مستاجران قربانی تورم؛ ناتوانی در تأمین مسکن، خانواده‌ها را به ورطه نابودی می‌کشاند

روزنامه شرق گزارشی از افزایش افسارگسیخته هزینه‌های مسکن و اجاره‌بها، منتشر کرده است. این وضعیت، به ویژه برای مستاجران، فشاری بی‌امان را رقم زده و بخش بزرگی از درآمد خانواده‌ها را می‌بلعد. در حالی که حکومت ایران هیچ سیاست مؤثری برای مهار این تورم و کمک به مستاجران ندارد، خانوارها مجبورند برای تأمین سرپناه، به حاشیه‌نشینی یا مهاجرت به شهرهای کوچک روی آورند.

بحران مسکن در ایران به‌ویژه برای مستاجران، فشاری بی‌امان است. هزینه‌های فزاینده اجاره، بخش عمده درآمد کارگران را از بین می‌برد. کارشناسان می‌گویند ۷۰ درصد درآمد کارگران صرف اجاره مسکن می‌شود. این آمار در مورد کارکنان دولت نیز گاهی صادق است.

فقر ناشی از این وضعیت، خانه‌دار شدن را بسیار دشوار ساخته است. یک خانواده شهری به ۸۹ سال زمان برای خرید خانه نیاز دارد. این آمار خوش‌بینانه است؛ زیرا مستاجران می‌گویند پس‌انداز برایشان غیرممکن است. هزینه‌های بالای اجاره‌بها و گرانی زندگی، امکان پس‌انداز را از مستاجران سلب کرده است.

«له‌شدن» در فشار فقر، وضعیت بسیاری از مستاجران است. بخش زیادی از درآمد مستاجران بهای اجاره‌خانه می‌شود. نیازهای اساسی مانند غذا و درمان قربانی تأمین سرپناه هستند.

مستاجران هر سال زیر فشار اقتصادی بیشتری قرار دارند. آنها همیشه نگران یافتن سرپناه مناسب برای سال بعد هستند. این فشار روانی و اقتصادی برای مستاجران تمام‌نشدنی است.

میزان افزایش دستمزد مستاجران با رشد اجاره‌بها همخوانی ندارد. افزایش دستمزدها اندک است، اما نرخ اجاره و ودیعه سرسام‌آور بالا می‌رود.

کارشناسان می‌گویند علت اصلی این گرانی، نبود نظارت است. سیاست‌های نادرست اقتصادی و سیاسی حاکمیت نیز به آن دامن زده است.

خانواده‌‌های کم‌درآمد قربانیان اولیه نداشتن سرپناه

سعید لطفی، دبیر اتحادیه املاک تهران، می‌گوید دغدغه اصلی مستاجران مدیریت درآمد است. آنها می‌خواهند بخش کمتری از درآمد خود را صرف اجاره کنند. اما در عمل، بخش عمده درآمد به اجاره اختصاص می‌یابد.

خانواده‌های کم‌درآمد و دارای فرزند، بسیار آسیب‌پذیر هستند. حل مشکل آنها نیازمند تدابیر مؤثر و هدفمند است. این مستاجران چاره‌ای جز زندگی در مناطق نامناسب ندارند. آنها مجبور به سکونت در خانه‌های فرسوده با امکانات کم هستند.

افزایش اجاره‌خانه و کاهش درآمد، بنیان خانواده را سست می‌کند. این وضعیت می‌تواند به فروپاشی خانواده‌ها نیز منجر شود.

تنها نیاز خانواده‌ها سرپناه نیست، بلکه باید هزینه‌های خوراک، پوشاک و درمان را تأمین کنند. اما اجاره‌خانه سنگین، این امکان را از مستاجران گرفته است.

دغدغه مهم مستاجران، سقوط به محلات نامناسب شهری است. این امر به دلیل افزایش روزافزون قیمت‌ها رخ می‌دهد.

مستاجران همیشه نگران یافتن یک خانه اجاره‌ای مناسب هستند. یا مجبورند به محله‌ای با شرایط اجتماعی متفاوت نقل مکان کنند. هزینه‌های بالای جابه‌جایی نیز مشکل دیگری برای مستاجران است.

علاوه بر فشارهای روانی، هر جابه‌جایی برای مستاجران هزینه‌بر است. تنظیم اجاره‌نامه جدید، هزینه باربری و خسارت به اثاثیه از مشکلات است. این مشکلات برای مستاجران بسیار آزاردهنده است.

مسکن یک کالای سرمایه‌ای است که با نرخ ارز رشد می‌کند. افزایش نرخ ارز و دلار، قیمت مسکن را بالا می‌برد. این افزایش شامل دستمزد کارگر و مصالح ساختمانی می‌شود.

به این ترتیب قیمت نهایی ساخت ملک افزایش می‌یابد. قیمت اجاره هر ملک نیز بر اساس قیمت همان ملک تعیین می‌شود.

دستکاری در نرخ ارز و تاثیر آن بر مسکن و مستاجران

بنابراین، هرگونه نوسان در بازار ارز، تأثیر مستقیم بر زندگی مستاجران دارد. این وضعیت، آینده مستاجران را بیش از پیش نامعلوم می‌سازد.

مجلس ملایان هیچ برنامه مؤثری برای حمایت از مستاجران ندارد. سیاست‌های نادرست ارزی و اقتصادی حکومت ایران، وضعیت را وخیم‌تر کرده است. این سیاست‌ها باعث افزایش تورم و کاهش قدرت خرید شده است.

در نتیجه، مستاجران مجبورند بخش بیشتری از درآمدشان را برای مسکن بپردازند. سیاست‌های مالیاتی نیز تأثیری بر کنترل قیمت‌ها نداشته است. این شرایط، مستاجران را در موقعیت بسیار ضعیفی قرار داده است.

کارشناسان می‌گویند هیچ‌کس به فکر مستاجران نیست. سیاست‌های حکومت ایران به جای حمایت، باعث آوارگی خانوارها شده است. افزایش اجاره‌بها، باعث کاهش توان خرید سایر مایحتاج می‌شود. این چرخه معیوب، زندگی مستاجران را تباه کرده است. با این حال، هیچ برنامه‌ای برای بهبود وضعیت مستاجران دیده نمی‌شود.

آمارهای رسمی نشان می‌دهد که تورم مسکن بسیار بالاست. این تورم بالاتر از نرخ تورم عمومی در ایران است. این شکاف، فشار بیشتری بر مستاجران وارد می‌کند.

دولت، با دستکاری در نرخ ارز، باعث افزایش قیمت‌ها شده است. این امر، هزینه‌های زندگی را برای مستاجران چند برابر کرده است. در نتیجه، خانواده‌های مستاجر برای تأمین نیازهای اولیه خود دچار مشکل هستند.

این وضعیت اجتماعی می‌تواند به افزایش جرم و جنایت منجر شود. مهاجرت مستاجران به حاشیه شهرها نیز مشکلاتی را ایجاد می‌کند.

در مناطق حاشیه‌ای، دسترسی به امکانات آموزشی و بهداشتی کمتر است. فرزندان مستاجران از امکانات مناسب محروم می‌شوند. این امر، چرخه فقر را تداوم می‌بخشد و آینده را برای مستاجران تیره و تار می‌کند.

[مستاجران و خانه به دوشی به حاشیه شهرها]

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)