«بدین سیاق می‌توان گفت آنچه در سوریه مشاهده می‌گردد از یک سو بیانگر آن است که کار از مسیر حقوقی و عادلانه خود خارج شده و تماماً رنگ و بوی سیاسی به خود گرفته است. قدرت‌های بزرگ صحنه سوریه را به منظور نشان دادن قدرت و برتری جویی خود انتخاب کرده‌اند و نیز برای کنار زدن مخالفین داخلی و خارجی خود، بر آتش اختلافات دمیده و به کشتار بی رحمانه مردم سوریه دامن می زنند.
و از دیگر فراز در صورت ادامه این وضعیت بغرنج و بحرانی در سوریه و با ملحوظ نظر داشتن حمله به کاروان های حامل کمک‌های بشر دوستانه، هیچ تصمیم موجه و موثری در راستای حل این بحران نمی‌توان اتحاذ نمود و چنانچه سوریه مقصر این حمله شناخته شود؛ روسیه از حق وتو در سازمان ملل استفاده خواهد کرد.»
4074674_5461

بحران سوریه با دخالت محور غربی – عربی – ترکی، به یک جنگ همه جانبه علیه نظام حاکم برای کشور بدل شده است. از جمله تفاوت‌های بحران در سوریه با دیگر کشورهای عرب خاورمیانه، دخالت خارجی در این کشور در قالب کمک‌های «انسان دوستانه»، حمایت های مالی و معنوی و تسلیحاتیِ دولت های غربی و کشورهای عربی مخالفت حکومت دمشق از مخالفین و تروریست های مسلح سوریه است.

آیا بحران در سوریه، به معنای جنگ داخلی است؟
پرسشی که مطمح نظر است این که: آیا سوریه در وضعیت جنگ داخلی قرار دارد؟
جنگ داخلی چیست: جنگ مسلحانه ای است که در درون مرزهای یک کشور به دلائل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، قومی، مذهبی و… به وقوع می پیوند و ایضاً بین دو یا چند گروه مشخص صورت می گیرد.
این قبیل جنگ‌ها به رغم سایر جنگ‌ها موجب پراکندگی و تخریب روحیه و وحدت ملی و مذهبی افراد جامعه می‌گردد که با اصول مندرج در ماده (۲؛بند۴) منشور سازمان ملل متحد که به عدم توسل به زور در روابط بین الملل اشاره می‌کند مغایرت دارد.
بافت جمعیتی و نیز ساختار سیاسی سوریه این مهم را نشان می‌دهد که حدود (۷۴%) درصد از مردم این کشور را سنی مذهبان و باقی‌مانده را علویان، شیعیان و دروزیان تشکیل می دهند. هنگامی می‌توان گفت جنگ داخلی در سوریه اتفاق افتاده است که یکی از گزینه های (جنگ سنی – عرب علیه مسیحی) روی داده باشد.
بدین ترتیب واژه «جنگ داخلی» یک کلید واژه و طرحی غربی است که عنوان می‌کنند و اگر بخواهیم تا سوریه دچار جنگ طایفه ای نشود، می بایست به این کشور حمله کرده و یا با کمک‌های همه جانبه به مخالفان و معارضان حکومت دمشق، به وضعیت فعلی سوریه پایان دهیم. بنابراین، قلمداد نمودن «جنگ داخلی» بر اوضاع سوریه مترتب نبوده و خطاست.

