
مقدمه: در باره یوگسلاوی و فروپاشی آن مقاله های بسیاری نوشته شده است اما در باره نظام های پدید آمده در کشورهای پسا یوگسلاوی مطالب اندک است . سفرم به سه کشور کرواسی، مونته نگرو و بوسنی و دیدن و لمس واقعیت ها از نزدیک، تلنگری به ذهن ام زد تا علاوه بر زیبایی های طبیعت این سه کشور در باره دلایل جدایی این سه کشور از یوگسلاوی و صربستان، و نیز در باره ویژگی های زبانی، مذهبی، دینی و اسباب فروپاشی آنها و از همه مهمتر در باره سیستم پیچیده و منحصر به فرد فدرال در کشور بوسنی هرزگوین تحقیق کنم.
با توجه با شباهت های میان کشور بوسنی و هرزگوین و تداخل دموگرافیک اتنیکی، زبانی و دینی میان مولفه های ملی این کشور و آن چه که طی صد سال گذشته در مناطق آذربایجان، کردستان، اهواز، ترکمن صحرا و سیستان و بلوچستان پدید آمده ، ژرف نگری در این سفرنامه تحقیقی می تواند از تکرار این حوادث خونین در ایران آینده جلوگیری کند یا راه حلی برای مسایل همانند باشد.
متن عربی این سفرنامه ابتدا در روزنامه ‘الزمان’ منتشر شد که در اینجا نسخه فارسی آن – با توسع بیشتر- منتشر می شود.
سفرنامه
روز شنبه دوم اوت ۲۰۲۵، سفر خود را همراه با خانواده آغاز کردم به سوی منطقهای که تا بیش از سه دهه پیش صحنهی جنگها و کشتارهای شدید بود. این منطقه روزگاری بخشی از جمهوری سوسیالیستی فدرال یوگسلاوی بود که در سال ۱۹۹۱ به هفت جمهوری مستقل تبدیل شد: صربستان، اسلوونی، کرواسی، بوسنی و هرزگوین، مقدونیه شمالی، کوزوو و مونتهنگرو. تنشهای قومی و مذهبی میان گروههای اتنیکی در این جوامع باعث شکلگیری جنگهای خونینی شد.
در این سفر، دیدنیهای طبیعت قشنگ، آثار برجایمانده از جنگ و نیز کوششهای ملموس برای حل مشکلات اتنیکی و مذهبی – بهویژه در کشور بوسنی و هرزگوین – را بررسی خواهم کرد.
ساعت ۸:۱۰ صبح به وقت لندن پرواز ما از فرودگاه هیترو آغاز شد. بعد از دو ساعت و چهل و پنج دقیقه، ساعت ۱۱:۵۵ به وقت محلی به فرودگاه دوبروونیک در کرواسی رسیدیم.
از آنجا یک خودرو کرایه کردیم و به سوی روستای «ووودووا» در منطقه کوهستانی «پانی» رفتیم که حدود نیم ساعت از فرودگاه فاصله داشت. در ویلایی در یک مجموعه ویلا با استخر اختصاصی اقامت کردیم، در دل طبیعت آرام و کوهستانی.
مونتهنگرو: طبیعت شگفت انگیز و مسائل زبانی-ملیتی شبیه واقعیت ایران
صبح دوشنبه چهارم اوت، از روستای «ووودووا» کرواسی خارج شدیم و به سوی کشور کوچک مونتهنگرو رفتیم که در سال ۲۰۰۶ از صربستان مستقل شد. این کشور با کرواسی، بوسنی و هرزگوین، صربستان، کوزوو و آلبانی و همچنین با سواحل دریای آدریاتیک هممرز است.
بعد از ده دقیقه حرکت، به گذرگاه مرزی رسیدیم، جایی که شاهد صف طولانی خودروها برای مهر خروج از مرز کرواسی بودیم. پس از عبور از منطقه صفر مرزی، در ورودی مونتهنگرو نیز معطل شدیم. گذر از مرز تقریباً یک ساعت و بیست دقیقه طول کشید.
ما از منطقهای سرد و بارانی وارد فضایی آفتابی و گرم شدیم، بدون وجود رطوبت یا «شرجی» قابل توجه.
کوههای پیرامون ما پوشیده از جنگل، از جمله سرو و گونههای بومی بودند. پس از چند دقیقه رفتوآمد، اپلیکیشن گوگل به ما نشان داد که خانهای در دل جنگل متعلق به جوزف بروز تیتو (۱۸۹۲–۱۹۸۰)، رهبر کمونیست و جنگ سالار مبارز ضد نازی، وجود دارد. تیتو به مدت ۳۷ سال بر یوگسلاوی متحد حکومت کرد.
سپس در سمت راستمان، دریای آدریاتیک پدیدار شد.
