آنگاه که انسانیت تبدیل به ربات می شود!، چرا در این بزنگاه، تروریسم اسلامگرایی را در ایران ریشه کن کرد! انبوه دلایل منطقی و مستند است (با جستجوی اینترنتی در دسترس) باید ضاحیه مشهد شروع کرد!
اگر آزادگان ایران و جهان، ابرقدرتهای جهان آزاد بویژه امریکا و اسرائیل، به اهمیت این ریشه کنی و اولیت ضاحیه مشهد پی نبرند، و باز اسیر محفلی های منفعت طلبی بشوند که به شدت-خودشان تحت نفوذ عناصر میراثدار کا.گ.ب اسلامیستی هستند- مشکل موجودیت اسرائیل و هژمونی به شدت در خطر امریکا حل نخواهد شد.
امروزه به افشای برخی حقایق از لابلای آرشیوهای منتشر شده و از طبقه بندی خارج شده غرب، با آنالیز مکرر و طولانی مدتی توسط مردم عادی صورت گرفته، حقیقت عجیب نسخه های ایدئولوژیها و افراد و حتا ملایان سلفی و شیعی کمونیسم امروز متوجه شده ایم توسط نخبگان کا.گ.ب بوجود آمده! با وجودی شوروی فروپاشید، اما این موجودات عجیب الخلقه و فرانکشتاینی از آزمایشگاه حکومت دیکتاتوری سرمایه سالاری حکومتی کمونیزم بیرون آمده اند!
این نوع سرمایه داری نوعی کپی سرمایه داری مینی کاپتالیسم است و البته برخلاف سرمایه داری کلاسیک آدام اسمیتی! و البته اگر واقعا نظریات آدام اسمیتی و کتاب ثروت ملل و حتا نظریات مارکس هم به سمت سوسیالیسم درست می رفت، هم کاپیتالیسم آدام اسمیتی و هم سرمایه داری سوسیالیستی مارکسیتی و هگلی هر دو به سرمایه داری همگانی و عدالت توزیعی و حق مالکیت همگانی از منابع بالقوه ثروتهای متعلق ملک مشاع دولت-ملتهای مدرن می انجامید که ایران مستعدترین و بهترین گزینه اش است. اما افسوس محفلی های ضد ایرانی، نگذاشتند و دارند تلاش می کنند حتا این حقیقت مالکیت همگان بر ثروتهای نهفته ملی صورت نگیرد که مکمل سرمایه داری کلاسیک خواهد بود و موجب ریشه کنی شکاف طبقاتی شدید و ریشه کنی نبیادی فقر خواهد بود و و موجب رونق تضمین شده رفاه و اقتصاد شکوفای واقعی خواهد بود.
که یکی راههای معقول و راحتش تبدیل ثروتهای نهفته با سهام همگانی و رایگان و به فوریت توزیع شود برابر میان همه اتباع و شهروندان ایرانی. حتا می توان از منبع برای جبران خسارات نسلهای سوخته استفاده کرد و مثلا جاماندگان میانسال از بیمه تامین اجتماعی و حق بدیهی حقوق بشری بازنشستگی.
معلم نیست، این محفلی ذی نفوذ در رسانه ها و مدعیان پوزیسیون و اپوزیسیون و نخبگان، چی وردی و وراجی کرده و مغزشویی کرده اند، که این بدیهیات حقوق بشری و عقلانی را درک نمی کنند یا اگر می فهمند چرئت حمایت ازش ندارند؟!
وقاعا جای تاسف است که ادعای باسوادی از علم مالی و حقوق بشر و ادعاهای نجات بشریت از فقر دارند و شعارهای کرکننده عدالت و انسانیت و شرافت و برابری میدهند، اما وقت عمل، چنین ضدیت با ین پیشنهادها می کنند؟!
اگر مردمان اکثرا فرودست با این حقایق و حقوق بدیهی شان آشنا شده و توجیهشان کنند که محافل مخفی ضد ایرانی یا مریض الفکر دهها سال است آنها از این حقوق محروم کرده اند و باعث بر سر کار آمدن رژیم شده اند، که نه تنها این حقوق بدیهی رفاه و ثروت همگانی از آنها گرفته، بلکه با اجرا فرمولهای فقرزا و ویران کننده، موجب شده همان اندک داشته هایشان نیز نابود شود و کشورشان به ویرانه ای با ظاهر شیک باشد.
بله مقداری جاده و تاسیسات بیمارستانی و خوشگذرانی درست کردند، اما چون اکثریت قاطع فرودست هستند، نمیتوانند از آن استفاده کنند! ای پدیده قحطی ساختگی و فقر عمدی و ستم بزرگ فقیر نگه داشتن اکثریت ملت ایران، یکی از بزگترین جنایت ضد حقوقبشری است! عجیب اینکه برای اینکه فریب موثرتر باشد به اسم سوسیالیزم و چپ و دمکراسی و بازار آزاد رقابتی دارند چنین ستم ادامه میدهند!