منشور یاد شده قانون اساسی ملل متحد و سند تأسیس سازمان ملل است. این سند، معاهده ای بین‌المللی است که افزون بر تعیین حقوق و تعهدات کشورهای عضو، اصول عمده روابط بین الملل از برابری حاکمیت کشور تا پیشگیریِ استفاده از زور در سطح بین الملل به هر شیوه مغایر با اهداف ملل متحد را تدوین کرده است.
بند (۷) از ماده (۲) منشور ملل متحد تصریح می نماید:« هیچ یک از مقررات مندرج در این منشور، ملل متحد را مجاز نمی‌داند در اموری که ذاتاً جزء صلاحیت داخلی کشورها است، مداخله نمایند.» اگر بخواهیم این اصل را مبناء و منشاء قرار دهیم، حمایت های آشکار محور غربی – عربی و ترکی از مخالفان و نیروهای چند ملیتی در سوریه برای فشار به حکومت دمشق، دخالت آشکار در امور داخلی سوریه بشمار می رود.
از دیگر سو، حوادث و جنگ‌های فاجعه بار پس از دهه (۱۹۹۰) نظیر کوزوو، رواندا و… نشان داد که حکومت های این کشورها به بهانهِ «عدم دخالت در امور داخلی»، خود دست به کشتار بی رحمانه و غیر انسانی مردمان خود می زدند. از این رو در عصر جهانی شدن حقوق بشر و با وقوع تحولات جدید در حقوق بین المللِ بشر دوستانه، جامعه ملل نسبت به فرهنگ حقوق بشر متعهد گردید و برای اعاده بیشتر عدالت و حقوق بشر جهانی، قاعده جدیدی تحت عنوان دکترین «مسئولیت حمایت» را پایه ریزی و در بندهای (۱۳۸ و ۱۳۹) سند اجلاس سران در سال (۲۰۰۵) قید شده و به تصویب رسیده است.
«مسئولیت حمایت» بر پایه این اصل استوار است که: حق حاکمیت، یک «امتیاز ویژه» نیست، بل، یک «مسئولیت» بشمار می‌رود که حاکمان نسبت به مردم خود دارند. اگر حکومتی چنین مسئولیتی را نپذیرد و علیه مردمان خود به جنگ وکشتار دست زند، جامعه بین الملل حق دخالت دارد. این دخالت می‌تواند اشکال متفاوت سیاسی، اقتصادی و حقوقی در پی داشته باشد و در نهایت اینکه می‌تواند در حمایت از مردم ستمدیده به دخالت نظامی بیانجامد.
اگرچه از آنجا که انجام مسئولیت حمایت، مستلزم مجوز شورای امنیت سازمان ملل متحد است، در خصوص بحران سوریه نیز، برخی از اعضای این شورا درصدد مطرح کردن آن تحت عنوان «دکترین مسئولیت حمایت» برآمدند که با مخالفت کشورهای روسیه و چین مواجه شدند. کشورهای روسیه و چین بر این باورند که مساله سوریه، هم چون لیبی نبوده و برای بحران سوریه وضعیت جنگ داخلی متصور نیست که نیاز به مجوز مسئولیت حمایت باشد.
به هر روی، به رغم اینکه تصویب دکترینِ مسئولیت حمایت به منظور حمله به سوریه منوط و مشروط به صدور مجوز از سوی شورای امنیت است. اما برخی از کشورهای غربی از این قاعده حقوقی به عنوان محملی جهت ارسال کمک‌های تسلیحاتی خود به مخالفان حکومت سوریه استفاده نمایند.
شناسایی جبهه ملی سوریه در نشست موسوم به «دوستان سوریه» در استانبول در بیش از دو سال گذشته رخ داد و پس از آن در نشست دوحه به شناسایی ائتلاف ملی مخالفان سوریه تغییر یافت. پس از گذشت مدتی، نشست دوستان سوریه در مراکش، ائتلاف ملی مخالفان سوریه از سوی (۱۳۰) کشور از جمله اتحادیه اروپا مورد شناسایی قرار گرفت.
افزون بر این اتحادیه عرب نیز با اخراج نماینده سوریه از این اتحادیه، کرسی سوریه را رسماً به مخالفان حکومت دمشق واگذار کرد. از منظر حقوق بین الملل و نیز تعریف مندرج در سند اجلاسیه سال (۱۹۶۳) در بروکسل، «شناسایی» مفهومی است که در حقوق بین الملل به موجودیت های مختلفی الحاق می شود. از جمله شناسایی دولت و شناسایی حکومت

