پس از آنکه چهره هایی در میان اصول گرایان از جمله محمد رضا باهنر و رسانه هایی چون خبر گزاری فارس جریان دیدار احمدی نژاد و رهبر جمهوری اسلامی در خصوص ورود او به رقابت های انتخابات آینده ریاست جمهوری را رسانه ای کرده و از مخالفت صریح آیت ا.. خامنه ای با تصمیم او خبر دادند، بحث های مختلفی در میان اردوگاه پریشان اصول گرایی در گرفت و نزدیکان احمدی نژاد تلاش کردند با پوشاندن مخالفت آیت ا… خامنه ای با نامزدی او و توسل به اینکه نظر رهبری تنها توسط خود ایشان یا دفتر رهبری منعکس می شود فضای غیر رسمی برای ورود او به عرصه انتخابات را زنده نگه دارند تا شاید در ایام باقی مانده تا انتخابات و با استفاده از اهرمهای فشاری که در اختیار دارند بتوانند نظر آیت ا.. خامنه ای را تغیر دهند. اما در اقدامی پیش دستانه و طی سخنانی در ابتدای در س خارج فقه خود،با علنی کردن مخالفتش با نامزدی مجدد احمدی نژاد در انتخابات آینده ریاست جمهوری بر امیدهای آنان پایان داد.در هرصورت ضرورتهایی باعث شده است تا آیت ا..خامنه ای که به اقرار خودش نظراتش به احمدی نژاد نزدیکتر از سایر روسای دولت های جمهموری اسلامی بود چنین رفتاری در پیش بگیرد. این یاداشت در تلاش است تا ضرورتهای چرایی اتخاذ چنین موضعی را توضیح دهد. پس از برگزاری انتخابات پر مناقشه ریاست جمهوری ۸۸ که بسیاری از تحلیل گران سیاسی با ادله هایی متقن سلامت آن را زیر سوال بردند و وقوع تقلب گسترده و نوعی از کودتا در آن را تصریح کردند شکاف دولت – ملت که پس از در گذشت چهره کاریزماتیک آیت ا… خمینی،و ناکار آمدی نظام سیاسی روز به روز برآن افزوده شده است به اوج خود رسید. این شکاف باعدم پذیرش نتیجه انتخابات توسط موسوی و کروبی به شکلی روشن صورت عینی به خود گرفت.با سرکوب خونین جنبش سبز و سیطره فضای امنیتی بر کشور و حصر رهبران آن،نظام سیاسی خود را احیا کرد و در شرایط جدید به معامله با بخشی از اصلاح طلبان حکومتی پرداخت و با رضایت به دادن سهمی از سفره انقلاب به آنان،مشارکت سیاسی آنان را در جریان انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ خواستار شد و با لبیک آنان به ندای رهبر انقلاب حسن رو حانی به قدرت رسید تا چالشهای خارجی نظام که مساله رژیم تحریمهای بین المللی به دلیل پرونده هسته ای مهمترین آنها بود و اقتصاد رانتی ایران را تا مرز فرو پاشی وتحریم کامل نفت پیش برد را مرتفع نماید تا با ادامه فروش نفت و دریافت دلارهای نفتی حیات نظام ممکن شود. وعده رفع حصر و لغو تحریمهای بین المللی و بهبود شرایط اقتصادی در پرتو رد صلاحیت هاشمی و حمایت خاتمی از روحانی اسباب سکونت او را در شرایطی در پاستور فراهم کرد که دست کم نیمی از هوادارن جنبش سبز در انتخابات شرکت نکردند. اما حالا و در ماه های منتهی به دور نخست ریاست جمهوری او که نه رفع حصر محقق شده است و نه تغیر محسوسی در حیات اقتصادی مردم به دنبال لغو تحریمها رخ داده است هویدا شده که آن وعده ها،وعده هایی سر خرمن بوده اند.اما چرا آیت ا.. خامنه ای مخالفتش را با ورود احمدی نژاد به عرصه رقایتهای انتخاباتی و رئیس دولتی که بیتشرین نزدیکی را با او داشته و دولت او بیش از هر دولت دیگری در کنف حمایت رهبری بوده است اینگونه علنی ابراز کرده است؟