در شهر توریستی هرسک نووی توقف کردیم تا نیازهای ضروری را تهیه کنیم، سپس به سمت منطقهی خیرهکنندهی کوتور و خلیج آن حرکت کردیم.
کوتور: میراث جهانی و طبیعتی فراتر از خیال
منطقه کوتور از سال ۱۹۷۹ در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار دارد. شهر قدیمی احاطهشده با دیوار و شماری از روستاها و آثار تاریخی با هویت معماری و فرهنگی منحصر بهفرد بخشی از این میراث هستند.
من، پسرم و نوهام در قسمت شمالی خلیج کوتور شنا کردیم. سپس با خودرو دور خلیج را طی کردیم. رشتهکوههای آلپ دیناری با جنگلهای انبوه و آبهای آبی رنگ، چشماندازی طبیعی و رویایی بهوجود آورده بود. منطقه، سرشار از گردشگران سراسر جهان بود.
تأخیر ترافیکی زیاد باعث شد تا بعد از بیش از دو ساعت انتظار، شب وارد شهر قدیمی کوتور شویم. نورپردازی قلعه از دامنه تا بالاترین نقطه کوه، همراه با خندق آبی اطراف آن که به دریا متصل بود، نمایی سایه روشن خلق کرده بود.
همواره تصور میکردم زیباترین منظرهای که در عمرم دیدهام، مسیر ساحلی شمال ایران، بهویژه منطقه سیسنگان در مازندران است، جایی که دریای خزر، کوه البرز و جنگلهای آن بههم میرسند. اما بعد از دیدن خلیج کوتور متوجه شدم که این مکان زیباتر از آن است.
پس از گشت کوتاهی در شهر قدیمی کوتور، شب ، دیر هنگام به روستای «ووودووا» در کرواسی بازگشتیم. در آن وقت، ترافیک تقریباً وجود نداشت.
مونتهنگرو: زبان و هویت در آینه سیاست و تاریخ
اگرچه زبان مونتهنگری بهطور رسمی زبان ملی در مونتهنگرو بهشمار میرود، اما جایگاه آن غالباً پیچیده است و بیشتر تابع تحلیلهای سیاسی است تا صرفاً زبانشناختی.
از دیدگاه زبانی:
زبان مونتهنگری – همراه با صربی، کرواتی و بوسنیایی – از تنوعهای مجموعه ای است که به «صربوکرواتی» معروف است و از شاخههای خانواده زبان های جنوباسلاوی به شمار میرود.
این زبانها از نظر قابلیت درک متقابل، بسیار مشابه اند؛ بهطوریکه گویشورانشان بدون نیاز به ترجمه، سخنان یکدیگر را میفهمند.
از لحاظ فنی، مونتهنگری بیشتر بهصورت یک لهجه استاندارد از خانواده زبانی مشترک در نظر گرفته میشود، با تفاوتهای جزیی در تلفظ، واژهها و برخی ویژگیهای دستوری.
از بعد سیاسی-ملی:
بعد از استقلال مونتهنگرو از صربستان در سال ۲۰۰۶، تمایل ملی به تثبیت هویتی مونتهنگری برجسته شد که زبان را نیز شامل می شد.
در سال ۲۰۰۷، مونتهنگری بهعنوان زبان رسمی در قانون اساسی جدید اعلام شد، جایگزین زبان صربی. اقدامی با بار نمادین قابلتوجه.
در عمل:
تعدادی از شهروندان مونته نگرو همچنان زبان خود را به نامهای مختلفی همچون صربی، مونتهنگری، بوسنیایی یا کرواتی معرفی میکنند، بسته به پیشینه قومی یا گرایش سیاسیشان.
تفاوت میان این زبانها همانند تفاوت میان زبان انگلیسی بریتانیایی و آمریکایی است؛ قابلتشخیص اما مانع ارتباط نیست.
چکیده:
- مونتهنگری شاخهای استاندارد از زبان صربوکرواتی است، و اعطای شخصیت مستقل به آن بیشتر ریشه در هویت قومی و سیاسی دارد.
- پاسخ به این پرسش که آیا مونتهنگری لهجه است یا زبان مستقل، وابسته به نقطهنظر است: زبانشناسی یا سیاسی.
من شخصاً وضع زبان مونتهنگری را شبیه لهجههای عربی مانند لهجه های مصری، مراکشی یا لبنانی میدانم، یا لهجههای ایرانی نظیر لُری یا گیلکی. همه آنان به یک خانواده زبانی تعلق دارند، ولی ویژگی خاصی از نظر جغرافیا، سیاست و فرهنگ پیدا کردهاند؛ و برخی حتی آنها را زبانهای مستقل میدانند.
