فیس بوک فریبر رئیس دانا

فیس بوک فریبر رئیس دانا

نمونه اى کوچک از مغلطه امروزى عوام فریبان.
1- سال ۶٣-۶۴ است و آقا قاسیم همشهرى تازه جوان ما بعد از انقلاب فرهنگى دانشگاه را ول کرده است و مغازه لوازم ساختمانى زده است. شاید خیلى ها یادشان بیاید که در آن سالهاى شعار هر که با ما نیست بر ما است شدیدتر از حالا اجرا میشد و آقا قاسیم جوان ژیگول و خوش پوش که گاهى روزنامه و کتاب میخواند در عصرى که ژولیده پوشى و پشم و نخواندن ارزش والایى حساب میشد خود بنوعى ضد ارزش بود و هر چقدر هم غیرسیاسى مى بود باز در چشم عوام سیاسى و ضد انقلاب و ضدارزش جلوه میداد مضاف بر اینکه از خانواده اى هم برخاسته بود که میشود گفت به علم و خواندن در شهر ما علاقمند بودند و لااقل پدرش انسانى باسواد و پرسشگر بود. خلاصه آقا مش قاسیم با لباس شیک و تمیز و صورت تیغ زده پشت میز نشسته است و مشغول روزنامه خواندن است که حاج على وارد میشود و در آن زمان هم که لوله و سیمان سهمیه بود درخواست مصالح ساختمانى به قیمت سهمیه و سوبسید مى کند: ناگفته نماند که حاج على هم لوله کش است و قضیه این سهمیه و سوبسید طولانى تر از آن است که مجال این نوشته بگنجد ولى کوتاه اینکه حاج على هم مثل همه سهمیه مى گرفت و آزاد مى فروخت. خلاصه سهمیه اى که باید حاج على مى گرفت توسط آقا قاسم داده میشود و حاج على اعتراض مى کند که باید بیشتر بدهى که بنا بر ادعاى روایان آقا قاسیم با تفرعن خاصى قبول نمى کند که به قباى حاج على میخورد. در این میان حاج على که مثل یک غول است یکى –دو تا کشیده محکم به گوش آقا مش قاسیم مى نوازد و با صداى بلندى نعره مى زند به امام فحش دادى؟ خلاصه ایشان نعره مى زند که مى کُشمَت که جرات کردى به امام فحش بدهى و هر چه به دستش مى رسد از روشویى و کاشى تا آیینه و شیشه مغازه میشکند که چطور جرات کردى به امام فحش بدهى و در حالى که آقا قاسیم در پى راهى است که از دست ایشان فرار بکند ایشان به جان امام خمینى که از دنیا برایش ارزشمند است قسم مى خورد که او را باید بِکُشد: خلاصه مغازه آقا قاسیم هم قبلاً روبروى سپاه نقده بود که حالا بقول اهالى شهر گاودارى و یا به زبان خودمان حوزه علمیه شده است! این سروصدا و مغازه قاسیم هم که داغون شده است توجه سپاه را که چهار متر با مغازه فاصله داشتند جلب مى کند و برادران به مغازه مى رسند که چى شده است که در آنجا با حاج على مواجه میشوند که قاسیم به أنبار فرار کرده و حاج على با لوله دو اینچ دنبال قاسیم مى دود و در راه هر چى که به چشمش میخورد داغون میکند و نعره مى زند تو به امام خمینى فحش دادى؟ به جان امام خمینى که از دنیا برایم ارزشمندتر است مى کُشمَت. خلاصه برادران سپاه که این صحنه را مى بینند احساساتى مى شوند و مى پرسند چه کسى جرات کرده است به امان فحش بدهد و حاج على هم مى گوید که من او را مى کشم و شما من را بگیرید و اعدام کنید، دیگر نمى خواهم زنده باشم در حالى که یکى در چشمم نگاه کند و به امام خمینى فحش بدهد! خلاصه حاج على ماموران را تهیج مى کند و ماموران هم همگام با حاج على شروع به تخریب و ضرب و شتم آقا قاسیم مى کنند و در آخر ایشان را به سپاه مى برند و البته در این حال هم حاج على هم رضایت بده نیست و مدام با گریه و زارى نعره مى زند که من باید قاسیم را بکشم که جرات کرده است به امام فحش داده است. ماموران به سختى حاج قاسیم را راضى مى کنند که وظیفه جلادى را آنها از او بهتر مى فهمند و ایشان بهتر است که ادامه کار را به کاردان بسپارد! خلاصه آقا قاسیم را مى برند و چند روز مشت و مالى حسابى مى دهند و در این میان نزدیکان قاسیم هم به زحمت حاج على را با لوله و شیرالات سهمیه و کمى پول راضى مى کنند که او از حق خود بگذرد آنها امام را راضى مى کنند که از حق خود بگذرد: حاج على هم که به منظورش رسیده و چند تومانى هم کاسب شده است با منت رضایت مى دهد و آقا قاسیم هم که نه فحش داده و نه اعتراف داده و نه شاهدى بر فحش بوده است با صد منت آشنا بازى و دم این و آن را دیدن از بازداشت و مشت و مال رهایى مى یابد.
توضیح: در نظام ارزشى جمهورى اسلامى امام خمینى ارزش کلى و خیر مطلق است و چون حاج على از چند و چون این نظام ارزش خبردار است و مى داند که آقا قاسیم چندان به این نظام ارزشى وفادار نیست، بنابراین عمداً قاسم را به اتهام فحش به امام مورد ضرب و شتم قرار داد و با توسل به این حیله که در سالهاى مورد اشاره شدیداً پرطرفدار نیت خود را عملى کرد بدون اینکه مسولیت ضرب و شتم قاسم را به عهده بگیرد و مجازات بشود بالاتر از این ایشان بعنوان شاکى با گرفتن پول و وعده مصالح ساختمانى سهمیه از بستگان قاسم با منت گذاشتن به سرشان به ایشان رضایت داد و حتى رضایت خود را نتیجه بزرگوارى خودش بر خلاف عقیده اش جلوه داد.
1- سفیر آذربایجان در استرالیا چهل هزار نخ سیگار و چهار هزار لیتر الکل با استفاده از سهمیه دیپلماتیک وارد استرالیا مى کند. البته لازم به ذکر است که همه سفارتخانه ها داراى این امتیاز هستند که لوازم مصرفى خود را بدون پرداخت گمرک و مالیات وارد کشور میزبان کنند و این البته عرفى دیپلماتیک در همه کشورها است. واردات این مقدار سیگار و الکل قانونى است اما معقول نیست چرا؟ چون جمهورى آذربایجان در استرالیا کنسولگرى دارد و کنسولگرى کلاً همراه با کنسول پنج کارمند دارد! یعنى این حجم سیگار و الکل براى پنج نفر در شش ماه معقول نیست، روزنامه ها هم به دنبال جنجال و خبر هستند و با بعضى تحقیقات مدعى شدند که این سیگار و الکل به قیمت آزاد در بازار سیاه فروخته شده است و حدوداً چندصد هزار دلار سود غیر قانونى نصیب قاچاقچى شده است که در اینجا جناب کنسول بعنوان فاعل عمل این اتهام را یدک مى کشد! خوب خبر مى تواند درست باشد یا نباشد، نتیجه تحقیقات رسمى اکثراً بخاطر روابط کشورها و مصونیت دیپلماتیک منتشر نمى شود اما بالاخره دهان روزنامه و سایت را نمى شود با این حرفها بست و شایسته هم همین است. خلاصه جناب کنسول چه جوابى داد؟ ایشان با اعتماد بنفس کامل جواب دادند که چون کنسول ما در مقابل توطئه هاى لابى ارمنى در استرالیا ایستاده است و مانع از توطئه هاى این لابى بر علیه جمهورى آذربایجان شده است این لابى با بهره گیرى از دوستان نادان به یارى این تهمت مى خواهد کنسولگرى ما و اسم جمهورى آذربایجان را سیاه نمایى کند. البته بنظر من اگر ایشان مثلاً این مقادیر الکل و سیگار را نفروخته باشد مى توانست مثلاً عکس انبار خود را نشان دهد که هنوز مقدارى از این الکل و سیگار موجود است، یا نمودارى ترسیم مى کرد که هر روز چقدر نوشیده اند و چقدر سیگار کشیده اند تا در شش ماه این حجم دود و الکل را مصرف کرده اند. اما خوب دیگر وقتى ارمنى دم دست باشد احتیاجى به این حرفها نیست.(١)
