در پاسخ کسی که با نشان دادن چند کلیپ از رژیم گذشته و حال پر سیده است که ، من چه پاسخی دارم ، او از بازماندگان حزب توده است که نیم نگاهی به دوران پهلوی دارد
پاسخ من 👇
سلام بسیار ممنون از این پرسش
بسیار سپاسگزارم،
قبل از پاسخ به این پرسش علاقه مندم ، بحثی را آغاز کنم.
تا آنجا که دانش بشری به آن رسیده است ، در تمامی علوم ، از علوم طبیعی و ریاضی نجوم و فیزیک و شیمی و علوم پزشکی و روانشناسی ، و اجتماعی و تاریخ و اقتصاد ، دانشمندان بدنبال شناخت علت به وجود آمدن هر پدیده ای هستند، فی المثل برای اینکه یک میوه ای سیر رسیدگی و تکامل خود را طی کند ، نیازمند یک سری مکانیسمها وعوامل درون و بیرونیست ، حال اگر میوه ای این سیر طبیعی و تکاملی را طی نکرد و فاسد شد، دانشمندان این عرصه از علوم طبیعی در تلاش شده اند که دریابند که چه عواملی منجر به اختلال در تکامل این میوه نموده اند ، تا باشناخت آن عوامل مخرب و زدودن آن جلوی تخریب گرفته شود ، همین امر در علم پزشکی و روانشناسی اتفاق می افتد، برای پی بردن به علت هر بیماری متخصصین در جستجوی عوامل درونی و عوامل بیرونی منجر به آن بیماری هستند ،،واین یک قاعده پایه ای در علم پزشکی و روانشناسی است،
این قوانین در علوم دیگر چون علم جامعهشناسی سیاست و تاریخ هم حکم فرماست، علم تاریخ نوین کارش بررسی علل داخلی و خارجی منجر شده به رویدادیست که بر بستر آن شخصی،دولت،و یا حزب و دسته و گروهی قدرت را در دست گرفته اند ، بنا بر این استدلال ، آنچه که باعث شده است جامعه ما گرفتار چنین رژیمی مخرب شوند ، باید علت آنرا در عوامل درونی و عوامل بیرونی تاریخ گذشته و حاکمیت های که در راه رسیدن این حاکمیت سهیم بودند ، جستجو نمود ، در شرایط اسفبار فعلی بخش زیادی از هموطنان بخصوص آن عده که در شرایط مادی نسبتاً خوبی در نظام گذشته زیسته اند ، دست به مقایسه ای غیر منطقی و غیر علمی نظام جمهوری اسلامی و حاکمییت پیشین ، میزنند ، بدون توجه به این موضوع که در دوران حاکمیت گذشته اوضاع اقتصادی کل جهان در وضعیت نسبتاً بهتری از شرایط فعلی جهان بوده است ، این جدای دوبرابر شدن میزان جمعیت در اکثر کشورهای جهان
است ، و اینکه نظام نیولیبرالیسم حاکم بر جهان به کمک بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول از جمله عوامل بوجود آورنده فلاکت و فقر موجود فعلی در جهان هستند ، البته این به تنهایی سهم حاکمیت جمهوری اسلامی را
در به فلاکت رساندن و به فقر کشاندن جامعه کم نمیکند ، آیا شگفت آور نیست که بخشی از جامعه بر خلاف قانون عوامل به وجود آورنده پدیده ها به دنبال و خواست ایجاد همان عوامل درونی یعنی حاکمیت گذشته و عامل بیرونی یعنی اتکا به قدرت های بیرونی باشند ، یعنی رشدی خلاف جهت تکامل آیا رجعت به گذشته به دلیل وضع فلاکت بار فعلی امکان پذیر است ، این تفکر خود تفکر مرده ایست که نشأت از چند خصیصه در این گروه از افراد جامعه دارد ،
یک 👌، این گروه خود به لحاظ تاریخی همراه با تکامل آدمی رشد نکرده اند و درجا زده اند
دو 👌 این گروه گرفتار بیماری نوستالژی گذشت خود هستند
سوم 👌 این گروه از خصلت خود خواهانه ای برخوردارند که موجب میشود نه به آیندگان بیندیشند و نه جهان و شرایط فعلی آنرا بشناسند و نه نیروی کمکی در جهت تغییر شرایط فعلی باشند ، بلکه نیرویی هستند که سد حرکت و تکامل جامعه اند ،
چهارم 👌 این نیرو حتی قادر به شناخت و درک شرایط گذشت نیست و متاسفانه غالب افراد این گروه فاقد دانش لازم جهت نگرش نسبتاً منطقی به رویدادهای گذشته و حالند ، زیستگاه این نیروها منحصر به داخل نیست بخشی از آنان خارج نشینند ، خارج نشینانی که دغدغه مالی هم ندارند و به دلیل وجودشان در مناطقی از جهان که امکان رشد و تکامل را بیش از هموطنان درون داشته اند گناهشان به مراتب در عدم رشد از هموطنان درون بیشتر است ،
حال هموطنانی که بر بستر رویدادهای حاکمیت گذشته و حاکمیت ددمنش فعلی ، رشد و تکامل یافته اند و از نگرش خلاق و نوین جهان فعلی هم برخوردارند ، و خواهان دگرگونی جامعه و شرایط فعلی هستند با دو معضل روبرو میباشند
یک 📌 مبارزه با حاکمیت قرون وسطایی و جنایت پیشه فعلی با تمام توان
دو 📌 مبارزه با نیروهای مرتجعی که خواهان برگشت به گذشته اند
و این در شرایط فعلی جامعه ما کاریست سترگ و نیازمند توان طاقت فرسایی خواهد بود باید آرزومند این باشیم که همه نیروهای مترقی جامعه درون و بیرون با پشتیبانی و همراهی یک دیگر بتوانند این سد عظیم را در راه تکامل جامعه از بین ببرند ، و بستری مناسب برای آیندگان مان بوجود آوریم ، هر چند خود قربانی این راه شده و خواهیم شد

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.