بازتاب تاریخی: مونتهنگرو و عربستان (اهواز)
نگاهی کوتاه به تاریخ مونتهنگرو و تحولات استقلال و وابستگی آن به امپراتوریهای بزرگ نظیر، ونیز وعثمانی، و وابستگی به دولت های صربستان و بوسنی، شباهتهایی را با تاریخ عربستان (اهواز) آشکار میکند که آن نیز، دوران استقلال و وابستگی به دولتهای ایرانی، عثمانی و انگلیسی را پشت سر گذاشته است.
هر دو منطقه در حفظ هویت سیاسی و فرهنگی خود با چالشهای مشابهی در مواجهه با همسایگان قدرتمند روبرو بودهاند.
بوسنی و هرزگوین: بهای استقلال و تجربه چندگونگی
صبح روز سهشنبه ۵ ژوئیه ۲۰۲۵، روستای ووودووا در کرواسی را ترک کردیم و بهسوی روستای چِله بیچی واقع در شهر کونیتس، از توابع استان موستار در بوسنی و هرزگوین حرکت کردیم. این روستا در کنار دریاچهای مصنوعی قرار دارد که بهواسطه سدی به همین نام ایجاد شده است.
ساعت ۱۱:۳۸ صبح، به مرز میان کرواسی و بوسنی رسیدیم، جایی که از دو دروازه عبور کردیم، که میان آنها منطقهای به نام نقطه صفر مرزی است. مأموران مرزی کرواسی گذرنامههای ما را مهر خروج نکردند، اما در ورودی بوسنی بهطور رسمی مهر ورود زدند.
جنگ بوسنی: پسزمینهای مختصر
پس از اعلام استقلال بوسنی و هرزگوین از یوگسلاوی در سال ۱۹۹۲، جنگی ویرانگر آغاز شد. یکی از طرفهای درگیر، «ارتش جمهوری صرب بوسنی» بود که با حمایت دولت بلگراد، کنترل حدود ۷۰ در صد از خاک بوسنی را در دست گرفت.
افزون بر آن، «ارتش بوسنی» متشکل از کروات های بوسنی و تحت حمایت کرواسی بود که علیه دولت مرکزی بوسنی می جنگید.
این جنگ سه سال به طول انجامید و بیش از صد هزار کشته برجای گذاشت. همچنین وقوع کشتارهایی هولناک در بیییلینا، سِربِرنیتسا و مارکالی، خاطرهای عمیق و دردناک در حافظه بشریت برجای گذاشت. (AP News, Wikipedia)
جمهوری صربسکا: نهادی فدرالی با گرایش های اتنیکی در داخل بوسنی
حدود یک ساعت و پانزده دقیقه پس از ورود به خاک بوسنی، پرچمی سهرنگ شبیه پرچم روسیه – اما قرمز در بالا، آبی در میان و سفید در پایین – نظرم را جلب کرد. این پرچم، نمادی از جمهوری صربسکا (Republika Srpska) بهشمار میرود، نهادی با وضعیت فدرالی در جمهوری بوسنی و هرزگوین.
جمهوری صربسکا در طول جنگ شکل گرفت و امروزه یکی از دو نهاد اصلی دولت است؛ دیگری اتحاد بوسنی و هرزگوین است.
مساحت این جمهوری حدود ۲۴٬۸۵۷ کیلومتر مربع است، یعنی تقریباً ۴۹٪ از کل کشور را دربر دارد. (Wikipedia)
بر پایه سرشماری سال ۲۰۱۳، جمعیت آن حدود ۱٬۲۲۸٬۴۲۳ نفر است؛ در حالی که تخمین سال ۲۰۲۵ برای کل جمعیت بوسنی و هرزگوین در حدود ۳.۱۴ میلیون نفر است.
ترکیب جمعیتی صربسکا به شرح زیر است:
- صربها: ۸۲.۲٪
- بوشناق (مسلمانان بوسنیایی): ۱۴.۱٪
- کرواتها: ۲.۴٪
- سایر اقوام: ۱.۳٪
در خیابانها نمادهای مسیحی و قبرستانهایی با صلیب دیده میشود، و درههای حاصلخیز سرشار از تاکستانها و باغهای زیتون چشم را نوازش می دهد.
درون کشور فدرال بوسنی: چهرهای از همزیستی چندفرهنگی
نزدیک به ۴۵ دقیقه پس از عبور از صربسکا، به تابلویی رسیدیم که پایان قلمرو جمهوری صربسکا را نشان میداد. پس از آن، روستایی کوچک در میان درهای در سمت راست نمایان شد که در وسط آن مسجدی قرار داشت.
سپس وارد منطقهای به نام استولاچ شدیم، جایی که زندگی روزمره با مناظر دینی در هم آمیخته است: کافهها و قهوه خانه ها، و مسجدی با پرچمی سبز که ستاره و هلالی بر فراز آن به چشم می خورد.
