Image result for ‫پارالمپیک 2016‬‎

 

حضور در جمع ۱۶ تیم و کشور که اسامی آن ها مبین پیشرفته بودن و توجه ساختار آن کشورها به امر ورزش و از جمله ورزش معلولین است، افتخاری است که تنها با انگیزه، کوشش و قدرت جسارت گریز از ناامیدی و عزلت گریزی ورزشکاران معلول ما به دست آمده است که در خور استقبالی شایسته از ایشان بود که از جانب دولتمردان دریغ داشته شد.

 

بازی های پارالمپیک ۲۰۱۶ ریو که پس از پایان بازی های المپیک از ۱۸ شهریور ۹۵ (سپتامبر ۲۰۱۶ ) شروع شده بود، در عصر یکشنبه ۲۸ شهریور ۹۵ ( ۲۸ سپتامبر ۲۰۱۶ ) پایان یافت. در این دوره از بازی ها ۴۳۵ ورزشکار از ۱۵۹ کشور جهان شرکت داشتند که ایران در پایان با کسب ۲۴ مدال ( ۸ طلا – ۹ نقره – ۷ برنز) به مقام پانزدهم دست یافت. در این دوره چین، بریتانیا و اکراین عناوین اول تا سوم را کسب نمودند. در این دوره روسیه که در بازی های پارالمپیک لندن توانسته بود مقام نایب قهرمانی مسابقات را از آن خود کند به دلیل محرومیت شرکت نکرده بود. کمیته بین المللی پارالمپیک روسیه را به ظن “برنامه دوپینگ مورد حمایت دولت” از دور مسابقات محروم کرده بود. سایر کشورها با رتبه بهتر از ایران به ترتیب امریکا، استرالیا، آلمان، هلند، برزیل، لهستان، ایتالیا، نیوزلند، کانادا، فرانسه، نیجریه و اسپانیا بودند. این در حالی بود که در رقابت های پارالمپیک لندن ۲۰۱۲ ، ایران با کسب همین تعداد مدال ( ۱۰ طلا – ۹ نقره – ۹ برنز) در رتبه بهتر یازدهم قرار گرفته بود.

ملاحظه عناوین اول تا شانزدهم در هر دو دوره و نیز دوره های قبل از آن نشان می دهد که کسب کنندگان عناوین با استثناء هایی از کشورهای پیشرفته و مطرح جهان بوده ضمن آن که همگونی نسبی بین کشورهای دررده های بالای این مسابقات با مسابقات المپیک و جهانی وجود دارد.

در این میان عنوان پانزدهم ایران با وجود سقوط ۴ پله ای نسبت به دوره قبل که البته نیاز به علت یابی و بررسی دلایل دارد، نشان از موفقیت نسبی ورزشکاران ایران در مسابقات مهم معلولین جهان دارد. بخصوص در بعضی رشته ها مثل والیبال نشسته مردان چندین دوره است که ایران در واقع از عنوان قهرمانی خود دفاع می کند که در این دوره هم به قهرمانی رسید.

جای سوال است:

– کسب عنوان بهتر ایران در دوره های متناوب پارالمپیک نسبت به عناوین پایین تر در المپیک ناشی از چیست؟

– با توجه به برخورداری یکسان از مسائلی مثل مدیریت و سرمایه گذاری و رسیدگی، آیا به پتانسیل بهتر ورزشکاران پارالمپیکی نسبت به رقبایشان برمی گردد؟

– بعضی پتانسیل بیشتر را باید گفت متاسفانه محصول جنگ ایران و عراق و معلولین به جای مانده از آن که اتفاقا ورزشکار هم بوده اند می دانند که ساختار و پایه مناسبی را برای ورزش معلولین رقم زده و اکنون که خود هم از مدال آوری خارج می شوند، ساختار به وظایف خود عمل می کند. اگر توجه کنیم که بسیاری از ورزشکاران این دوره با وجود سپری شدن نزدیک به ۳۰ سال از جنگ از جانبازان بوده اند.

