beroznews.com-barjam2141


توضیح: این نوشته متن سخنرانی نویسنده با عنوان “مدافعه گری پس از برجام: چالش ها و فرصت ها” است که در بیست و هفتمین کنفرانس بنیاد پژوهش های زنان ایران ایراد شد. این کنفرانس در روزهای 5 تا 7 اگوست 2016 در شهر واشنگتن دی سی برگزار شد.


سهیلا وحدتی

پیش درآمد: تجربه زیسته یک کنشگر داوطلب

هشت سال پیش در چنین روزهایی در مرداد 1387، من مشغول بررسی روزنامه های ایران درباره یک زن متهم به اعدام بودم. دنبال راهی برای مصاحبه با وکیل او بودم. قرار مصاحبه معمولا شبها به وقت کالیفرنیا بود، که روز ایران است. گاه به صورت چت و گاه با تلفن. عنوان مطلب این بود که «شبنم دو هفته دیگر اعدام می شود» که هشت مرداد منتشر شد.(1)

به عنوان یک کنشگر داوطلب، برای جلب توجه عمومی به مساله اعدام، با وکلای محکومان به اعدام درباره پرونده ها صحبت می کردم. تلاش می کردم چهره انسان محکوم به اعدام و زندگی او را روشن کنم تا خشونت اعدام در انتهای زندگی این محکومان برای همه روشن شود. زنی که دستش از قانون کوتاه است و دست به قتل شوهرش می زند، یا نوجوانی که جشن تولد 18 سالگی اش در زندان برایش عزاست زیرا که پس از 18 سالگی اعدام می شود، یا جوان کردی که در دادگاهی به زبان فارسی که برایش مفهوم نیست، محکوم به اعدام می شود. با وکیل های محکومان به اعدام صحبت می کردم و این مصاحبه ها آنلاین منتشر می شد، از جمله با حسین رئیسی، محمد مصطفایی و محمد اولیایی فرد مصاحبه کردم.

همچنین با آسیه امینی درباره دلارا دارابی مصاحبه کردم. پس از آن با آسیه امینی در کمپین «قانون بی سنگسار» همکاری کردم. از دیگر اعضای اصلی کمپین شادی صدر و محبوبه عباسقلی زاده بودند. این کمپین توانست جان عده ای زن و مرد را از سنگسار نجات دهد.

چند سالی از آن زمان گذشته است. در این چند سال برخی چیزها دگرگون شد.

اکنون حسین رئیسی و محمد اولیایی فرد ساکن کانادا هستند. آنها با موسسه توانا در امریکا همکاری دارند. آسیه امینی و محمد مصطفایی ساکن نروژند. آسیه دانشجوست. محمد مصطفایی سازمان مدارای جهانی را تاسیس کرده است. شادی صدر ساکن انگلیس است و برای سازمان زنان تحت قوانین مسلمانان کار می کند و سازمان های عدالت برای ایران و عدالت در عمل را تاسیس کرده است. محبوبه عباسقلی زاده ساکن امریکاست و زنان تی وی را اداره می کند. بسیاری دیگر از کنشگران و روزنامه نگارانی که می شناختم اکنون ساکن اروپا و امریکا هستند و تقریبا همه آنها با سازمان ها و رسانه های خارج کشور همکاری می کنند.

خود من دیگر مدتهاست که درباره اعدام ننوشته ام. با وکیلی هم مصاحبه نکرده ام.

سرکوب جنبش سبز، پیامدهای جدی در روند کنشگری داوطلبانه و دفاع از حقوق زنان و حقوق بشر به جا گذاشت.

سرکوب جنبش سبز و مهاجرت فله ای

جامعه مدنی ایران در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی جوانه زد، اما پس از آن با دشواری های جدی روبرو شد. به ویژه پس از سرکوب جنبش سبز، کنشگران مورد سرکوب مستقیم دولتی قرار گرفتند. شرایط اجتماعی و سیاسی بسیار بدتر شد، بسیاری از روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان و کنشگران نه تنها کار خود را از دست دادند که جان شان هم در خطر قرار گرفت. از این رو، بسیاری از آنان به خارج کشور مهاجرت کردند.

همزمان، دولت های خارجی، از امریکا و هلند گرفته تا عربستان سعودی، بودجه های فراوانی را به پروژه های مربوط به ایران اختصاص دادند.

روشن است که بسیاری از مهاجران جوان ایرانی جذب این پروژه ها شدند و در راستای این پروژه ها، سازمان هایی را بنا نهادند و دوستان خود را به همکاری دعوت کردند. بسیاری نیز جذب رسانه های فارسی زبان شدند. پیامد این همه، شکوفایی فضای ژورنالیستی رسانه ها و سازمان های خارج از کشور است که می بینیم.

فرصت برای مهاجران: استخدام در رسانه های خارجی و نهادهای مدافعه گری

روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان و کنشگرانی که مجبور به مهاجرت از ایران شدند، با استفاده از این بودجه ها به کار رسانه ای یا مدافعه گری (Advocacy) در خارج کشور می پردازند که معمولا از طریق رسانه های فارسی زبان (مانند رادیو زمانه، رادیو فردا)، بخش فارسی رسانه های خارجی (مانند بی بی سی، صدای امریکا)، سازمان های مدنی (مانند موسسه توانا، اتحاد برای ایران، توشه)، و یا سازمان های مدافع حقوق بشر (مانند بنیاد برومند، کمپین بین المللی حقوق بشر، عدالت برای ایران) است که به زبان های فارسی، انگلیسی، کردی، و آذری تهیه می شود.

منابع مالی عمده این سازمان ها عبارتند از بودجه مستقیم از وزارت امور خارجه امریکا و هلند و عربستان سعودی، بودجه غیر مستقیم از دولت امریکا و سازمان هایی مانند موقوفه ملی دمکراسی که بودجه آنها توسط کنگره امریکا تصویب می شود، برخی سازمان های غیردولتی با بودجه های خصوصی، و بودجه رسانه ای دولت های خارجی.

