هممیهنان عزیز،
ملت ایران در دو جنگ پیاپی، یکی دوازدهروزه و دیگری چهلروزه، بار دیگر ثابت کرد که استقلال و تمامیت ارضی ایران را نمیتوان ولو با تجاوز نظامی، تهدید و اعمال زور از میان برد. دولت اسرائیل و سپس ایالات متحده آمریکا، با اهدافی فراتر از یک عملیات نظامی محدود، وارد این رویارویی شدند و گمان میکردند خواهند توانست با برتری نظامی، سرنوشت ایران را مطابق خواست خود رقم بزنند.
اما پایان این دو جنگ نشان داد که این هدف تحقق نیافت. آنچه شکست خورد، پیش از هر چیز، این تصور بود که قدرتهای خارجی میتوانند آینده ایران را تعیین کنند. اعترافهای بعدی برخی مسئولان آمریکایی، از جمله دونالد ترامپ، مبنی بر دست نیافتن به اهداف اولیه و ضرورت روی آوردن به تفاهم و مذاکره، خود گواه این واقعیت است.
این رویدادها همچنین بیانگر آن است که دوران اتکای قدرتهای بزرگ، بهویژه ایالات متحده آمریکا، به برتری مطلق نظامی برای تحمیل اراده سیاسی خود بر ملتها رو به پایان است. ناکامی در دستیابی به اهداف اعلامشده، و ناگزیر شدن به پذیرش تفاهم و مذاکره، نشانهای از کاهش اعتبار و کارآمدی این الگوی قدرت است. این تحول، اگرچه به معنای پایان قدرت آمریکا نیست، اما بیانگر افول توان آن در تحمیل یکجانبه خواست خود بر ملتهای مستقل است. تجربه این دو جنگ بار دیگر آشکار ساخت که مشروعیت، مقاومت ملی و پایبندی ملتها به استقلال خویش، میتواند بر برتری نظامی غلبه کند و روابط میان کشورها را بیش از گذشته به سوی گفتوگو، احترام متقابل و رعایت حقوق ملتها سوق دهد.
این نتیجه پیش از هر چیز حاصل مقاومت مردم ایران، فداکاری نیروهای مسلح کشور و ایستادگی مردمی بود که در دفاع از استقلال و موجودیت ایران، همه اختلافها را کنار گذاشت و از میهن خویش دفاع کرد. یاد همه قربانیان این جنگها را گرامی میداریم و به خانوادههای آنان درود میفرستیم.
تحولات و موضعگیریهای چند روز اخیر نیز نشان داده است که تفاهم حاصلشده همچنان با ابهامها و چالشهای جدی روبهروست و صلح و ثبات منطقه از استحکام کافی برخوردار نیست. از اینرو، بیش از هر زمان دیگر ضروری است که هرگونه توافق، بر پایه حقوق ملی، حقوق شهروندی، احترام متقابل و تعهد به صلحی عادلانه و پایدار استوار باشد؛ زیرا تنها چنین رویکردی میتواند از بازگشت به چرخه تنش و درگیری جلوگیری کند.
امروز، بیش از هر زمان دیگر، فرصتی تاریخی فراهم آمده است تا حقوق ملت ایران، که سالها نادیده گرفته شدهاند، به رسمیت شناخته شوند. واکنش مردم ایران در جریان این بحرانها نشان داد که جامعه ایران نه خواهان جنگ و خشونت، بلکه خواهان صلح، استقلال، آزادی، عدالت، کرامت انسانی و برخورداری از حق حاکمیت بر سرنوشت خویش است. این سرمایه بزرگ ملی تنها زمانی حفظ و بارور خواهد شد که حقوق ملی و حقوق شهروندی مردم، به عنوان صاحبان کشور، مبنای اداره جامعه و تنظیم رابطه دولت و ملت قرار گیرد. بیاعتنایی دوباره به این حقوق، از دست دادن فرصتی تاریخی برای استقرار ولایت جمهور مردم، تقویت همبستگی ملی و پیشرفت ایران خواهد بود.
هممیهنان،
با اعلام تفاهمنامه میان ایران و ایالات متحده آمریکا، مرحلهای تازه در جامعه ملی و نیز روابط ایران با جامعه جهانی آغاز شده است. مردمی که هزینههای سنگین جنگ، تحریم، ناامنی، استبداد و بحرانهای اقتصادی را پرداختهاند، بحق انتظار دارند که این فرصت به رفع تهدیدها، خطر جنگ، کاهش تنش، گشایش اقتصادی، گسترش آزادیها، استقرار عدالت و احقاق حقوق ملت بینجامد.
اما تجربه تاریخی ایران و جهان یادآور این واقعیتِ مستمر است که هیچ توافقی صرفاً به دلیل آنکه میان دولتها امضا شده باشد، الزاماً در خدمت حقوق ملت نیست. حقوق را نمیتوان موضوع معامله و مصلحتاندیشی قرار داد. حقوق، ذاتی و خدادادیاند و قابل سلب، انتقال و معامله نیستند، حال آنکه منافع تابع موازنه قدرت و محاسبات سیاسیاند.
