پایه‌های ستم، تبعیض و بی‌عدالتی جمهوری اسلامی ایران، چهل و هفت سال است که بر فراز سر مردم ایران؛ بر مبنای مرد-پدرسالاری، ثروت سالاری، جنگ سالاری، فساد سالاری، دروغ سالاری و سرکوب، شکنجه، جنایت، اعدام و کشتار بر سر معترضان میخکوب شده است. علیرغم این‌که پایه‌های این نظام ناعادلانه در اثر بحران‌های عمیق اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به شدت پوسیده و لغزان شده است، اما هنوز توان حکمرانی دارد زیرا توانسته است ما را متفرق کند و در نتیجه می‌تواند هر روزه جان‌های بسیاری را از ما بگیرد و ضرورت دارد که هر چه مصمم‌تر و متحدتر از پایین، جلوی این آقا بالاسرهای داخلی و خارجی که تنها برای توسعه‌ی قدرت و ثروت خود در جهان با همدیگر می‌جنگند، بایستیم.

هر روز تعداد زیادی از مردم از اقشار ضعیف و فقیر جامعه در اثر گرسنگی، بیکاری و بیماری جان‌شان را از دست می‌دهند و شرایط آنقدر هولناک شده که دیگر نیاز به آمار و ارقام هم نیست و با یک حساب ساده دخل و خرج یک خانوار کوچک در یک ماه، می‌توان به عمق فاجعه پی برد. تورم و گرانی روز به روز، به مرزی کُشنده رسیده و این همه ظلم، ستم و نابرابری و دوام آوری در این شرایط، غیر قابل تصور شده است. معلمان هر روز دارند از شغل خود استعفا می‌دهند تا شاید بتوانند در شغلی دیگر، حداقل‌های زندگی برای تامین معاش روزانه خانواده‌های‌شان را به‌دست آورند. تعداد زیادی از دانشجویان را از تحصیل محروم کرده‌اند. بسیاری از دانش‌آموزان به خاطر نداشتن حداقل‌های مالی، از تحصیل محروم شده‌اند. در کنار این همه تبعیض و بی‌عدالتی، دستگاه سرکوب‌شان نیز یک دم متوقف نمی‌شود و هر روز تعداد زیادی از معترضان را دستگیر، شکنجه و به حبس‌های سنگین و اعدام محکوم می‌کنند. به جای این‌که حداقل برای نجات خودشان هم شده، به داد مردم برسند و این شرایط اسفناک را کمی تغییر دهند، گمان می‌کنند با سرکوب بیشتر می‌توانند مردم جان به لب رسیده را ساکت کنند. بی‌شک آتش این خشم انباشته شده به زودی شعله‌ور خواهد شد و ممکن است خشک و تر همه را با هم بسوزاند و نه از تاک نشانی بماند نه از تاک‌نشان.  

این شیفتگان قدرت و ثروت، تنها در شهریورماه، بین ۷۰ تا ۸۰ زندانی را با شقاوت جنون‌آمیزی به بالای چوبه‌های دار کشاندند و زندگی آن‌ها و خانواده‌های‌شان را نابود کردند و چهار تن از آن‌ها زندانی سیاسی بوده‌اند. کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام در هفتم مهر اعلام کرد که حدود ۲۰۰ زندانی سیاسی و عقیدتی با حکم اعدام مواجه هستند. عفو بین‌الملل در اردیبهشت اعلام کرد دست کم ۷۸ زندانی به دلیل اتهام‌های سیاسی در معرض اعدام هستند که از این تعداد ۴۱ نفر از بازداشت شدگان دی‌ماه ۱۴۰۴ هستند. تعداد زیادی از شهروندان بهایی را به حبس‌های سنگین محکوم کرده‌اند. فشار بر زندانیان سیاسی و پرونده سازی‌های جدید و محرومیت از ملاقات و تماس با خانواده نیز بی‌وقفه ادامه دارد؛ از جمله محرومیت نه زن زندانی سیاسی در بند زنان زندان اوین که از یازدهم مهر کارت‌ تلفن آن‌ها را گرفتند و به مدت یک‌ماه از تماس با خانواده محروم شده‌اند. فشار بر خانواده‌های دادخواه سال‌های اخیر و اذیت و آزار و بازداشت آن‌ها نیز روز به روز بیشتر می‌شود. هم‌چنان‌که خانواده‌های خاوران را سال‌هاست برای گرامی‌داشت یاد عزیزان‌شان در خاوران مورد اذیت و آزار قرار می‌دهند، اما خانواده‌های دادخواه و زندانیان سیاسی سکوت نمی‌کنند و برای کشف حقیقت، دادخواهی و دستیابی به حقوق انسانی خود ایستاده‌اند.