– سنین نسبی بالای ورزشکاران مرد ایرانی در این دوره، آیا نمی تواند دلیل افت نسبی رتبه نسبت به دوره قبل باشد و در این صورت آیا باید انتظار داشت با خارج شدن ورزشکاران جانباز جنگ در دوره های بعدی از رتبه ایران کاسته شود اگر بستر سازی مناسب صورت نگرفته باشد؟

در همین جا خوب است وقتی از سن بالا سخن می رود از زنده یاد بهمن گلبارنژاد یادی و کسب تجربه ای داشته باشیم. بهمن معلول از ناحیه پا در میدان مین می باشد که در ۴۵ سالگی در این دوره از رقابت ها حضور یافته بود.  گلبارنژاد به هر ورزشی که روی آورده صاحب عنوان شده است. وی قبل از دوچرخه سواری، ابتدا به کشتی و سپس وزنه برداری روی آورد. در وزنه برداری ۱۵سال عضو تیم وزنه برداری جانبازان و معلولین بود و توانست ۱۲ طلا و یک نقره جهانی به دست آورد. او به دلیل آسیب دیدگی کتف، وزنه برداری را کنار گذاشت و از ۱۳۸۵ به دوچرخه سواری روی آورد و در این رشته هم مدال هایی در رنگ های مختلف کسب نمود . ویژگی هایی به مانند انگیزه، روحیه عزلت گریز، جسم فعال و البته کوشش و تلاش را در بهمن گلبارنژاد ملاحظه می کنیم که در صورت تمرکز در دیگر چهره های پارالمپیکی نیز قابل مشاهده است.

نکاتی در خصوص پارالمپیک و رشته های آن

اولین بار در المپیک ۱۹۶۰ رم ایده برگزاری بازی هایی با حضور معلولین (که وجه تسمیه سنتی به معلول تا زمانه درازی مترادف با عدم تحرک وعدم  ورزش معنی می گرفت) عملی شد. این ایده با هدف یاری رساندن به این قشر و نیز تزریق امید که از نیاز های اساسی این گروه از انسانها است، بوجود آمد. امروزه ۶ گروه  گوناگون معلولین در این مسابقات حضور می یابند که عملکرد موفقیت آمیز آنها مورد تاکید قرارمی گیرد و نه معلولیت آنها. از بازی های الممپیک ۱۹۸۸ سئول و بازی های زمستانی ۱۹۹۲ آلبرت ویل تا کنون بازی های المپیک و پارالمپیک در یک محل و زمان برگزار می شود.

شاید بتوان رقابت های پارالمپیک را پیچیده ترین نوع رقابت ها از نظر دسته بندی معلولیت ها و قرار گیری معلولین با گستردگی زیاد در یک رشته معین دانست. هر آن چه در گروه بندی های متداول در ورزش می شناسیم مثل انواع شاخه ها در یک رشته خاص به اضافه گروه بندی بر مبنای وزن و نیز سن وسال را حالا اگر گستردگی انواع معلولیت ها از کم یا زیاد یک معلولیت تا تفاوت ارگانی و کیفی معلولیت هم اضافه شود، این پیچیدگی و گستردگی را ایجاد می کند. چرا که ورزش زمانی جنبه رقابتی دارد که ورزشکار برابر فردی در حد خودش قرار گیرد. در پارالمپیک یک دونده نابینا با ورزشکار دیگری که اختلال ذهنی دارد رقابت نمی کند. برای تقسیم بندی ورزشکاران پارالمپیک، آنها ابتدا باید آزمایش توان حرکتی و ساختاری را در یک مرکز حرفه ای ورزشی – پزشکی انجام دهند. بر اساس نتایج آن،  ورزشکاران را تقسیم بندی می کنند. به عنوان مثال در شنا ۱۴ رده وجود دارد که اس ۱ تا اس۱۰ مبین میزان ناتوانی شناگر است که اس۱۰ کمترین و اس۱ بیشترین ناتوانی تلقی می شود. در کلاس های اس۱۱ و اس۱۳ شناگران دارای مشکلات بینایی و در اس۱۴ ناتوانایان ذهنی شرکت داده می شوند. خود رده ها باز در رشته های مختلف مسابقه می دهند مثلا اس شنای آزاد و اس بی کرال پشت و پروانه است و…. مقایسه تعداد طلاها در این مجموعه یعنی شنا ۱۴۸ مدال با ۳۴ مدال طلای شنا در المپیک مبین همین امر است.

