ماسک زدایی از دولت روحانی

پیش از شروع، باید نوعِ موضع خود را مشخص نمایم تا نقدهایی که در ادامه بر اصلاحات وارد خواهد آمد، در آن زمینه معناسازی کند و باعث سو فهم نگردد. نگارنده این مطلب، فردی ست که در انتخابات 92 و همچنین اسفند 94 شرکت کرده است! افشای این نکته، از آن جهت اهمیت داشت که پایبندی من به کنش های عملی (یا اصطلاحا شدنی) را آشکار می کند و با اینکه من، نارضایتیِ نسبی ای از دولت روحانی دارم اما از رای خود پشیمان نیستم چراکه باور دارم که حداقل دستاورد مشارکت در انتخابات، این است که حق اعتراض را برای رای دهنده خریداری می کند! فردی که رای نداده است، چه اعتراضی دارد بکند؟ هنگامی که فرد از بدیهی ترین حقوق خود یعنی رای دادن استفاده نمی کند، حق اعتراض به شرایط نابسمان را نیز نخواهد داشت چراکه او به کلی از بازی کناره گرفته است. البته همه ما می دانیم که امتناع این افراد از رای دادن، دال بر نادغدغه مندی سیاسی آنان نیست بلکه ناشی از کلان بودن اعتراض آنان و بی اعتمادی به خود سیستم انتخابات است اما باید ازین افراد بپرسیم که کنش ایجابی شان چه بوده است؟ هیچ! پس برای برون رفت از انفعال، می باید با جریان اصلاح طلبی همسو شویم اما مسئله اصلی این است که از نقد این جریان نیز باز نمانیم و کنش سیاسی را صرفا به رای دادن تقلیل ندهیم.
اگر برجام را از کارنامه ی دولت روحانی حذف کنیم، چه باقی می ماند؟ حال شاید بگوییم که برجام، دستاورد کمی نبوده و به هیچ وجه قابل مورد بی اعتنایی قرار گرفتن، نیست اما نگارنده هم قائل به بی اهمیتی برجام نیست اما مشکل از آنجا ناشی می شود که حتی اگر بحث وعده های انتخاباتی روحانی را پیش نکشیم، رفع حصر و صد روز طلایی را هم ناشی از فیگورِ جو زده ی انتخاباتی بدانیم، باز هم کارنامه ی چهارساله ی روحانی قابل قبول نیست. به جرات می توان گفت که دولت روحانی، هیچ دستاوردی در حوزه ی فرهنگ، کاستن از میزان سانسور (و حتی نه رفع سانسور) و غیره نداشته است و وضعیت نابسامان فرهنگی، همانی ست که بود! و اندک بهبودی هم که حاصل شده، صرفا حاصل فعالیت دغدغه مند فعالان این حوزه نبوده و نه پشتیبانی دولت. از آخرین تحولات حوزه سانسور به ذکر این مورد اکتفا می کنم که اخیرا مقرر شده است که بجای قسمت های اصلاحیه خورده ی کتاب، مولف نباید سه نقطه بگذارد چراکه این امر گویای سانسورشدگی قسمتی از متن برای اذهان عمومی است! در حوزه ی موسیقی و سینما به این دلیل که دارای مخاطبان بیشتری هستند، اخبار به گوش اغلب مردم رسیده است و لازم به ذکر مواردی از جمله تبلیغات در شبکه های ماهواره ای و لغو کنسرت و غیره نیست. همه تلاش های بنده در دستاوردجویی برای دولت روحانی به بن بست خورده است و به عنوان کسی که در وضعیت موجود و با در نظر گرفتن تمام شرایط و محدودیت ها، حسن روحانی را فرد مناسبی برای ریاست جمهوری می دانسته ام، حالا او را نماینده مناسبی برای جریان اصلاحات در انتخابات 96 تلقی نمی کنم!
تمهید جالبی در رسانه های اصلاح طلب برای لاپوشانی انفعال دولت روحانی در حال اجرا است که دیگر کارساز نمی افتد و آن، القای فیگور مظلوم نما برای دولت روحانی است. بدین طریق که مطبوعات همواره به این مسئله می پردازند که جریانات دیگر به تهدید و انتقادهای بی اساس و نامعقول به دولت روحانی پرداخته اند و روحانی در معرض تعرضات است و برای ماندگاری چاره ای جز محافظه کاری ندارد که دراینجا باید بگویم نمود عملی این محافظه کاری، چیزی جز ادغام اصلاحات با اصول گرایان معتدل نیست! دولت روحانی در این چهارسال، هرچیزی بوده است بجز دولت اصلاحات و این روند در هم آمیزی اصلاح طلبان و اصول گرایان معتدل در مجلس، دقیقا رویکرد دولت روحانی در سه سال قبل را نیز آشکار می کند. گرچه ما نیز نسبت به محدودیت های موجود اطلاع داریم و بحث بر سر این است که میزان کنش مندی دولت روحانی را از محدودیت ها کمتر می دانیم؛ گویی روحانی از تمام پتانسیل های ریاست جمهوری استفاده نکرده و محافظه کاریِ غیرقابل بخششی را در پیش گرفته است. هیچ توجیهی برای اعتماد دوباره ی جامعه به روحانی برای انتخابات 96 وجود ندارد و اصلاح طلبان باید به فکر چهره ی دیگری باشند بخصوص که حریف سختی همچون احمدی نژاد را در مقابل دارند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)