معنی پشت پرده در محاصره بودن ایران امروز یعنی چه؟!، ایران دیگر تاثیری در معادلات اقتصادی جهان ندارد! یعنی فرصت تغییر رژیم در زمان کوتاه قابل دسترس است! دیگر دلیلهای طولانی شدن این حکومت بهانه است! بیان حقایق تلخ تداوم عدم تعیین تکلیف حکومت در ایران و گذار به دمکراسی…!
خلاصه موارد مهم مطلب:
– عدم نگرانی برای بیشتر حامیان بدنه دون پایه حکومتی که بروکراسی تشکیل می دهند و خوزده کسبه، اینها در کل در پروسه عو عمومی، کاریشان نمی شود و بیخودی دارند حمایت از رژیم میکنند، عمردهی به این رژیم که به منتهای انحطاط گری یران و مردانش رسیده و تا ۹۰% اقتصاد و ثروت ودرآمدزایی کشور دهها سال در چنگ گرفته، به چنین منجلاب و باتلاق از ناکارآمدی و فساد مالی سیستماتیک افتاده است. ماندش جر خسارات و ناامنی همه جانبه برای همه از جمله همان بدنه اقلیت ندارد.
– تاثیرگذاری فعال و موثر مدعیان اپوزیسیون در خارج و حتا داخل، با ابرقدرتهای چون آمریکا و متحدان منطقه ای اش، در تسریع سرنگونی و کمک به ایجاد و استقرار دولت انتقالی دموکراتیک.
– داشتن برنامه های فوری جبرانی برای حل قضیه فقر و فرودستان و جاماندگان از عدالت از جمله میانسالان متولد ۱۳۵۰ به بعد، مانند بیمه تامین اجتماعی رایگان که تضمین بازنشستگی همراه داشته. برخلاف ادعاهای بی پولی حکومت توسط لیبرال های حکومت اسلامی، که بی رحامانه طی این سالها همزان با خلق نقدینگی و دزدیها و وامهای کلان و بسیاری بدون بازپرداخت و غارت به اسم اصل ۴۴ و قضیه خصولتی ها… ایران دارای منابع درآمدزایی و ثروت است هم فعال و ذخایر نهفته که به خودی خود، مالیکیتش و سهام شدنش، دارای ارزش است.
– از آنجا همه بر سر ماهیت بودن ایران و کلی دمکراسی سکولار که متضمن حقوق بشر و عدالت است متوفق هستند، قضیه اصلی، که طی این سه سال بارها گفته شده، کنار گذاشتن کارشکنی و تفرقه است و واگذار کردن تکلیف شکل و فرم حکومت به ر فراندوم.
سرعت بخشی به تعیین تکلیف حکومت است. تاخیر و تعلل طولانی شدن به نفع هیچ کسی نیست. آن اقلیت متوهم که نفعی از طولانی شدن حکومت به شکل کنونی اسلامی با توضیحاتی داده شده موافقند، با قدرت مردم و حامیان خارجی، تسلیم اراده خواهند شد.
– این قضیه ناامنی تنگه هرمز تمام شده است، گراین نفت دیگر ناشی قضیه حکومت ایران نیست، معنی واقعی محاصره ایران، یعنی نفت و گاز ایران هیچ تاثیری در تامین انرژی جهان ندارد متاسفانه امروز!
معنی شکست حکومت اسلامی هنوز برخی میخواهند باور نکنند، اما اقدام آمریکا و عملا تبعیت عمده قریب همه جهانیان از تحریم و محاصره، یعین کلیت ایران امروز از چرخه اقتصاد جهن کنار گذاشته شده است.
امروزه گرانی یا ارازنی نفت و گاز و هر کالایی ربطی به ایران ندارد، بازی های کاسبکاری جاهای دیگر است!
این حقیقت جاری امروز است. این حقیقت تلخ استف اما یک ویزگی دارد، دیگر معطلی برای سرنگونی رژیم ایران از سوی ابرقدتها و کمک به مردم داخل برای استقرار حکومت دموکراتیک و عادلنه و فقرزایی فوری، هیچ بهانه حقیقی ندارد، کاری است به با زمان کم شدنی است. مساله اراده ابرقدرتهایی نظیر آمریکا و اسرائیل و متحدانش است.