مجموع بودجه ای که سالانه صرف این سازمان ها و رسانه ها می شود اندک نیست. تنها بودجه مستقیم وزارت امور خارجه امریکا برای «ترویج دمکراسی در ایران» ده ها میلیون دلار در سال بوده است.(2)

جالب است بدانیم که این بودجه در وزارت امور خارجه امریکا زیر عنوان سیاست عمومی (Public Diplomacy) جا می گیرد.(3) که زمانی چنین تعریف می شد “شیوه های شفافی که از طرق آنها یک کشور مستقل با مردم در کشورهای دیگر با هدف آگاه سازی و تاثیرگذاری روی مخاطبین کشورهای دیگر به منظور ارتقای منافع ملی و پیشبرد هدف های سیاست خارجی ارتباط برقرار می کند. “در سال های اخیر، مفهوم سیاست عمومی تغییر یافته و “مفهوم «قدرت نرم» که توسط یک پژوهشگر روابط عمومی به نام جوزف نای (Joseph Nye) رواج یافته، برای بسیاری مفهوم اصلی مطالعات سیاست عمومی است. نای قدرت نرم را چنین تعریف می کند «توانایی گرفتن آنچه که میخواهی از طریق جذب کردن به جای اجبار یا پرداخت.”(4) از این روست که نقش رسانه ها در سیاست عمومی اهمیت پیدا می کند.

رقم بودجه برای فعالیت های متفاوت فرق می کند: شاید بتوان گفت از چند صددلار برای نوشتن یک مقاله تا چندصدهزار دلار برای یک پروژه تا چندین میلیون دلار برای یک رسانه. بطور نمونه، در سال گذشته رادیو فردا بودجه 11 میلیون دلاری و صدای امریکا بودجه 18 میلیون دلاری داشتند.(2)

وضعیت بودجه رسانی در زمینه ایران به گونه ای است که یک سازمان چینی در هنگ کنگ به نام «موسسه توانمندسازی برای زنان» با تعریف یک پروژه با عنوان «رسانه های جایگزین آنلاین برای زنان ایرانی 2012-2014» مبلغ 255000 یورو دریافت کرده است.(5)

چالش های مدافعه گری

سازمان هایی که در خارج کشور با بودجه های خارجی تشکیل می شوند، به طور عمده سازمان های مدافعه گری هستند؛ بسیاری از کارمندان این سازمان ها تا دیروز در ایران مشغول به مدافعه گری بودند.

چالش های مدافعه گری از خارج کشور

پژوهش های مربوط به سازمان های مدنی که با بودجه های خارجی یا دولتی کار می کنند، نشان می هد که این سازمان ها با یک سری چالش های جدی روبرو هستند.(6)(7)

1- چارچوب تنگ و از پیش تعریف شده – تخصیص دهندگان بودجه با تعریف پروژه های خاص محدودیت های زیادی برای موضوع کار این سازمان ها ایجاد می کنند.

«تخصیص دهندگان بودجه بیشتر رویکرد هدفمند در پیش می گیرند.»(6) «تغییر جدی در شیوه اصلی اهداگری که به سازمان ها پول می داد که هدف شان را دنبال کنند، صورت گرفته است. شیوه جدید، پروژه محور است و ویژگی آن قراردادی است که به تخصیص دهنده بودجه بیشتر این اختیار را می دهد که تعیین کند که سازمان چه می کند و چگونه فعالیت می کند.»(6)

2- ناپایداری – بودجه های خارجی ناپایدار است و ادامه موجودیت این سازمان ها با چالش های جدی روبروست. از این رو، این سازمان ها استراتژی مشخصی را نمی توانند در عمل پیش ببرند زیرا عمر این سازمان ها کوتاه است و تمرکز کار آنها همواره روی برنامه های کوتاه مدت برای ارائه کارنامه درخشان و جذب بودجه بیشتر است.

«جابجا شدن اولویت های تخصیص دهندگان بودجه به خاطر چندین عامل است. ملاحظات استراتژیک ملی و ژئوپلتیکی، به ویژه در دوران جنگ سرد، یک عامل عمده بوده است. تخصیص دهندگان بودجه دو گامی (bilateral) معمولا با پدیدار شدن فرصت ها و تهدیدهای جدید بین المللی بودجه را بین کشورها یا منطقه ها جابجا می کنند. تخصیص دهندگان بودجه چندگامی و نهادهای خصوصی نیز توجه خود را به کشورهایی که اهمیت استراتژیک بیشتری دارند معطوف می کنند. پس از 2001، بسیاری از تخصیص دهندگان بودجه، از جمله بنیاد فورد، بودجه خود را به اندونزی و دیگر کشورهای مسلمان افزایش دادند که باعث کاهش بودجه در جاهای دیگر شد.»(7) «تغییرپذیری اولویت های تخصیص دهندگان بودجه ناگزیر به کاهش بودجه ی سمن های مدافعه گری خواهد انجامید، صرف نظر از اینکه روی چه موضوعی یا در چه کشوری کار می کنند. سمن های محلی باید به رقابت بیشتر برای بودجه کمتر بپردازند، در حالیکه تخصیص دهندگان بودجه درخواست های بیشتری برای تاثیرگذاری کوتاه مدتی و قابل سنجش دارند. پیامد معمولی اینست که بسیاری از سمن ها بسته می شوند، و آنهایی که باز می مانند خیلی بیشتر در راستای اولویت ها و منافع تخصیص دهندگان بودجه قرار می گیرند.»(7) با در نظر گرفتن همه این عوامل، می توانیم انتظار داشته باشیم که اینگونه بودجه ها در سال های آینده در حال بالا و پایین رفتن باشد و در نتیجه بسیاری از بخش های جامعه مدنی پدیدار یا ناپدید خواهند شد.»(7)

3- کاهش اعتبار اجتماعی و سیاسی: این سازمان ها نزد مردم به خاطر دریافت بودجه خارجی اعتبار زیادی ندارند.