گفته شد دو فرضیه هممزان است و هر دو نیز دلایلی دارند، هر چند فرضیه کمونیزک اسلامیستی قوی تر است. یک فرضیه قدیمی است درباره عقبه ایده ساخت ایدئولوژی و افراد اسلامیستی کمونیستی، که به صدها سال پیش بر می گردد، بر طبق یک روایت مشهور، در زمان کاترین تزار روسیه، در هنگام پیشروی به سمت آسیای مرکزی، به سرزمین وسیع قزاقستان رسیدند، آنها قزاقها را مردمان شمنی و بسیار سخت و در مورد پذیرش مدرنتیه و تمدن اروپایی شرقی با مسیحیت ارتدوکس دریافتند، این ایده بوجود آمد اسلام نسبت به مسحیت ارتدوکش، می تواند نقش یک کاتالیزور عمل کند، خوی سخت قزاقهای شمنی را ملایم کرده با پذیرش خدا متافیزیکی، پس آنها به فرستادن ملبغهای اسلامگرایی سنی میان قبایل سرسخت قزاق کردند تا آنها از آیین پاگانی و شمنی خارج کنند، این ایده در نهایت می بایست پس از مسلم کردن قزاق ها، خوی شمنی شان به یکتاپرستی خدا مافیزیکی درآورده، بالاخره قبول کنند طبیعت و مظاهر قهریه اش که خداهای انسان شمنی است و ملموس، مغزشان شوییده و آنها به پذیرش خدای نادیده و متافیزیکی و غیر طبیعی کند، ایده روسهای تزاری نیز مانند بسیاری محفلی های غربی امروز، که درباره جایگزینی اسلامگراها بجای حکومتهای شبه سکولار دچار اشتابه شدند، که بعدا می توانند انها حذف یا کنترل کنند، اینجا اسلام در میان قزاقها ماندگار شد و قزاقها با وجود تبلیغات زیاد مسیون های مسیحیت ارتدوکس، مسیحی نشدن!
اما ایده و تجربه قزاق ها گویا، در میان محققان الحادی کمنیزم شوروی، مناسب دیده شد تا یک رکب جانانه و بنیان برانداز علیه غربگرایی حکومتهای مسلم نشین نزدیک به اقیانوس هند انجام دهند، این گونه شد که با پددیه عجیب مارکسیست اسلامی روبرو شدیم در دهه های ۱۹۳۰ تا ۱۹۸۰ میلادی، و هنوز با وجود فروپاشی شوروی و تغییر نام کا.گ.ب به اسم دیگر، همچنان ادامه دارد، قطعا تجربیات شوروی ها در افغانستان و مشاهده استفاده رقیب غربی شان از اسلامگرایی برای مهار کمونیزم بیشتر مصمم کرد که پروژه مارکسیسم اسلامی دنبال کنند.
ایجاست که شهرهای مذهبی ایران بویژه مشهد و قم، ملایان مارکسیست اسلامی پرورش می دهد، مشهد که در نهایت باید یک و نیم میلیون جمعیت در شروع قرن ۲۱ می داشت، امروز بیش از ۵ میلیون نفر مهاجر به زور چپانده و جای داده، که پدیده فاجعه بار کوهپایه خواری دزدسالاری رزیم اسلامی از گلبهار تا خلج و از دره طرقبه تا حرم رضا و اطارفش مشاهده می شود.
این ضاحیه مشهد، مرکز اصلی تجمیع ثروت و مرکز بزرک پولشویی و پناهگاه اسلامیستها است. تمامی این مناطق طبق طرحهای پیشین باید به مناطق جنگلی وییلاقی و مناطق وسیع ویلاهای عیانی می شد، اما با خیانت شهرداریهای حکومت اسلامی، اکثر این اراضی، اعم ویلاها و مناطق خالی، تبدیل به مجمع های آپارتمانی گران شد. عجیب اینکه بخش اعظم این خانه های آپارتمانی خالی است، برجهای بدریخت در کوهپایه های مشهد، راه تنفس شهر مشهد گرفته اند، بر روی گسلهای زلزله خیز بنا شده اند و شبیهش در شمال تهران و مناطق دیگر شهرهای بزرگ ایران دیده می شود.
