همچنانکه بسیاری از مفاهیم، در حوزه های گوناگون در حال تغییر هستند مفهوم رهبری نیز با آهنگی بسیار سریع در حال تغییر است. اکنون به سهولت می توان دریافت که مفاهیم پیشین از این مفهوم در حال فروپاشی است و کارکردها و فرآیندهای آن نیز به سوی تحول و تغییر ساختار حرکت می کنند.

در این نوشتار، رهبری از سه دیدگاه “سنتی”، “مدرن” و “پسانوگرا” و ویژگی های رهبران بر اساس این دیدگاه ها مورد بررسی قرار می گیرد. اما پیش از آن، لازم است به چرایی تغییر جهان در عصر کنونی اشاره کنیم:

جهان کنونی دارای چه ویژگی هایی است:

پیچیده و چندگانه بودن واقعیت (در برابر ساده پنداری)

جهان چند مرتبه‌ای (در برابر جهان سلسله مراتبی)

جهان به مثابه صورت تمام نما (در برابر جهان ماشینی)

نامشخص و نامعین بودن جهان (در برابر اعتقاد به ثبات و پیش بینی بر اساس تصورات پیشینی)

رابطه ی علت و معلولی چرخشی ( در برابر رابطه ی مستقیم و یک طرفه)

ژرف اندیشی و بعد نگری (در برابر عینیت گرایی محض)

تفکر ترکیبی (در برابر تفکر تحلیلی)

بر همین اساس باید گفت دنیای جدید نیازمند سازمان های جدید است و سازمانهای جدید نیازمند رهبران جدید هستند.

رهبری در مدل های سنتی، مدرن و پسامدرن

در میان تقسیم بندی های گوناگون از مدل های رهبری، شاید بهترین آنها، تقسیم بندی است که رهبران سازمانی را در سه دسته ی “سنتی”، “مدرن” و “پسامدرن” قرار می دهد. بررسی ویژگی های هر سه مدل رهبری، می تواند آینه ی تمام قدی از وضعیت رهبران و تعلق آنها به هریک از مدل ها را نشان دهد:

رهبری سازمانی در مدل سنتی دارای چه ویژگی هایی است؟

ارباب(Master):

او در راس گروه یا سازمان قرار دارد.

مالک سازمان و افراد آن است.

هر گونه بخواهد تصمیم می گیرد

کسی نمی تواند و نباید او را بازخواست کند

همه چیز به او تعلق دارد.

اقتدار گرا(Authoritarian):

خواهان اطاعت مطلق است

هرگونه شایسته بداند دیدگاه های خود را پیاده می کند

اعضای سازمان را وادار می کند جز به خواسته او به خواسته دیگری نیاندیشند.

برده دار: (Slave Driver)

با اقتدار تمام، فعالیت زیردستان را در نظر دارد

به جزییات کار اعضا توجه می کند

به شرح وظایف و انجام دقیق کارها اعتقاد کامل دارد

زمامدار مستبد:(Tyrant)

بر فعالیت های اعضا کنترل کامل دارد

رفتار اعضا را به شیوه ای که می خواهد تنظیم می کند

نخبه: (Elite)

رهبر بالاترین عضو سازمان است

فرمانروا :(Ruler)

رهبر فرمانروای بلا منازع بوده و اعضای سازمان خود را به هر شکلی که صلاح بداندهدایت می کنند

ویژگی های رهبر سازمانی در پارادایم مدرن (Modern)

تیزبین(Panoptic):

رهبر همه ی اعضا را به دقت زیر نظر دارد

ارزیابی نهایی عملکرد اعضا بر عهده ی اوست

اقتدار گرا(Authoritarian):

رهبر بر این باور است که قدرت باید روشن، پذیرفتنی و غیر قابل بحث باشد

دارای شبکه کیفری(Penal Mechanisms):

رهبر رسیدگی کننده فعالیت های نیک و بد اعضا است

بیان کننده فعالیت های نیک و بد اعضا است

اصلاح گر رفتارهای نامطلوب و تنبیه کننده یا پاداش دهنده است

سازمان دهنده(Organizer):

رهبر پدید آورنده و کنترل کننده بخش های مختلف سازمان است

نشسته در راس هرم (Pyramid):

رهبر در راس هرم سازمان قرار دارد و به امر و نهی اعضا گروه می پردازد

صدر نشین(Top):

رهبر رییس سازمان و در صدر آنهاست

بالاترین مقام را در سلسله مراتب دارد

شخص اول گروه یا سازمان است.

