کلینتون که نماییده تیپیک وضعیت موجود و مستقر بجای تغییر است در برابراو در قیاس با سندرز شانس پیروزی کمتری داشت.
و– اما حامیان او وال استریت و اکثریت میلیاردهای بزرگی که حامی وی هستند و رسانه ها، وقتی موقعش رسید با ترکاندن بمب عظیم باصطلا واترگیت شخیصتی و پیش کشیدن مناسبات ترامپ با زن ها در سالیان گذشته به ناک اوت کردن او پرداخته اند و کسی هم گمان نمی کرد که ترامپ از امواج انفجاراین بمب رسانه ای که بصورت کرددسته جمعی بود، جان سالم بدربدرد.
د- اما منازعه قدرت در طبقه سیاسی حاکم در اف بی اسی که محل نفوذهردو جریان است، نمی توانست انعکاس نداشته باشد و نمی توانست به صورت یک جانبه به سوی یک طرف باشد. از همین رو توپخانه و ضدحمله حریف در لحظاتی حاسی ضربه متقابل را آغازکرد و آرایش ستادی خانم کلیننون را که گمان می رفت فاصله خویش را با حریف به مرزقابل قبولی برای پیروزی افزایش داده باشد بهم ریخت.
د- اکنون حرکت در نقطه کوراست و و قمر به مدارعقرب غلطیده و هیچ کس نمی تواند با نشستن گردو خاک انتخابات چه کسی پیروز است و چه کسی برخاک.
ز- با این همه پایان انتخابات پایان بحران نیست و چه بسا آغازجدیدی برای آن باشد. بحرانی که از جهان به داخل آمریکا کمانه کرده و به نوبه خود از آمریکا به سایرنقاط جهان کمانه خواهدکرد. جامعه بحرانی است و تشنه تغییر..اشکال نرم ها و تعادل های قدیمی به هم ریخته است وبه زیرسوال رفته و بی اعتبارشده است، و جهان در برزخ تعادلهای جدیدی که از دل بحران سربرخواهد آورد- و معلوم نیست با چه هزینه ای؟!- و در پیچ و تابی سنگین برای زایش آن. این که کاراکترو مختصات آن چه می تواند باشد و کدام فرایند یا فرایندهای های جهانی- که ورود به آن خارج از حوصله این نوشته کوتاه است مهر خود را برآن خواهد کوبید، مهمترین و مسأله برانگیرترین سوالی است که باید موردبحث و بررسی کنشگران و جامعه قرارگیرد.
http://www.radiofarda.com/a/f4_trump_forerunner_us_presidential_election_clinton/28088990.html

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)