توضیح: در نظام ارزشى جمهورى آذربایجان، ارمنستان و ارمنى غیر و شر ممکن است، کنسول جمهورى آذربایجان هم با اطلاع از این امر در جواب اتهام وارد شده به خود درباره قاچاق سیگار و الکل با انتساب این اتهام به طرف ارمنى و افراد بى اطلاع که ندانسته مزدورى ارمنى را مى کنند با توسل به گزینه شر موجود در نظام ارزشى جمهورى آذربایجان از خود رفع اتهام مى کند. حال میتوان در مقابل این استدلال میتوان گفت که گیرم که اصلاً این اتهام توسط لابى ارمنى زده شده است، باز چیزى از زشتى و خلاف عمل جناب سفیر نمى کاهد و ایشان اگر مرتکب عمل مورد اتهام نشده اند باید در حیطه مورد اتهام از خود رفع اتهام و رفع شبهه کند، اما چون ایشان وابسته به نظام ارزشى است که در آن ارمنى شر مطلق است ایشان احتیاجى به جوابگویى در خود نمى بیند و با انتساب خبر و اتهام به لابى ارمنى خود را بى نیاز از جواب گویى مى یابد.
2- آقاى حاج سعید طوسى قارى قران که مورد توجه خاص مقام رهبرى است و شنیده ها حاکى از آن است که ایشان روابط نزدیک شخصى با رهبرى دارند متهم به تجاوز به نوآموزان نوجوان قارى شده است. محتشمى معاون وزارت ارشاد کسانى که این خبر را رسانه کردند نفرین کرده است و البته این خبر را خانواده قربانیان رسانه اى کرده اند و در آخر به همان خانواده قربانیان توصیه کرده است که صبر وطمانینه خود را حفظ کنند و شکایات خود را با صبر به پیش ببرند و به نظام قضایى کشور اعتماد کنند، خوب ما در مملکتى که زندگى مى کنیم که سگ را ول کرده اند و سنگ را بسته اند! اما آقاى حاج سعید طوسى مصاحبه کرده است که رسانه هاى شیطان بزرگ و دشمنان مقام معظم رهبرى با هدف قرار دادن من، غیر مستقیم مقام معظم رهبرى را هدف قرار مى دهند و حافظ القرانی دیگر با عطف به اینکه این خبر از رسانه شیطان بزرگ پخش شده است و این رسانه چند کارمند بهایى داشته است، اتهام به طوسى را نتیجه توطئه مشترک بهاییت، اسراییل و امریکا مى داند. ٢
توضیح: در نظام ارزشى جمهورى اسلامى رهبرى خیر مطلق است که پیروانش به او چهره اى معصوم بخشیده اند و حتى شنیده هاى غیر رسمى حاکى از آن است که این پیروان بخاطر سرکشیدن باقیمانده چاى آن حضرت بعنوان تبرک با یکدیگر به زد و خورد مى پردازند و نمود رسانه این مسله تبرک چفیه خامنه اى و اهداى آن به دوستدارن ایشان است که اغلب هدیه گیرندگان از شدت خوشحالى در حالى چفیه را به صورت و بینى خود مى مالند نمى توانند جلوى اشک شوق خود را بگیرند! در این نظام که نمونه زنده و قابل لمس چوپانى و گوسفندى است هر آنچه نام رهبر را یدک مى کشد مقدس است و هر آنچه رهبر بر خلافش سخن بگوید شر و شیطان است. سیعد طوسى با اطلاع از روانشناسى گوسفندى طرفداران رهبر با توسل به اینکه شاکیان پرونده با شکایت از او متهم کردن او به تجاوز، غیرمستقیم رهبر انقلاب را به تجاوز متهم کرده اند از خود رفع اتهام مى کند و بصورت غیرمستقیم به جامعه گوسفندى طرفداران رهبر القا مى کند که اینها بر علیه من شکایت نکرده اند بلکه بر علیه رهبرى شکایت کرده اند. او ظریفانه با این ادعا از خود رفع اتهام مى کند بدون اینکه نیاز داشته باشد به خود ادعا پاسخگو باشد، او وقیحانه بدون این به اتهام پاسخگو باشد متهم کنندگان را در نظام ارزشى رهبر پرستى متهم به ضد رهبر بودن مى کند. او حق دارد فراموش بکند که در میدان نبرد نیست که دست به ضدحمله مى زند بلکه در دادگاهى است که باید پاسخگوى اعمال ننگین خود باشد: آخر در جمهورى اسلامى دادگاه نبردگاهى است که در آن ذوب شدگان ولایت به مردم و حقوقشان نه فقط تجاوز مى کنند، بلکه هر کارى دلشان خواست مى کنند. توسل شان به آمریکا و بهایى و شیطان بزرگ هم تکرار گوسفندى بع-بع رهبرى است بدون اینکه معنى یا شناختى از ماهیت آنها داشته باشند. همه اینها فرعیات هستند در نظام ارزشى که بنیانگذارى شده است دشمن هر لحظه مى تواند تغییر بکند مهم کاربرد دشمن است که همیشه میتوان با فرض اینکه پرسش، اتهام و یا مخالفتهاى موجود نتیجه توطئه دشمن است از پاسخگوى سرباز زد و وقیحانه سوال را با اتهام و مجازاتى در خور توجه پاسخ داد که دیگر کسى جرات سوال و مخالفت نداشته باشد،
3- فرج سرکوهى در صفحه ١٨٣ یاس و داس مدعى شده است که در دوران زنده به گورى اش در زندان وزارت اطلاعات، اقتصاددانى که زمانى در آدینه مقاله مى نوشت و امروز به عنوان تئوریسین چپ بازار گرمى مى کند به آلمان آمده بود و ادعاهاى دستگیرى فرج را در دیدار با چپ گرایان مقیم آلمان تکذیب مى کند و دامن جمهورى اسلامى را از اتهام دستگیرى فرج سرکوهى مبرا مى داند و همکار وزارت اطلاعات را مى کرده است( این مشخصات با فربیرز رئیس دانا همخوانى دارد!)در فیس بوک هم کسى در زیر استاتوس آقاى رئیس دانا عکس صفحه مزبور را گذاشته است و از ایشان خواسته است است که به این ادعاى آقاى سرکوهى جواب بدهد که ادعایش با مشخصات ایشان میخواند! آقاى رئیس دانا در جواب سوال کننده را به جاسوس نجس چنددلارى سوراخ شده اسرائیل متهم مى کند و جواب مى دهد که او اسم من را نیاورده و با من مسله شخصى داشته و دارد و اگر تو و او شرافت سیاسى دارید اتهام مامور بودند من را هر روز تکرار بکنید و در آخر ادعا کرده اند که سگ مامور اطلاعات بودن هزار مرتبه بهتر از جاسوس نجس اسراییل چند دلارى بودن است. آقاى عیسى صفا هم در ذیل همان استاتوس آقاى سرکوهى را متهم کرده است که عقده حقارت حمله به بزرگان را دارد که با کمک وزارت اطلاعات از ایران خارج شد تا به کمک سرمایه دارى غرب تشکیلات چپ ایران را سیاه نمایى کند! ٣

