با نگاهي عميق به مولفه قدرت در جوامع جهان سوم خصوصا خاورميانه مي توان چنين برداشت كرد كه رابطه اي غيرمعقول با مولفه فقر در اين جوامع وجود دارد.
در ابتدا لازم است مقوله قدرت را مورد بررسي قرار دهيم. قدرت در زبان معمول به عنوان قابليت، توان، قوت و يا ظرفيت استفاده مي شود. در نظريات سياسي و اجتماعي قدرت به معناي توانايي انجام كارها و ايجاد تاثيرات درون تعاملات اجتماعي است. در اين معنا قدرت گونه اي از رفتار است كه به صورت خاص از وجود روابط اجتماعي و تعاملات سازمان يافته نشأت مي گيرد. معروف ترين تعريف از قدرت به شكلي كه فرد الف مي تواند به فرد ب بگويد كاري را انجام بدهد و فرد ب نتواند در برابر آن سرپيچي كند. پس
١- قدرت يك خاصيت افراد است و به ساير افراد اعمال مي شود
٢- قدرت تسلط بر ديگران است به نحوي كه قدرت براي اينكه ديگران را به انجام كاري حتي برخلاف ميلشان مجبور كرد استفاده نمود.
قدرت سياسي كه در اين بين بيشترين توجه را به خود جلب كرده است. آن نوع از قدرت است كه يك فرد يا گروه در درون جامعه براي تاثير گزاري و كنترل زندگي ساير افراد و گروه ها دارا هستند. در عرصه سياسي راههاي گوناگوني براي بدست آوردن اين نوع قدرت وجود دارد. معروف ترين شيوه براي اينكه يك فرد از قدرت سياسي برخوردار شود اين است كه او ريس سياسي رسمي دولت اعم از ريس جمهور، نخست وزير، شاه يا امپراطور باشد. كه با نگاهي جامع به حكومت هاي موجود در خاورميانه با نوعي قدرت سياسي مواجه هستيم كه بر اساس ديكتاتوري افراد و يا گروهي خاص در هر يك از كشورها شكل گرفته است. همچون كشورهاي حاشيه خليج فارس كه كاملا بر اساس انتخاب شاه و سلطان است. در ديگر كشورها معيار انتخابات نمادين جهت روي كار آمدن فرد منصوب شده است. و در ايران هم كه جايگاه قدرت بر اساس دين تعريف شده است كه باعث حاكم شدن نظام ديكتاتوري در سطح جامعه شده است.
حال مقوله فقر از ديدگاهاي مختلف مورد بررسي قرار مي دهيم. واژه pauvre <> از ريشه لاتين pauper مي آيد كه با paucus و يوناني penes (فقير) و penia (فقر) قرابت داشته و با peina (گرسنه) هم خانواده و با واژه ponos (درد) و واژه حخدث (مكافات، مجازات) نيز هم خانواده است ولي خويشي دوري دارد بنابراين فقر در يوناني به واژه aporia (راه به جايي نداشتن، مشكلي كه فقير با آن دست به گريبان است) تعريف مي كند.
يكي از مهمترين معضلات جهان سوم مسله فقر مي باشد. با توجه به خصلت چند بعدي فقر پرداختن به اين مقوله نيز ابعاد مختلفي را در بر ميگرد كه بررسي هريك از اين ابعاد زمان و هزينه هاي فراواني را اتلاف خواهد كرد. فقر اقتصادي، فقر آموزشي، فقر تايخي، فقر سياسي، فقر صنعتي و از همه مهمتر فقر فرهنگي است كه از مهمترين مشكلاتي هستند كه بسياري از كشورهاي جهان خصوصا توسعه نيافته هنوز نتوانسته اند بر آن فايق آيند.
بسياري ازمحققين و كارشناسان مسايل اجتماعي، فقر اقتصادي را مهمترين عامل وقوع جرم و جنايت در جامعه مي دانند. كه اين خود به معناي وضعيتي است كه فرد فاقد ميزان معيني دارايي هاي مادي و پول است.
