اردوان روزبه – نزدیک به هشت سال پیش بعد از آن که محمود احمدی نژاد بر کرسی ریاست جمهوری تکیه زد این نامه را من به او نوشتم و در سخنرانی در مشهد به او دادم. این نوشته شاید در اوج غرور برای او بعید می دانم حتا برای خواندن جدی محسوب می شد، اما اطرافیان اش سخت از خجالت بنده در آمدند.
این جا فرصت شد تا همین نامه هشت سال قبل را منتشر کنم. این نامه در تیرماه ۱۳۸۴ به او نوشته شد.

آقای رئیس جمهوری منتخب ، من به شما رأی نداده ام

من اردوان روزبه روزنامه نگار ۳۵ ساله ای هستم که در هر دو دوره انتخابات نهم ریاست جمهوری به شما رأی نداده ام، اما اینک که شما با کسب اکثریت آراء توانسته اید به یمن برگزاری یک انتخابات که به روایتی برای اولین بار در کشور ایران پس از انقلاب، دموکراتیک است ( البته من با ظن به آن می نگرم ) رئیس جمهوری کشور باشید، دوست دارم با شما گپی صادقانه داشته باشم و به شما بگویم که چرا به شما رأی نداده ام.
جناب آقای احمدی نژاد !

حامیان شما کسانی بودند که اگر چه امروز لب به سکوت مهر کرده اند، اما در گذشته هیچ گاه نظرات مخالف را بر نمی تابیدند، آنها کسانی هستند که در سال های پیش، کوچکترین اعتراض به عملکرد خود را با مشت و خشونت پاسخ داده اند و به نظر من سکوت امروزشان نه از سر رضا که سر تدبیر است، من اسم این وضعیت را آتش زیر خاکستر می گذارم. آیا قول خواهید داد گروهی با نگرشی قشری که خود را« حجت » تمام می دانند و حتی در اقلیت هم غلبه خود را بر اکثریت تحمیل می کنند، دوباره عرصه را بر مردم تنگ نکنند؟آیا سعی خواهید کرد که به پیشنهاد نماینده محترم اصفهان، وزارت خانه ای را تحت عنوان « وزارت نهی از منکر» پیشنهاد نکنید؟ آیا کمک خواهید کرد این نوجوانان پاچه کوتاه و مانتو فلان که همه شان بدون استثناء تاریخ تولیدشان بعد از سال ۵۷ است، با درک عطوفت اسلامی و آگاهی « امر به معروف » شوند و نه فقط با خشم و کینه ای که خود نمی دانند از کجاست « نهی از منکر»؟

بسیاری می گویند احمدی نژاد می آید تا فاصله طبقاتی را با سوق دادن غنی به سمت فقیر از میان ببرد، آیا کمک خواهید کرد تا فقیر جامعه ای که شما رئیس جمهوری منتخب اش هستید مانند غنی اش گردد؟
آقای احمدی نژاد !

من به شما رأی نداده ام، چون احساس می کردم این جامعه تحمل و توان تحولات یک باره و غیر سیسماتیک را دیگر ندارد. چون فکر می کردم خواهران و برادرانم آن قدر به دنبال نان و کار و کنکور دویده اند که این روزها معنای حضور را فقط در صف نان و شیر رایانه ای احساس می کنند، امیدوارم شما به من ثابت کنید که مشارکت، حضور و سهم خواهی واقعی را در جامعه برای مردم به ارمغان خواهید آورد؟ اگر بگویم باور ندارم، شما از این شهروند کوچک جامعه بزرگ ایرانی دلگیر خواهید شد؟می دانید وقتی آقای کلهر « شما » در مصاحبه اش با شبکه بی نام و نشان « مهاجر » اشاره به سیاست های فرهنگی در « مد » و لباس و خوانندگان می کرد با خود فکر می کردم، شما می دانید کسی دارد به عنوان سخنگوی فرهنگی شما حرف هایی را می زند که اساساً خودتان هیچ اعتقادی به آنها ندارید. شاید نام این کار فریب باشد، چون شما خیلی دیر گفتید که این نظرات شخصی آقای کلهر است، بعد از به دست آوردن رای های مردم. فکر می کنم زمان ثابت خواهد کرد که نظرات را چه حد تحمل خواهید کرد.

