resized_631174_928
آدم وقتی می بیند که با وجود فجایع جازی در مقابل چشمان، در مراسم ها هم چنان به یادآن روزتاریخی گریه و زاری می کنند و لباس می درانند و تن مجروح می کنند و پای برهنه از گل بوته های آتش ذغال می گذرند، نزدیک است شاخ درآورد! عکس فوق مربوط به شیعیان میانماراست!

زمانی عاشورا به تاریخ گذشته تعلق داشت. به زمان دوری که بویژه شیعیان کوشیده اند تا از طریق مراسم آئینی و شمایل و خون افشانی و عبور از گداخته های آتش و فرق خودشکافتن .. خاطره اش را زنده نگهدارند. اما امروزه گویا آن علم ها، کتل ها ، شمشیرها و شمایل ها جان گرفته اند و به معنی واقعی به میدان آمده و عرض وجود می کنند. «شمشیرها » نه در هوا که بر گردن ها و پیکرها از بزرگ تا کودک است که فرومی آیند. دعائی که چندین قرن خوانده می شد، کل یوم عاشورا، و کل عرض کربلا- هر روز عاشوراست و هر جا کربلا- گویا از جانب خدائی که گفته می شود ارحم الراحمین هم هست و نگهدارنده آسمان و زمین در هوا و خالق بهشت و جهنم، بالأخره مورداجابت واقع شده است ؛ از شام و حلبِ سوریه تا کربلا و موصلِ عراق و تا پاکستان و افعانستان و… همه جا و هر رروزیوم العاشورا شده و دعاکنندگان به آرزوی بزرگ خود نائل شده اند! کشتار و سربریدن و تکه تکه کردن و… در میان فرق شعه و سنی چنان مغلوبه شده است که تراژدی عاشورای واقعی باید در برابرش لنگ بیاندازد! بطوری که سرگذشت حسین فرزندعلی و اهل بیت اش در برابرآن یک پذیرائی شاهانه به نظرمی رسد. گویا این هم گوشه ای از پیچ و خم احمقانه تاریخ دردناک انسان شدن است: بجان هم می افتیم و کشت و کشتارمی کنیم، تا وقتی که یک طرف از نفس بیفتد. آن گاه آن واقعه را تقدیس کرده و سالیان سال یاد و خاطر ه اش را نه به عنوان درسی برای عبور از فاجعه و اجتناب از تکراز خشونت، بلکه با حسرت بدل مانده مظلومیت امان و زنده نگهداشتن شعله های انتقام ،گرامی می داریم تا روزی که لحظه انتقام فرابرسد. آیا تراژدی و کشتارهای کنونی هم اگر فروبه نشیند، آئین ها و سوگواری ها و شمایل های خود را خواهد داشت… تا زمانی که دو باره ….

بیادداشته باشیم که شمایل ها و آئین ها، هم برای بزرگتر ها و هم کودکان آینده تمرین هستند و سخن ها می گویند: بسته به آن که محتوایش چه باشد، انتقام یا به تمسخر کشیدن جنون أدمیزاد، راهی است به سوی بربریت یا دور شدن از آن!

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)