حال آیا منطق محض امریکا و اسرائیل قبول میکند که بجای تهدید زدن زیرساخت مردم کاربر یعنی منابع تولید و توزیع گاز و برق و آب خانگی (که هیچ سودی ندارد جز یک عمل سادیستیک و کاملا ضد منافع ملت ایران و منافع امریکا و اسراائیل و تبدیل سرمایه اجتماعی اکثریت فرودست ایران به دشمنی علیه امریکا و اسرائیل، این بار واقعا اسلامیستها به آروزیشان میرسند و ملت ایران بعد از ۴۷ سال تلاش شکست خودره، بدست خود امریکا و اسرائیل دشمن غرب خواهند کرد، چون عملا حمله مستقیم به موجودیت مردم ایران می کنند!)، در حالی انهدام زیرساخت های رژیم میکند یعنی داراییهای مافیاهای حامی تروریسم اسلامگرا، یک گام بزرگ در ریشه کنی این پدیده ضد حققو بشری و ضد جهان آزاد و ضد غرب و ضد یهودیان؟!
این نکته مهم و بسیار سریع است که تصمیم باید بگیرند، فرصت کم است و اگر اقدام نشود، احتمال قریب به یقین دیگر چنین فرصتی پیش نخواهد آمد ریشه تروریسم اسلامگرایی در ایران بزنند.
این فانتزی استحاله و تسلیم توهم است چون مبانی واقعی علنی و تعریف شده به نفع سکولار دمکراسی و حقوق بشر و عدالت توزیعی ندارد!، یک سر کاری بزرگ و فرار و قسر در رفتن تروریسم سالامگرایی است، اما در کنار برنامه انهدامی دیگر امریکا و اسرائیل، انهدام ضاحیه های تروریستی در ایران و با اولویت داراییهای پراکنده بالاشهر مشهد- از گلبهار تا خلج و از دره طرقبه تا اطراف حرم- ضربه کاری و ریشه ای برای ریشه کنی زیرساخت دارمدزایی و پرورشگاهی تروریسم خواهد زد و منطقه بالاشهر مشهد را پالایش می کند از این زیرساخت زهرآگین و نماد عملی منفعت طلبی و بلکه منفعت داشتن پیروی از ایدئولوژی اسلامیسم.
اندام داراییهای ساختمانی- که با اعلم تخلیه چند روزه این منطقه و جلوگیری از آسیب جانی به مردم- می تواند چنیدن هدف و مزیت یکجا براورده کند. در نقش نمادین، هژمونی اسلامیسم منهدم خواهد شد و در نزد مغزشو شدگان این هژمونی که پیروی کردن و مزدوری برای تروریسم اسلامی، سود و رفاه و پول مفت رانتی و ره صدساله یک شبه رفتن بر باد خواهد داد.
دوم اینکه بزرگرتین تجمیع کارتلهای درآمدزایی و دارایی عظیم ترین گنجینه دزدسالاری اسلامیستی را نابود میکند. انهدام این بنیاندها و آستانها، یک بار و برای همیشه مردمان ایران آزاد میکند از هژمونی استثمارگری که برای خودش حق ۲۰% مالیان مذهبی قائل است بعنوان نماینده الله و نایب غایبش، بعد نابودی ناحقی های دزدسالاری که امروز تا ۹۰% شده، خط بطلان بر ایدئولوژی غارتگری که خودش صاحب جان و مال و عمر و زندگی و تعلقات عاطفی مردم از زن و بچه مردم مسلم زاده آزاد خواهد کرد (با انواع توجیه های شرعی غارتگرانه به اسم انفال و غنیمت… تا جایی به اسمهای عوام فریب همان بردگی کنیزی و غلامی را به خودر مردم ساده دل می کند، کذبیاتی که اگر جان و مال و زن و بچه تان تقدیم این استان تقدس مآبی ساختگی کنند، ارباب آسمانی اسلامیستی شما مورد رحمت و پاداش جنت میدهد حتا اگر در این جهان رنج بکشید و تمام عمر و سلامتی و زن بچه تان تقدیم آستان نماینده خدای اسلامیستی کنید!).
اگر امریکا و اسرائیل و متحدانش چنین کنند، علاوه بر یک پیروزی واقعی ماندگار، تبدیل به قهرمان جهان آزاد و تمدن جهانی شده و تا ابد در جایگاه رهبری همه ملتهای مظلوم و تحت ستم ایدئولوژیهای تروریستی خواهند بود.
گمان کرده اند، این همه احکام مهلک و بسیار کشنده و غیر قابل انعطاف- که با تلاشهای چند قرنی رنانسی گرایانه دانشمندان و ادیبان و نخبگان بین قرون ۸ تا ۱۳ میلادی در این جهان موسوم اسلامی به شکست انجامیده بود- چر که آنها نمی دانستند تا ریشه منفعت از اسلامگرایی نزنند، هر چقدر هم کار فرهنگی و هنری و ادبی و خلق بهترین شاهکارهای عقلانی و فلسفی و ادبی کنند بیفایده است!
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.