توضیح: در نظام ارزشگذارى بخشى از چپ توده اى که آقاى رئیس دانا هم یکى از آنها است، اسرائیل و امریکا شر ممکن است و ایشان بدون اینکه سوال کننده را بشناسند با انتساب ایشان به اسرائیل که به زعم ایشان نجس است جواب ایشان را با اتهامى به خود ایشان جواب کى دهد، حتى ایشان بدون اینکه ایشان را بشناسد سوال کننده را متهم به جاسوس اسرائیل بودن مى کند تا از جواب سوال طفره برود و بالاتر از آن با توسل به شعار ارزشگذارى موجود دیگر کسى هم هوس سوال کردن را نکند. ایشان هم بدون اینکه احتیاج به تکذیب یا دفاع از خود در مقابل ادعا و اتهام مورد نظر داشته باشد به شخصیت خصوصى سوال کننده و ادعا کننده حمله مى کند. ایشان هر چند غیر مذهبى هستند اما از ارزشهاى دینخویى اسلامى به فور بهره مند شده اند و متدشان شبیه دوگانه کافر و مسلمان است که در آن هر ادعایى از طرف کافر بر علیه مسلمانان با عطف به اینکه پرسشگر کافر است به محاق فراموشى سپرده میشود و چه بسا اگر قدرتش را داشته باشد کافر و نجس را باید نابود کرد. ایشان احتیاجى به پاسخ در خود احساس نمى کنند ایشان به راحتى مى توانند خود پرسشگر را متهم و یا نابود کنند، ایشان در تدارک ضد حمله نیست بلکه خود حمله مى کند، پاسخگویى در این حمله مورد بحث نیست هر چند که ظریفانه جواب مى دهند که سگ مامور وزارت اطلاعات هزاران مرتبه بهتر از مامور چند دلارى سوراخ شده اسرائیل نجس است و حتى کار را بجایى مى کشاند که در نظام مورد علاقه ما حال روز شما (یعنى سوال کننده ) بهتر از این نظام نخواهد بود.

