تراستی‌های حاکمیت و پول‌های نفت مردم ایران که باد تاراج می‌رود

اخبار منشتر شده در رسانه‌ای حکومت ایران ابعاد تازه‌‌ای از فساد و اختلاس‌های نجومی تراستی‌های نفتی و بانکی وابسته به حکومت ایران را برملا کرده است.

در سال‌های اخیر موضوع عدم برگشت ارز حاصل از صاردات نفتی و غیرنفتی بارها در سپهر اقتصادی ایران خبرساز بوده است. سران حکومت ایران یا مدعی ناچیزبودن این اختلاس‌ها شده و یا به مانند علی خامنه‌ای مدعی شده بودند که «فساد در کشور سیستماتیک» هنوز نشده است. اما ظاهرا کار از این کارها گذشته است.

اخباری که هر از گاهی در بستر جنگ باندی منتشر می‌شود چیز دیگری را می‌گوید. روزنامه «توسعه ایرانی» در روز ۳ مرداد ۱۴۰۵، به نقل از علی صالحی، دادستان تهران اعلام داشت که اخیرا برای ۵۹ نفر از مدیران شرکت‌های تراستی پرونده تخلف مالی تشکیل شده است.

صالحی اعلام داشته که ۲۲ نفر از این افراد حکم زندان گرفته‌اند و ۱۵ نفر دیگر از کشور گریخته و برای آنها اعلام قرمز اینترپل صادر شده است. در این بین وضعیت ۲۲ نفر دیگر معلوم نیست و صالحی اظهارنظری درباره آنها نکرده است!

در همین زمینه محمود خاقانی، مدیرکل اسبق حوزه خزر و آسیای میانه وزارت نفت حکومت ایران اعلام داشته که باید دید این افراد توسط چه کسانی سفارش شده و مورد اعتماد چه کسانی در حاکمیت بوده‌اند؟

 وی افزاده افرادی در بیت خامنه‌ای، اطلاعات سپاه، خود سپاه، وزارت اطلاعات، و دیگر نهادهای حاکمیتی این افراد را که اکنون اختلاس کرده‌‌اند را سفارش کرده بودند و مجلس ملایان نیز قانونی را در این زمینه، پیش از این وضع کرده بود که حاکمیت می‌تواند نفت را برای فروش، به این افراد حقیقی و حقوقی که از آنها به عنوان تراستی‌ها یاد می‌شود برای صادرات بدهد!

 

تراستی‌ها و ماجرای ۴۰ دزد تهران!

این اظهارات خاقانی در حالی است که اخیرا مسعود پزشکیان خود اذعان داشت که ۲۰ میلیون بشکه نفت را به نیروی هوافضای سپاه داده است. بعدتر نیز وی اعلام داشت که چنان چه لازم باشد ۱۰۰ میلیون بشکه نفت دیگر هم به سپاه می‌دهم و به آن افتخار هم می‌کنم!

خاقانی در مورد تشریح وضعیت اختلاس در حکومت ایران به پرونده خاوری در اختلاس بانک ملی اشاره کره که «طی یک ماموریت» از کشور فرار کرد. خاقانی افزوده نمونه دیگر این تراستی‌ها بابک زنجانی بود که در زمان دولت اول روحانی، وقتی از او شکایت شد به پشتوانه ارگا‌ن‌های حکومتی گفته بود «من از زندان بیرون می‌آیم و زنگنه به جای من زندانی می‌شود»!

از سوی دیگر رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین، مجیدرضا حریری، در توئیتی، نوشته است: «حداقل ۱۵ نفر از تراستی فرار کرده‌اند و میلیاردها دلار ثروت ملی را برده‌  در حالی که این افراد مورد اطمینان نظام برای انتقال پول نفت بودند»!

حریری نیز در توئیت خود این سوال را مطرح کرده است که معرفی‌کنندگان و حامیان این تراستی‌ها در حاکمیت چه کسانی هستند و چرا با آنها برخورد نمی‌شود؟!

