المپیک 2016 هم با تمام اتفاقات خوب و بد تمام شد. طی ایامی که رقابت ها برگزار می شد، بسیاری از هموطنان پست ها و مطالبی در حمایت از بعضی ورزشکاران کاروان ایران منتشر کردند.
دست مریزاد به همه ی این هموطنان؛چه ورزشکارانی که جایشان خالی بود، چه بازنشسته ها، چه هنرمندان، چه دوستان خودم و … .
اما چیزی که با آن مشکل داشتم، حمایت از کسانی بود که لیاقت آن را نداشتند و حمایت نکردن از کسانی بود غیرت را معنی کردند و سنگ تمام گذاشتند.
سال 1393 بود که وزنه برداران با باقری سرمربی و رضازاده رئیس فدراسیون دچار مشکل شدند و با تیم ملی قهر کردند. کاری بی نهایت زشت که وقتی جلوی شعار های این ورزشکاران بعد از مدال آوری هایشان میگذاریم، احساس تناقض میکنیم.
تیم ملی، باشگاه نیست! ملی پوش بودن یعنی سرباز! سرباز برای شرایط خودش سوال نمی کند.
قضاوت حقیقی با مردم است که می دانند به شما چه امکاناتی دادند و شما چقدر میتوانید بازدهی داشته باشید.
همه باید بدانند وقتی محمد بنا با لج بازی های شخصی کار خودش را جلو میبرد، تیمش نمیتواند نتیجه بگیرد.
وقتی کشتی گیر آنقدر اسیر غرور شده که میگوید من طلای المپیک لندن دارم، پس در مسابقات انتخابی شرکت نمیکنم، نتیجه ای بهتر از این حاصل نمیشود.
وقتی بلای 2008 پکن سر حمید سوریان آمد، وقتی سعید عبدولی اعتراض کردن را بهتر از فن زدن بلد است و از هر دوی اینها بهتر فحاشی کردن را، حمایت و انتظار بی مورد است.
زهرا نعمتی با وجود حجاب و معلولیت سهمیه کسب میکند که خیلی ارزشمند تر از کاری است که اسکار پیستوریوس در المپیک لندن کرد، ولی این کار بزرگ را خیلی راحت صرفا با پرچمدار کردن وی در رژه افتتاحیه جبران میکنیم، اما وقتی کیمیا علیزاده کاری که مثل تمام زنان شرکت کننده وظیفه اش بوده را انجام داده، اینچنین بزرگنمایی میشود و سیلی از تبریکات از سوی مردم و مسئولین به سمت وی روانه می شود.
آیا واقعا ابتهاج محمد که برای ایالات متحده شمشیر میزند وصاحب نشان برنز هم شد این چنین بولد می شود؟
در افتخار آفرینی کیمیا علیزاده شکی نیست اما تا زمانی که مدال آوری بانوان کشور خودمان را در المپیک و میادین بزرگ به شکل معجزه تعریف کنیم تا وظیفه، نمیتوانیم کیمیا علیزاده ها را پرورش بدهیم.
باید به این باور برسیم که ما هم میتوانیم کیت لدکی داشته باشیم. زنان سرزمین ما هم میتوانند به بالاتر رفتن جایگاه ما در المپیک کمک کنند.
کمک کردن را مثل ورزشکاران زن آمریکایی معنی نکنیم؛( تعداد زیادی از مدال های ایالات متحده توسط بانوان کسب میشود) هر کشوری در نوع خویش و با ظرفیت خویش.
اما یک نکته هم می ماند و آن هم بی احترامی و هتک حرمت آقای پولادگر نسبت به رضا مهماندوست و مزدور خطاب کردن ایشان و میلاد بیگی بود.
در حالی شاید یادشان رفته چرا رضا مهماندوست ایران را ترک کرد و به کشور همسایه رفت و آنجا هم نخبه بودنش را اثبات کرد و با کسب 1 نشان طلا(در وزن سجاد مردانی) و 1برنز(در وزن مهدی خدابخشی) و 1 برنز هم در تیم بانوان آذربایجان، افتخاری بزرگ را برای این کشور رغم زد که اگر بی مهری فدراسیون نبود، شاید این نشان ها و شاید هم خوش رنگ تر و بیشترش برای ما حاصل می شد.
اما سخن آخر:
اگر دنبال اسطوره بگردیم تا برای ما مثل مایکل فلپس افسانه ای معجزه بکند، کار اشتباهی کرده ایم. به قول چارلی چاپلین که در مورد جیمز دین گفت: بازیگری مثل دین هر 100 سال متولد میشود، این نوابغ هم همیشه و هر روز وجود ندارند. پس باید با تلاش و پشت کار مثل ژاپنی ها باشیم که بعد از سال ها سلطه آمریکا، در دو های امدادی سرعت امسال بعد از جامائیکا به مدال نقره رسیدند(4در100متر)، آن هم بدون داشتن حتی یک نابغه مثل اوسین بولت.
یک تشکر هم بکنم از مجتبی عابدینی که چهارم شدنش بدون امکانات، مثل یک مدال طلا ارزش داشت: «غیرت گذاشتی مرد دوست داشتنی».

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)