شب گذشته، دوشنبه شب، سه تن از جنگجویان “دولت اسلامی”، -داعش-، به یک آموزشکده ی افسری در شهر کویته ی پاکستان تاختند و در آنجا استخر خون به راه انداختند. “دولت اسلامی” که جنگجویان خود را سربازان خلافت می خواند، بامداد امروز مسئولیت آن کشتار را بر دوش گرفت. اگهی نامه ی “دولت اسلامی” درباره ی این کشتار این است:

60 کشته و نزدیک به 120 زخمی در میان پلیس مرتد در هجوم انغماسی در غرب پاکستان

ولایت خراسان، 23 محرم  1438 ه.

با فضل الله و توفیقاتش، سه انقماسی از سربازان خلافت (طلحه خراسانی، عمر خراسانی، عبید خراسانی) – تقبلهم الله- دیشب با پوشیدن جلیقه های انفجاری و با در دست داشتن اسلحه سبک و نارنجک دستی به سوی مرکز آموزش پلیس مرتد پاکستان در منطقه (سریاب رود) در شهر کویته غرب پاکستان به حرکت در آمدند، طوریکه به مدت چند ساعت با مرتدین به درگیری پرداختند. بعد از آن هر سه نفر انقماسی با جلیقه های انفجاری به وسط مرتدین یورش بردند، در میانشان بیش از 60 کشته و 120 زخمی درو کردند. ولله الحمد و المنه”. 

پاکستان برای دهه ها است که در راستای خواسته ها و هدف های راهبردی اَش یک سیاست دوگانه را پیشه کرده است. سیاستی به ظاهر دوگانه ولی در بنیان یگانه، یک دکان سیاسی دو بَر با دو ویترین به دو رنگ گوناگون. در این دکان پاکستانی، گروهی از پایوران و چهره های پشت پرده در دستگاه قدرت سیاسی – آرتشی پاکستان از گروه های خشونت پیشه و جنگ پرست در افغانستان، کشمیر ِ هندوستان پشتیبانی می کنند و ساز و برگشان را فراهم می آورند، و گروهی دیگر پشت میز آراسته شده و بزک کرده سیاست برونمرزی ی آن کشور به لبخند زدن به دیگران سرگرمند. کشتارهایی که از اقلیت مسیحی پاکستان انجام می گیرد نمی تواند بی همدستی ی این جریان اسلامگرا در رهبری ی پاکستان رخ دهد.

پاکستان از سویی به جانیان آدم کشی که از سوی عربستان سعودی یاری و سازماندهی می شوند، این امکان را می دهد که از خاکش وارد بلوچستان ایران شوند و دست به بزه کاری، آدم ربایی و آدم کشی زنند، و از راه این همدستی در خشونت پروری از عربستان باج دریافت نماید؛ و از سوی دیگر از راه کرایه دادن شمار اندکی هواپیمای بوئینگ، یاری رسانی ی های دست و پا شکسته به برنامه ی هستی ی جمهوری ی اسلامی ی ایران و نیز دادن برخی اطلاعات به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیرامون همان دهشتگران جدایی خواه بلوچ که در دامان خود ِ پاکستان پرورش یافته اند، به تیغ زدن جمهوری اسلامی سرگرم است. گویی جهان برای این آفریده شده است که پاکستان در پناه الله اَش همگان را تا آنجا که می تواند بچاپد.      
پاکستان بی یاری ی کشورهای غربی از هم می پاشد. همین خطر از هم پاشیدن و موقعیت ژئوپولیتیک پاکستان، همراه با بهره برداری های گاه و بی گاهی که غرب می تواند از این کشور بنماید، غرب را به سازش با این رژیم ناهنجار واداشته است. وگرنه سیاست دوگانه ی لبخند و تیغ شمشیر پاکستان از چشم انگلیسی ها و آمریکایی ها که هر ساله کمک های مالی ی سرشاری را روانه ی خزانه ی پاکستان می کنند، هرگز پنهان نبوده است. سیاست پردازان غربی در گفتگوهای خود از پاکستان با نام بهشت دهشتگران یاد می کنند. 

در بیشترین هفته های سال، در روزهای چهارشنبه، یک هواپیمای باربری ی قطری در شهر کویته ی پاکستان به زمین می نشیند. در بار این هواپیما از شکلات ها، خوراکی ها، پوشاک، شامپو و دیگر کالاهای بهداشتی ی ساخت ترکیه است تا کیسه، کیسه های دلار و البته جنگ ابزارهای گوناگون، جنگ ابزارهایی که در “بازارهای آزاد” غربی خریداری شده اند و همه برای طالبان. کمک های مالی ی بی دریغ عربستان و قطر به دار و دسته های طالبان نتوانسته است این باند مافیایی را از چنگال پاکستان بیرون کرده و زیر فرمان آنان در آورد. تا در پاکستان در بر این پاشنه می چرخد، کشور افغانستان روی آرامش به خود نخواهد دید. ولی همین سیاست تروریست پروری ی پاکستان اکنون دامنگیر خود ِ این کشور شده است.

پاکستان، پس از عربستان سعودی، بزرگترین پشتیبان گروه های دهشتگر در خاورمیانه است. اگر جا و پناه پاکستان نبود، سران القائده آشیانه ای برای پنهان شدن نمی یافتند. همین پشتیبانی ی بی چون و چرای پاکستان از القائده است که رقیب آن گروه، “دولت اسلامی” را به خشم آورده است. تازش شب گذشته “دولت اسلامی” به یک آموزشکده ی افسری ی شهربانی در شهر کویته این پیام بسیار روشن و آشکار را برای پایوران پاکستان داشت که زمانه دیگر شده است. یا ما باشید، یا با القائده.

پ. مهرکوهی

سه شنبه، 25 اُکتبر 2016 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)