
ایران در یک گردش چرخ فلکی توانست با توانایی نیروهای مسلح و ارثیه جغرافیایی هرمز گلوگاه انرژی جهان را بگیرد و متجاوزان به خاک ایران را عاجز و درمانده نماید.
مدتی طولانی بود نتانیاهو هر چه میکرد پاسخی نمی دید و خامنه ای با عقب نشینی و احتیاط برخورد میکرد اما این بار در غیاب او نیروهای مسلح ضرب شستی به آمریکا و اسراییل چشاندند که مجبور به قبول آتش بس شدند.
آمریکایی که به تمام خواست های صلح طلبانه رؤسای جمهوری اسلام پاسخ منفی داده بود و در صورت امکان آنها را ترور کرد بود اکنون شاهد است که بجای آنان با گروهی طرف شده که سر سازش ندارد و خواست های بحقی دارد که تا نستاند از پای نخواهد نشست زیرا این جنگ دفاع از موجودیت ایران است و اکنون آنچه شنیده می شود دفاع از کشور و میهن است .
پایداری درجنگ با یک ابرقدرت جهانی و اسراییلی که لقب مجهزترین ارتش جهان را بخود اختصاص داده است آن هم در شرایطی که یکباره ۳۶ فرمانده نظامیش در ترورهای ناجوانمردانه کشته شدند کار خردی نیست وتوازن قدرت را در منطقه برهم زده است. مسلماً این جنگ سرنوشت ایران را روشن خواهد ساخت وبسیاری چیزها را تغییر خواهد داد. این جنگ از ابتدا جنگ میهنی شده است؛ مگر «هدف از تشکیل سپاه پاسداران حفظ دستاوردهای انقلاب و سرکوب ناارامی ها و شورش ها و جریان های ضد انقلاب» نبود؟ پس چطور شد که این اتفاق افتاد؟
برگردیم به روزهای اول انقلاب که مردم در شور انقلابی بودند و خمینی یک بسته مجهول بنام جمهوری اسلامی به مردم تحمیل کرد. پس از آن هر خواست ملی گرایانه سرکوب شد و حکومت در فکر امت سازی افتاد اما دگرگونی از جنگ ایران و عراق آغاز شد و سپاه وارد جنگ شد و نقش ارتش را برعهده گرفت و و پس از جنگ فرماندهان در دولت مناصب مهمی را اشغال کردند و افتخار آنان این بود که در جنگ شرکت کرده و از کشور دفاع کرده اند. حکومت مدتی فرصت طلبانه از شعارها و سرودهای ملی استفاده کرد ولی بعد آن مضامین را مسکوت گذاشت و دوباره نغمه های خود را ساز کرد.اما نسلی که در نیروهای نظامی عهده دار امور شده است از شعارهای سال ۵۷ بسیار دور است و جز میهن چیز دیگری نمی بیند که از آن دفاع کند. بدیهی است این جدایی ارتش و سپاه بی ربط است و این دو ناچاردر اینده ای نه دور باید درهم ادغام شوند.
جمهوری اسلامی با دو مشکل اساسی روبروست :
یک – مشکل داخلی و فاصله مردم از حکومت و مشکلات معیشتی مردم
حکومت باید نخست به هرطریقی که می تواند برای تامین معیشت مردم اقدام کند. برای نمونه می تواند پادوهای نفت فروشی را که پول را ذخیره کرده اند تحت فشار بگذارد ولی آیا با حکومتی که اجازه می دهد همتی در راس بانک مرکزی همچنان پول چاپ کند و تورم را سرسام آور بالا ببرد می توان امید بهبودی اوضاع را داشت ؟ آنهم در حالی که الیگارشی حکومتی از برگرداندن ارزصادراتی خودداری می کند. با این اوضاع و احوال انتظار اینکه سودجویان در این موقعیت خطیر احساس مسئولیت کنند شاید انتظار زیادی باشد. ولی می توان با بازکردن مجلس شورای ملی و انتخاب نمایندگان حقیقی مردم با دخالت مردم در سرنوشت خودشان نوید آینده بهتری داد. با پشتیبانی مردم، حکومت با پشتگرمی و قاطعیتی بیشتر با دشمن روبرو خواهد شد.
با تامین معیشت مردم و امید به اینده قدرت داخلی بالا می رود و به تاب آوری مردم افزوده می شود. رخ نمایی از سلاح های جدید دشمن را ازحمله دیگر برحذر می دارد. بدین ترتیب تبلیغات و تهدیدات دشمن و تسلیم طلبان داخلی بی اثر خواهد شد و ایران سربلند وقدرتمند از این جنگ بیرون خواهد آمد.
دو– نداشتن اتحاد راهبردی صریح با روسیه و چین.
ما در آستانه حملهُ دیگر آمریکا و اسراییل قرارداریم که سرنوشت ایران را تعیین خواهد کرد. اینکه ترامپ بتواند به خیال خود کار را یکسره کند یا اینکه کارش منجر به یک درگیری طولانی خواهد شد، نمی دانیم . همینقدر مشخص است که اسراییل عدم توازن قدرت را خوش ندارد، اگر اسراییل در منطقه از بابت نظامی دست بالا را نداشته باشد آینده ای جز ضعف و حتی مرگ برایش متصور نیست. امریکا نیز دست از تعهد به اسراییل دست نمی کشد و همانطور که عیان است ترامپ برای اجرای مقاصد اسراییل دوباره انتخاب شده است.
اوضاع در دنیا بحرانی است و افول قدرت آمریکا آشکار است و دیوانه ای بنام ترامپ بر رأس حکومت است که حاضر به پذیرش شکست نیست و می تواند به هر کار خطرناکی دست بزند. اکنون صحبت از حمله اتمی به ایران است ولی حکومت هنوز روابط محکم و راهبردی با روسیه و چین ندارد. ما در جنگ دوم جهانی تاوان حماقت رضاشاه را در نفهمیدن اوضاع بین المللی دادیم و ایران اشغال شد. این بار موجودیت ایران به صورت جدی و جان میلیون ها ایرانی درمیان است و ایران رسماً متحدی ندارد.
ضعف دیپلماسی ایران
ایران با توجه به اختلاف وشکاف راهبردی در سیاست خارجی و نداشتن کادر ورزیده، در این بخش بسیار ضعیف عمل کرده است. برای نمونه آمریکا خواستار نابودی ایران یا تجزیه ان نیست ولی اسراییل هست . ایران نتوانسته است از این موقعیت خوب استفاده کند. از متن نامه جی دی ونس به محسن رضایی چیزی نمی دانیم ولی احتمالا با توجه به مواضع ترامپ یک ژست دیپلماسی توخالی است که قبل از حمله بخود گرفته در حالی که کریس مورفی سناتور امریکایی فاش ساخت که که حمله ای دیوانه کننده در شرف وقوع است، احتمالا به همین سبب یک ژنرال ۴ ستاره در اثر مخالفت اخراج شده است. نامه سرگشاده سپاه خطاب به مردم امریکا خوب بود ولی دیر بود ودر ضمن نتوانست خوب تبلیغ بشود.
همین دیپلماسی نتوانست به همسایگان بگوید که اگر دنبال امنیت و ثبات هستید، ایران بهترین متحد شماست. با اسراییل هرگز خاورمیانه آرام نخواهید داشت و با پیوستن به اسراییل گور خود را می کنید.
۰۹ آبان ۱۴۰۵
Saturday 31 October 2026
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.