درود بر شما یاران گرامی
پیش از بیان هر مطلبی باید سپاس گویم برای فرصتی که در اختیار من گذاشته اید ، امیدوارم بتوانم با گزارشی که اکنون ارائه می دهم در راه جاری شدن حقوق بشر در ایران کمکی به عنوان یک انسان به هم نوعان خود کرده باشم .
در این وقت کوتاه سعی بر این دارم تا نقطه نظرات شخصی و همچنین دلایل حقیقی خود کشی جوانان و هم نوعانم را در جمهوری اسلامی بیان کنم . همچنین اشاره ای کوتاه خواهم داشت به وضعیت اسف بار و وضعیت آموزش به جوانان در مدارس و دانشگاه ها در ایران .
بگذارید صحبت هایم را برای پیش گیری از خود کشی با پیام :
همدلی ، گفت و گو و حمایت که پیام انجمن های بین المللی نیز می باشد شروع کنم .
ساده ترین تعریفی که می توانم از خودکشی ارائه بدهم این است که خودکشی عملی عمدی است که یک فرد براثر یک سری فاکتورهای روانی و محدودیت های اجتماعی دست به خودکشی می زند وهمانطور که می دانید خودکشی یک موقعیت اضطراری روان پزشکی و حتی پزشکی است که به سرعت باید اقدامات لازم جهت پیشگیری از خودکشی توسط کادر متخصص صورت پذیرد و نباید هرگز از آن به شوخی گذشت.
افکار خودکشی، خودآزاری، نقشه خودکشی، یادداشت خودکشی، صحبت بیش از اندازه در رابطه با مرگ، آرزوی مرگ کردن و یا انجام عملی که خطر مرگ در پی داشته باشد ، تغییر رفتارها ، بخشیدن اموالی که بسیار مورد علاقه فرد از سوی خود فرد و افسردگی چند دلیلی می باشد که می توان به آن به عنوان علایم خودکشی اشاره کرد . باید توجه داشت خانواده می تواند موثرترین افرادی باشند که از دست زدن به چنین اقدامی جلوگیری و به آن شخص کمک کنند .
باعث تاسف می باشد که ایران در آمار خودکشی پس از دو کشور افریقایی در کشورهای مسلمان خود را در رتبه ۳ ( سوم ) جای داده است . در صورتی که در جهان خودکشی مردان مجرد بیشترین درصد را دارد در ایران با کمال نا باوری درصد بیشتر خودکشی ها در زنان متاهل می باشد وهمچنین بیشترین آمار خودکشی در ایران جوانان زیر سی سال می باشند .
در ایران از هر سویی فشارهای عصبی بر روی جوانان و افراد می باشد . مدارس ، خانواده ، جامعه ، مشکلات اقتصادی ، سرکوب ها و بسته بودن دسته مردم از سوی دولت ، مصرف مواد مخدر که به دست خود نیروهای دولتی به جامعه تزریق می کند و حتی برنامه های غم انگیز و بی نشاط از سوی صدا و سیمای جمهوری اسلامی موجب نا امیدی و افسردگی در بین جوانان و جامعه ی ایران می باشد .
فشارهای فرهنگی برای مثال فشارهایی که از سوی اعضای خانواده به جوان ها وارد می شود دلیلی بسیار مهم دیگری است که باید با آنها مقابله کرد . کاهش خشونت خانگی با آموزش ، ظرفیت سازی ، گفتگو و مشارکت عمومی مردم نتیجه می دهد. ایجاد ظرفیت های جدید و بهره مندی از ظرفیت های موجود هر چند کوچک ، می توان در کاهش خشونت خانگی نقش موثر داشت. به عبارت دیگر فرهنگ ، عقیده ، آموزش و محیط زندگی بصورت زنجیر وار به هم مرتبط می شوند . اگر بخواهم مثالی برای مشکلات عقیدتی و فرهنگی بزنیم می توانم به واقعیتی تلخ که چندی پیش در بین نزدیکان خانواده من افتاد اشاره ای کنم . حدود یک ماه پیش متاسفانه نوه ی عموی بنده خودکشی کرد . دختری که تنها ۱۳ سال داشت در آن حال و هوای کودکی خود در تراس خانه شان در حال بازی کردن بود که برادر بزرگش به خانه می آید و به دلیل نپوشیدن روسری یا شال دختر را زیر ضرب و شتم قرار می دهد . به گفته ی برادرش دلیل ضرب و شتم خواهرش نپوشاندن سر خواهرش بوده است و پسرهای همسایه به خواهر وی نگاه می کردند .