مردم عادی ایرانی در خارج و هر گوشه ای در پی جنگهای یکسال اخیر آمریکا و اسرائیل و متحدانش، منتظر مانده اند در عمل چه می شود، در حالی که آنچه می گویند مبارزات مردم در داخل، با سرکوب روبرو شد، این قیامهای کوتاه مدت که در جنبش ۱۴۰۱ چند ماهی طول کشید، به اعتراضات دیماه تنها چند روز، بقیه پراکنده بود، مشخص شد هنوز مردم داخل توان لازم برای به نتیجه رسانده گذاز حکومت اسلامگرای فعلی ندارند و سرکوب می شوند، این حقیقت میدانی است، حتا یک شهر و منطقه نیز به معنای واقعی در دست مخالفان حکومت اعم هر گروه و عقیده ای نیست، برخلاف مثلا کشورهای مشابه که بخش عمده مردم مخالف بوده، نقاطی را بالاخره بدست آورده و مانند سوریه در نهایت با اتفاقتی زیادی دیه شد و آگاهان میدانند چگونه حکومت سوریه سقوط کرد و کی ها در نهایت جایش گرفت (اینکه آیا ماهیتش ایده آل بود یا نه)، بحث تسلیم یا استحاله (که سخنان هر از گاهی آقای ترامپ، مبنی توافق خوب / که گاهی تهدید به حمله) چند ماهی در برخی رسانه ها در خارج، مطرح شده است. اما مشکل همین جا است، اینها بحث های رسانه ای است، فقط چندتا مقامهای رسمی حکومت در ایران، سخن از مذاکره و توافق میگویند، مانند پزشکیان و قالیباف که عضو شورای شش نفره هستند، که به قول پزشکیان، مسئول رده بالای اداره کشور هستند، بقیه موافق یا مخالف مذاکره، در درجات پایین هستند، نوعی حاشیه نگاری و حاشیه گویی بر مواضع این مقامها موافق یا مخالفشان است.
جنگ در جنوب و تنگه هرمز، عملا با برتری آمریکا و متحدانش، منجر به کنترل این تنگه از سوی آمریکا شده و مداخلات عمدتا سپاه، چندان اثری ندارد، فقط از دست رفتن تجارت نفت و کالا از دست حکومت و مردم تجار محلی و غیره ایرانی شده است، در عوض محاصره دریایی چنان قوی دنبال شده، کار به بسط محاصره به آسمان و حدی در زمین شده، اینها اثراتش بیشتر وبیشتر بر مردم عادی است- بنا بر ادعاهای مخالفان و شواهدی- اکثریت مردم ناراضی یا مخالفند، زیان اصلی میبرند.
برخلاف برخی کشورها که اپوزیسیون منسجم و همبسته ای نبوده بالاخرخ بعد از چند دهه، تکلیف از داخل مشخص شود، اینکه بحث استحاله و توافق خیلی دنبال میکنند، از همین بلاتکلیفی است، اما مقامها رسمی چیزی که میگویند شرطهای مثلا ۷ گانه است، که با آنچه آمریکا و متحدانش میخواهند تفاوت زیادی دارد، این وضعیت بلاتکلیفی و کم رنگی امید در بسیاری مردم، که آمریکا می گوید جنگ در پایان ۲۰۲۶ تمام می شود و البته از فخوای مطال آمریکایی منظورشان، رسیدن به هدف خلع سلاح موشکی و گرفتن تمام توان هسته ای حکومت ایران است. که بخشی از بدنه- باز بنا بر همان رسانه های خارجی- تحت شرایطی موافقند که تفاوت با چیزی است شرطهای ۷ گانه است.
اسرائیلی ها، هر از گاهی سخن تغییر رژم میگویند و به سرعت قید و بندی می آورند این مردم داخل ایران بالاخره این کار می کنند! در حالی خودشان بهتر از هر کسی میدانند اگر میتوانستند تا کنون انجام میشد، برای هیمن بخش بزرگی منتظر پیامدهای جنگ تمام کننده آمریکا و اسارئیل هستند، این انتظار طولانی شده اس، انهایی بهق ول معروف بارشان بسته اند، نوعی خوشایند دارند همین وضع بیشتر طول بکشد تا سودهای هنگفتی از گران فروشی کنند!، اما اکثریت حتا بخشی کارکنان حکومتی که عملا از رانت وام و کمک و بودجه حقوق رسمی بیمه برخودارند، نیز چندان علاقه ای ندارند جنگ طولانی شود، نوعی تثبیت موقعیت حکومت و وضعیت خودشان هستند در همین سطح، اما بخش احتمال قریب به اکثریت قاطع، ناراضی اند، تحریم و محاصره ای تجربه نشان داده ممکن سالها طول بکشد، وعده چند ماهه فروپاشی حکومت از سوی رسانه دارها مخالف گفته می شود، اما به واقعیت که عملا این شکاف طبقه خودی و یغر خودی از چند دهه پیش ایجاد شده، با سلسله مراتبی، خودی ها از رانتها، ذخایر داراییها و منباع درمد کافی حتا از گرانی ها ناشی تحریم و محاصره برخودار شده اند! بقیه مردم که عموما بیکار یا نیمه بیکار و مزدبگیر هستند، عملا بازندگان این وضعیت هستند.