دادگاه تجدید نظر قم، حکم ۷۴ ضربه شلاق پرستو احمدی و شماری از اعضای «کنسرت کاروانسرا» را تایید کرد. تنها در یک هفته گذشته پنج معترض دی‌ماه را اعدام کردند. هشتم مهر؛ علی همتی و مجید نیک‌اندیش را در مشهد اعدام کردند. یازدهم مهر؛ سیاوش جمشیدی خیرآبادی را در شهر کرد اعدام کردند. سیزدهم مهر؛ علیرضا سپاهی و علیرضا رئیسی را با قساوت تمام اعدام کردند. و چقدر تلخ بود اعدام علیرضا سپاهی که در آخرین ساعت‌های زندگی‌اش، پیوند یک زندگی مشترک با مهشاد کشانی زندانی سیاسی محکوم به پنج سال حبس را آغاز کردند، به این امید که شاید بتوانند زندگی مشترکی را در کنار هم داشته باشند، اما این جنایت‌کاران، حتی اجازه ندادند آن‌ها با همدیگر دیداری داشته باشند.

زندانیان مبارز و شجاع در کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»، ۱۴۱ هفته است که هر هفته در روزهای سه‌شنبه هم زمان و همبسته با هم در زندان‌های سراسر ایران اعتصاب غذا می‌کنند تا بتوانند جلوی اعدام‌ها در ایران را بگیرند. چهار دهه است که مبارزه علیه مجازات اعدام توسط خانواده‌های دادخواه و زندانیان سیاسی در داخل و خارج از کشور انجام شده است. ولی چرا برای این حداقل حق انسانی برای حفظ زندگی، تا کنون موفق نشده‌ایم؟ آیا علت تنها در سرکوب وحشیانه‌ی حاکمیت بوده است، یا ما فعالان سیاسی و اجتماعی و حقوق بشری و خانواده‌های دادخواه نیز در این زمینه کم کاری کرده‌ایم یا آن‌طور که لازم است، برای لغو مجازات اعدام در ایران متحد و یک‌پارچه و موثر به شکل یک جنبش عمل نکرده‌ایم.

ما، مادران پارک لاله ایران، به‌عنوان صدایی از جنبش دادخواهی مردم ایران، از صمیم قلب به خانواده‌های داغدار تسلیت می‌گوییم و با آن‌ها ابراز همدردی می‌کنیم و دادخواه عزیزان‌شان هستیم. بی‌تردید مسئولان شریک در تمام این جنایت‌ها باید در دادگاه‌های مردمی در ایران محاکمه و مجازات شوند و پاسخ‌گوی جنایت‌های‌شان باشند. اما ما نیز لازم است برای لغو مجازات اعدام در ایران با همدیگر متحد و هم‌صدا شویم.

امید تمام مبارزان در ایران علیه مجازات اعدام بپاخیزند و اجازه ندهند که این جنایت‌کاران جوان‌های بیشتری را از ما و جامعه بگیرند. ما به روشنی می‌بینیم که در بسیاری از جنبش‌های مستقل و مترقی از جمله تجمع‌های؛ معلمان، بازنشستگان، زنان، دانشجویان، کارگران، پرستاران، خانواده‌های دادخواه و همبستگی کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در نزدیک به هفتاد زندان در سراسر ایران؛ خواست لغو مجازات اعدام و آزادی زندانیان سیاسی به یک خواست مهم تبدیل شده و ضرورت دارد که این خواست به یک خواست همگانی در تمام تجمع‌ها، اعتصاب‌ها و سایر حرکت‌های اعتراضی تبدیل شود. تنها راه رهایی ما از استبداد، ستم، تبعیض و جنایت؛ همراهی و همبستگی ما با همدیگر است تا بتوانیم ساختار و پایه‌های این نظام ناعادلانه را در هم بشکنیم و دنیایی انسانی، دموکراتیک، عادلانه و شاد بسازیم و در صلح، آزادی و برابری زندگی کنیم.

از شما دادخواهان می‌خواهیم که برای دستیابی به مطالبات زیر با ما همراه شوید:

۱) آزادی بدون قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی، ۲) لغو مجازات شلاق و اعدام از جمله؛ اعدام، ترور، کشتار خیابانی، شلاق، شکنجه، سنگسار و قصاص، ۳) محاکمه و مجازات آمران و عاملان تمامی جنایت‌های صورت گرفته توسط مسئولان جمهوری اسلامی ایران از ابتدا تا به امروز در دادگاه‌هایی علنی، عادلانه و مردمی (مجازاتی به جز اعدام)، ۴) برخورداری از آزادی بیان، اندیشه، قلم بدون قید و شرط، ۵) برخورداری از آزادی پوشش و حق کنترل بر بدن بدون قید و شرط، ۶) برخورداری از حق اعتراض، اعتصاب، تجمع، تشکل، سازمان‌ و احزاب مستقل، ۷) برخورداری از برابری حقوق شهروندی و رفع هرگونه تبعیض و ۸) جدایی دین از حکومت. ما اعتقاد عمیق داریم که ساختار سراپا فاسد، تمامیت‌خواه و دیکتاتوری مذهبی – ارتجاعی و غیر دموکراتیک حکومت اسلامی ایران باید در هم شکسته شود و طرحی نو در اندازیم. 

 

مادران پارک لاله ایران

چهاردهم مهر ۱۴۰۵ – ششم اکتبر ۲۰۲۶

www.mpliran.net

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)