8736336-13799313
دوم ژوییه ٢٠١۶- هفته گذشته هفته حیرت انگیزی بود، از این نظر که اولین نشانه های فروپاشی احتمالی اتحادیه اروپا و همزمان پوزش خواهی اردوغان، رییس جمهوری ترکیه از روسیه به خاطر سرنگون کردن هواپیمای روسی درهفت ماه پیش را شاهد بودیم. گرچه، رویداد دوم تحت الشعاع رویداد اول قرار گرفت، اما خود ممکن است پیش درآمد تحولات شگرفی باشد که در حال وقوع است، یعنی درواقع فروپاشی ترکیه !
به نظر شما این گفتار غراق آمیز است؟ اجازه بدهید بررسی اش کنیم.

دوران ریاست جمهوری اردوغان چیزی کمتر از یک فاجعه بغایت مصیبت بار برای ترکیه نبوده است، دورانی که هریک از گافهای طوفانزای وی را یک بحران کامل می توان به حساب آورد. از سوریه شروع کنیم.
1) بحران سوریه – مشی و سیاست ترکیه در حمایت از داعش با هدف ساقط کردن اسد به طور رقت انگیزی شکست خورده است. نه تنها اسد هنوز برسر قدرت است، بلکه بمب گذاری اخیر در ترکیه (با فرض اینکه توضیح رسمی دولت صحیح باشد – که به شرحی که در زیر خواهد آمد ممکن است اینطور هم نباشد) حاکی از آنست که داعش اکنون علیه ترکیه موضع گیری کرده است.
2) بحران با اتحادیه اروپا – آخرین کاری که انگلیسیان پیش از خروج از اتحادیه اروپا کردند این بود که به ترکها بگویند که کشورشان تا سال ۳٠٠٠ میلادی وقت دارد به اتحادیه بپیوندد. اعضای دیگر اتحادیه با این صراحت اظهارنظر نکردند، اما هرکسی می داند که این واقعیتی است. بعلاوه، تق دوستی و اتحاد باشکوه اردوغان- مرکل هم دیگر درآمده است.
3) بحران با ارمنستان – اندکی پس از شناسایی نسل کشی ارمنیان توسط بوندستاگ آلمان، پاپ هم ضمن سفر به ارمنستان موضع قبلی اش را با ذکر واژه “ژنوسید” تکرار و تاکید کرد. روشن بود که قدرتهای غربی با نشان دادن انگشت میانی شان به ترکیه می خواهند بگویند که روابط عاشقانه شان با وی پایان یافته و می تواند گورش را گم کند.
4) بحران با ایالات متحده – نیروهای ویژه امریکایی اکنون با علایم و نشانهای جنگجویان کرد در عراق دیده می شوند. گرچه این رویداد ظاهرا بی اهمیت می نماید، اما، بسیار گویاست و ترکها را به شدت عصبانی کرده است. خلاصه مطلب اینست که غرب اکنون در عراق و سوریه به کردها نیاز دارد و لذا ترکها در درجه دوم اهمیت قرار می گیرند.
5) بحران با ایران – ترکیه با حمایت از داعش، خرابکاری در “خط اول جبهه ضداستکبار” و تلاش برای ساقط کردن اسد، تهران را نیز بطور کامل از خود بیگانه کرده است.
6) بحران با کردها – ترکها با شروع سرکوب خشونت بارتری نسبت به کردها درواقع یک جنگ تمام عیار را دوباره شعله ور ساخته اند، جنگی که درآن کردها به هیچ وجه ضعفی از خود نشان نمی دهند. درواقع، اکنون کردها از هر زمان دیگری در منطقه قدرتمندتر شده اند.
7) بحران با ناتو – درپی ساقط کردن جنگنده سوخو- ٢۴ روسی در اکتبر گذشته اعضای ناتو به روشنی به ترکیه هشدار دادند که در رویارویی با روسیه فقط روی خودش باید حساب کند و ناتو در جنگی که ترکیه آغاز کرده باشد، درگیر نخواهد شد.
8) بحران با روسیه – سرنگون کردن جنگنده روسی به واکنش نظامی ای که انتظارش می رفت نیانجامید، اما تحریمهای اقتصادی فلج کننده ای را به مدت هفت ماه ار جانب روسیه به دنبال داشت. همینطور، به اعتبار و پرستیژ ترکیه آسیب جدی وارد آورد. در سطور زیر بازهم به این موضوع خواهم پرداخت.
موارد بالا را می توان صرفا با این عبارت خلاصه کرد که ترکیه تحت تصدی اردوغان، بی کفایتی، نخوت و تفرعن و توهم زدگی را درحد بی سابقه ای به نمایش گذاشته است.