برنامه های متعدد گذار برخی مدعیان اپوزیسیون داده اند، اما در آنها هیچ برنامه فوق العاده و اجرای سریع جبران خسارات و بهبود وضعیت اقتصادی نیست در آنها. همگی برنامه منوط شده به سالها بعد، که وضع اشتغال و درآمد خوب باشد.
یکی از تلخ ترین سخنان بخشی از مدعیان اپوزیسیون و حتا سخنان سران و اشخاص خارجی درگیر جنگ با حکومت، مثلا می گویند این پولهایی حکومت تا از درآمد نفت و غیره بدست آورده و اکنون با ضربات جنگ یا تحریم و محاصره از دسترش خارج شده، می بایست خرج ساخت راه و بیمارستان و مدرسه و شبیه این مصداقها می شد، در حالی گویا اساس هیچ یک از آنها خودشان به آن راه زده و نمیگیوند که مسائل اقتصادی، مهمتر از اینها است، مسائل حاد اکثریت و کسانی تعداشان به میلیون تن میرسد از متولدان دهه های ۱۳۵۰ و ۱۳۶۰ خورشیدی نتواستند به نوعی اشتغال دست یابند تحت پوشش تامین اجتماعی قرار گرفته و فاقد سابقه بیمه و کافی بیمه هستند و در میانسالی به سنهای بالای حتا ۴۵ سال رسیده اند، برخی حتا ازدواج نکردند یا دروضعیت تجرد هستند، فاقد خانه و یا خانه مناسب هستند، اساس هنوز در وضعیت فقر و عدم امنیت شغلی و نداشتن بیمه تامین اجتماعی هستند (که معنی نبود بازنشستگی و دوران سالمندی بدون اطمینان به سر میبرند، این وضعیت ناامنی با طولانی شدن حکومت فعلی که دیگر نشان داده نه میتواند به قول خودشان و به قول مخالفان نه می خواهد باید قشیه این تامین اجتماعی حل کند برای این نسل هایی دیگر عملا امکان بیمه تامین اجتماعی یا درامد کافی که خودشان امنیت مالی داشته باشند برای دوران میانسالی و سالمندی )، این مسائل با طولانی شدن عمر حکومت و عدم جایگزینی حکومت دمکراسی و نداشتن برنامه فوری جبرانی.
چنان از سخنان مثلا امریکایی ها و بویژه اسرائیلی ها بر میاید آنها توان نابود کردن رژیم دارند، حتا توان کمک به تشکیل دولت انتقالی دارند، قبلا ثابت کردند در افغانستان و عراق، چیزی ابزار نگرانی میکنند، هزینه بالا مادی و انسانی است (اما با توجه ضعف شدید حکومت با ضرباتی قبلا خورده و بر اساس داده هایی اکثریت مردم خواهان تغییر رژیم هستند، همچین امکانات مدرن، نیازی به صرف هزینه مادی و انسانی مانند قبل نیست، برخی در همین رسانهای خارج میگیوند اگر آمریکا و متحدانش اراده کنند در عرض چند هفته و عملیاتهای ممتد و ادامه دار و برخی کارهای که گفته شده در خنثی سازی توانایی های حامیانش که اینجا تکرار نمی شود و نیروی حدود ۵۰ هزار تن میتوانند کار تمام کنند)، بعد آترناتیو، در حالی که اینها قیاسهای بنابجا است شرایط ایران با عراق رژیم عثی و افغانستان ۲۰۰۱، ایران اکثر مردمش ۴۷ سال حکومت اسلامی و ایدئولوژی ناکارآمد و انحططاگرش و دیکتاتوری و قوانین مجازاتهای اسلامی تجربه کرده و عملا با درجاتی سکولار شده اند، از اقلیت مذهبی مخالف تا بخش بزرگتر این اکثریت که عملا غیر مذهبی شده اند با درجات مختلف، آنها در شبیه سکولاری عقیده داشتن وجه مشترک کلی دارند، این یک پشتوانه است که رفراندوم خواهان برقراری حکومت سکولار یا دمکراسی سکولار رای داده و جز این نمی خواهند، همین حقیقت است که حکومت اسلامی و اقلیت حامی اش می ترسند و مقاومت بیشتری دارند که امیتازات و رانتها و رفاهشان از دست بدهد، این برای بخش اعظمشان (ناچار اعلام عفو عمومی خواهد شد، این روش معمول گذار است، مجازاتها معمولا