فرانس تیمرمانس
برادری
دفاعیه ای برای همبستگی
(۲۰)

آثار یوزف روت واضح و درخشان است، با انسانگرایی خود افسون می کند و با پیشدریافتهای حسی فراگیر خود به ما تآکید می کند که صدای افتادن و خردشدن را بشنویم. روت بر اثر افراط در باده گساری، قبل از زبانه کشیدن آتش جنگ جهانی دوم، درگذشت. او از آنتی سمیتیزم فزاینده نوشت و از اعلام انسانیت زدایی (از یهودیان) بدون اینکه ازعاقبت آن خبر داشته باشد. آن کار بویژه ارزشمند بود چون در دهه سی با آگاهی کامل از اوضاع جاری نوشته شده است. پس از آن البته همه دیدند که چه اتفاق افتاده است؛ و پس از واقعه البته همیشه همه می دانستند که قرار بود چه اتفاقی بیفتد!

روت تاریخچه بی نقصی ارائه داد قبل از آنکه بیمار بر اثر سرطان نفرت به احتضار بیفتد. او چه چیزی را مطرح کرد؟ یا لااقل من چه خوانشی از او دارم؟ نفرت از اشرار کله گنده و عوامل خرده پای آنان نیست که جامعه ی مبتلابه آنان محکوم به زوال است. بلکه این بی تفاوتی اکثریت مردم است که باعث انحراف کل جامعه می شود.
و آیا هم اینک این بزرگترین چالش ما نیست: مبارزه علیه بی تفاوتی شخصی خود و بی تفاوتی همگان؟
آیا جامعه ما بیش از حد دچار “خب که چی؟” نشده است؟

بی تفاوتی از آنجا آغاز می گردد که آنچه ما می شنویم و بنظر ما شایسته نیست، راجع بدان سخن را ادامه ندهیم. که فکر کنیم:
ولش کن بابا، حوصله دعوا ندارم.
اینکه فکر کنیم:
خودش تموم میشه و میگذره.
اینکه فکر کنیم:
این مال اونهاست، مال ما که نیست، ما آدمهایی هستیم که فکرهای خوب می کنیم.
اینکه فکر کنیم:
(ولش کن بابا) ما هم گرفتار میشیم…

و مسئله را رها کنیم.

بگذارید صادقانه بگویم: دهه ها وانمود کردیم که بی تفاوتی و رواداری یکی هستند. اما رواداری همیشه شکست می خورد اگر به بی تفاوتی و محل نگذاشتن و روی برگرداندن نزدیک شود. رواداری فقط در جامعه مدنی پویا و متعهدی می تواند وجود داشته باشد که ما آماده باشیم قبول زحمت کنیم از زاویه دید دیگران بنگریم- حال این دیگران، هر کس که می خواهد باشد؛ یهودی، همجنس خواه، مسلمان، کولی یا نظایرهم.

جامعه چیزی بیش از درکنار همدیگر زیستن است. با هم کاری انجام دادن هم هست. بی تفاوتی، از آموزش آغاز می گردد، اگر کودکانمان را بقدر کافی برای یک جامعه مدنی پویا تربیت نکنیم، یاد نگیریم که یکدیگر را بحساب آوریم، که به دیگری احترام بگذاریم و بپذیریم که دیگری هم حق دارد دیگری باشد.

باید متوجه باشیم که رواداری پویا فقط این نیست که وقتی گروه ما یا جامعه خودی مورد هجمه واقع شد واکنش نشان دهیم و اعتراض کنیم. واضح است که پیراهن از کت نزدیکتر است(۱)، معلوم است که نخستین واکنشهای ما آنجایی خواهد بود که به خود ما حمله ای صورت گیرد.

اما صادقانه بگویم دلم می خواهد بیشتر از مسلمانان بشنوم که عصبانی می شوند اگر یک یهودی (بواسطه یهودی بودنش) مورد اهانت قرار گرفت و دلم می خواهد بیشتر ببینم از یهودیان که اعتراض می کنند اگر یک زن مسلمان از رعایت حجاب منع می شود یا مورد توهین قرار می گیرد. دلم می خواهد بیشتر از امثال پدر فرانس فان در لوخت ببینم که در شهر حمص سوریه کشته شد، همو که اجتناب کرد از یک جنگ وحشیانه یک جنگ دینی بسازد و همو که هرگز به پسزمینه ( مذهبی و دینی و نژادی و …) انسانهایی که بهشان کمک می کرد ننگریست.
ادامه دارد…

۱- Het hemd is nader dan de rok ضرب المثل هلندی بمعنای تحت اللفظی پیراهن نزدیکتر است از کت (آنچه روی پیراهن پوشند) و معنای بیانی اینکه اغلب انسانها در اغلب تصمیم گیریها علایق فردی و بعد علایق اقربای خود را بر علایق آدمهای دورتر مرجح می دارند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)