رضا پهلوی، ولیعهد سابق ایران چندی پیش تور اروپاگردی خود را برای آنکه بتواند از خود چهرهای مقبول نزد جامعه بینالمللی نشان دهد برگزار کرد! پس از پایان این تور سیاسی که در سوئد، ایتالیا و آلمان برگزار شده بود او یک فایل ویدیویی منتشر و از رسانههای اروپایی انتقاد کرد و گفت که صدای مردم ایران را سانسور میکنند و به جای وضعیت کنونی دنبال ورق زدن تاریخ هستند! او همچنین اضافه کرد با اروپا یا بدون اروپا در مبارزه با رژیم ایران پیروز خواهد شد!
اما در سفرهای اروپایی چه اتفاقاتی رخ داد که باعث شد فرزند محمدرضا پهلوی پادشاه و دیکتاتور سابق ایران که در انقلاب ۱۳۵۷ سرنگون شد این چنین خشمگین شود؟ در این نوشتار به این موضوع پرداخته و علت چرایی این انتقاد را بررسی کردهایم!
رضا پهلوی در انتقادات خود نسبت به خبرنگاران اروپایی اعلام میکند چرا از او در مورد قتلعام معترضان توسط رژیم ایران در ژانویه ۲۰۲۶ سوال نپرسیده و سرکوب مردم ایران را در توجه قرار ندادهاند! در پاسخ به این انتقاد باید گفت آقای رضا پهلوی مسئولیتی در ایران ندارد و اون مقام مسئولی در ایران نیست که از او در مورد این سرکوب سوال پرسیده شود از همین جهت سوالات تماما در مورد نوع فعالیتهای ایشان و مواضع سیاسی او بوده است و نه فراتر از آن!
اقای پهلوی همچنین رسانههای اروپایی را متهم به سانسور صدای مردم ایران کرده است که این ادعا هم نادرست است! چرا که در اروپا تمام رسانههای جریان اصلی و فرعی همگی صدای اصلی مردم ایران که همان سرنگونی رژیم ولایتفقیهی و استقرار یک دموکراسی متکثر سکولار و حقوقبشری است را پوشش دادهاند! گویا آقای پهلوی از این مورد آزرده شده که او را رهبر اپوزیسیون نخواندهاند که خب این هم مشخص است چون ایشان نه رهبر اپوزیسیون بلکه تنها رهبر حامیان خود و جریان سیاسی خود هستند! چرا که رهبری اپوزیسیون ملزوماتی مانند تشکیل یک ائتلاف سیاسی و اجماعسازی در بین گروههای سیاسی میخواهد که از دل آن نقش مسیر گذار از یک سیستم دیکتاتوری به دموکراسی پایدار را مشخص کند که آقای پهلوی تا کنون در انجام آن ناموفق بوده است! از همین رو این انتظار را بر این اساس داشتن که با فریاد زدن چندین باره نام یک فرد در اعتراضات یا فراخوان دادن یک فرد در میانه اعتراضاتی که جامعه مدنی خود آغاز کرده یک فرد را در اروپا رهبر اپوزیسیون بدانند نه تنها غیرواقعی بلکه با معیارهای عرفی سیاسی هم ناهمخوان است!
ولیعهد سابق ایران در بخشی دیگر از انتقادات گفته چرا اروپاییها در حال ورق زدن تاریخ هستند! این انتقاد هم نادرست است چرا که ایشان نماینده مشخص حکومتی هستند که در یک انقلاب به علت دیکتاتوری سرنگون شده و پرونده مشخص از نقض حقوقبشر را دارد! از همین جهت هنگامی که هواداران ایشان با پرچم ساواک که دستگاه سرکوب رژیم سلطنتی بوده در خیابانهای اروپا هستند و همانند رژیم دیکتاتوری محمدرضا پهلوی و رژیم ولایتفقیهی خواهان اعدام مخالفان خود هستند، ایشان نمیتوانند بدون آن که از آن حکومت اعلام جدایی کند یا این اقدامات را محکوم نکند با این جمله که نماینده شرایط کنونی است از وظایف خود که موضع گیری شفاف سیاسی است شانهخالی کند!
به همین جهت میبینیم رضا پهلوی به مواردی انتقاد میکند که یک واقعیت آشکار در جهان سیاست و اروپا هستند! جایی که شفافیت سیاسی و پاسخگویی در اولیت قرار دارد که نشان میدهد یک فرد تا چه میزان به گفتمان دموکراتیک باورمند است!
از چنین بستری میشود گفت آنچه در اروپا برای رضا پهلوی رخ داد یک پرسش و پاسخ ساده بود که میشود آن را آزمون دموکراتیک دانست! آزمونی که رضا پهلوی با عدم پاسخگویی صریح به سوالات و سپس انتشار ویدیویی در نقد پرسشگری در آن مردود شد!
رضا پهلوی و حامیان ایشان باید درک کنند که ساز و کار رسانههای جوامع دموکراتیک بر پایه شفافیت سیاسی و مبتنی بر پرسشگری است و با آنچه در برخی رسانههای فارسیزبان مانند «ایران اینترنشنال»، «منوتو»، «ایندیپندنت فارسی» که بر پایه تعریف، تملق، سوالات از پیش تعیین شده که مورد رضایت و تایید آقای پهلوی باشد متفاوت است!
از همین جهت رضا پهلوی و تیم ایشان باید خود را با آن هماهنگ کرده و به جای حملات به نقد و پرسشگری به عنوان یک پاسخگو وارد عمل شوند، در غیر این صورت بیش از پیش اعتبار خود را از دست میدهند! اعتباری که اکنون هم به دلیل سکوت رضا پهلوی در قبال پرسشهای مشخص در مورد محکوم کردن دیکتاتوری در دوران زمامداری پدرش محمدرضا پهلوی و همچنین عدم قاطعیت در قبال برخورد با خشونت حامیانش علیه سایر جریانات سیاسی اپوزیسیون ایرانی در داخل و خارج از کشور و تکرار گزاره رژیم ولایتفقیهی مبنی بر تجزیهطلب نامیدن احزاب اتنیکی ایرانی میتوان تا حدودی از دست رفته اعلام کرد!
✍️کارن ایزدی، فعال کوئیر-فمینیست چپ
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.