«بودجه های بین المللی، به ویژه از طرف دولت های خارجی، باعث بدگمانی دست اندرکاران سیاست داخلی شده و سمن ها را در برابر اتهام بازیچه دولت های خارجی بودن آسیب پذیر می سازد، که باز به نوبه خود منجر به کاهش اعتبار این سمن ها می شود.»(7) «در سیاست داخلی، یک سمن باید نشان دهد که منافع گروه خاصی از مردم یا منافع ملی را نمایندگی می کند تا برای خود اعتبار به دست آورد. سمن هایی که بودجه خارجی دریافت می کنند، با چالش بزرگی روبرو هستند که ثابت کنند استقلال سیاسی دارند و بی جهت تحت تاثیر تخصیص دهندگان بودجه قرار نمی گیرند. هرچه رابطه قدرت میان سمن ها و تخصیص دهندگان بودجه یکسویه تر می شود، برای سمن ها حفظ خودمختاری دشوارتر می شود. سمن های مدافعه گری که هدف ها و فعالیت های خود را در راستای اولویت های تخصیص دهندگان بودجه تنظیم کرده اند (که بودجه شان زده نشود) بویژه در برابر اتهام نمایندگی منافع خارجی آسیب پذیرند.»(7) در میان همه دریافت کنندگان تانشی (بالقوه) بودجه های بین المللی، سمن های مدافعه گری بیشتر از همه از رابطه یکسویه قدرت و تغییر بودجه ها آسیب می بینند. کارشان به شدت سیاسی است. نفوذ آنها، و در نتیجه تاثیرگذاری شان، حاصل برداشت های مردم و سیاست است.”(7)

نکته: در مورد ایران شاید بتوان گفت که سمن های مدافعه گری که از دولت بودجه می گیرند چندان خوشنام نیستند اما در مورد دریافت بودجه خارجی شرایط متفاوت است. از آنجایی که رژیم سرکوبگر و بی اعتبار است، و بسیاری از این مدافعه گران خارج نشین هنگامی که داخل ایران بودند به روزنامه نگاری و کنشگری مشغول بوده و احترام و اعتبار اجتماعی کسب کرده اند، هنوز از نظر عموم مردم دارای اعتبار هستند.

4- دور شدن از هدف – «انرژی این سازمان ها صرف درخواست بودجه برای آینده در چارچوب تعیین شده توسط تخصیص دهندگان بودجه و تهیه کارنامه برای ارائه به تخصیص دهندگان بودجه برای جذب بودجه آینده می شود زیرا که «بایستگی گزارش کار بیشتر شده است.»(6) «منتقدان داخلی و بین المللی به نبود پایداری و انگیزه قوی برای نگهداری سازمانی اشاره می کنند که حتی بشردوستانه ترین سمن ها را تبدیل به دستگاه جذب بودجه و اجرای اوامر تخصیص دهندگان بودجه خارجی می کند.»(7) «سازمان هایی که تلاش می کنند شایسته بودجه ی برنامه های خیلی مشخص یا قراردادهای دولتی باشند، گاه از هدف نخست خود دور می شوند، که هدف دراز مدت و منبع اعتبار آنها در میان مردم بوده است.»(6)

برای نمونه، کارمندان این سازمان ها مجبورند که به جای دقت در موضوع یا محتوا، روی جذابیت و مردم پسندی کار خود مایه بگذارند و به جای پرداختن به تاثیر کار در جامعه، به فکر چهره پردازی برای کارنامه فعالیت هایشان باشند. از این رو، به جای کار روی مفاهیم محوری حقوق بشر یا حقوق زنان، به موضوع های جنجالی و همگان پسند روی می آورند که بازتاب خارجی هم داشته باشد و به مذاق تخصیص دهندگان بودجه خوش آید.

توضیح: این پژوهش ها درباره سازمان های مدنی بود که در داخل کشور و در میان مردم همان کشور کار می کنند و از بودجه دولتی همان کشور و یا از بودجه ها بین المللی استفاده می کنند. از آنجایی که سازمان های مورد بحث ما، سازمان های مدافعه گری در خارج کشور هستند که از بودجه بین المللی استفاده می کنند، شرایط ویژه ای دارند که چالش های دیگری نیز می آفریند.

5 – دوری از جامعه – این سازمان ها بخشی از جامعه مدنی* ایران نیستند، بلکه در بهترین حالت می توانند حامی جامعه مدنی باشند. هیچ یک از این سازمان ها حتی در تماس مستقیم با جامعه مدنی ای که برای آن کار می کنند نیستند. از این رو، به طور روزمره و از راه مستقیم مشکلات واقعی جامعه را لمس نمی کنند. افراد فعال در این سازمان ها بخاطر شرایط امنیتی در ایران امکان سفر به ایران را هم ندارند. از این رو، آگاهی آنان از شرایط جامعه غیرمستقیم است. همچنین، امکان گرفتن بازخورد از جامعه را هم ندارند. کار و عملکرد آنان از استفاده از بازخورد جامعه مدنی محروم باقی می ماند.

6 – آغاز از بالا به جای جوشش از پایین – این سازمان های مدافعه گری خارج کشور هیچ یک به طور خودجوش و از پایین آغاز به کار نکرده است. بلکه آغاز حرکت آنها از بالا بوده و با تعریف پروژه ها توسط تخصیص دهندگان بودجه شکل گرفته و سپس افرادی با درخواست و گرفتن این بودجه ها، سازمان های مدافعه گری را شکل داده اند.

7 – افت فرهنگ کنشگری داوطلبانه – در حال حاضر بخش بزرگی از نیروی انسانی با تجربه در زمینه مدافعه گری مشغول کار در سازمان هایی هستند که با بودجه خارجی کار می کنند و مخاطبین زیادی هم دارند. فراوانی بودجه و موقعیت های شغلی در این سازمان ها باعث شده که فرهنگ کار داوطلبانه خودبخود به حاشیه رود و کم کم از نظر یک گروه خاص اجتماعی که توانایی جذب شدن به این سازمان ها را دارند، به فراموشی سپرده شود که روی دیگر گروه های اجتماعی نیز شاید تا حدودی تاثیرگذار باشد.