درچنین پس زمینه فاجعه آمیزی بود بود که اردوغان پوزش نامه خود را نوشت. اولین چیزی که در این باره می توان گفت اینست که اردوغان ریسک سیاسی بزرگی را به خود هموار ساخت: بعداز ماهها لاف زنی و گزافه گویی و اعلام به صدای بلند که ترکیه هیچ گاه و هیچ وقت عذرخواهی نخواهد کرد زیرا حق با ترکیه بوده، این پشتک واروی ناگهانی، وی را در موقعیت بسیار ناخوش آیندی قرار می دهد. از اینجاست که ابتدا شایعاتی شنیده شد مبنی بر اینکه درنامه “پوزش خواهی” نشده، بلکه “اظهار “تاسف” شده، ویا طبق روایت دیگری عذرخواهی خطاب به خانواده خلبان مقتول روسی بوده، و نه به روسیه. لکن، این شگردها نتیجه ای نبخشید و خیلی زود تلاش ترکهای متوهم برای دادن ظاهر آبرومندانه به این عذرخواهی متوقف شد. متن نامه دقیقا همانی بود که همگان انتظارش را داشتند: یک عذرخواهی کامل خفت آور. درپی آن اطلاعیه ای از وزارت خارجه ترکیه صادر شد که امکان پرداخت هرگونه غرامتی را مطلقا رد می کرد. این هم چند ساعتی بیشتر طول نکشید و ترکیه اعتراف کرد که نه تنها غرامت خواهد پرداخت، بلکه هرآنچه که طرف مقابل تقاضا کند خواهد پرداخت.

بالاخره، این احتمال قوی هم هست که بمب گذاری اخیر فرودگاه آنکارا پیام روشنی خطاب به آقای اردوغان بوده باشد مبنی براینکه: ” اگر درپی خشنود کردن روسها هستی، ما کشورت را تبدیل به جهنم خواهیم کرد”.
گرچه داعش مظنون اصلی ارسال چنین پیامی است، سناریوهای دیگر را هم نمی توان مستثنی کرد، ازجمله، سیا، دولت “پنهان” ترکیه یا خود اردوغان (برای ردگم کردن افکار عمومی و توجیه همکاری با روسیه علیه داعش).
درحال حاضر، از نظر من موضع رسمی (اینکه کار کار داعش است) منطقی به نظر می رسد، ضمن اینکه احتمالات دیگر را هم از نظر دور نمی دارم.

آنچه مسلم است اینست که ترکیه دست به قمارهای بسیار خطرناکی زده و اردوغان اکنون برای نجات آینده خود، و احتمالا آینده ترکیه به عنوان یک کشور، سخت به تلاش افتاده است. روی آوردن مجدد به روسیه و بطور همزمان، همچنین به اسراییل، نشانه روشن بن بستی است که وی در آن گیر کرده است. دراین میان، اما روسیه چیز زیادی برای عرضه به اردوغان به عنوان پاداش این عقب نشینی ندارد، به دلایل زیر:

اولا، روسها اکنون به شدت نسبت به اردوغان بدگمانند و وی را آدمی دمدمی مزاج، غیرقابل پیش بینی و احتمالا روانی تلقی می کنند که قابل اعتماد نیست و هرآن ممکن است از این رو به آن رو بچرخد.
ثانیا، گرچه پوزش نامه اولین قدم ضروری برای گشایش مجدد روابط بود، اما مذاکرات برای احیای روابط روندی طولانی خواهد داشت. لاوروف و چاوش اوغلو، وزرای خاجه دو کشور، این هفته مذاکرات را آغاز خواهند کرد، اما فهرست موضوعات مورد مذاکره بسیار طولانی است. مهمتر از همه اینکه، روسها از ترکیه خواستار اقدامات ملموس و موثر به ویژه در سوریه و هم چنین دررابطه با تروریسم مورد حمایت ترکیه در خود روسیه خواهند بود. به هیچ وجه معلوم نیست که اردوغان به چنین گذشتهای اساسی تن دردهد. در سطح رسمی می توان انتظار مقدار زیادی لبخند و اعلامیه امیدوارانه را داشت، اما شکی نیست که در پشت درهای بسته روسها درخواستهای سختی را مطرح خواهند کرد و برای نویسنده این سطور به هیچ روی معلوم نیست که اردوغان، حتی در صورت قبول، بتواند تسلیم تقاضاهای روسها شود.

به نظر می رسد که اردوغان واقعا دچار این توهم بوده که بازیگر مهمی در صحنه جهانی است و اکنون متوجه شده که کسی برایش تره خورد نمی کند. حتی بدتراز آن، اکنون احتمالا دریافته که دشمنان خطرناک بسیاری دارد، در حالی که هیچ دوستی برایش باقی نمانده است.

البته، روسیه بطور بالقوه می تواند چیزهای زیادی، فراتراز بازگشت صرف به روبط بهتر و توریست و بازار میوه ها و سبزیجات به ترکیه عرضه کند. اما، مساله اینجاست که اردوغان از یک موقعیت یاس و استیصال برای بهبود موقعیتش در برابر دشمنان دیگری که خود به وجود آورده به روسها روی آورده است و روسها نیز این را می بینند. به همین جهت، بسیار هوشمندانه و ملاحظه کارانه عمل خواهند کرد، حتی اگر این ملاحظه کاری و احتیاط را زیر کلمات مودبانه دیپلماتیک پنهان کنند.