دوچرخه سواری، دو و میدانی و تیر وکمان هم از همین تنوع و گستردگی در گروه بندی برخوردار هستند. رشته هایی مثل فوتبال ۵ و ۷ نفره در زمین کوچک تر از زمین رایج فوتبال و با حصاری محدود کننده و روی چمن مصنوعی کم بار و خاص انجام می شود که بازیکنان نابینا را همین موانع و حصارها راهنمایی می کند. یعنی ضمن جلوگیری از بیرون رفتن توپ، با صدای توپ و گام های بازیکنان و انعکاس آن ها بازیکنان موقعیت خود را در زمین می یابند. کم بینایان چون امکان شرکت در این رشته را دارند از چشم بند برای ایجاد شرایط یکسان برای همه استفاده می کنند. دروازه بان کاملا بینا است اما اجازه ترک منطقه خود را ندارد. دو راهنمای بینا در پشت هر دروازه بازیکنان را هدایت می کنند. صدای “وویی” به معنی”من اینجام” متداول است همراه با نشانه های آوایی هدایت گر بازیکنان، بنابراین سالن باید در سکوت باشد.

بعضی ورزش ها هم خاص پارالمپیک است مثل گلبال و یوچیا. گلبال در قالب دو تیم که ۳ بازیکن نابینا یا کم بینا دارد، برگزار می شود. زمین مستطیل شکل با نشانه های لمسی برای بازیکنان است. هدف انداختن توپ سنگین زنگ دار به درون دروازه حریف است. یوچیا برای ورزشکارانی با بیشترین ناتوانی جسمی است. بیشتر شبیه بولینگ است که بصورت تیمی، انفرادی و ۲ نفره در سالن سرپوشیده برگزار می شود. هدف پرتاب یا ضربه به توپ به نحوی که به هدف برخورد کند، است. در اصل این بازی برای افراد دچار فلج مغزی طراحی شده است. ولی پس از سال ها این ورزش در میان سایر ورزشکاران با ناتوانی های مختلف هم گسترش پیدا کرده است و در ۴ دسته بندی ناتوانی جسمی بی سی ۱ تا بی سی ۴  برگزار می شود.

در بازی های پارالمپیک به مانند بازی های المپیک، همان گونه که رده بندی کشورهای مدال آور نشان می دهد در درجه اول موفقیت ها مربوط به کشورهایی با درجه رشد و پیشرفت بیشتراست، به طوری که عموما کشورهایی که از خدمات رسانی عمومی بهتر به معلولین برخوردار هستند با تامین امکانات بیشتر و بهتر در جهت ورزش معلولین ازموفقیت بیشتر در مسابقات هم برخوردار هستند. عامل دیگر که باز هم مشترک با مسابقات المپیک است، این است که کشورهای با جمعیت بیشتر (البته نه لزوما) به طور بالقوه می تواند عامل وجود ورزشکارانی با استعداد بیشتر باشد و باز آن هم عاملی برای موفقیت می تواند باشد. همانگونه که گفته شد این عامل بطور بالقوه و نه لزوما می تواند تاثیر در مدال آوری داشته باشد، چرا که اگر برنامه ریزی و سرمایه گزاری صحیحی وجود نداشته باشد و کشوری با بستر اقتصادی توامان با فقر بیشتر و نیز تضاد شدید طبقاتی باشد، طبیعی است که امکان فراهم کردن امکانات بالندگی ورزشکار نه در المپیک و نه پارالمپیک هم وجود نخواهد داشت. مثلا هندوستان، پاکستان، اندونزی و… را بعنوان نقض موضوع می توان ذکر کرد. عامل مهم دیگر حضور معلولین بیشتر از متعارف در کشور خاصی است که عموما ناشی از تبعات جنگ تا بلایای طبیعی گسترده  می باشد. که باز این نیز می تواند بطور بالقوه و باز هم نه لزوما عاملی برای موفقیت باشد. امری که می تواند با واژه متاسفانه نیز ذکر گردد. واژه “لزوما نمی تواند” به این دلیل بیان می شود که در این مورد نیز اگر سطح رسیدگی و امکانات مادی و انگیزشی مناسبی وجود نداشته باشد به مانند پارامتر جمعیت ممکن است بعنوان عامل منفی نیز در یک کشوری عمل نماید. بطور نمونه کشور عراق را داریم که هم زمان درگیر جنگ خانمان سوز با ایران بود ولی از جمعیت معلول آن در ورزشهای معلولین نشان جدی وجود ندارد. اما در صورت برخورد صحیح با این پدیده مطابق احتمالات، احتمال بیرون دهی نخبگان ورزشی را از این جمعیت به یکباره فزونی یافته را به تعداد بیشتری می توان یافت. حال اگر این توامان باشد با رسیدگی و ارائه امکانات در سطح جامعه به معلولین که باعث ایجاد امید و انگیزه در میان جمعیت زیادی ازاین _ ناگهان به جامعه معلولین پیوستگان _ می شود، حتما خروجی ورزشکاران به لحاظ تعداد و نیز آمادگی بیشتر برای ارتقاء کیفی در این کشورها بوجود می اید. بسیاری از معلولین ناشی از جنگ و یا مسائل دیگر، قبل از معلولیت، چه بسا ورزشکار بوده و ورزش در برنامه زندگی ایشان نقش قابل توجهی داشته است. حال در پی این شرایط مصیبت بار در صورت اندک مساعدت شرایط می توانند در عرصه قهرمانی نقش مناسبی ایفاء نمایند. نمونه مسلم را در ایران خودمان ملاحظه می کنیم. این می تواند دلیلی در کسب عناوین بهتر در قهرمانی پارالمپیک نسبت به قهرمانی المپیک باشد، بطوریکه ورزشکاران ایران در المپیک ریو رتبه ۲۳ و در پارالمپیک رتبه ۱۵ را از آن خود کرد.