8 – تاثیرگذاری اندک – پروژه های بودجه دار با هدف ارائه کارنامه برای مسئولان خارجی و گرفتن بودجه بیشتر انجام می گیرد، صرف نظر از اینکه مهم یا تاثیرگذار باشد یا نباشد. اما آیا این گونه کنشگری برای جامعه درون ایران سودآوری دارد؟ یعنی در راستای تحرک بخشیدن به جامعه است یا حرکت مدنی ایجاد می کند؟

به نظر می رسد که این پروژه ها نه تنها حرکتی ایجاد نمی کند، بلکه شاید آنطور که در پدیده بی تفاوتی اطرافیان (bystander apathy) توصیف شده باعث کرختی بیشتر جامعه می شود. همه مردم ایران از طریق رسانه های خارج کشور از موارد نقض حقوق بشر آگاه می شوند و متوجه می شوند که همه دنیا از این موارد خبر دارند و نتیجه می گیرند که حتما کسانی که باید کاری کنند، می کنند. اگر منابع معتبری مانند بی بی سی و صدای امریکا چنین گزارشی را می دهند، دولت های انگلیس و امریکا حتما خبر دارند و اگر کاری از دستشان برآید انجام می دهند و کاری برای یک شهروند عادی در ایران باقی نمی ماند. یعنی به انگیزه کنشگری داوطلبانه آسیب می زند. از سوی دیگر، از آنجایی که همه رسانه های فارسی زبان و سازمان های مدافعه گری در خارج کشور به طور مداوم روی یک سری موضوع های مربوط به نقض حقوق بشر از سوی حکومت تاکید می کنند، بینندگان به تدریج دچار خستگی از رسانه ها (media fatigue) می شوند و این موضوعات برایشان عادی و پیش پا افتاده می شود.

9 – نداشتن ظرفیت گسترش – به طور معمول، سمن ها با جذب افراد داوطلب گسترش می یابند و نیز با استفاده از کمک های مردمی ظرفیت خود را افزایش می دهند. اما سازمان های خارج کشور امکان جذب نیروی داوطلب را ندارند زیرا که شیوه کار آنها با گرفتن پول تعریف می شود. همه افراد فعال در این سازمان ها کارمند تمام وقت یا نیمه وقت سازمان هستند. همچنین به خاطر شرایط امنیتی کشور به ندرت امکان استفاده از کمک های مردمی را می یابند.

جمع بندی – سازمان های مدافعه گری در خارج کشور می توانند در ثبت تجربه و تاریخ همه جانبه ایران بکوشند و با ترجمه متون و تجربه کشورهای دیگر در حوزه های مردم سالاری، حقوق بشر و حقوق زنان و ایجاد یک پل آگاهی میان ایرانیان و جهانیان به جامعه مدنی کمک کنند، اما نمی توانند پیشگام حرکت مدنی و جنبش اجتماعی در داخل کشور باشند. برخلاف تصور تخصیص دهندگان بودجه که می خواهند با بودجه خود به جامعه ایران تلنگر زده و آن را بیدار کنند و به حرکت اجتماعی یا سیاسی وادارند، این سازمان ها، به همه دلایلی که گفته شد، نمی توانند پیشگام حرکت در ایران باشند. آنها تنها عامل اجرای یک سری پروژه های از پیش تعریف شده هستند گرچه با تجربه و توانایی خود برنامه های گاه حتی با کیفیت قابل توجه تهیه می کنند.

چالش های مدافعه گری در داخل کشور

کنشگران داخل کشور با چالش های عمده ای در زمینه آزادی و امکانات مواجه هستند. من چون در ایران زندگی نمی کنم، با همه این چالش ها آشنا نیستم و تنها برخی از آنها را برمی شمارم.

کاهش سرمایه اجتماعی و نیروی انسانی – جامعه مدنی کشور یک بخش جدی از قشر فعال را با مهاجرت های اخیر از دست داده است.

نگاه امنیتی-سیاسی به کنشگران مدنی –بودجه های بین المللی برای مدافعه گری در خارج کشور با برنامه های “براندازی نرم” همراه بوده است. در نتیجه، از یک سو رفتار حکومت با مدافعه گری حتی در داخل کشور هم بشدت امنیتی است و از سوی دیگر هر حرکت کنشگران داخلی از سوی اپوزیسیون خارج نشین یک حرکت سیاسی تلقی می شود. از این رو، کنشگران داخلی خیلی با احتیاط و دست و پا براه کار می کنند.

به حاشیه رفتن صدای کنشگران داخلی – سازمان های مدافعه گری در خارج و نیز رسانه های خارجی فارسی زبان با بودجه های هنگفت کار می کنند، کارمندان تمام وقت استخدام می کنند و برنامه های با کیفیت تهیه می کنند. این درحالی است که کنشگران داوطلب در داخل کشور بودجه مشخصی برای کنشگری ندارند و در زمینه تامین بودجه با چالش های امنیتی عمده ای مواجه هستند. بزرگترین تریبون آنها معمولا یک تارنمای بی زرق و برق برای آگاهی رسانی است زیرا به لحاظ دسترسی به امکانات فنی با دشواری های خاصی مواجه هستند. از سوی دیگر امکان علنی کردن بسیاری از برنامه ها، اخبار و اقداماتی که در داخل از کشور صورت می گیرد به دلایل امنیتی وجود ندارد. از این رو رساندن صدایشان به مخاطبین حتی در شبکه های اجتماعی بسیار دشوار است. یعنی کنشگران داوطلب در عمل تقریبا بدون تریبون های موثر می مانند.

اهمیت کنشگری داوطلبانه و نقش آن در حرکت های مدنی

حرکت های مدنی و جنبش های اجتماعی سده اخیر، از جنبش حقوق مدنی در امریکا گرفته تا انقلاب ایران، همه و همه با کنشگری داوطلبانه آغاز شده و هنوز ایران ما نیازمند حرکت های اجتماعی زیادی است تا مردم سالاری و حقوق بشر و جایگاه و فرصت های برابر زنان در آن معنا پیدا کند. به ویژه برای دفاع از حقوق زنان، به خاطر ویژگی های فرهنگی و درون زا، کنشگری داوطلبانه دارای اهمیت جدی است.

سازمان های مردم نهاد (سمن) که غیرانتفاعی و غیردولتی هم خوانده می شوند، برخی ویژگی های مشترک دارند.(9)
سازمان: سازمان رسمی یا غیر رسمی و شیوه منظمی برای فعالیت و تصمیم گیری دارند.
غیردولتی: مستقل از دولت عمل می کنند.
غیرانتفاعی: هدف آنها سود مالی برای هیچ فرد خاص یا گروهی از افراد خاص نیست، گرچه ممکن است به گروهی عام از مددجویان سود برسانند و یا فعالیت های انتفاعی به نفع هدف سازمان داشته باشد.
خود مختار: سازمان امور خود را خود اداره می کند و از بیرون اداره نمی شود.
داوطلبانه: داوطلبان کار یا پول خود را بدون چشمداشت و به اختیار، و نه به اجبار، در اختیار هدف های سازمان می گذارند.