بعد از آن بحث که بین خواهر و برادر پیش می آید شبانه دختر دست به خودکشی می زند . خانواده ی دختر صبح فردای آن روز متوجه مرگ وی می شوند . در نامه ای کوتاهی که دخترک با دستان کوچکش نوشته بود چنین بیان کرده بود که ” در دنیایی که نتوانم آزاد زندگی کنم خواهان جایی نیستم ”
از این اتفاق های تلخ در ایران بسیار می باشد و روزانه متاسفانه زیاد و زیاد تر می شود و باید به این اشاره شود که مشکل و مقصر اصلی جمهوری اسلامی می باشد که توسط سیاست ها و نقض های قوانین حقوق بشر ، مسیر فرهنگی وعقیدتی جامعه ایران را بسویی می کشانند که بسیار غلط و نگران کننده می باشد . جمهوری اسلامی دلیل افت فرهنگی و اسلام ستیزی و همچنین بسیاری از مشکلات فرهنگی و عقیدتی خانواده ها و در مجموع جامعه ی کلی ایران می باشد .
بدین شکل بیشترین آسیب را به قشر جوان وارد می کنند . بشکلی که فشار روحی سبب می شود جوانان به یأس و نا امیدی دچار شوند و جز اتمام به زندگی شان راهی دیگر برای خود نمی بینند . همانطور که ما مشاهده می کنیم طبق آمارهای سالانه روز به روز به تعداد افرادی که در ایران خودکشی می کنند اضافه می شود . طبق آمار ، آمار خودکشی در سال گذشته به ۴۰۵۵ تن رسید که بیان گر سالم نبودن و مطلوب نبودن سلامت روانی جامعه ی در ایران را نشان می دهد و تنها دلیلش بی کفایت بودن دولت و همچنین وجود دولتی دیکتاتور و اسلامی که شادی ، آرامش ، عدالت ، رفاه اجتماعی و آزادی را بر مردم جامعه سلب کرده است .
همچنین باید به این اشاره شود که ریشه یکسری از خودکشی ها می تواند به آموزش در ایران برگردد . با توجه به نبود آزادی در مدارس از کتاب های درسی گرفته تا محیط مدارس ، خفقان و فشار بسیار سنگین روحی به نوجوان ها و جوان ها در ایران وارد می شود .
وضعیت درسی و آموزشی در جمهوری اسلامی به شکلی شده است که حتی در کتب درسی انسان ها را خط کشی ، بین زن و مرد تبعیض ، محتوای دروس اسلامی و فقط در راستای اهداف رژیم می باشد .
این دلایل و این مشکلات آژیر قرمزی می باشد برای تمامی جوانان و وضعیت تحصیلی آن ها . مختلط نبودن مدارس یکی از کوچک ترین مثال ها می تواند باشد . با مختلط نبودن مدارس دید نوجوان ها و جوانان را به جنس مخالف تغییر می دهند و سبب ایجاد تبعیض بین انسان ها می شوند و می تواند باعث آشنا نشدن و آگاه نشدن نوجوان ها و جوان ها به برابری حقوق زن و مرد و همچنین به وجود آمدن فرهنگ های اشتباه مانند مقولاتی مانند ( ناموس و یا از دست خارج شدن کنترل جوانان از سوی خانواده ) شود .
