تحمیل تراژدی “زنده مانی مرگی” اکثریت مردم فرودست ایران!، بزنگاه ریست حکومت اسلامی شیعی به فریب دادن اکثریت فرودست مردمان ایران با کدواژه استحاله!
این پروسه ضد مردمی با دروغ زدن سر اختاپوس شروع شد، در همان روزهای نخست که گفته شد سرنوشت مردمان ایران و اسرائیل گره خورده است، همان موقع پیشنهاد بازتعریف و ایجاد نقش موثر به مدعیان اپوزیسیون داده شد، اما مشاهده شد، از میان همان مدعی اپوزیسیون، با تزریق پولهای غارت شده و حتا بعضا تحریک احساسات ملی گریی نمایشی مخالفت با دخالت خارجی، پروزه عمردهی به رژیم کلید زده شد، در حالیکه همین مدعیان اپوزیسیون که پشت مخالفت با دخالت خارجی در مبارزه رژیم ایستاده اند، مکرر اسناد منتشر شده بعضا به روش قانونی که مدت سی سال مخفیانه بودن، به طور طبیعی و روال معمول در غرب- جهت بررسی های پژوهی و دانشگاهی منتشر شده است- که با توافق خوب محفلی هایی در ۱۹۷۹ در عرض کمتر از سه ماه پهلوی دوم سرنگون و رژیم فعلی آوردند!
پسا تراژدی تروریستی اسلامگرایان سلفی و با حمایت شیعی (دمنان حقوق بشر مردمان وارث تمدنهای کهن تاریخی که پدیده مملو ایراد قرون وسطایی دگماتیک شده) هفتم اکتبر حلق کردند- قابل توجیه بود حدود دو سال اول- اسرائیل اقدام به رفع خطر در مرزهایش کند، اما این بازی یک سال اخیر هر روز عیانتر می شود، باز محافل مخفی منفعت طلب، از وقع تروریستی ضد حقوق بشری، کیسه ثروت اندوزی دوختند، باز هم سراغ راههای راحت ضد عدالت دموکراتیک رفتند.
این نوع ثروت اندوزی، نسخه کاملترش ۴۷ سال در ایران بیچاره و مردمان ساده دل، بخشی اش فریب خوردند (اسناد متعدد منتشر شده و کاملا با سرچی قابل دسترس هستند، تا قبل کلید خوردن طرح جایگزینی پهلوی با حکومت اسلامی، حکومت به مراتب قوی تر با ساواک و ارتش قوی و حمایت کامل سرویسهای غربی-اسارئیلی، در رعض کمتر زا سه ماه سرنگون شود، تا حدی که جلوی دخالت ارتش ملی ایران رگفتند تا این توطئه بگیرند، اما بخاطر همان نفوذ محافلی چنین کرد، البته این نقطه ضعف حکومت پهلوی بود، که ارتش و ساواک در نهایت حرف شنوی داشت و با وجودی معلوم بود توطئه براندازی هلوی از درون دربار با حمایت اجنبی های غربی!).
اما بیش از یک سال است دارند مماشات کردند!، تراژدی کشتارهای قبلی تا دیماه، حتا در روزهایی اعدامها انجام میشود همان معترضان دیماه، با وقاحت سخن از توافق خوب و سازش است، براحتی اگر اجازه میدانند، منطق دلیل آورده می شد، این استحاله نمایی و در واقع ریست حکومت اسلامی شیعی اقلیت که باز درون این اقلیت، الیگراشی و دزدسالاران، نیازی به این بازی های کثیف نبود که مردم به کشتار کشانند در دیماه، اما گویا علاقه عجیبی دارند مخفلی های میراثدار پیشی نیانش که توطئه ۱۳۵۷ رقم زدند، تا ماموریت جلوی کمونیزم و شوروی بگیرند، اما ساختار دزدسالاری و عقب ماندگی و فقرزایی مردمان ایران حفظ و ابعاد تراژیک بگیرد، قحطی ساختگی که باز یادآور قحطی های بزرگ خلال جنگهای اول و دوم جهانی استف امروز بدون اشغال توسط اجنبی طی ۴۷ سال تدریجی انجام دادند، طی یک سال اخیر، رژیم با شتاب بیشتری انجام میدهد، دیگر دستش بازتر شده، دیگر نیازی ندارد اثبات کند که تحریم است، محاصره و خفگی اقتصادی، برای رژیم اسلامی شیعی، بهانه جور رکده، هر جنایت علیه حقوق بشر با انواع جرم تراشی، انجام دهد، در مناطق عیان نشنی بالاشهری، کلونی سازی هایش در همان بستر در زمانهای سلاطین گذشته در مناطق ییلاقی بود، با برج سازی و مجمتع های آپارتمانی و دیگر برجها و کاخ ویلاها… انجام دهند، باغات و زمین باز کوهپایه ای، که موجب حرکت جریان هوای تمیز می شد و موجب کاهش آلودگی شهرهای بزرگ می شد عملا این عوارض کلونی سازی الیگراشیک، از بین برده اند، پدیده هایی بایست نامهای نوینی برگزید شاید زودمرگی و “زنده مانی مرگی” فرودستان، با کاهش کیفیت زیستی و ابتلا به انواع بیماریهای روحی و جسمی، سونامی های امراض صعب