مهم ترین هدف سازمان های مدنی مدافعه گر، نهادینه کردن دفاع از حقوق بشر و به ویژه زنان و کودکان است. کار مدافعان حقوق بشر تنها محدود به نجات جان یک یا چند زندانی محکوم به اعدام یا حل مساله بیکاری زنان یا حق طلاق یا لغو حجاب اجباری نیست، بلکه هدف ما نهادینه ساختن حقوق بشر است.

نهادینه ساختن حقوق بشر بدین معناست که هنجارهای حقوق بشر در بافت های اجتماعی طوری تنیده می شود که جدا از فرهنگ و ساختار جامعه نیست. یعنی اینکه دفاع از حقوق بشر به عهده این فرد یا آن فرد مشخص نیست، سلیقه ای نیست، بلکه تبدیل به یک هنجار اجتماعی شده، با قانون محافظت می شود و گرچه با کنش آگاهانه برخی افراد آغاز شده، اما از کنش فردی فراروییده و به کنش اجتماعی تبدیل شده بدین مفهوم که نهادهایی در جامعه وجود دارند که از حقوق بشر دفاع کنند، صرف نظر از اینکه میل و اراده و سلیقه و کنش افراد مشخصی در راستای آن یا در مخالف با آن باشد.

هر حرکتی برای نهادینه شدن آزادی های مدنی و حقوق زنان و حقوق بشر و … همواره با کنشگری داوطلبانه آغاز شده است. از نظر اصولی نیز دفاع از حقوق بشر در ایران نمی تواند و نباید به کمک خارجی تکیه کند. مردم هر کشور باید بتوانند از حقوق خودشان دفاع کنند و تصمیم گیری برای آینده شان را در همه زمینه های فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و سیاسی خود بدست گیرند.

ضروری است تاکید شود که کنشگری خودجوش و داوطلبانه از چند رو اهمیت دارد:

• حرکت خودجوش و از پایین است؛ از بالا تعریف نمی شود. کنشگران موضوعات عینی را که در زندگی روزمره می بینند، برجسته می کنند. قید و بندی در انتخاب موضوع وجود ندارد، مگر اینکه سیستم سرکوب دولتی برای آن محدودیت ایجاد کند. موضوع کار گزینه مشترک داوطلبان است و بس.
• داوطلب وقت و یا پول خود را تنها صرف موضوعی می کند که برایش بسیار بااهمیت است. حرکت های خودجوش داوطلبانه روی موضوعات اساسی مدافعه گری در جامعه انگشت می گذارد، صرف نظر از اینکه مخاطب پسند باشد یا نباشد. از این رو می تواند نوآوری کند، در راستای تغییر فرهنگ و قانون و نهادینه سازی باشد، و به ایجاد حرکت مدنی بیانجامد.
• کنشگران داوطلب برای پیشبرد هدف هایشان حاضر به پرداخت هزینه های جانبی، مانند بازداشت و زندان و محرومیت از کار و تحصیل، هستند در حالیکه کسی که قراردادی و در ازای پول کار می کند فقط در ازای پول و در چارچوب قرارداد استخدامی کار می کند.
• سمن داوطلبانه توان جذب داوطلبان دیگر و گسترش در عرصه عمومی و تبدیل شدن به سمن پایدار و سازمان کارآ را دارد.(10)

کنشگری داوطلبانه به معنای نفی ضرورت سازمان های رسمی و ثبت شده و دارای بودجه و کارمند نیست. بلکه سازمان های مدنی در نهادینه شدن حقوق بشر نقش اساسی دارند، از سازمان های محلی گرفته تا ملی و بین المللی مانند دیده بان حقوق بشر. اما هیچ یک از این سازمان ها سیاسی نیستند و از بودجه های سیاسی استفاده نمی کنند یا اصولا از بودجه های دولتی استفاده نمی کنند که مبادا سیاست دولت ها روی کنش آنها سایه بیافکند.

کادر حرفه ای برای رشد سمن ها از چند جهت اهمیت دارد.
پایداری: کادر حرفه ای با نظم بخشیدن به اداره امور و انتقال تجربه نقش موثری در پایداری سازمان دارد.
مدیریت نیروی داوطلب: نیروهای داوطلب بدون مدیریت نمی توانند رشد و کارآیی موثر داشته باشند.
اداره امور مالی: حسابداری برای پاسخگو بودن به اهداگران کمک های مالی و افزایش کشش سازمان برای جذب کمک های مردمی ضروری است.
گسترش ظرفیت: کادر حرفه ای نقش موثری در ظرفیت سازی سمن دارد. سمن ها با ظرفیت سازی، پتانسیل تبدیل شدن به سازمان های کارآ را دارند.(10)

حمایت مالی دولت ها، از سطح محلی و شهرداری گرفته تا سازمان ملل متحد، از برنامه های اجتماعی و بهداشتی و آموزشی برای زنان دارای اهمیت فراوان است و در راستای برنامه های هزاره برای فقرزدایی، خشونت زدایی، بهداشت، و … است. همه دولت ها متعهد شده اند که در راستای اهداف هزاره فعالیت کنند. بودجه دادن به سازمان های مردم نهاد محلی بدین منظور برای دولتها بسیار به صرفه تر و کارآتر است تا استفاده از بوروکراسی دستگاه دولتی.

دولتها معمولا با برنامه های اجتماعی مشکلی ندارند. حکومت جمهوری اسلامی بیشترین همکاری را با نهادهای سازمان ملل متحد در زمینه هایی مانند بهداشت کودکان و مادران و نیز مبارزه با مواد مخدر داشته است.