در دور نهم انتخابات، چهل و هشت میلیون ایرانی می توانستند رای دهند؛ یعنی حدود هیجده میلیون رای که شما دارید نزدیک به سی و هشت در صد آرایی است که شصت و دو در صد مابقی اش به شما « نه » گفته اند، حاضر هستید برای آن گروه ثابت کنید که در « نه » شان اشتباه کرده اند، راستی شما برای مخالفانتان چقدر ارزش قائلید؟
رئیس جمهوری منتخب

من به احترام دموکراسی و آرای کسب شده شما، علیرغم تعداد کمتر آن نسبت به آرای کسب نشده و قبول ضعف آنانی که برای حمایت از فکرشان ، حضوری گسترده در انتخابات نداشته اند و از فرصت به وجود آمده شبه دموکراتیک بهره نبرده اند، شما را رئیس جمهوری کشور می دانم، اما این موضوع برایم اهمیت دارد که بدانم شما برای من که مدافع شما نیستم امنیت اجتماعی را چگونه فراهم خواهید کرد؟بگذارید بدون تعارف بگویم، پشت سر شما حرف بسیار است. گروگان گیر سفارت آمریکا، مسئول بخش های ویژه و از این دست صحبت ها، اما برای من هیچ کدام از این حرف ها پایشان را از غضب و خشم دشمنان ناشی و منتقد کم فکر شما فراتر نگذاشته است، امیدوارم ببینم رئیس جمهوری منتخب ایران چگونه به مردمش فرو خوردن غضب و دوری از خشونت را خواهد آموخت. من امیدوارم شما بتوانید به آنهایی که خود نمی دانند با چه عنوانی در زندان هستند، حداقل بگویید معنای جرم سیاسی چیست و مزه حقوق شهروندی را برای من به عنوان یک منتقدتان به ارمغان بیاورید.در نهایت شما می دانید که بسیاری از حوادث که به نظرساده می آیند می تواند تأثیری ماندگار بر سرنوشت یک مردم داشته باشد، تجربه عراق و افغانستان را به خاطر دارید؟ پس برای آسایش مردم این تجربه را به کار بگیرید. شما رئیس جمهوری شده اید تا انشا الله حافظ امنیت، رفاه و عقاید آنها باشید و نه بر عقاید آنها، شاید دنیای بیرون ما نیز منتظر است تا بداند شما بر عقاید ما چگونه حالی را روا می کنید.نمی دانم چهار سال دیگر چگونه به ورود شما خواهیم اندیشید. نمی دانم شما و همراهتان چگونه خود را ارزیابی می کنید. نمی دانم آیا در این مدت تکه های پازل یورش ارباب قدرت به این کشور تکمیل شده است یا نه. اما یک چیز را خوب می دانم: هرچه بزرگتر باشیم حتی خطاهای کوچک ما نیز تأثیرات بزرگی بر سرنوشت کسانی خواهد گذاشت که نه حساب بانکی خارج کشور دارند و نه « یوزانس » خرید می کنند، نه تعطیلات را در آنسوی دنیا می گذرانند.

آقای محمود احمدی نژاد! تاریخ یگانه قاضی است که ما را نقد خواهد کرد، این نکته را هیچکدام از ما از خاطر نخواهیم برد.
یار آن بود که صبر کند بر جفای یار

ترک رضای خویش کند در رضای یار

گر بر وجود عاشق صادق نهند تیغ

بیند خطای خویش و نبیند خطای یار

تیر ماه یکهزار و سیصد و هشتاد و چهار

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)