می توان نگاهی کوچک به آمار ها داشته باشیم :
طبق آمار از سوی خبر گزاری هرانا : امسال یعنی مهر ماه ۱۳۹۵ ما ۳۳۰ هزار دانش آموز نیازمند در کشور داریم .
از سوی دیگر محسن ولیئی ، به نقل از صدا و سیما افزود “در مدارس دانش آموزان بی نیاز می توانند کمک های خود را به مدرسه بیاورند و مدیران مدارس برای توزیع اقلام و لوازم مورد نیاز دانش آموزان بی بضاعت اقدام کنند در صورتی که دانش آموز نیازمندی در مدرسه وجود نداشته باشد باید اقلام و لوازم جمع آوری شده تحویل کمیته امداد شود تا به مناطق نیازمند ارسال شود”.
باعث تاسف می باشد که دولتی با چنین سرمایه ملی این تعداد دانش آموز بی بضاعت و نیازمند دارد و همچنین بجای این که دولت به دانش آموزان و جامعه ی ضعیف کمک کند حاضر نیستند از آن پول های هنگفتی که دولت از سرمایه ملی می دزدد به مردم کمک کند و پیامش این است که مردمانی که وضعیت بهتری دارند به فقرا و دانش آموزان ضعیف کمک کنند .
اشتباه نکنید بحث من در راستای سیاست ها نیست . نکته ای که من می خواهم به آن توجه کنیم وضعیت دانش آموزان و همچنین بی کفایتی مسئولین می باشد .
مطلبی دیگر این که امام جمعه شادگان گفته است : اغلب مدارس این شهرستان متعلق به ۶۰ سال پیش بوده و فرسوده هستند و باید مرمت و بازسازی شوند . وی تاکید کرد درس خواندن در مدارس فرسوده گاهی اوقات خطر جانی برای دانش آموزان در پی دارد.
از این اخبار و از این مشکلات بسیار می باشد مثالی دیگر نبود مدرسه در مناطق سیستان و بلوچستان و وجود چندین مدارس کپری در آن مناطق !
همانطور که می دانید طبق اعلامیه حقوق بشر آموزش و پرورش در دوره ی ابتدایی باید برای همگان مهیا و رایگان باشد .
متاسفانه ما شاهد نبود مدارس ابتدایی کافی ، شلوغی و ازدحام بسیار بالا در مدارسی که تجهیزات بسیار پایین و با کلاس های بسیار کوچک دارد .
مدارسی دیگر نیز می باشند که مبالغ هنگفتی از دانش آموزان می گیرند و به عنوان مدارس خصوص کار می کنند .
همچنین این وضعیت در پایه های بالاتر نیز وجود دارد .
در کل باید اشاره داشت که دولت جمهوری اسلامی هیچ کمکی مالی و یا رفاهی به دانش آموزان نمی کند و این سبب می شود که کودکان کار نیز افزایش یابند .
نبود شرایط تحصیل همچنین فشارهای بسیار روحی هم بر خانواده و هم بر نو جوان ها وارد می کند و همانطور که اشاره کردم بعضی از آن ها به خودکشی ختم می شود .
مشکلاتی بسیار فراوانی دیگر نیز در مدارس وجود دارد از متن کتب های درسی گرفته تا نحوه ی رفتار مدیران و معلمان که باید تصحیح شود .
در نهایت آرزومندم بتوانیم به هم نوعان خود به هر شکلی ، حال چه نوشتن چه اعتراض و چه کمک های مالی اگر چه کوچک و کم اما دست یاری را به سوی هم دراز کنیم و اشاره به این داشته باشم که سکوت را باید شکست و نقض حقوق بشر را بیان کرد و به وجود نقض حقوق انسانی اعتراض کرد .
به امید روزی که در ایران حتی کوچک ترین نقض حقوق انسانی را شاهد نباشیم .
بار دیگراز این که این وقت را به من دادید از یکایک شما سپاسگزاری می نماییم .

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)