چالش و فرصت های آینده مدافعه گری پس از برجام

پس از برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) و بهبود روابط سیاسی ایران با کشورهای غربی، سیاست عمومی (Public Dipolomacy) کشورهای خارجی در زمینه های رسانه ای و بودجه ای چه دگردگونی هایی خواهد داشت؟ و در پیامد این دگرگونی ها، چه فرصت ها و چالش هایی در انتظار روند مدافعه گری در زمینه های دمکراسی خواهی، دفاع از حقوق بشر و برابری خواهی زنان خواهد بود؟

شاید بسته شدن روزآنلاین پیش در آمد تغییرات بیشتر و جدی تری در آینده سازمان های مدافعه گری و رسانه های فارسی زبان در خارج کشور پس از برجام باشد. اما این کاهش بودجه ها به چه میزان ادامه خواهد یافت؟

دولت های غربی بیش از آنکه به حقوق بشر ارج بگذارند، از آن به عنوان یک ابزار ساده در میدان سیاست استفاده می کنند. هرچه حجم مبادلات اقتصادی با ایران افزایش یابد، شدت اعتراض غرب به نقض حقوق بشر در ایران به همان اندازه کاهش خواهد یافت.

یک: بطور کلی، دولت ها دفاع از حقوق بشر را وقتی که در راستای سیاست های آنها باشد علم می کنند. دفاع دولت های غربی از حقوق بشر به این شکل است که بیشتر بودجه حقوق بشر دولت های غربی در خاورمیانه صرف پروژه های مربوط به ایران می شود. اما باید در نظر داشت که این آگاهی رسانی درباره موارد نقض حقوق بشر در مورد کشورهای دیگر صورت نمی گیرد. روزنامه نگاران دیگر کشورهای دیکتاتوری نه تنها چنین بودجه ای نمی گیرند، بلکه صدای آنها آگاهانه ناشنیده گرفته می شود.

دو: دفاع از حقوق بشر را وقتی که بر خلاف منافع سیاسی آنها باشد، در دستور کار قرار نمی دهند که هیچ، آن را جرم انگاری می کنند. نمونه زنده این ماجرا، آقای کرگ موری (Craig Murray)، سفیر پیشین انگلیس در ازبکستان، است که بخاطر صحبت درباره شکنجه و قتل دولتی و اعدام در آب جوش و تلاش برای دفاع از حقوق بشر مردم ازبکستان مورد توبیخ و پاپوش سازی قرار گرفت و در نهایت کار خود را از دست داد.**(11)(12)

به گفته ایشان، تنها در تاشکند 40 هزار پلیس مخفی وجود دارد. شکنجه، از جمله کشیدن ناخن، تجاوز به زنان و مردان با بطری، در سیستم دادگستری و زندانها بشدت رایج است، روزنامه نگاران زندانی و سرکوب می شوند، خودسوزی زنان جوان گسترده است. در سال 2005 دولت روی تظاهرکنندان علیه فقر و بیکاری در شهر اندیجان آتش گشود و صدها نفر کشته شدند و هنوز رژیم در اینباره پاسخگو نیست. یکی از شیوه های اعدام در ازبکستان جوشاندن در آب داغ است. و رئیس جمهوری همین کشور توسط بوش پسر به کاخ سفید دعوت شد.

خبر مرگ ندا آقا سلطان در جهان پیچید، اما نام کدام یک از قربانیان اندیجان را ما شنیدیم؟ اصلا تا کنون چند خبر درباره نقض حقوق بشر در ازبکستان در بی بی سی و صدای امریکا و رادیو فردا دیده ایم؟ سال ها پس از آنکه دیده بان حقوق بشر و دیگر سازمان های بین المللی مدافع حقوق بشر از نقض شدید حقوق بشر در ازبکستان گزارش دادند و فریادشان را رسانه ای کردند، در سال 2010 دولت امریکا پذیرفت که شکنجه در ازبکستان وجود دارد.

اما وضعیت ایران با ازبکستان فرق دارد. تقریبا همه بودجه 30-40 میلیون دلاری وزارت امور خارجه امریکا برای دمکراسی و حقوق بشر در منطقه خاورمیانه و آسیای نزدیک درسالهای اخیر صرف پروژه های مربوط به ایران شده است.(2) نام عربستان سعودی به خاطر پول از «فهرست سیاه عاملان کشتار کودکان یمنی» در گزارش سازمان ملل متحد حذف می شود(13)

چالش های آینده پس از برجام

بودجه کشورهای غربی برای دفاع از حقوق بشر و رسانه ها جهت گیری سیاسی داشته و دارد. از این رو، با بهبود روابط غرب با ایران، بودجه های غربی برای سازمان های مدافعه گری خارج کشور به شدت کاهش خواهد یافت.

افت خبررسانی درباره موارد نقض حقوق بشر – یک چالش در آینده نزدیک این است که با کاهش این بودجه ها خلاء جدی در زمینه خبررسانی درباره موارد نقض حقوق بشر به وجود خواهد آمد. این بدان معناست که حکومت ایران با دست بازتری می تواند برخی افراد و انجمن ها و اقلیت ها را مورد فشار قرار داده و سرکوب کند بدون آنکه نگران بازتاب خبری سرکوب در رسانه ها و یا اعتراض عمومی باشد.

ضعف فرهنگ کنشگری داوطلبانه – شاید یکی از چالش های ما در آینده ایجاد فرهنگ کنشگری داوطلبانه باشد. شاید هم این چالش ویژه شرایط کنونی است که بودجه های خارجی شرایط کار مزدبگیری را فراهم ساخته و کنشگری داوطلبانه را گزینه غیرضروری می نمایاند. در هرحال، می دانیم که در دهه گذشته، با وجود همه مهاجرت ها، همواره کنشگرانی در ایران فعال بوده و با حوصله و بدون سروصدا و بدور از هیاهوی سیاسی به کار پرداخته اند. اگر خبری نمی شنویم، دلیل بر این نیست که کاری انجام نمی گیرد. بلکه گاه به این دلیل است که کار دراز مدت است و در کوتاه مدت خبر ایجاد نمی کند، یا اینکه دوستان کنشگر به خاطر شرایط سرکوب نمی خواهند خبری به بیرون درز کند تا مبادا برخی خارج نشینان با استفاده از کار آنها، سروصدای تبلیغاتی علیه رژیم براه اندازند و آنها یا کار و فعالیت شان مورد ضربه قرار گیرند. ضمن اینکه این کنشگران انتظار تشویق و جایزه از خارج کشور را ندارند و همان اندک تغییری که پیرامون خود ایجاد می کنند، برایشان کافیست.

