حکومت الیگارشی دزدسالار استحاله گرا و یا فلت استیت، بجای استقرار دولت انتقالی سکولار دمکراتیک، راه اشتباه جهان آزاد و امریکا و متحدانش!
دیلیل یابی این سیاست بالا، شاید به دلیل وجود اینکه سرسر خاوریمانه حکومتهای استبدادی و بعضا اسلامگرا هستند، پس توجیه گر است که این محافل نفوذی حکومتهای کشورهای غیر دموکراتیک، می ترسند در ایران حکومت سکولار دموکراتیک باشد که رعایت حداکثر حقوق بشر و عدالت توزیعی مثلا ۵۰% سهام ثروت عمومی و همگانی سی هزار میلیارد دلار به شکل سهام رایگان و فوری تقسیم برابر کند (چرا آن اندک اقلیت دزدسالار هم میگرند تا دله زد فقیر، اما با روشهای مالیاتی و روشهای عدالت محور، بالاخره دزدها ثروتمند، بالاخره شناسایی میشوند و امول برگردانده میشود)، این هیمن منطقی است اولویت کار درست در مقابل منطق مخالفی که میگوید همه شایسته حق از ثروت همگانی ندارد چون دزدسالار احتمالی یا دله زد فرودست هستند! این قاطی کردن حقوق و جزا است، بی منطقی این مخالفان عدالت توزیعی است، سرمایه داری معمول کسانی از راه کراآفرینی و تلاشهای فکری و یدی و عمر گذاشتن از مخترعان و…
این سرمایه داران حق دارند سرمایه دار باشند، پس چیزی عدالت توزیعی یا سرمیاه داری همگانی میگوید هیچ تناقضی با سرمایه داری اقلیت کارآفرین ندارد، بلکه مشکل تفکر سنتی در کشورهای نظیر ایران است، که برخلاف منطق همان جهان آزاد، دولت نباید مداخله اقتصاد کند، بلکه بستر کارآفرینی و البته رعیت حقوق کارگر و کرامندان مانند بیمه تامین اجتماعی است، روش درست کسب درامد حکومت/دولت گرفتن مالیات است، با روشهای منصفانه و حتا معافیت دائمی یا موقتی برای اقشار ضعیف اقتسادی یا تشویقی در مناطق خا است، اینها هیچ ربطی باز به عدالت توزیعی ندارد.
در مورد کشورهای اطراف ایران هم همین گونه است، در همین ۴۷ ساله، برخی کشورهای منطقه از دیکتاتوری تا سکولار دمکرات، روابط متوازن با شرق و غرب عالم داشتند، دست کم الیگارشی دزدسالاری به شکل ایران نداشته اند. هر کشوری ویژگی های خاس خودش دارد، در امریکا بزرگترین تولید کننده نفت و گاز است و اما نوعی سکولار دمکراسی است، با کشورهای دیکتاتوری تا دموکراتیک رابطه دارد، اما بحث اینکه امریکا و متحدانش، راه تقابل و چاره جز رژیم چنچ ندارد و اثبات شده دیکتاتوری و عدم عدالت توزیعی در ایران، همواره زمینه ساز برآمدن حکومتهای مذهبی اسلامگرا خواهد بود و اکنون این اسلامگرایان به مراتب قوی تر شده اند که دها میلیارد دلار و بروردها بیش از یک تریلیون دلار دزدی کرده در این ۴۷ سال، پس انهدام این داراییها که میدانیم حتا پس استقرار سکولار دموکراتیک، از راههای محتلف بازمیگیرند حتا توقیف!، بهترین کار بخش مهمش چون داراییهای ساختمانی بالاشهری است که منجر به ایجاد بافت خاص دزدسالار شیعه گرا درست کرده، چون این اقلیت دزدسالار شیعه گرای هستند، تفکرات شیعه گرایی اینها از مذهب شیعه کاملا نسخه ایدئولوژیک دگرستیزی دارند، از دگراندیشان غیر مذهبی تا خراجیان بویژه غربیان سکولار و….