حضور در جمع ۱۶ تیم و کشور که اسامی آن ها مبین پیشرفته بودن و توجه ساختار آن کشورها به امر ورزش و از جمله ورزش معلولین است، افتخاری است که تنها با انگیزه، کوشش و قدرت جسارت گریز از ناامیدی و عزلت گریزی ورزشکاران معلول ما به دست آمده است که در خور استقبالی شایسته از ایشان بود که از جانب دولتمردان دریغ داشته شد. به همین دلیل است که سیامند رحمان می گوید: “برای من مردم مهمند” و ساره جوانمردی صیاد ۲ مدال طلا در ریو می گوید: “نه تنها نیامدن آنها انگیزه ورزشکاران را کم نمی کند بلکه انگیزه شان را بیشتر هم می کند برای تلاش بیشتر.

بسیاری از دست اندر کاران و سیاست بازان التفاتی به افراد شاخص در این زمینه های فرهنگ وهنر، علم و صنعت، ادبیات و ورزش، موسیقی و نمایش، سینما و… ندارند. احساسی به مانند حسادت و رقابت منفی، جدای از بینش صلب و متحجر ایدئولوژیک و نیز منافع ناشی از کسب قدرت و ثروت. چرا که می دانند مردم به جان همراه چنین فرزندان راستین وطن هستند که با تمام وجود مردمی اند.

پایان) پارالمپیک صحنه نمایش مردان و زنانی است که نشان می دهند معلولیت، محدودیت نیست. چرا که با استفاده از شکوفایی داشته ها، می شود ناداشته ها را به تمکین اراده خود دراورد. کوشش و همت ورزشکاران پارالمپیکی با عدم استقبال و یا استقبال سرد حکومتیان، از این مبارزان با ناامیدی، هم ترازی و هم شانی نداشت. بالا بودن میانگین سنی ورزشکاران پارالمپیک نسبت به المپیک نشان دهنده این است که تمرکز ورزشکار روی شکوفایی و داشته هایشان برای ایشان بسیار مهم است، به گونه ای که آنگاه که دارایی وجودشان و توانایی های شکوفا شده شان به بار می نشیند، می توانند از همگنان جوانتر خود حتی در بسیاری موارد بهتر بدرخشند و به عبارتی دارایی کشف شده شان تا سال های زیادی از زندگی آن ها را حتی در مدار قهرمانی پایدار نگه دارد. موفقیت نسبی ورزشکاران پارالمپیک هیچ ارتباطی به عملکرد متولیان امر ورزش ندارد، زیرا عملکرد آنها را درمیزان موفقیت در ورزش عمومی قهرمانی آنهم تا اندازه ای میتوان اعتبار کرد و نه ورزش معلولین که از ویژگی های دیگری برخورداراست. عملکرد متولیان مدیریتی را از این زمان به بعد تا اندازه ای از طریق کسب موفقیت های آتی قابل ارزیابی است و آنهم اینکه آیا آنها توانسته اند ساختاری را که بر ستون محکم ورزشکاران جانباز ساخته شده است در آینده ای که جانبازان جنگ به دلیل کهولت در این عرصه نخواهند بود، بتوانند، استمرار بخشند که قسمتی از آن از طریق بهره گیری از آنها در پست های مربی گری و مدیریتی میسر خواهد بود.

۳۱ شهریور ۹۵ ( ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۶ )

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)