شناسایی شورشیان انقلابی این موضوع می‌تواند چند حالت داشته باشد:
۱ – شناسایی شورشیان انقلابی به عنوان «طرف مخاصمه» مانند شورشیان سوریه از سوی دولت مرکزی سوریه
۲ – شناسایی شورشیان انقلابی به عنوان «نماینده مشروع مردم» مانند شناسایی مردم فلسطین از سوی کشورهای عربی و اسلامی
۳ – شناسایی شورشیان انقلابی به عنوان «حکومت» مانند شورای انتقالی لیبی
۴ – شناسایی شورشیان انقلابی تحت«دولت» مانند شناسایی کوزوو
۵ – شناسایی شورشیان انقلابی موسوم به «دولت در تبعید» مانند شناسایی حکومت مارشال دوگل فرانسه در لندن در سال (۱۹۴۰) در جنگ جهانی دوم
چنانچه شناسایی شورشیان به عنوان طرفِ مخاصمه باشد موجب تبدیل درگیری به یک مخاصمه مسلحانه غیر بین‌المللی می‌گردد که می‌تواند حقوق بشر دوستانه، کنوانسیون های چهارگانه ژنو (مصوب۱۹۴۹) و پروتکل الحاقی دوم (مصوب۱۹۷۷) را بر آن جاری سازد. شرایط کنوانسیون ژنو برای به موجود آمدن وضعیت مخاصمه مسلحانه غیر بین‌المللی برای طرف شورشی به رسمیت شناخته است عبارتند از» کنترل بر قسمتی از سرزمین، اقدام تحت فرماندهی و سازماندهی واحد و قادر بودن به انجام تعهدات حقوق بشر دوستانه.
هم چنین اگر شورشیان به عنوان نماینده مشروع مردم و یا حکومت به رسمیت شناخته می‌شوند باید به واقع نمایندگی بخش عمده‌ای از مردم آن سرزمین را داشته باشند. به هر روی، شناسایی شورشیان سوری به عنوان نماینده مشروع مردم صورت گرفته که موجب لغو شناسایی دولت مرکزی نمی شود. به همین جهت این شناسایی «دوفاکتو، موقتی» محسوب می شود. دولتی که شورشیان را شناسایی نکرده باشد، در صورت تقاضای دولت مرکزی سوریه امکان کمک نظامی به دولت سوریه دارد. اما شناسایی شورشیان سوری به عنوان طرف مخاصمه موجب شناسایی وضعیت مخاصمه مسلحانه غیر بین‌المللی می‌شود که به دنبال آن وضعیت بی‌طرفی برای ثالث ایجاد می‌کند و بر این اساس کمک نظامی به یکی از دو طرف درگیر موجب نقض بی‌طرفی شده و موجد مسئولیت بین‌المللی است.

بحران در سوریه از منظری دیگر
بر اساس آنچه در پیش گفته شد، تحولات منطقه که در غرب تحت عنوان «بهار عربی» مشهور گردید از مصر آغاز شد. اما به دلیل ظرفیت‌های ذاتی مردم مصر در به حرکت واداشتن جهان عرب در کوتاه مدت و با یک کودتا، توسط آمریکا مدیریت شد تا روندِ «تحققِ» خواست مردم از دستشان به در نرود! اشتباه آمریکا در رویارویی یا روند در حال گذار جوامع خاورمیانه آن است که تصور می‌کند که مردم منطقه به رغم یأس و دلزدگی از سردمدارانشان و نارضایتی از دولت ها و حکومت هایشان؛ همه دیدگاه‌ها و ارزش‌های آمریکا را چشم بسته می پذیرند!
در همین راستا آمریکا کوشش کرده است تا در پنج سالِ گذشته در سوریه که هیچ زمانی نفوذ و حضور نداشته است، اکنون به عنوان یک طرف اصلی و تعیین کننده بازی کند. در حالی که فاقد توانمندی‌های ذاتی و اصلی خویش است و نه تنها حرکتی جز بر هم زدن صحنه سیاسی و اجتماعی این کشور از طریق هم پیمانان منطقه ای اش انجام نداده است، بل، شرایط سیاسی و اجتماعی این کشور را به حد انفجار رسانده است.
افزون بر این صحنه سیاسی و میدانی سوریه بغایت پیچیده است و یکی از بازیگران عمده این صحنه نیز آمریکا است که تمامی طراحی و اقداماتش در کوتاه مدت، حفظ وضعیت کنونیِ صحنه و در میان مدت، حاکمیت گروه‌های قابل کنترل و میانه رویِ مسلح مخالف اسد در سوریه است. دولت اوباما مایل است که بتواند در مدت باقیمانده اجازه ندهد که دولت سوریه بر مخالفینش پیروز گردد. اروپائی ها اما مشکل اصلی اشان جلو گیری از سیل مهاجرین به سمت غرب است نه، اینکه در سوریه و برای التیام درد و رنج مردم صلح و امنیت برقرار شود! اگرچه به دلائل امنیتی دوسوی آمریکا و روسیه مصمم شدند تا برای جلوگیری از هر گونه کارشکنی متن توافقنامه تنظیمی فیمابین خود در خصوص سوریه را محرمانه اعلام نمایند. در این نامه به نکاتی نظیر آغاز آتش بس در کل خاک سوریه، عدم وجود مانع برای رساندن کمک‌های بشر دوستانه به شهر حلب، جلوگیری از بمباران مناطق تحت کنترل مخالفان معتدل به وسیله نیروی هوایی سوریه توسط خروج نیروهای ارتش سوریه از مسیر کمک‌های بشر دوستانه به حلب که منطقه ای غیرنظامی است و نیز ضمانت اینکه کاروان کمک‌های انسان دوستانه به وسیله هیچ یک از طرفینِ مناقشه مسدود نخواهد شد و این در حالی است که هنوز ساعاتی از اعلام پایان آتش بس(دوشنبه۱۹،۹،۲۰۱۶) از سوی ارتش سوریه نگذشته بود که کامیون های کمک رسانی توسط امریکا در استان حلب هدف حمله قرار گرفتند. سازمان ملل ضمن ابراز انزجار از این رویداد آن را «جنایت جنگی» خواند.
این کاروان کمک رسانی که کامیون های امدادی سازمان ملل و هلال احمر را در بر می گیرد، قرار بود محموله های امدادی را به (۷۸)هزار تن ساکنان شهر برسانند. سازمان دیده بان حقوق بشر مستقر در لندن اعلام کرد که در جریان این حمله دوازده امدادگر و یک راننده کامیون کشته شده اند.
در این خصوص روسیه اعلام کرده است که اوضاع سوریه بسیار نگران کننده است و تنها زمانی می‌توان آتش بس را از سر گرفت که تروریست ها حملاتشان را متوقف کنند.
در این باره سخنگوی کرملین «پسکوف» گفت»« واشنتگتن به تعهدات خود در خصوص جدا کردن مخالفان میانه رو از جبهه «النصره» عمل نکرد. برای از سر گیری آتش بس باید تروریست ها حملات را متوقف کرده و آمریکایی ها نیز از حمله اشتباهی به ارتش سوریه خودداری نمایند.