بازرس و بازبین(Inspector):

مسوول بقا و تداوم کاریا سازمان است

به بررسی دقیق فعالیت های اعضا می پردازد

به خود حق می دهد اعضا را درجه بندی کند

حق خود می داند که هرکدام از اعضای سازمان را در جایگاه مناسب خود قرار دهد.

مرکزگرا: (Centralist)

در مرکز قرار دارد

تمام اطلاعات از پیرامون و اعضای سازمان به او می رسد

اطلاعات از سوی او پالایش و به پیرامون فرستاده می شود

ویژگی های رهبری درمدل پسانوگرا (Post-Modern)

توانمند ساز(Empower):

رهبر اعضای گروه خود را به منظور مشارکت در فضای اجتماعی و اقتصادی توانمند می سازد

بازگو کننده سرگذشت ها(Recounter of Stories):

داستانهای اتفاق افتاده در سازمان و یا سرگذشت شکل گیری گروه را برای افراد و اعضا بازگو می کند

تاریخ سازمان، افتخارات و آینده سازمان را به آنان عرضه می دارد

سازنده و ارایه کننده چشم انداز(Visionary):

او با ترسیم آینده سازمان، اعضا را به سوی پیشرفت سازمان هدایت می کند

دو جنسی نگر(Andogynous):

زنان و مردان سازمان یا گروه را توامان در نظر دارد

در دسته بندی ها یکی را بر دیگری ترجیح نمی دهد

شبکه ساز(Networker):

شبکه ها و تیم های متفاوت می سازد

شبکه ها و تیم ها را اداره می کند

سازنده تیم (Team-builder):

تیم های خودگردان و مستقل ایجاد می کند

تیم های خودگردان و مستقل را راهبری می کند

****

اکنون کردستان، بیش از هر زمان، نیاز به تغییر در نگرش رهبران دارد؛ رهبرانی که مجهز به ابزار تفکر جدید بر پایه درک ارزشها و احساسات بوده و معتقد به دخالت عوامل مختلف در تصمیم‌گیری هستند. رهبری نیازمند درک بهتر از روابط پیچیده درون و بیرون سازمانهای نوگراست. رهبری کردستان در وضعیت پیچیده و نوین امروز نیازمند “تحمل متغیر” است. تنوع و خلاقیت در زیردستان باید توسط رهبران سازمان ها و احزاب پرورش یابد و تفکر ارزشی و واقعیت های سازنده بایستی مورد پذیرش و مبنای تصمیم‌گیری قرار گیرند.

بسیاری از رهبران امروز کردستان (نه همه ی آنها ) در پیکربندی احزاب و سازمان ها، متاسفانه هنوز یا در مرحله ی رهبران سنتی به سر می برند و یا آموزه هایی اولیه از رهبری “مدرن” با خود و در خود دارند که هنوز هم نتوانسته اند آنها را نهادینه و تثبیت سازند. این در حالی است که جهان امروز پای در دوران مدل رهبری پسامدرن نهاده است و دیگر تقریبا سازمان یا حزبی را نمی توان یافت که با هدف حضور، مشارکت، نقش آفرینی و بازیگری فعال در عرصه های گوناگون، تلاش های خود را برای تحول به سوی سازمان هایی با نگرش پسامدرن آغاز نکرده باشند.

در بسیاری از موقعیت های حساس، به خوبی می توان مشاهده کرد که رهبری کنونی کردستان در تمامی طیف های فکری با چالش “سنتی نگری” و “سنتی اندیشی” روبرو است و هنوز نخواسته است یا نپذیرفته است که هم آوا با ضربان ها و بافت های آنچه در حال روی دادن است باید اندیشید و اقدام کرد.

تغییر گریزناپذیر است

منابع:

-بازآفرینی سازمان ها، طرحی برای سازمان های قرن بیست و یکم، راسل ایکاف، ترجمه ی اسماعیل مردانی گیوی، سازمان مدیریت صنعتی

-ارتباط سازمانی، کاترین میلر، ترجمه ی آذر قبادی، سازمان مدیریت صنعتی

-مبانی مدیریت،استفن رابینز- دیودای دی سنزو، ترجمه سیدمحمد اعرابی و دیگران، دفتر پژوهشهای فرهنگی

-سازمانها سیستمهای عقلائی- طبیعی و باز، ریچارد اسکات ترجمه حسن میرزایی اهرنجانی- فلور سلطانی تیرانی، دانشکده مدیریت دانشگاه تهران

-ارتباطات انسانی، دکتر علی اکبر فرهنگی ، انتشارات رسا

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)