در تقویم جهانی روز پنجم اکتبر و در تقویم ایرانی روز ۱۲ اردیبهشت ماه به عنوان روز معلم شناسایی شده است! روزی که ابوالحسن خانعلی، معلم ۲۹ ساله فلسفه و زبان عربی در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۰ در جریان تجمع اعتراضی هزاران معلم در برابر مجلس شورای ملی، با گلوله رئیس کلانتری بهارستان جان باخت. معلمان در آن روز برای اعتراض به حقوق ناچیز خود گرد هم آمده بودند. کشته شدن خانعلی موجی از اعتصابات و تظاهرات را برانگیخت و سرانجام رژیم سلطنتی محمدرضا پهلوی را به اصلاحاتی در حقوق معلمان وادار کرد. از آن پس، ۱۲ اردیبهشت برای معلمان مبارز، یادآور این جانبازی و مبارزه تاریخی است.
اما این سرکوب با سقوط رژیم سلطنتی پهلوی در انقلاب ۱۳۵۷، تمام نشد بلکه ضدانقلاب اسلامیستی ولایتفقیهی با مصادره انقلاب مردم ایران سرکوب و استثمار فرهنگیان را ادامه داد!
بنابر گزارشات در ایران بیش از سهچهارم معلمان زیر خط فقر به سر میبرند و بسیاری از آنان ناچار به کار دوم و سوم شدهاند. معلمان بازنشسته نیز در وضعیت به مراتب اسفبارتری قرار دارند؛ آنان که جوانی و میانسالی خود را با حقوق ناچیز صرف آموزش نسلها کردهاند، در کهنسالی با تنگدستی دست و پنجه نرم میکنند. ممنوعیت تشکلهای صنفی و مدنی برای فرهنگیان ستم طبقاتی بیشتری را نیز به معلمان تحمیل کرده است!
همچنین همزمان با این مشکلات معیشتی، معلمان سرکوب سیاسی راهم تجربه میکنند! سرکوبی که از فردای حاکم شدن رژیم ولایتفقیهی به رهبری خمینی آغاز شد و اصلاحطلبان امروزی که آن زمان مجری اوامر خمینی بودند آن را اجرا کردند!
رژیم ولایتفقیهی از سال ۱۳۵۸ در انقلاب فرهنگی خود سرکوب جنبش فرهنگیان را در دستورکار قرار داد! در نتیجهی این انقلاب فرهنگی هزاران معلم به علت مخالفت با رژیم ولایتفقیهی بازداشت شده یا از مشاغل خود اخراج شدند! اما این سرکوب به این موارد خلاصه نشد و در جریان قتلعام هزاران زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۷ نیز بسیاری از همین معلمان به چوبههای دار سپرده شدند!
گذشت زمان نیز باعث نشد که رژیم اسلامی ایران دست از سرکوب معلمان بردارد! با نگاهی به گزارش مجموعه فعالان حقوقبشر در ایران (هرانا) در ارتباط با سرکوب جنبشهای فرهنگیان در سال گذشته میتوان به روشنی دید سرکوب فرهنگیان همچنان در اولویت رژیم ولایتفقیه است!
هرانا در گزارش خود نوشته است: «در سال گذشته ۶۹۱ تجمع صنفی در ایران برگزار و ۳۸۳ اعتصاب کارگری و ۳۹ اعتصاب صنفی نیز گزارش شده است. همچنین دستکم ۴۰ فعال صنفی از جمله احضار و بازداشت ۳۷ معلم و فرهنگی نیز تأیید شده است!» بازداشت و سرکوبهایی که حتی در زمان جنگ ضدمردمی ۴۰ روزه بین رژیم دیکتاتوری ولایتفقیهی و دولتهای راست-افراطی حاکم بر اسرائیل و آمریکا نیز ادامه پیدا کرده است که خود بیانگر این است که رژیم ایران از جنبش فرهنگیان خشم و هراس ویژهای دارد!
خشم و هراسی که نشان میدهد جنبش فرهنگیان ایران در خط مقدم مبارزه با دیکتاتوری ولایتفقیهی است! جنبشی که همواره در اعتراضات خود تنها به خواستههای معیشتی و صنفی محدود نمانده و مطالبات اجتماعی و سیاسی از جمله پوشش اختیاری، آزادی زندانیان سیاسی، لغو حکم اعدام و پایان خصوصیسازیهای آموزشی را خواستار شده! خواستههایی که تماما در ضدیت با رژیم ولایتفقیهی قرار دارد! به همین جهت جنبش فرهنگیان در تیررس نیروهای سرکوب رژیم ایران قرار گرفته است!
اما فارغ از این موارد رژیم ایران از فرهنگیان آگاه نیز هراس دارد! معلمان آگاهی که با اقدامات روشنگرانه خود در مدارس و دانشگاهها، دانشآموزان و دانشجویان ترقیخواه، آزادیخواه، دموکراسیخواه و برابریطلبی تربیت کردهاند که در هر بزنگاه به خصوص در خیزشهای انقلابی مانند ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ در مقابل دیکتاتوری ولایتفقیهی ایستادند و مبارزه کردهاند و باعث شد رژیم ایران با سرکوب جنبش فرهنگیان خشم خود را نسبت به معلمان آزاداندیش نشان دهند!
به همین جهت در روز معلم باید کوشش کنیم که صدای جنبش فرهنگیان ایران باشیم و مطالبات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی آنان را فریاد بزنیم و در کنارشان قرار بگیریم! چرا که نباید فراموش کنیم نیروی اصلی انقلاب علیه رژیم ولایتفقیه نه اپوزیسیون خارج نشین است و نه جنگندههای متجاوزگر آمریکایی و اسرائیلی، بلکه نیروی اصلی انقلاب همین جنبشهای مدنی مانند جنبش فرهنگیان درون ایران هستند!
در چنین بستری ما میتوانیم با همسو کردن کنش خود با جنبشهای مدنی سرنگونیطلب درون ایران، باعث شویم بیش از پیش جنبش دموکراسیخواهی، سرنگونیطلبی و برابریطلبی در ایران پیشروی کرده و رژیم ولایتفقیه را به عقب براند! عقبنشینی که بدون شک سرنگونی این رژیم و استقرار یک دموکراسی متکثر حقوقبشری مبتنی بر عدالت اجتماعی به دست پرتوان مردم ایران را درپی خواهد داشت!
✍️کارن ایزدی، فعال کوئیر-فمینیست چپ
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.