فرانس تیمرمانس
برادری
دفاعیه ای برای همبستگی
(۹)

پناهندگان را از سایر مهاجران جدا می دانیم چون بدون آن اتخاذ سیاستی انسانی و پایدار درخصوص پناهجویی ممکن نیست. اگرچه این مقررات ماست لیکن متآسفانه کاملاعملی نیست.

اروپا در تفکیک پناهندگان از سایر مهاجران یکپارچه نیست و روند تقاضای پناهنگی عملا بگونه ای است که متقاضیان غیرمستحق نیز ممکن است وارد شوند. آنان می دانند که اگر وارد این روند شوند احتمال اینکه بسرعت از اروپا اخراج شوند بسیار کم است.

نه تنها روند حقوقی بلکه فی الواقع وضعیت جاری نیز باید مطمح نظر قرار گیرد.
اگر قوانین یکدست در کل اروپا وضع گردد شاید وضع تغییر کند. مثلا در هلند تقریبا سریع حکم صادر می شود که کسی مستحق پناهندگی هست یا نه. در آلمان، تا این لحظه، این روند روزبروز طولانی تر و طولانی تر می شود.

تبعات قضایی این مسئله این است که فی المثل اهالی بالکان، که می دانند هرگز در هلند حق پناهندگی بدست نخواهند آورد، به هلند نمی آیند ولی به آلمان چرا! چون دستکم می توانند قبل از اینکه به کشورشان بازگردانده شوند یک سالی را در آنجا بگذرانند.

هجوم افرادی که واجد شرایط پناهندگی نیستند (و می خواهند از شرایط بهره برداری کنند) باعث می شود که چتر حمایتی از پناهجویان واجد شرایط دچار خدشه گردد. با این افراد باید مثل مهاجران برخورد شود: اگر مهاجری از روند پناهجویی سوء استفاده کرد باید به کشور متبوعش بازگردانده شود.
ما باید در عمل روشنتر رفتار کنیم و می خواهیم زمانی به سیاستی یکپارچه و انسانی در خصوص پناهجویی دست یابیم.
سیاست پناهنده پذیری امتحانی برای اروپاست. اگر پیشرفتی داشته باشیم سطح تعاملات مشترک گسترده تر خواهد شد. البته لازم است مشترکا از سرحدات اروپا هم محافظت گردد؛ این کار را نباید به کشورهایی واگذاشت که اتفاقا آنسوی این سرحدات واقع شده اند. مراقبت از مرزها باید مشترکا انجام شود، در سطح کل اروپا.

سئوال این است که اگر قرار باشد اینچنین به مراقبت سرحدات مشغول باشیم آیا بهتر نیست که در این صورت با اقداماتی در سطح کل اروپا آغاز کنیم که هدفش پایان دادن به مرافعات متنازع فیه، از جمله مسئله پناهجویان، باشد؟ عجبا که این ضرورت در پنج سال گذشته به ورطه غفلت فروافکنده شده است.

آیا نباید ابزارهای لازم را در اختیار کشورهای مربوطه قرار دهیم تا این موج میلیونی انسانها را بطریقی انسانی اسکان دهند و روزنه امیدی پیش چشم آنان بگشایند؟ البته نه فقط روزنه امیدی به اینکه آنان را برگردانند به همانجایی که از آنجا گریختند بلکه چشم اندازی روشن به زندگی شایسته انسانی در همانجایی که اقامت دارند.

اگر بخواهیم به زبان تجاری هم صحبت کنیم، این اقدام بسیار مقتصدانه تر است تا اینکه بگذاریم آنها ابتدائا به اروپا بیایند. البته در اینجا از فجایع انسانی که در حین گریختن رخ می دهد صحبت نمی کنم.
باید از کشورهای منطقه (در مسیر مهاجران) حمایت مالی و تدارکاتی بعمل آوریم. این کار را می بایستی زودتر از اینها می کردیم و حالا هم بفوریت مورد نیاز است.

نتیجه: اگر می خواهید این انسانها را به کشور خود بیاورید، بروید منطقه و آنها را شناسایی و تفکیک کنید. پناهجویان واقعی را در کمپهای پناهندگی پیدا خواهید کرد.
اروپا باید تعهد کند که هر سال تعداد معینی از این انسانها را خواهد پذیرفت، از منطقه خارج خواهد کرد و در کشورهای خود اسکان خواهد داد. کاسبی قاچاقچیان انسان هم بدینترتیب از رونق خواهد افتاد چون دیگر کسی به خدمات آنها نیازی نخواهد داشت؛ ما خود پناهجویان را با وسائط مطمئن به نقاط مطمئن می آوریم و بر اساس سهمیه بندی عادلانه آنها را در کشورهای مختلف اتحادیه اروپا اسکان خواهیم داد.

ادامه دارد…

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)