بحث دوم عدالت توزیعی، بیمه تامین اجتماعی کامل رایگان فوری جاماندگان نسلهای سوخته متولدان ۱۳۵۰ و ۶۰ به سن میانسالی و سالمندی رسیده اند و شانس کار و ایجاد سابقه بیمه ندارند، عملا نمیشود از کارفرماهای مختلف گذشته یا بیکاریها روند پروسه های حقوی طی کنند و این پروسه ها قطعا سالها طول کشیده نیاز فوری این جاماندگان فرستش از دست میرود، این جمعیت که بخشی احتمالا کوچکتر از حدود یک سوم بدون بیمه تامین اجتماعی است، این حق از ناحیه ثروت عمومی داده شود چون عمر و سلامتی اش در ایران گذرانده، بر اساس همان منطق اولویت سهام همگانی رایگان و فوری است.
اینکه چرا مداخله امریکا و متحدانش برای گذاز از حکومت اسلامگرا و شیعی بارها گفته شده، به دلیل ناتوانی مردم که ۴۷ سال قورباغه پز شده و با انواع نسل سوزیو نسل کشی خاموش، از مافیای خودرو و شهرداریها و غیره، شرایط زیست میحیطی برای کاهش عمر و کیفیت زندگی نسلهای مختلف از جمله میلیونها ۱۳۵۰ و ۱۳۶۰ بوده، کشتارهای متعدد و سرکوبها، عدم تشکلات سکولار دموکراتیک که بتواند جلوی به ایستند و براندازی کند حکومت اسلامگرا و شیعه گرا (با ویژگی خرافی و موهوماتی و دگرستیزش و ناقض بدیهیات حقوق بشر و ضد عادلت توزیعی و…).
رژیم چنج، معنایش تغییر قانون اساسی و قوانین وضعی و احکام مهلک اسلامی که از آن اعدام مرتد و دگراندیش و شلاق و قطع عضو و زندان و بی عدالتی و تبعیض و رانت و دزدسالاری، پس اسم و رسم کامل باید تغییر باید کند و جایگزینی کامل سکولار دموکراتیک با مشخصات رعایت حداکثری حقوق بشر و عدالت توزیعی با مثالهایی گفته شد.
اینجا عدالت توزیعی، مهمترین و اصلی ترین تضمین دهنده تدوام سکولار دموکراسی و رعایت حقوق بشر است، فقر و ضعف اقتصادی اکثریت، همواره بستر فریب و گرویدن به افراطی گری از اسلامگرایی و شیعه گرایی تا انواع دیگر دیکتاتوری دگرستیز خواهند بود. دلیل اینکه در دیکتاتوریهای مذهبی اسلامگرایی، برخلاف شعارهایشان، عملا شکاف طبقاتی و پدیده بالاشهری اکثریت هستند فوردست و اقلیت بالاشهری الیگارشی دزدسالار.
اینکه طی چنیدن دهه این نام فریبنده (جمهوری اسلامی)، حامیان سلطنت طلب یا پادشاهی خواه، خودشان ملی گرا و ایرانگرا معرفی میکنند، جمهوریخواه انگار همه چپ نما یا اسلامگر و شیعه گرا هستند!
مهمتر مساله تفاوت جمهوریت (که شکل بهترش، دمکراسی سکولار است)، در نتیجه جمهوریت خواهی، میتواند در شکلهای حکومت سکولار دمکراسی در شکل جمهوری پادشاهی نمادین یا جمهوری ریاستی و یا پارلمانی میتواند باشد، حتا در رفراندوم میان دو قانون اساسی با محتوای سکولار دموکراتیک، حتا میتواند بازه سایسی مثلا ۲۰ ساله، حق رفراندوم انتخبا مجدد بین دو شکل گنجانده شود، تا حتا سر اختلاف شکل جمهوریت، باز درگیری و انقلابگری خواهد بود.
کاربرد مهم دیگر حکومت سکولار دموکراسی همین است، که اول جلوی ایدئولوژی های افراطی دگرستیز مانند انواع حکومت مبنی بر دینی و مذهبی بویژه اسلامگرا و شیعه گرا و امثالش است.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.