شاید من اشتباه می کنم، اما تصور من اینست که روسها خواهان آنند که اردوغان کنار برود. برای روسها ترکیه کشوری بسیار با اهمیت، با موقعیت راهبردی ویژه است و آنها نمی توانند واقعیت اداره چنین همسایه ای توسط یک آدم روانی توهم زده را بپذیرند. بعلاوه، مردم ترکیه خود از یک اختلال یا بحران شدید تعدد شخصیت رنج می برند. آنها ظاهرا نمی توانند تصمیم بگیرند که آیا اروپایی سکولار هستند؟ ناسیونالیست نئو- فاشیست از سنخ “ترکهای جوان” هستند، اسلامی بنیادگرا، کمالیست سکولار یا چیز دیگری هستند؟ آیا ترکها خواهان یک ترکیه تک قومیتی غیرممکن هستند یا اینکه می توانند دیگرانی را هم که خیلی پیشتر از ورود طوایف ترک ساکن آنجا بودند، بپذیرند. در حال حاضر، ترکیه موجودیتی است ضد اروپایی، ضد روسی، ضد ارمنی، ضد کردی، ضد عربی، ضد ایرانی، ضد مسیحی، ضد یونانی، ضد …. این وضعیت ترکیه را به صورت انبار باروت عظیمی در آورده که هرجرقه کوچکی می تواند آنرا منفجر سازد. مساله روسیه هم اینست که این انبار باروت در رویدادهای اوکرایین، کریمه، قفقاز و آسیای مرکزی عمیقا درگیر است. روشن است که مصالح راهبردی روسیه داشتن شریک قابل اعتماد و با احساس مسئولیتی را در همسایگی خود الزامی می سازد. شوربختانه، تحقق چنین انتظاری محتمل به نظر نمی رسد.

به این دلیل که ترکیه فعلی بربنیان یک جهان بینی افراطی ناسیونالیستی ونژادپرستانه ساخته شده که به هیچ وجه ظرفیت همزیستی با بینش و طرزفکری غیر از نظرگاه خودش را ندارد. به همین جهت، برای ترکها، کردها یا “ترکهای کوه نشین” هستند یا “تروریست” که باید ریشه کن شوند. ساده لوحی است اگر فکر کنیم ذهنیتی که صد سال پیش ارمنیان را (همراه با ملل و قومیتهای دیگر مثل آسوری ها، یونانی ها و بسیاری اقلیتهای قومی و مذهبی دیگر) از دم تیغ گذراند اکنون از میان رفته است، به ویژه اگر در نظر داشته باشیم که: الف) ترکها هنوز نسل کشی ارمنیان در امپراتوری عثمانی را انکار می کنند و ب) این نسل کشی هیچ وقت متوقف نشده و فقط اهنگ آن کند تر شده است.

غیراز اینها، مساله قبرس هم هست که بخشی از آن هنوز در اشغال ترکیه است. این هم در واقع تداوم همان طرزفکر و جهان بینی است که چنین تجاوز و اشغالی را برای عامل آن توجیه می کند.

به هرجهت، در حالی که روسیه از چرخش اخیر اردوغان استقبال خواهد کرد و تلاشهایی صورت خواهد گرفت تا اوضاع کمابیش به حالت عادی برگردد، هدف اصلی احتمالی روسیه در طویل مدت حمایت از وضعیتی خواهد بود که در آن ترکیه به عنوان یک کشور یا ازهم خواهد پاشید ویا در جهت نوعی سیستم فدرال و تبدیل به کشوری کمابیش متمدن و باثبات حرکت خواهد کرد. خبر خوب برای روسها و متحدانش اینست که لزومی ندارد که خودشان تلاش ویژه ای برای تحقق آن هدف به عمل آورند، چه ترکها خود به بهترین وجه وسایل تحقق آنرا فراهم می کنند. بهترین کاری که روسیه و متحدانش می توانند انجام دهند اینست که خودشان را برای حالت بسیار محتمل انفجار خشونت در ترکیه آماده سازند و بکوشند خود را از تبعات نامطلوب گریز ناپذیر آن مصون نگه دارند.

در وضعیت کنونی، آینده ترکیه بسیار تیره و تار به نظر می رسد. حرکتهای اخیر در جهت ترمیم روابط با روسیه و اسراییل به هیچ روی موقعیت فعلی ترکیه را در مفهوم استراتژیک تقویت نخواهد کرد. در بهترین حالت، ممکن است ظاهر کاذب “تنش زدایی منطقه ای” به خود بگیرد، اما، تا زمانی که خود دولت ترکیه ماهیتا متحول نشود چیززیادی تغییر نخواهد کرد. به نظر نمی رسد که این واقعیت چیزی باشد که مردم ترکیه، حداقل در آینده قابل پیش بینی، آماده پذیرفتنش باشند.
_________________________________
منبع: اونز ریویو – Unz Review
http://www.unz.com/tsaker/turkey-on-the-ropes/
مجموعه ای از مقالات، تفسیرها و نقدهای بحث انگیز که اکثرا در رسانه های عمده ایالات متحده منعکس نمی شود.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)