از اینرو، مجامع اسلامی ایرانیان معیار داوری درباره این تفاهمنامه را نه مصلحت دولتها و نه توازن قدرت، بلکه حقوق پنجگانه : حقوق انسان، حقوق شهروندی، حقوق ملی، حقوق ایران به عنوان عضوی از جامعه جهانی و حقوق طبیعت می دانند. هر بند این تفاهمنامه باید با این معیارها سنجیده شود و تنها در صورتی میتواند مورد پذیرش ملت ایران قرار گیرد که ناقض هیچیک از این حقوق نباشد.
بر این اساس، هر توافقی که استقلال و حقوق ملی ایران را مخدوش سازد، مردم را از حق آگاهی، مشارکت و نظارت بر سرنوشت خویش محروم کند، آزادیهای اساسی شهروندان را محدود سازد، حقوق ایران را به عنوان عضوی برابر در جامعه جهانی نادیده بگیرد، یا توسعه اقتصادی را به بهای تخریب محیط زیست و حقوق نسلهای آینده دنبال کند، از دیدگاه مجامع اسلامی ایرانیان مردود و غیرقابل قبول است.
همچنین، هر توافقی که بدون شفافیت لازم، بدون اطلاعرسانی کافی به افکار عمومی، و بدون امکان نظارت و ارزیابی مردم نسبت به مفاد و آثار آن منعقد و اجرا شود، حتی اگر در کوتاهمدت بخشی از مشکلات را کاهش دهد، در بلندمدت نه به صلحی پایدار،نه به تحکیم استقلال میهن و نه به مردمسالاری خواهد انجامید، بلکه میتواند به تداوم بحران و تقویت استبداد بینجامد.
ما بر این باوریم که صلح پایدار و امنیت ملی تنها در سایه احترام به حقوق و آزادیهای شهروندان تحقق مییابد. از اینرو، هرگونه گشایش در روابط خارجی باید با گسترش آزادی بیان، آزادی اندیشه، آزادی رسانهها، آزادی احزاب و تشکلهای مستقل، آزادی زندانیان سیاسی، رعایت حقوق برابر همه شهروندان و تضمین حاکمیت قانون همراه باشد. صلح در بیرون از مرزها زمانی پایدار خواهد بود که با آزادی، عدالت و مردمسالاری در درون کشور همراه شود.
انقلاب ایران با پیام استقلال، آزادی و جمهوری به پیروزی رسید. جمهوری به معنای حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش است، نه حاکمیت قدرت بر مردم. مردم ایران صاحبان اصلی کشورند و هیچ قدرت داخلی یا خارجی حق ندارد خود را جانشین اراده ملت بداند. تنها ولایت جمهور مردم میتواند ضامن استقلال، آزادی، عدالت و استقرار مردمسالاری باشد.
تفاهمنامه میان دولتها نمیتواند پایان راه باشد؛ بلکه تنها زمانی ارزشمند است که آغازگر بازگشت به حقوق باشد. اگر رفع تهدید خارجی با استمرار استبداد داخلی همراه گردد، یا آزادیهای مردم به بهانه امنیت محدود شود، یا استقلال کشور به بهای وابستگیهای تازه آسیب ببیند، ملت ایران از ثمرات واقعی این پیروزی تاریخی و تفاهم بهرهمند نخواهد شد. ازآنجا که دواصل استقلال و آزادی تفکیک ناپذیرند، هیچیک بدون دیگری پایدار نمیماند.
از اینرو، امروز بیش از هر زمان دیگر ضروری است که مردم ایران بر حقوق پنجگانه ــ حقوق انسان، حقوق شهروندی، حقوق ملی، حقوق جامعه ملی در جامعه جهانی و حقوق طبیعت ــ پای بفشارند، بدان عمل کنند و تحقق آنها را معیار سنجش همه سیاستها، قوانین و توافقها قرار دهند. تنها بر پایه این حقوق است که میتوان صلحی پایدار، استقلالی استوار، آزادیای ماندگار، عدالت اجتماعی، کرامت انسانی و روابطی متوازن و مبتنی بر حقوق با دیگر ملتها و کشورها بنا کرد.
پیروزی در برابر تجاوز خارجی آنگاه به پیروزی کامل ملت ایران تبدیل خواهد شد که ایرانیان، با آگاهی به حقوق ذاتی و خدادادی خویش، در استقلال و آزادی زندگی کنند، بر سرنوشت خود حاکم باشند و اداره کشور بر پایه مشارکت آزاد شهروندان و میزان رأی ملت ممکن و استوار گردد. آینده ایران را نه جنگ، نه تحریم، نه قدرتهای خارجی و نه توافق دولتها، بلکه آگاهی مردم به حقوق خویش، عمل به این حقوق و استقرار ولایت جمهور مردم رقم خواهد زد.
«پیروزی در دفاع از استقلال کشور، فرصتی تاریخی در اختیار ملت ایران قرار داده است تا این بار، استقلال با آزادی و حقوق ملت پیوند بخورد و ثمره مقاومت ملی در استقرار ولایت جمهور مردم و حاکمیت حقوق تجلی یابد.»
۷ تیر ۱۴۰۵ برابر با ۲۸ ژوئن ۲۰۲۶
استقلال – آزادی – عدالت اجتماعی
پاینده ایران
دبیرخانه مجامع اسلامی ایرانیان
دبیرخانه: dabirkhaneh@majame.com
وبسایت: https://www.majame.com

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.