پاورقی – قسمت اول
رُمان از آینه بپرس نام نجات دهنده ات را

چندروزی به انتخابات در کشور باقی بود. مردم از رئیس جمهور فعلی که چهار سال قبل با تقلب در انتخاباتی که خيلي ها آن را تحریم کرده بودند روی کار آمده بود ناراحت بودند. دوستان سیما در دانشگاه و بیرون از دانشگاه تصمیم گرفته بودند کاری کنند که دولت رای مجدد نیاورد. برای اولین بار بعد از سی سال به نظر می رسید گروه های اجتماعی و رادیکال ها به اين نتيجه رسيده بودند كه بايد رفت راي داد. اصلاح طلب ها، سلطنت طلب ها ، طرفداران حقوق بشر، زنان و دانشجویان و حتی بچه مدرسه ای ها و آنهایی که حتی یک بار هم در هیچ انتخاباتی شرکت نکرده بودند،خردجمعی گروه ها به یک نتیجه رسیده بود، می خواستند این دفعه بروند رای بدهند و با رای شان به کل حکومت بگویند نه…

به زودی هر شب (به وقت تهران ) با همکاری تریبون زمانه و سایت بالاترین منتشر می شود.
تابستان امسال،با لحظه به لحظه ی کودتای نظامی ها در ایران در خرداد هشتاد و هشت …
اگر در سال هشتاد و هشت در شهری غیر از تهران یا اگر در کشوری غیر از ایران زندگی می کردید، این رمان داستان مردم کوچه و خیابان در بلبشوی سیاستی را روایت می کند که اسلام گراهای تهران برای بقای اسلام سیاسی طرح زده بودند…
به زودی در تریبون زمانه و بالاترین …

این نوشته را برای بقیه … !

rumor-630x210

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)