انسان احتیاجى به جواب دادن سوال در خود احساس نمى کند، او بدنبال تحمیق است. او سوال را با تهمت و یا سوالى دیگر جواب مى دهد، وقتى از او سوالى در مورد نقض و یا اشتباهات و اشکالاتش مى پرسند: او قادر است با توسل به اینکه هر جامعه اى غِیرهاى شر و نفرت انگیز را براى حق نمایى خود ترسیم کرده است جواب سوال را به روشنایى و بطور مشخص در حوزه سوال را نه دهد، بلکه خود نفس سوال را برخاسته از این شیطان و شر مجسم جلوه مى دهد. او به انتقاد جواب نمى دهد بلکه شخص منتقد را مترسک این شیطان و شر ادعایى جلوه مى دهد. مغالطه گران با تلفیق ملى گرایى و مذهب گرایى متوسل به دوگانه هایى از خیر و شر میشوند و با منتسب کردن خود به خیر و سوال کننده گان به شر از جواب گویى طفره مى کنند و بالاتر از آن چون سوال کننده را منتسب به فعل شر در نظام ارزشى موجود کرده اند او را ناحق و خود را محق جلوه مى دهند. شوپنهاور در هنر همیشه برحق بودن پیروزى در این نوع نزاع را که که متضمن حمله شخصى و خصوصى و غیرقابل ربط به بحث است را آسان مى داند بدین شرط که فرد مورد سوال یا مورد اتهام باید داراى درجه اى بسیار بالا از وقاحت و پُررویى باشد. مسله در حقیقت ماجرا نیست مسله در درجه خلوص وقاحت و پُر رویى است.

