اتحاد کارگران انقلابی ایران ||| با سقوط دستگاه بالابر در یک ساختمان نیمه کاره پنج کارگر به قتل رسیدند. مهدی کربلائی، عیسی اتابکی، اکبر واحدی نژاد، فرشید قوچانی نژاد و جلیل آوردی نژاد کارگرانی هستند که بر اثر سانحه ی کار در شهرستان نور به قتل رسیدند. سوانح کاری بطور متوسط روزانه جان سه تن از کارگران ساختمانی را در کشور می گیرد.
طی این فاجعه پنج تن دیگر از کارگران زحمتکش ساختمانی، به نام های مرصاد کربلائی، یاسین قوردی، نوررحمان آرمانی، حامد تنها و شینگل استمائی آسیب دیده و در بیمارستان بستری شدند.
به گفته ی رسانه های محلی روز گذشته مسئولان دستگاه قضایی، تعاون، کار و رفاه و اجتماعی به محل سانحه رفتند. همان زمان دستور پلمب کارگاه و ممنوعیت فعالیت آن از سوی آنها صادر شده است. سوانح کاری در بخش ساختمان سازی بطور میانگین هرسال بیش از هزار خانواده ی کارگری را بدون سرپرست می کند.
از زاویه منافع درازمدت کارگران، پیشگیری ریشهای و بنیادین از حوادث مرگبار کار فراتر از اقدامات واکنشیِ مقطعی -پلمب موقت کارگاه یا بازرسیهای پس از حادثه- است. از این منظر، امنیت جانی و ایمنی کارگران تنها زمانی تضمین میشود که ساختار روابط کار و تولید دستخوش تحولات اساسی شود. تا آنزمان فاجعه سقوط بالابر و کشته شدن کارگران آخرین رویداد از این دست نیست.
تجربه ی بکار گرفته شده برای جلوگیری از آسیب دیدن کارگران، ضمن تاکید موکد براین موضوع که کارگران بخش های مختلف با توجه به ویژگی های محیط کارخودشان بایستی عمل کنند، به مواردی اشاره دارد که بطور عام بایستی بکار گرفته شوند تا از تکرار فجایع این چنینی جلوگیری شود.
یک – کارگران باید حق قانونی و عملی داشته باشند تا سندیکاها و شوراهای مستقل خود را آزادانه تشکیل دهند تا بتوانند بدون ترس از اخراج، بر رعایت اصول ایمنی نظارت کنند.
دو – هیچ بازرسی دولتی به اندازه خود کارگران دغدغه حفظ جان همکارانشان را ندارد. تشکلهای کارگری باید قدرت قانونی برای توقف کار در صورت عدم ایمنی تجهیزات (مانند بالابرها و داربستها) را داشته باشند.
سه – سیستمهای پیمانکاری چندلایه و شرکتهای تأمین نیروی انسانی معمولاً با هدف کاهش هزینهها، از خرید تجهیزات استاندارد، تعمیر و نگهداری ماشینآلات و آموزشهای لازم سر باز میزنند. حذف این واسطهها و برقراری قراردادهای مستقیم و امن، انگیزه سودجویی به قیمت جان کارگر را تقلیل می دهد.
چهار – کارفرمایان و کارفرما-پیمانکاران باید مکلف شوند که پیش از شروع هر پروژه، بودجه کافی برای ایمنی و تجهیزات استاندارد (بالابرهای مدرن، ابزار مهار، کلاههای ایمنی و…) اختصاص دهند.
پنج – جریمههای مالی سبک یا احکام تعلیقی معمولاً بازدارنده نیستند. در منافع درازمدت کارگران، قوانین باید کارفرمایانی را که با بیمبالاتی و عدم رعایت ایمنی باعث مرگ کارگران میشوند، با مجازاتهای سنگین و بدون تخفیف مواجه کند تا هزینه بیتوجهی به جان انسانها بسیار بالا برود.
شش – نهادهای ناظر حکومتی مانند وزارت کار و بازرسی کار، باید تحت نظارت شفاف نهادهای کارگری و جامعه مدنی عمل کنند تا از فساد و چشمپوشی بر تخلفات ایمنی جلوگیری شود.
هفت – آموزش نحوه کار با تجهیزات خطرناکی مانند بالابرها نباید تشریفاتی باشد، بلکه باید به عنوان بخشی از حقوق پایه کارگران، به صورت رایگان، در ساعات کاری و با تضمین امنیت شغلی ارائه شود.
تا زمانی که جان کارگر به عنوان یک کسرِ کمهزینه در معادلات اقتصادی سرمایهداران و پیمانکاران نگریسته شود، این حوادث تکرار خواهد شد.
پنجشنبه شانزدهم مهرماه هزار و چهارصد و پنج
مزد کم است، شغل ناامن؛ پیمانکاری حلقه اتصال بحرانهای کارگری

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.