العلاج، نابوید نسل سوخته متولد دهه ۱۳۵۰ به بعد- که هیچ نقشی به اقتضای سن نمیتوانستند داشته باشند در توطئه ۱۳۵۷ – بعدا همین نسل سوخته بارها با رای سلبی به رفسنجانی (آن زمان آقای رفسنجانی ناخواسته توسط رقابتی خودش با حقت برآوردن خامنه ای کرد و نخواست مسئولیت رهبری قبول کند! یکی نقطه ضعفهای همیشگی این جماعت است و اکنون همین انحطاط به کل جامعه سرایت کرده.. توقع مسئولیت زا بقیه و مسئولیت گریزی امروزه مانند انحطاط پراتی بازی و انواع دزد با کلاه شرعی های مختلف…، با وجودی رفسنجانی نگاهی به روش دیکتاتوری فقزدایی گویا داشت چرا مطالبی درباره امیرکبیر به او نسبت میدهند، در این صورت تفاوت ماهوی دیکتاتوری رفسنجانی با خامنه ای داشت، رفنسجانی نوعی نگاه لیبرال و سرمایه داری داشت که اندکی هم رفاه مردم و ایجاد طبقه متوسط میخواست واما هم شکست خورد و فقط قسمت کلونی سازی ایجاد مناطق بالاشهری اش توسط خامنه ایستها دنبال شد!) و رای سلبی سنگینی که خاتمی داده شدف مشاهده شد خاتمی چگونه کلید حذف یارانه ها بدون برنامه تقسیم ثروت همگانی کلید زد، حذف یارانه مرغ که وعده داد شد بجایش این یارانه داده شود جالب هاتمی این کار نکرد…!، خاتمی بزرگترین پروزه فریب تدارکچی اش شد و کروبی با دادن لقب حکم حکومتی به دستوران فراقانونی ولایت مطلقه رسمیت داد!
اما هرگز یک بار هم این حکم حکومتی برای خدمت به اکثریت مردم ایران استفاده نشد، اینجا سند تجربه است، دیکتاتوریها مطلقه یا قتدارگرا در ره جایی بویزه کشورهای اسلامزده، در جهت منافع همگانی بکار نخواهد رفت، با وجودی پرانتز زمان رضاشاه که مبارزه دیکتاتورمنشانه با پدیده اسلامگرایی کرد، باز همین است که مانند مردم ترکیه، اگر برنامه خوب استقرار جمهوریت لائیک اجرایی میشد نیازی به این آمرانه کشف حجاب نیاز نبود!، مشکل کجا بود؟ ایران کمبود روشنفکر و مشاور کم نداشت از همان آستانه مشروطیت تا رضاشاه، مشکلی نتواست درک درستی از جنگ جهانی دوم کند، درک ژئوپلتیک ایران، مساله اشغال ایران و قحطی و معضلاتی بعدی اش میتوانست با هوشمندی توسط حکوت رضاشه، اجازه دادن ارسال کمک غریان به شوروی، با دلیل روابط تجاری حل شود!، اما عمدی بود گویا، حکومت او به سمتی ببرند، که در نهایت ایران اشغال شود، تا زمینه های همین راه نچندان خوب سکولاریزاسیون جامعه- و شاید زمینه سازی تشیع و سنن سلفی- مسدود شود!، و اگر سکولاریزاسیون منجر برچیدن کاسبی مذهبی منجر میشد، چه بسا، تراژدی ۱۳۵۷ رخ نمیداد تا هفتم اکتبر، روند تغییر شغل روحانیت به بالندگی و تعالی مادی و معنوی، احکام قرون وسطایی و افکار موهوم شتیعی که زا زمان صفویه عامل تجزیه و انحطاط ایرانیان شده بود، زدوده شود، اگر نیروی نخبه بود، پای اسلامگرایی شیعه گری و سلفی گری اتلاف نشود، این همه خسارات مادی و معنوی و رواج انحطاط ها به مرحله تراژیک امروزی نمی رسید.
تراژدی فروپاشی عاطفی میان اعضای خانواده ها بخاطر اختلاف در تقید به شیعه گری و یا آزادگی!، امروزه حماقت جدایی و تفرقه بخاطر اختلاف بر سر آزادگی برخی اعضای خانواده ها با برخی اعضای خانواده که پایورز ایدئولوژی غیر طبیعی و ضد طبیعت همزیستی شیعه گی و سلفی گری، این وضع، موجب خوشحالی دشمنان موجودیت ایران است!
و تا قیامهای متعدد از سال ۱۳۷۳ قیام پایین شهریهای شهر مشهد شروع شد، اکنون همین نسل مشهور به Z نیز بزودی با این اطاله براندازی که از یک سال پیش بوجود آمد (اکنون شک بزرگی است این اطاله نیست، بخشی برنامه ریست است و ادامه ماموریت نابودی ایران)، اما عامدا همان محفلی جلویش گرفتند، تا نماد بالاشهر مشهد که ترکیبی دزدسالاری و فرقه های تروریستی شیعی و سلفی است، اکنون شهرهای بزرگی چون مشهد، مرکز تجمع و امن الیگارشی و تروریستها و مغزشدگان رانتخوار شده است!
https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/begarniksanjamnik
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.