دمکراسی و حقوق بشر و عدالت توزیعی، رژیم جایگزین این باید باشد، منطق به جهان آزاد، می گوید: هنگامی که دیگر تنکه هرمز از کنترل در دست آنهاست، تجارت و تامین نفت و بقیه کالاها به شرایط عادی بازگشته، بازی با قیمتها پایان داده شود.

نفت و سایر کالاها به سطح اختلال در تنگه هرمز رسیده، قیمت دلار منطقا به سطح منطقی اش برسد، انس و نقره به دوره عادی یعنی بالای ۴۵۰۰ و بقیه قیمتهای کالاها.

بحث روشن کردن تکلیف حکومت ایران از اسلامگرایی با کلیت قانون اساسی و قانون مجازات اسلامی و بقیه نقض حقوق بشر و همچین ضد عدالت بویژه برای  فرودستان و موثر که جبرانی باشد، عجیب است مدعیان اپوزیسیون و حتا کشورهای خارجی توجهی نمی کنند دست کم احساس نمی شود، باز بوذ واردات کالای بشردوستانه و تمای کالاهای اساسی غیر سرمایه ضروری، اینها میتوانستند تحت مدیریت بگیرند، دیگر با هی گفتن سخنانی که نیازی به قوه قهریه نیست، در حالی این قوه قهریه بوده حکومت اسلامگرایی و شیعه و ولایی نگه داشته، تمامی نروهای تحول خواه و گذرخواه به دمکراسی سکولار و حقوق بشری و عدلتخواه برای فقرزدایی و بقیه بارها گفته شده، این تبعیض و رانت و اقلیت خودی و اکثریت غیر خودی.

همان طور منتقدان گفته اند: آمریکا و متحدانش، نشان داد در تمام این سالها میتوانست کمک کند به آزای ایران، همچنین اثبات شد، خنثی سازی سران کافی ینست، لایه برداری عمیق، قطع منفعت از داراییهای این حکومت، کلا داستان سرمایه داری خصوصی وقعی ینست، واقعا هیچ اطلاعات باورپذیر که وجود سرمایه دار قدرتمند که در این شرایط توان نفوذ داشته باشد، که چنین نیست، ۹۰% اقتصاد در اقلیتی است که عملا ۴۷ سال برنامه های افراطی از حکومت استثماری دارد که تا ۹۰% منایع تولید ثروت و دارمد در کنترل گرفته و عملا با روشهای ضد منطق اقتصادی و ناکرامدی عمدی سیستماتیک (سندش همین که هیچ وقت پیشنهادهای عدالت توزیعی و فقرزدایی انجام نداد و برعکس عمل کرد و بسیار مطالب قبلی است و با جستجوی کلمتی مانند میزان اشتغال و امنیت شغلی و شکاف طبقاتی و بیمه تامین اجتماعی و مزدها و فقر و… اینها براحتی انبوه منابع است در اینترنت).

پس استحاله، امری ممکن نیست، مگر منافع لایه نازک افراد که یک اقلیت متوهم و مغزشویی شده را به دنبالش کشانده، در زمانی این قوه قهریه باشد، همین وضع ادامه و خطرات پس قسر در رفتن از بزنگاه سرنگونی است، نشانه هایش همین است نه تنها قوانین ضد حقوق بشری لغو نمی کند، قوانین بیشتری وضع می کند، شمار اعدامها بیشتر می شود!

همان طور بارها تاکید شده طی سالهای بیش از بیست ساله از شدت یافتن تحریم به دلیل بحران هسته ای (برنامه های چرخه هسته ای که از کارشناسان جهان آزاد هیچ توجیهی ینست جز برنامه تولید سلاح هسته ای)، پس این لایه برداری و نابودی لایه های ماثر ضد جهان آزاد و ضد یهودی حذف شوند تا سطخ گروهیان و سرباز بمانند که بعدا به همراه بروکراسی با عفو عمومی، کمک کننند به اداره کشور (قطعا عدالت توزیعی نیز همراهی مردم بیشتر می کند، اگر در برنامه امروز مدعیان اپوزیسیون تا ابرقدرتهای درگیر با جکومت فعلی، صراحتا بگویند تعهد به عدالت توزیعی بدهند، مانند ۵۰% ذخایر نهفته از سی هزار میلیارد دلار برای توزیع سهام برابر که امکان دارایی به شکل برگه سهام مالکیت به ارزش چندین هزار دلار مثلا سی هزار دلار و ۲۵% به تامین بودجه برای بیمه تامین اجتماعی و بازنشتسنگی جبرانی برای متولدان بعد ۱۳۵۰ به بعد میانسال و بالاتر که رایگان و فوری باشد) اما حساب مردم عادی از حکومتها جدا کنند. معادل ۲۵% میوان سهم شراکت با آن بخش جهان آزادی کمک کرد در تغییر رژیم و آزادی ایران.

این قوه قهریه معطلی نباشد باشد، اینکه گمان کنند دهانه های زیرزمینهایی مواد و تجهیزاتی توان تولید بمب اتم و موشک دوربرد تا قاره پیما منهدم شده، بسیار اشتباه است، گمان باشد کل مشکل حل شد، خودشان می دانن تا تعییر رزیم نشود و افراد مورد اعتماد و امکان نظارت کامل بر اماکن نظامی و صنعتی ایران است، تا زماینی ایارن مشابه کشورهای عضو ناتوف جزئی ساختار جهان آزاد شود.

خطر بزرگ، از دست رفتن بزنگاه فعلی است، تاخیر از تغییر رژیم و عدم حمایت از مردم ایارن مانند کانال کالاهای بشردوستانه و منهدم کردن مافیاهای دارمدزای رژیم مانند خودرو ساختمانی بالاشهری… حتا ادعای که ابرقدرتهای غربی میکیوند بعضا که نقش دارد تجارت مواد مخدر! اما سه گانه مهم زیرساخت مردم کاربر یعنی منابع تولید از و برق و آب خانگی نباید مورد انهدام باشد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)