روحانیان(چه شیعی وچه سنی)دراین تخصص اختصاصی خود(که دین باشد)هیچکس غیرخود(اگرخودی نباشد!)راقبول ندارند ودخالت غیر در امر دین را محکوم می کنند.به قول مهدی بازرگان(درموردبرخوردروحانیت با شریعتی)مثل کاسبان ودُکان داران ازرقیب خوششان نمی آید.

این درحالی است که این امر،یعنی تفقه دردین یک موضوع همگانی ست وحتی غیرمسلمانان هم می توانند درشناخت ابعادآن متخصص وعالم شده وبانگاه خودآنرا به عموم عرضه بدارند.

اما روحانیت آیه 122در سوره ی توبه ( وَ ما کانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّهً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَهٍ مِنْهُمْ طائِفَهٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ)راکه به تفقه وکسب دانش در موضوع دین اشاره داردرا وسیله وابزار سلطه ی خود بر مسلمین کرده اند؛درحالیکه هرفردی باهردین ومرامی می توانددرموضوع دین(هردینی وازجمله اسلام) کارشناس بشود و درمورد آن مبانی خود راتبیین و تدوین ودراختیار عموم وافکار عمومی قرار دهد.دیگر هیچ برتری ندارد.

شاید دکتر عبدالکریم سروش درنظریه ی«قبض وبسط» وسپس ترمیم وتعمیم آن به رویاها(یاخواب های)پیامبراسلام،به همین امر اشاره داردکه هرفرد(باهرمرام وعقیده می تواند درقرآن(مرجع اصلی دین اسلام)پس از آشنایی وکسب دانش آن،به عنوان یک متخصص اظهار نظر کند.وباتفاسیرخودبرای اداره ی زندگی هم راهکاربدهد.لزومی ندارد صرفااین امر متختص روحانیون باشد.واین یعنی همان آیه ی 47 از سوره ی یونس است که می گوید:

وَلِکُلِّ أُمَّهٍ رَّسُولٌ ۖ فَإِذَا جَاءَ رَسُولُهُمْ قُضِیَ بَیْنَهُم بِالْقِسْطِ وَهُمْ لَا یُظْلَمُونَ.

شیوه واستراتژی اصلی قرآن در تدوین وتبیین راهکار برای اداره ی جامعه (برقراری عدالت و زندگی باعدالت) همان آیه 18 درسوره«زمر »است:الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ ۚ أُولَٰئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ ۖ وَأُولَٰئِکَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ:هرچه در این جهان هستی که هست وآنرامی بینید ومی شنوید،ببینید وبشنوید وبهترینش را انتخاب کنید.
اینجا:
http://pezhvakeiran.com/maghaleh-81942.html

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)