«رقص در میان داغ»
مادر
مادر،
بر مزار جاویدنامت گل پاشیدی،
چنان که گویی
بهار را بر خاک او بازمیگردانی.
در دل آن همه اندوه
ایستادی و رقصیدی؛
نه از شادی،
که برای شکست دادن مرگ.
ما به تو افتخار کردیم،
به مادری که اشک را پنهان نکرد،
اما نگذاشت
داغ، قامتش را خم کند.
تو در آتش عزیزت رقصیدی
و ما از دور سوختیم؛
اما میان شعلههای اندوهت
نور ایستادگی را دیدیم.
س. روزب

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.