سخن پایانی
اگرچه روس ها به نیت آمریکایی ها در زمینه ایجاد امنیت و ثبات در سوریه مشکوک هستند و به آن‌ها اعتماد ندارند. اما به نظر می‌رسد با هدف همراه کردن جامعه جهانی با سیاست‌های خود در سوریه به مذاکره با آمریکا تن داده و به یقین می‌دانند که گروه‌های مسلحی که مورد حمایت غرب و هم پیمانان منطقه ای آن‌ها هستند به آتش بس تن نخواهند داد.
در حقیقت این واقعیتِ صحنه پیچیدهِ در سوریه است که «جنگ نیابتی» و خانمانسوز این کشور راه حل نظامی ندارد. اما پیروزی راه حل سیاسی نیز نیازمند شفافیت راهبردها و اهداف بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای دارد. به نظر می‌رسد روس ها به دلیل داشتن سوابقِ حضور در این سرزمین (در زمان حافظ اسد، آب‌های ساحل سوریه تحت محافظت کشور روسیه بوده است) و نفوذ در ارتش و دستگاه‌های امنیتی آن بر خلاف آمریکایی ها که هیچ امکانات امنیتی و اطلاعاتی در این کشور ندارند، دارای اهداف مشخص تر، راهبردی و سیاست‌های شفاف‌تری در سوریه هستند. و در‌واقع یکی از دلائل به درازا کشیدن «جنگ نیابتی» نیز همین فقد این امکانات برای آمریکا در این این کشور است.
بدین سیاق می‌توان گفت آنچه در سوریه مشاهده می‌گردد از یک سو بیانگر آن است که کار از مسیر حقوقی و عادلانه خود خارج شده و تماماً رنگ و بوی سیاسی به خود گرفته است. قدرت‌های بزرگ صحنه سوریه را به منظور نشان دادن قدرت و برتری جویی خود انتخاب کرده‌اند و نیز برای کنار زدن مخالفین داخلی و خارجی خود، بر آتش اختلافات دمیده و به کشتار بی رحمانه مردم سوریه دامن می زنند.
و از دیگر فراز در صورت ادامه این وضعیت بغرنج و بحرانی در سوریه و با ملحوظ نظر داشتن حمله به کاروان های حامل کمک‌های بشر دوستانه، هیچ تصمیم موجه و موثری در راستای حل این بحران نمی‌توان اتحاذ نمود و چنانچه سوریه مقصر این حمله شناخته شود؛ روسیه از حق وتو در سازمان ملل استفاده خواهد کرد.

با تنظیم کنندگی:
نیره انصاری، حقوق دان، نویسنده و پژوهشگر
محمد معین، مهندس، تحلیلگر و مفسر مسائل سیاسی
۲۱،۹،۲۰۱۶ میلادی
برابر با ۳۱،۶،۱۳۹۵ خورشیدی

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)