اما در کنار این چالش، فرصت ها هم پدیدار می شوند، از جمله فراهم شدن بستر رشد کنشگری داوطلبانه.

فرصت های پیش رو

صلح و ثبات سیاسی – یک پیامد برقراری روابط سیاسی و اقتصادی با امریکا، کاهش شدید و حتی شاید از میان رفتن خطر براندازی نرم و حمله نظامی خارجی علیه ایران است. این در راستای تثبیت سیاسی و صلح است. صلح همواره بستر توسعه و دمکراسی و حقوق بشر بوده است. با تثبیت امنیت سیاسی برای حکومت ایران، و برقراری روابط با غرب، روند رشد توسعه در ایران شتاب خواهد گرفت. شرایط داخلی کشور به تدریج از فضای تنش سیاسی و آماده سازی دائمی برای جنگ فاصله خواهد گرفت. در شرایط صلح و ثبات سیاسی، احتمال می رود خواست همگانی برای کاهش سرکوب و افزایش آزادی های مدنی افزایش یابد و افزایش جدی امنیت سیاسی کشور به رشد نسبی امنیت اجتماعی برای کنشگران مدنی بیانجامد. با از بین رفتن خطر براندازی نرم با بودجه خارجی، اتهام «تهدید برای امنیت ملی» برای کنشگران کاهش یافته و فضا برای فعالیت اجتماعی در کشور بازتر می شود.

افزایش امید شهروندان به آینده بهتر – امنیت سیاسی کشور و عادی سازی رابطه با غرب، به نوبه خود امید مردم را نسبت به آینده ای بهتر بالا برده و مشارکت سیاسی و اجتماعی همگانی را افزایش خواهد داد چنانکه شاهد شرکت پرشور مردم در انتخابات سال جاری بودیم. افزایش امید مردم به آینده ای بهتر، باعث خواهد شد که بیشتر به دنبال راه های تاثیرگذاری روی جامعه و محیط پیرامون خود باشند و از این رو تعداد داوطلبان کنشگر و سازمان های مردم نهاد به مراتب افزایش خواهد شد.

گسترش و عمیق شدن مدافعه گری – با توجه به نکات بالا، می توان پیش بینی کرد که مفهوم حقوق بشر و حقوق زنان از بازی های سیاسی بین المللی و اپوزیسیون گرایی جدا شده و عمق و گسترش یابد. برخی موارد نقض حقوق بشر جنبه سیاسی ندارد و می توان با همین رژیم هم برای تحقق بسیاری از حقوق بشر وارد گفتگو شد. یک نمونه، مساله بهداشت زنان و کودکان است. بهداشت همگانی و به ویژه بهداشت زنان و کودکان از جمله حقوق بشری است که جمهوری اسلامی در راه آن تلاش کرده است. با جداسازی حقوق بشر از سیاست، بهتر می توانیم درباره فقر، خشونت، بیکاری و بهداشت زنان مانند سرطان پستان و سقط جنین… صحبت کنیم و دولت را تشویق یا مجبور به سیاست گذاری مثبت در این زمینه ها کنیم.

ایجاد شبکه های فراملی همیاری مدنی – صلح و ثبات سیاسی در منطقه به افزایش ارتباط سازمان های مدنی در کشورهای منطقه خواهد انجامید. بطور نمونه، برای مدافعین حقوق زنان امکان برقراری پیوندهای خواهرانه با دیگر کنشگران و سازمان های مدنی حقوق زنان در منطقه، بویژه در کشورهایی با فرهنگ و زبان مشترک مانند افغانستان و تاجیکستان و آذربایجان فراهم خواهد شد.

فشار افکار عمومی جهان – فرصت برای تاثیرگذاری افکار جهانی رشد خواهد کرد به ویژه اگر سمن های ایرانی با سمن های کشورهای دیگر جهان و یا سمن های بین المللی ارتباط های گسترده برقرار کنند و بتوانند در مواردی افکار عمومی جهان را برای توجه به نقض حقوق زنان در ایران بسیج کنند. برقراری روابط رسمی با دولت های غربی باعث خواهد شد که اهرم فشار غرب برای رعایت حقوق بشر بازتعریف شود و دولتمردان غربی در پاسخ به فشار افکار عمومی شهروندان خویش، در دیدارهایشان با مسئولین رژیم از آنها بخواهند که اعدام ها را کاهش داده و حقوق زنان و کودکان را محترم بشمارند. کارزار «قانون بی سنگسار» از این ابزار به شیوه بسیار موثری سود جست.

افزون بر آن، امید می رود که با حضور بیشتر و فعال تر ایران در صحنه بین المللی، مسئولین کشور مجبور شوند به برخی خواسته های نهادهای بین المللی، مانند سازمان ملل متحد و عفو بین المللی و دیده بان حقوق بشر، بیشتر توجه کنند.

نتیجه گیری: فرصت ها بیشتر از چالش ها

شرایط دشوار کار در ایران و سرکوب روشنفکران و کنشگران باعث مهاجرت بخشی از سرمایه اجتماعی ایران به خارج از کشور شده و بودجه های خارجی امکان اشتغال آنها را در خدمت رسانه های غربی و یا سازمان های مدنی وابسته فراهم کرده است. گرچه اشتغال این افراد یک امر عادی است، اما مدافعه گری با استفاده از بودجه تخصیص دهندگان بودجه خارجی در خارج از کشور در راستای حرکت مدنی نیست و حداکثر می تواند نقش حمایت از جامعه مدنی ایران را داشته باشد. کنشگری خودجوش و داوطلبانه و سازمان های مردم نهاد داخل کشور مهمترین نقش را در جامعه مدنی و آغاز حرکت های اجتماعی خواهند داشت. دولت های غربی از حقوق بشر به عنوان ابزار سیاسی استفاده می کنند و با افزایش حجم مبادلات اقتصادی با ایران، کمتر به تخصیص بودجه برای حقوق بشر در ایران خواهند پرداخت. از این رو، یکی از چالش ها در آینده می تواند خلاء در خبررسانی باشد. فرصت هایی نیز برای مدافعه گری در ایران پیش رو هست زیرا افزایش جدی امنیت سیاسی کشور به رشد نسبی امنیت اجتماعی برای کنشگران مدنی خواهد انجامید. امنیت سیاسی کشور و عادی سازی رابطه با غرب، به نوبه خود اعتماد سیاسی مردم را نسبت به آینده ای بهتر بالا برده و مشارکت سیاسی و اجتماعی همگانی را افزایش خواهد داد. همیاری سازمان های مدنی و فشار افکار عمومی مردم جهان موثرتر از بودجه دولت های خارجی در وادار کردن دولتمردان ایرانی برای رعایت حقوق بشر عمل خواهد کرد.

