بورقه (برقع) پوشش یا روبنده سنتی زنان افغانی است که دارای پنجره‌ای توری بافت در مقابل چشمان است و سراسر بدن را می‌پوشاند. کشورهای عربی کناره‌های خلیج فارس و دریای سرخ نیز روبنده‌ها و نقاب‌های ویژه خود دارند، اما مطرح شدن وقایع روزمره افغانستان در اخبار جهانی در سالیان اخیر و حضور بیشتر مهاجران و آوارگان افغانی در جوامع اروپایی و همچنین حضور نظامیان و کارشناسان غربی در افغانستان، موجب شده است که کلمه بورقه به معنی روبنده به طور عام وارد واژگان آنان شود. از طرفی «بیکینی» به معنی لباس شنای زنانه رایج در فرنگستان است. با توجه به اینکه در هر یک از کشورهای فرانسه ، آلمان و انگلیس جمعیت مسلمان عرب، ترک و پاکستانی به ارقام بزرگی گاهی نزدیک به 10 درصد جمعیت رسیده است، طبیعتاً اینان نیز مایل هستند از تفریحات رایج تابستانی و آبتنی و شنا در سواحل کشورهای جدید خود بهره‌مند شوند. مدسازان با ابتکاراتی پوششی، سبکی ابداع کرده‌اند که هم نقش لباس شنا یعنی بیکینی را داشته باشد و هم عملکرد پوشش سراسری بورقه گونه داشته باشد.آن وقت با واژه افغانی بورقه یا بورگه و واژه فرنگی بیکینی، واژه‌ای ترکیبی طنز آلودی ساخته‌اند به نام «بورکینی» که این روزها دستور ممنوعیت استفاده از آن در سواحل فرانسه همراه با دخالت پلیس خبرسازشده و به طور بسیار جدی حتی در اخبار کشور ما منعکس شده است.

بورکینی و برقع
جلوگیری افراد از حق استفاده از پوششی دلخواه خودشان در عرصه‌ای عمومی که مخل نظم و مزاحم آزادی دیگران هم نیست، با هرمعیار و منطق ناسیونالیستی و پوپولاریستی و نژادپرستانه و دفاع از هویت ملی و غیر آن سازگار باشد، با ادعای تاریخی و تمدنی فرانسوی در پایبندی به اصول دموکراسی و آزادی‌های تفکیک‌ناپذیر از آن سازگاری ندارد. خصوصاً در جوامعی که اکنون انواع لباس‌های بسیار ناهنجار را تحمل می‌کنند. به همین دلیل پس از ارجاع مصوبات مقامات محلی به دادگاه قانون اساسی فرانسه که بالاترین مرجع قضایی و داوری در انطباق قوانین و احکام با قانون اساسی است، رأی به لغو احکام و مقررات محلی صادر شد و گرچه موجب خشم برخی از عوام متعصب و ناسیونالیست‌های افراطی طرفدار عقاید تبعیض‌آمیز شد، اما آبروی فرانسه را خرید.  آشکار است تندروی تعدادی تروریست که به دلیل یا به بهانه اعتقادات افراطی سلفی و با انفجارها و کشتارهایی که طی دو سه سال اخیر در آن کشور کرده‌اند موجب خشم مردم شده است و خواهان خنثی کردن و برچیدن بساط آنان هستند. پلیس هم اقدام کرده و تاکنون کسان بسیاری را در فرانسه و بلژیک دستگیر کرده یا در عملیات به قتل رسانده است. اما ممنوعیت استفاده از لباس شنای بورکینی واکنش هیجان زده عوامانه‌ای است، صرفاً به دلیل خشم از آن وقایع، نسبت به کسانی که ربط و نقشی در آن فجایع نداشته‌اند و انتقامجویی قبیله‌ای و مجازات کور و جمعی کسانی محسوب می‌شود که خودشان نیز در شمار آسیب دیدگان از آن گونه رفتارهای تروریستی هستند و رفتاری  برخلاف احترام به آزادی و حقوق بشری است. اگر مسأله به دلایل امنیتی و حراستی به ممنوعیت پوشیده بودن چهره محدود می‌شد قابل درک بود و متعصبانی که به آن حد نیز رضایت نمی‌دهند باید فکر دیگری کنند و معمولاً خودشان قدم به پلاژهای ساحلی نمی‌گذارند!

اما موضوع ممنوعیت بورکینی یا مشابه ژنریک آن محدود به اسلام هراسی و ضدیت با به اصطلاح «شرق زدگی» متعصبان فرانسوی نیست. متقابلاً نیز عقاید ضدیت با «غرب زدگی» در پروراندن واکنش‌های افراطی مؤثر بوده است. یکی از تفاوت‌های اغلب مذاهب اسلامی و خصوصاً شیعه با تندروی‌های وهابی در این بوده است که تندروها به بهانه بازگشت به دوران اولیه اسلامی و به اصطلاح سَلَف و با وارد کردن انواع خرافات و روایات غلیظ و مبالغه‌آمیز دست به اقداماتی خصوصاً علیه شیعیان می‌زنند، مانند بریدن سر «هرکس که مانند شما نمی‌اندیشد»، که شاهد نمایش نمونه‌های نفرت انگیز آن توسط داعشیون بوده‌ایم.  انتظار می‌رود که وهابیون با کاستن از تعصبات انسان گریزانه، خودشان را با شرایط و نیازهای زمان تطبیق دهند و جریان‌های فکری مترقی‌تر باید مراقب باشند که به دلایل یا بهانه‌های سیاسی با انواع ممانعت‌های جدید الورود به نمایش رفتارهای متعصبانه‌ای نزدیک نشوند که از اعتبار آنان بکاهد./

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)