شامل کسانی است مترکب جنایت شده و تا آخر مقاومت کرده اند و تسلیم نشدند)، ترس واهی است از جمله میلیونها نفر شاغل کارـمد و کارگر بخشهای حکومتی، که بروکراسی ایران تشکیل میدهند، هر حکومتی در ایران بر سر کار بیاید بجای حکومت فعلی، کاری به آنها نخواهد داشت، برخلاف ادعای برخی مقامهای آمریکایی، در اثر جنگ حکومت سرنگون شود، هیچ نگرانی نیتسف اساس بدنه بروکراسی و اکثر شاغلان نهادهای حکومتی اتفاقی برایشان نمی افتد، آنها هر چند از رانتها و شبه رانت شده هایی مانند اشتغال با مزد نسبتا بهتر شاغلین غیر حکومتی داشته اند و بخش بزرگی از آنها در رعض ده سال اول اشتغال، به مواهب خانه و خودرو ازدواج و پس اندازهای مختلف رسیده و اکنون ثروتهای چندین میلیارد تومانی دارند، بخش بزرگی از همین کارکنان بروکراسی در مناطق متوسط به بالا هستند و در خانه هایی گاه چند ده میلیارد تومانی زندگی میکنندف کلی هم پس انداز جمع کردند، که جمغیتشان حدود ۱۰ تا ۱۵% کشور هستند، بخشی اینها حامی حکومت هستند به دلیل همین احساس واهی حفظ منافع! چیزی باید اپوزیسیون روشنگری کنند، منافع این کارکنان بروکراسی و دون پایه خطری برایشان ایجاد نمی شود.
مساله اینکه برخی خواهان خنثی سازی سران و حامیان رژیم میکنند و درخواست تعجییل در سرنگونی توسط آمریکا و متحدانش دارند و حتا میخواهند اسرائیل مستقیم اقدام کند، چون خود اسرائیلی ها بعد از هفتم اکتبر نیز بارها گفته اند و به این نتیجه منطقی رسیده اند، مشکل با امضای توافق حل نمی شود، برجام نشان داد قضیه حل نمی شود برای اسرائیل که دشمنی ایدئولوژیک حکومتیها و حامیانش دارند، با موجودیت اسرائیل، پس منتفذان حامی اسرائیل و یهودیان در آمریکا، می گیوند تغییر در رژیم انجام شود، حال برخی استحاله معادل تغییر در رژیم تعبیر می کنند!
استحاله اگر گیریم نزدیک به تغییر رژیم است، در چه چیزهایی و در چه حد می توان شبیه تغییر رژیم باشد.
قطعا استحاله با وجود قانون اساسی جمهوری اسلامی که ماهیتش همان حکومت اسلامی شیعه ولایی است، قانون مجازات اسلامی و این فساد و ناکارآمدی سیستماتیک و خوی و یغر خودی ناشی از آن است، اگر باز هم باشدف این استحاله حتی اندکی به نزدکی تغییر در رژیم شبیه نخواهد بود.
این عقب نشینی های مقطغی رژیم درباره پوشش اختیاری نیز، همه میدانند بر اثر فشار جنگ و عدم ثبات حکومت است، اگر در گذشته مواردی چون ماهواره یا دستگاه ویدئو کوتاه امدن، هرگز قانونهایشان لغو نکردند، هنوز هم داشت دستگاه و ویدئوی شوی رقص و اواز زنان و داشتن ماهواره مجزتش لغو نشده است! هنوز هم وقتی پرونده سازی می شود، مورادی مانند فایل ویدئوی رقص و آواز زن و داشتن ماهواره و در کنراش داشتن مصرف مواد مخدر سنتی حتا و داشتن مشروب الکی ضمیمه بقیه جرم انگرای برای یک فعال مدنی و مخالف حکومتی دست یر شده می شود تا جرمش سنگیتر شود و موجه تر برای سنگین چون زندانهای طولانی و شلاق (این شلاق جدا از ماهیت ضد بشری اش، یک حکم خطرناک عیله جان است و خطر مرگ در اثر ترس و استرس و ایست قلبی و عدم تحمل و جان باختن است) و مجازات زندان هم ممکن است در شرایطی منجر به آسیب جسمی روحی بد یا جبران ناپدیر شود و در نهیت منجر به مرگ. اعدام قاچاقچیان مواد مخدر، گاه داشتن مقدار کمی، محلی شده برای جرم تراشی.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.