توضیح: این نوشته متن سخنرانی نویسنده با عنوان “مدافعه گری پس از برجام: چالش ها و فرصت ها” است که در بیست و هفتمین کنفرانس بنیاد پژوهش های زنان ایران ایراد شد. این کنفرانس در روزهای 5 تا 7 اگوست 2016 در شهر واشنگتن دی سی برگزار شد.

* «بانک جهانی یک تعریف از جامعه مدنی را که گروهی از مراکز عمده پژوهشی تدوین کرده اند پذیرفته است: “عبارت جامعه مدنی به دسته وسیعی از سازمان های غیردولتی و غیرانتفاعی گفته می شود که در زندگی اجتماعی حضور دارند، و با ملاحظات اخلاقی، فرهنگی، سیاسی، علمی، مذهبی یا نوعدوستی، منافع و ارزش های اعضای خود یا دیگران را ابراز می دارند. از این رو، سازمان های جامعه مدنی به یک دسته بزرگی از سازمانها گفته می شود: گروه های محلی، سازمان های غیردولتی، اتحادیه های کارگری، گروه های بومی، سازمان های خیریه، سازمان های مذهبی، انجمن های حرفه ای، و بنیادها.”»(8)

** به گفته کرگ موری (Craig Murray)، سفیر پیشین انگلیس در ازبکستان ، درسال 2003 یک استاد ادبیات در سمرقند به نام جمال میرسعیدوف با ایشان دیدار کرد و از نقض حقوق بشر در ازبکستان گفت. شش ساعت پس از این دیدار، ایشان جلوی در خانه اش جسدی را یافت، جسد نوه 18 ساله اش را که بدنش بشدت مضروب شده و یک دستش بطور کامل در مایع داغی سوخته شده بود بطوری که پوست رفته و گوشت نمایان بود. یعنی که شکنجه شده بود تا هشداری برای سعیدوف و سفیر باشد. در همان حال، مقامات مسئول در ازبکستان گفتند که مرگ پسر جوان براثر استفاده از مواد مخدر بوده است. حتما فکر می کنید که سفیر انگلیس با استفاده از مصونیت سیاسی خود پیگیر قضیه شد، درست؟ درست، ایشان پیگیر قضیه شد و تلاش کرد که خبر شکنجه در آب جوش و قتل توسط عوامل رژیم را به گوش مقامات بالاتر برساند و از سرکوب وشکنجه در زندان ها و اعدام در آب جوش بگوید و اینکه همدستی با چنین رژیمی در مبارزه با ترور، تنها به ضرر دولت های غربی است. اما نه تنها کسی به حرف وی توجه نکرد، بلکه خود وی در مقام سفیر توبیخ شد، برایش پرونده سازی شد و کار به جایی رسید که سفیر بیچاره دچار روان پریشی و افسردگی شدید شد و کارش به بیمارستان روانی کشید. در نهایت هم کارش را از دست داد.(11)(12)

1- وحدتی, سهیلا. “شبنم دو هفته دیگر اعدام می شود.” ایران امروز. N.p., 28 July 2008. Web. 10 July 2016.
www.iran-emrooz.net
2-
Katzman, Kenneth. Iran: Politics, Gulf Security, and U.S. Policy. 7-5700. www.crs.gov ed. Vol. RL32048. Congressional Research Service. 19 Mar. 2016. Web. 1 June 2016.
www.fas.org

3-
Brown, Katherine, Chris Hensman, and Palak Bhandari. “2015 Comprehensive Annual Report on Public Diplomacy and International Broadcasting.” U.S. Department of State. U.S. Department of State, n.d. Web. 10 July 2016.
www.state.gov

4-
“What Is PD?” UCS Center for Public Diplomacy. University of Southern California, n.d. Web. 1 July 2016.
uscpublicdiplomacy.org

5-
“Institute for Women’s Empowerment (IWE).” Hivos Partners. Hivos People Unlimited, n.d. Web. 9 July 2016.
www.hivos.org

6-
Scott, Katherine. Funding Matters: The Impact of Canada’s New Funding Regime on Nonprofit and Voluntary Organizations. Ottawa: Canadian Council on Social Development, 2003. ResearchGate. Web. 1 June 2016.
www.researchgate.net

7-
Parks, Thomas. “The Rise and Fall of Donor Funding for Advocacy NGOs: Understanding the Impact.” Development in Practice 18.2 (2008): 213-22. Global Policy Forum. Web. 12 June 2016.
www.globalpolicy.org

8-
“Defining Civil Society.” Civil Society. World Bank, 22 July 2013. Web. 10 July 2016.
web.worldbank.org

9-
Salamon, Lester M. Global Civil Society: Dimensions of the Nonprofit Sector: Volume 2. Vol. 2. Bloomfield, CT: Kumarian Pr., 2004. Print.
10 –
“Creative Capacity-Building.” Contemporary Capacity-Building in Educational Contexts (n.d.): n. pag. Venture Philanthropy Partners. McKensey & Company, 2001. Web. 9 July 2016.
www.vppartners.org

11 –
Goodman, Amy. “EXCLUSIVE: Ex-British Ambassador to Uzbekistan Craig Murray on Why He Defied UK Foreign Office by Posting Classified Memos Blasting U.S., British Support of Torture by Uzbek Regime.” Democracy Now! N.p., 19 Jan. 2006. Web. 10 July 2016..
www.democracynow.org

12 –
Walsh, Nick Paton. “The Envoy Who Said Too Much.” The Guardian. Guardian News and Media, 15 July 2004. Web. 10 July 2016
www.theguardian.com

13-
“بان کی مون حذف ائتلاف سعودی از لیست سیاه را ‘تصمیمی سخت و دشوار’ خواند.” BBC Persian. N.p., 9 June 2016. Web. 10 July 2016.
www.bbc.com

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)