قهرمان قنبرى

رفرنس
١-ادعاى روزنامه استرالیا در مورد قاچاق سیگار و الکل دیپلمات آذربایجان-
” http://www.smh.com.au/national/canberra-diplomats-in-black-market-alcohol-and-tobacco-probe-20160510-goqg1m.html
١،٢-جواب کنسول جمهورى آذربایجان به ادعاها.

http://azertag.az/xeber/Avstraliya_qezetinin_Azerbaycanin_bu_olkedeki_sefirliyinin_fealiyyeti_ile_bagli_chap_etdiyi_meqale_yalandir-944423
٢-ادعا سیعد طوسى درباره ادعاها بر علیه خود. http://www.iqna.ir/fa/news/3539390/متن-منتشر-شده-توسط-سعید-طوسی
٢-اطلاعیه حشمتى معاون وزارت ارشاد درباره ادعاهاى تجاوز بر علیه طوسى با تیتر تخریب سعید طوسى.
http://www.tabnakrazavi.ir/fa/news/314679/یادداشت-معاون-قرآنی-وزیر-ارشاد-درباره-تخریب-سعید-طوسی

٢- دفاع حافظ و خادم القران عباس سلیمى از سیعد طوسى. http://www.iqna.ir/fa/news/3539380/هدف-انتقام-از-قرآن-است-پرونده-قاری-ایرانی-بهانه-است
٣- عکس فیس بوک مجادله فریبرز رئیس دانا با سوال کننده از ایشان همراه با لینک مربوطه به مؤرخه ١٧/١٠/٢٠١۶ . https://web.facebook.com/raisdana.dad/posts/1871821956384865

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)