در اواخر سال ۱۴۰۴ بود که موضوع تراستی‌ها حاشیه‌ساز شد. برخی آن را نفوذ امنیتی خواندند و برخی از اختلاس‌های میلیارد دلاری صحبت به میان آوردند. امری که پیش از این نیز تحت عناوینی چون کاسبان تحریم معرفی می‌شد که نفت و سرمایه ملی مردم ایران را از طرق مختلف قاچاق و پول آن را به جای برگرداندن به کشور به کشورهای دیگر برده و در آنجا سرمایه‌گذاری می‌کردند!

 

چرا با تراستی‌ها برخورد نمی‌شود؟

اما حتی در بخش‌های از جناحین حاکمیت همواره این سوال وجود داشت که چرا با این افراد یا همان تراستی‌ها، هیچ برخورد قضایی صورت نمی‌پذیرد غافل از این که تراستی‌ها کسی جز خود سران حاکمیت یا وابستگان نزدیک آنها، با اسم‌ها و شرکت‌ها علنی و پوششی نبودند. نمونه پسر علی شمخانی در این زمینه در ماه‌های اخیر به تیتر اول روزنامه‌ها تبدیل گشت.

مدیر پیشین شرکت بازرگانی نفت، علی‌اکبر پورابراهیم نیز تراستی‌ها در پی انتشار اخبار اختلاس‌‌ها و فرارهای اخیر، به ۳ دسته تقسیم کرده است. تراستی‌هایی که نفت را گرفته و فروخته و پول آن را به کشور برنگردانده‌اند، دسته دوم افرادی هستند که پول را دریافت کرده اما به حساب‌های دیگری دیگری منتقل کرده‌اند و دسته سوم را تراستی‌هایی خوانده که «خالی‌خوانی» می‌کنند. یعنی ادعا می‌کنند که نفت فروخته‌شده و پول آن وصول شده اما هیچ پولی وصول نشده است. در این فرایند تراستی بانکی با خریدار نفت عملا تبانی می‌کنند و خریدار از یک تراستی بانکی می‌‌خواهد که به دروغ تایید کند که پول نفت منتقل شده است، اما پول نفت را چند ماه دیگر تحویل می‌دهد و در این بین سود حاصله کلان پول در این چند ماه، بین خریدار نفت و بانک مربوطه تقسیم می‌شود!

در این زمینه همچنین گزاره‌های دیگری مطرح شده که با ازدیاد فرار تراستی‌های مورد اعتماد حاکمیت! کشور با یک شبکه پیچیده و بزرگ فساد روبروست که عملا یک مصونیت کامل برای معتمدان نظام ایجاد کرده است.

 

ماهی از سر گنده گردد…

محمود خاقانی تلویحا به نفوذ و دست‌داشتن سران حاکمیت در این فسادها و تراستی‌های مورد اعتمادشان اشاره کرده است. وی گفته به عنوان مثال یک نماینده مجلس از گم‌شدن روزانه ۴ میلیون تن ال‌پی‌جی در وزارت نفت خبر داد اما بعد سکوت کرد! چرا؟ چون سابقه داشته مافیا و تراستی‌های نظام سراغ افشاء‌کنندگان می‌روند و آنها را تحت فشار وادار به سکوت می‌کنند.

وی همچنین به موضوع دستگیری یک قاچاقچی عمده سوخت اشاره می‌کند که پس از دستگیرشدن به اذعان رادان، فرمانده فراجای ملایان، ظرف تنها ۲ ساعت، ۱۱ همت پرداخت کرد و از زندان آزاد شد.

خاقانی بخش دیگر نفوذ کراستی‌ها در پرونده کرسنت را نیز مورد اشاره قرار می‌دهد. در آن پرونده که ایران متحمل پرداخت میلیاردها دلار جریمه شد، سعید جلیلی از باند پایداری فردی بود که نامش به عنوان عامل اصلی در کارشکنی در این پرونده بارها ذکر شد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)