فرانس تیمرمانس
برادری
دفاعیه ای برای همبستگی
(۱۸)

(مدارا ) حیاتی است، چون که ارزشهای بسختی بناشده در قاره کهن ما ، دوباره در معرض تهدید قرار گرفته اند. از خطاهای گذشته خود فاصله زیادی گرفتیم و به همین خاطرهم بیم تکرار آنها می رود.

دردناکی تکرار فجایع تاریخی در این است که هر بار به شکل دیگری جلوه گر می شوند و تنها زمانی بازشناخته می شوند که دیگر دیر شده است.
(بله، ولی این دفعه واقعا چیز دیگری بود!) شاید از قرنها باز، پربسامدترین مکرری است که در این روان-کیمیاگری، سحر کلام، هر بار میشنویم.

گویا در طبیعت آدمی است که اگر اوضاع بر وفق مراد نباشد دنبال یک بز بلاگردان بگردد. گروهی از مردم که بتوانیم گناهانمان را به گردن آنها بیندازیم. گروهی که بتوانیم آنها را سوا کنیم.

البته طرد دیگری باعث انزوای خودی نیز می شود و این تناوب به پاره پاره شدن اجتماع منتج می گردد.
” شما نمی خواهید که من از شما باشم، پس من هم نمی خواهم از شما باشم”!
و قرنهاست که در اروپا، همیشه اولین قربانیان این طرد یهودیان هستند.

در نوامبر سال ۲۰۱۴ به دیدار دوستی در پاریس رفتم؛ روبر(ت) بادانتر، که بعنوان یک یهودی، پیگردهای ضد یهودی و آنتی سمیتیزم در فرانسه را تجربه کرده است. سالهای دهه سی را. جنگ را. بر دیوارهای پاریس نوشته شده بوده: مرگ بر جهود. در برنامه های رادیویی بدانان ” موشهایی میان آدمیان” گفته میشد.
او به من گفت: ” در جوامع اروپایی وقایعی مشاهده می شود که بیست سال پیش خبری از آنها نبود. من در خیابانهای پاریس همان شعارها را می شنوم. صدای آنتی سمیتیزم را می شنوم. دارد دوباره میآید. انگار واقعا فراموش کرده ایم که این غوغا به کجا خواهد انجامید.”

غیر قابل قبول است که در خیابانهای هلند نیز برسر یهودیان فریاد بکشند فقط به این دلیل که یهودی هستند.
غیر قابل قبول است که یهودیان حق نداشته باشند با کلاه یهودی در خیابانهای هلند دیده شوند.
غیر قابل قبول است که دختر مسلمان مجبور شود موقع مدرسه رفتن روسری خود را بردارد چون می ترسد مورد اهانت قرار بگیرد.

آنتی سمیتیزم پدیده معروف قرنهاست که خصایص کلی خود را دارد. فلاسفه بزرگی در این باب اندیشیده اند. بعضی از آنها نیزخود را جدا” گناهکارکردند ، مثل ولتر، که این روزها نامش دوباره بعنوان قهرمان آزادی بیان سر زبانها افتاده. ( اگر صادقانه بگویم من اغلب از خودم می پرسم که این همه شور و اشتیاق آیا واقعا شور و اشتیاق خواندن آثاری است که او نوشته؟) من نمی خواهم خود را داخل این بحث کنم و میل دارم در این باب عملگرا بمانم.

اگر به انسانها حمله شود به دلیل آن کسی که هستند نه آن چه که می کنند، این تبعیض است. امروزه در بخشهایی از اروپا این تبعیض نسبت به یهودیان، مسلمانان، مسیحیان، همجنس خواهان، کولیان و لولیان روا داشته می شود. ناشکیبایی و تبعیض دارد افزایش پیدا می کند.
در خصوص عواقب این افزایش، اگر مقابله نکنیم و پاسخ درخوری پیدا نکنیم، فردا نمی توانیم بگوییم گول خورده بودیم. همانطور که گفتم: تکرار اینکه “این دفعه واقعا چیز دیگری بود” باید ما را به فکر وادارد.

لازم نیست همه ما یکی بشویم. برعکس، همین تفاوتها در جامعه ما موجب می شود خودمان را بیشتر بشناسیم.
یکی از فلاسفه ای که ارزش پلورالیسم اجتماعی را بنیکویی بیان داشته فیلسوف و نویسنده فرانسوی آلبر کامو است. به عقیده او تنها فرق انسان و حیوان در این است که انسان می تواند دنیا را از دریچه چشم انسان دیگری هم ببیند. و بیشتر از آن؛ انسان وقتی انسان می شود که توانایی آن را بیابد تا دنیا را از چشم دیگران ببیند.
ادامه دارد…

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)