تا زماني كه اين فقر در جامعه برطرف نشود بستر در چنين اجتماعاتي آماده جرم خيزي است. تنگ دستي افراد را به سوي جرم سوق مي دهد. به هر حال جامعه اي كه داراي فقر اقتصادي است به دنبال آن جامعه شاهد فقر آموزشي و فرهنگي خواهد بود. در اين ميان مي توان به نظام جمهوري اسلامي اشاره كرد كه در سالهاي اخير جهت ادامه حاكميت خويش بر ايران از جان مردم مايه گذاشته اند. با تحميل تحريم هاي اقتصادي بر مردم كه تنها مردم عادي جامعه را شامل مي شود. مشكلات زيادي را براي اين قشر از جامعه ايجاد كرده اند. اين در حالي است كه اين قشر از اكثريت جامعه بازيچه قدرت طلبيه سيري ناپذير اين افراد هستند. اين خود باعث شده است فقر اقتصادي بر كشور تحميل كه خود باعث شكل گيري مشكلات ديگري در سطح جامعه شده است.
نكته حايز اهميت و قابل بيان اين است در حالي كه سياست ها نظام جمهوري اسلامي و سياست هاي آن كه باعث ناهنجاري هاي اجتماعي و اقتصادي در سطح جامعه شده است خود در مقابل اين نتايج قرار گرفته و افرادي كه نتيجه اين ناهنجاري ها هستند عناويني همچون معتاد، ارازل، روسپي و غيره را مي زند و در جهت برخورد با آنها اقدام مي كند.
بنابراين با توجه به ساختار شكل گيري قدرت هاي موجود در خاورميانه كه بر اساس ديكتاتوري و حكومت يك نفر شكل گرفته است مي توان به اين نتيجه رسيد كه كه روابط مختلفي ميان قدرت و فقر وجود دارد. كه در اين بين هرگاه حكومت و نظام از جانب مردم و جامعه نسبت به خود احساس خطر كند در جهت ارتقا و يا كاهش بخش هاي از فقر به نفع منافع خود مي شود. همانند كشورهاي حاشيه خليج فارس كه در جهت ادامه حاكميت خويش سعي در كاهش فقر اقتصادي مردمان خويش با استفاده از درآمدهاي بالاي ذخاير نفتي دارند. كه اين خود باعث وابستگي افراد جامعه و فقر در ديگر جوانب مي شود.ايران با وجود بهرمندي از ذخاير بالا به دليل مداخلات منطقه اي و سياست هاي غلط نظام جمهوري اسلامي و بعضي عوامل ديگر توانايي تامين نيازهاي اقتصادي و كاهش فقر اقتصادي مردمان خود را ندارد. در مقابل سعي در خاموش كردن اين انتقادها در ميان مردم با استفاده از روش مقابله و يا غني تر كردن ديگر مولفه هاي فقر دارد. همچن شعارهاي احمدي نژاد مابانه در زمينه تاريخي كه در دوران رياست جمهوري خود بيان مي كرد. با اين كار سعي در توجيه فقر اقتصادي مردم در جامعه را داشت.
به گفته بسياري از جامعه شناسان در ايران جهت نشان دادن فقر اقتصادي در جامعه ديگر نيازي به آمار و ارقامي كه از جانب نظام ارايه مي شود تا سرپوشي بر ناكامي هاي اقتصادي خود بگزارد نيست. زيرا با حركت در سطح شهرها به خوبي مي توان اين فقر را مشاهده كرد. كه اين فشار بر اقشار كم درآمد جامعه روبه افزون است. همچن كارگران كه با تعطيل شدن كارگاها و كارخانجات هر روز با مشكلات عديده جديدي روبه رو مي شوند. كه اين خود در راستاي افزايش فقر آموزشي و غيره براي خود و خانوادشان است.
پس نكته قابل بيان در نهايت اين است كه نظام هاي ديكتاتوري موجود در سطح خاورميانه خصوصا ايران در جهت منافع خويش سعي در غني و يا ضعيف كردن جنبه هاي مختلف فقر را دارند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)