چرا این کار به شورای نگهبان سپرده نشد؟چرا هزینه این مخالفت را رهبری شخصا پرداخته است؟ دراین خصوص گمانه زنی های زیادی صورت گرفته است نخست اینکه ریاست جمهوری هر شخصیتی در جمهوری اسلامی بیش از دو دوره به آن دلیل که پتانسیل نوعی رقابت در توانمندی سیاسی و محبوبیت فرهمندانه در قیاس با رهبری نظام را فراهم می کند مورد رضایت آیت ا… خامنه ای نیست،و اگر هاشمی چنین اجازه ای پیدا کرد تنها به این دلیل بود که همه بدانند و ببیند که هاشمی چگونه از دست آیت ا.. خامنه ای و سپاه به خدا پناه می برد وحساب کار دستشان بیاید. دوم اینکه ورود مجدد کسی که دو دوره رئیس جمهور بوده است برای کسب کرسی ریاست جمهوری برای سومین بار شائبه قحط الرجال به ویژه در اردوگاه اصول گرایان را نمایان می کند که خوشایند آیت ا.. خامنه ای نیست. سوم اینکه آیت ا.. خامنه ای با عبرت گیری از گذشته به خوبی دریافته است که ممانعت از ورود افرادی که به نوعی با آنان مساله و اختلاف دارد و به هر دلیلی در جامعه محبوبیت دارند به عرصه رقابت ریاست جمهوری بسیار کم هزینه تر از رد صلاحیت آنان یا مهندسی انتخابات به سود نامزد مورد نظر رهبری است بنابراین،در این انتخابات با صراحت و علنی با حضور احمدی نژاد به مخالفت پرداخته است اما واقعیت آن است که داستان مخالفت آیت ا… خامنه ای تنها منحصر به دلایل مورد اشاره فوق نیست.شواهد و قرائنی وجود دارد که آیت ا… خامنه ای و فرماندهان ارشد سپاه در شرایط فعلی و با توجه به احتمال در گذشت رهبری نظام در دوره بعدی ریاست جمهوری و نزدیکی روحانی به اصلاح طلبان و هاشمی رفسنجانی،او را به هیچ وجه گزینه مطلوبی برای پست ریاست جموری قلمداد نمی کنند. به عبارت دیگر هسته سخت قدرت چنین می پندارد که حضور روحانی در پاستور مانعی جدی بر سر نقشه های آنان در انتخاب رهبری آینده نظام خواهد بود.بنابراین جایگزین کردن احمدی نژاد با حسن روحانی در سال آینده نه تنها انتخابات را دو قطبی و روحانی را پیروز خواهد کرد بلکه مساله حصرو جنبش سبز دوباره در اذهان عمومی زنده خواهد شد که به هیچ وجه مطلوب نظام نیست.در واقع چنانچه اراده هسته سخت قدرت ممانعت از ماندگاری رو حانی در پست ریاست جمهوری باشد که نشانه های زیادی در این خصوص وجود دارد این اراده با حضور احمدی نژاد در انتخابات آینده قابل جمع نیست. درواقع مخالفت علنی آیت ا… خامنه ای با نامزدی مجدد احمدی نژاد سنگ بنای مهندسی معکوسی در انتخابات آینده ریاست جمهوری و در راستای مصالح مهم تر نظام جموری اسلامی است نه آنگونه که عده ای خوش خیال می پندارند گامی برای پیشبرد دموکراسی در ایران .بنابر این هسته سخت قدرت در چند ماه باقیمانده تا انتخابات تلاش خواهد کرد با تکیه بر ضعفهای دولت و به ویژه عدم تغیر ملموس شرایط اقتصادی پس از برجام، دست کم هواداران جنبش سبز را در رای مجدد به روحانی مردد کرده و زمینه های ذهنی و عینی مهندسی انتخابات به نفع نامزد ناشناخته اصول گرایان در انتخابات آینده را فراهم کند تا حسن روحانی نخستین رئیس جمهور تک دوره ای در جمهوری اسلامی باشد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)