برایم جالب بود که برخی از زنان بدون پوشش اسلامی وارد مسجد می شدند؛ نشانی از رویکردی معتدل و باز. با خانواده در یکی از قهوه خانه های مقابل آن مسجد نشستیم. در اینجا – و اساسا در سایر مناطق بوسنی – ظاهرا استفاده از حجاب، بهطور عمده در میان زنان مسن رایج تر است، در حالی که پوشش و فرهنگ نسل جوانتر، بسیار متنوع می نمود.
در بوسنی: آبهایی آرام، آبشار و زخمهایی که هنوز خونیناند
پس از عبور از استولاچ، به آبشار و رود کوچکی رسیدیم که در تابستان بسیار شبیه رودخانه کرخه در استان اهواز است . تنی به آب زدم و دیگر گردشگران بوسنیایی نیز مشغول شنا یا حمام آفتاب بودند، از جمله زنانی با مایو دو تکه.
نزدیک آبشار، کافهای بود که غذا و حتی آبجو عرضه می کرد؛ صحنهای که در سراسر بوسنی نیز مشاهده شد. در آنجا به همراهانم گفتم: “جمهوری اسلامی ایران – با حضور و فرماندهی احمد جنتی – با همه کمکهای مالی و انسانی خود، نتوانست سبک زندگی یا نگرش دینیاش را به مردم بوسنی تحمیل کند.”
از آنجا حرکت کردیم و از حاشیه شهر موستار گذشتییم؛ شهری که مرکز استان بزرگی است و شامل بسیاری از روستاها و شهرها. با وجود گذشت تقریباً سی سال از پایان جنگ، برخی ساختمانها هنوز خراب یا آثار گلوله های مسلسل بر آنها دیده می شود.
سهشنبه شب به روستای چِله بیچی رسیدیم که تابع شهر کُنیتس است. چهار شب آنجا در ویلایی کنار دریاچه یک سد اقامت کردیم. عرض دریاچه مشابه عرض رودخانه کارون در پنجاه سال پیش است و برای شنا مناسب.
خانقاه درویشان و جنگ جهانی دوم در بوسنی
در صبح چهارشنبه ششم اوت، به روستای بلاغاج (Blagaj) در استان موستار سفر کردیم تا خانقاه درویشان را ببینیم. مسیر حدود یک ساعت و نیم طول کشید، اما در آغاز راه در منطقهای جنگلی به نام یابرانیتسا توقف کردیم تا پل نصف شده ای را ببینیم که روی رود نرتاوا (Neretva) قرار داشت. این پل راهآهن در سال ۱۹۴۳ بهدست پارتیزانهای تیتو خراب شد.
این گروه پارتیزان، شاخهای از گردان های پرولتاریای حزب کمونیست یوگسلاوی بودند که توسط جوزف بروز تیتو رهبری میشدند و علیه اشغالگران نازی می جنگیدند. تیتو بعدها رئیس جمهور یوگسلاوی شد. او همراه با جمال عبدالناصر، نهرو، سوکارنو و قوام نکرومه، جنبش کشورهای غیر متعهد را در سال ۱۹۶۱ بنیاد نهادند.
این منطقه—همانند نقاطی دیگر از بوسنی—صحنه نبردهای شدید بین پارتیزانها و ارتش اشغالگر آلمان بود. هر جا که آلمانها پل میساختند، پارتیزانها آن را خراب میکردند.
نیز در دهه ۹۰ میلادی، این منطقه شاهد درگیری شدید میان بوسنیاییها و کرواتها بود و آثار گلولهها هنوز بر دیوار بسیاری از ساختمانها باقی مانده است.
خانقاه بلاغاج، جلوهای از آرامش میان کوهها
به راه خود ادامه دادیم و مسیر کوهستانی کنار رودها و سدها را پشت سر گذاشتیم تا به آنچه محلیها آن را ‘تکیه’ می نامند ، رسیدیم. این همان خانقاه است که به زبان انگلیسی به آن می گویند: Sufi Monastery.
این خانقاه به نام بلاغاج تکیه شناخته میشود و در قرن پانزدهم در کنار رود بونا بنا شده است. این رودخانه از چشمه ای در درون یک غار – همجوار خانقاه – و از دل کوه می آمد.
در مسیر رودخانه، قهوه خانه ها و کافه هایی هستند شبیه در بند و پس قلعه در شمال تهران. نیز قایقی دیدم که گردشگران را به داخل غار میبرد. این منظره مرا به یاد غار علی صدر در همدان انداخت که پنجاه و دو سال پیش با گروه کوهنوردی دانشکده مان به آنجا رفتیم و البته با کلک در دریاچه اش گشتی زدیم.
وقتی به تکیه نزدیک شدیم، کلمهی «هو»- نماد دراویش- جای جای روی دیوارها تا در ورودی نوشته شده بود.
تکیه یا خانقاه دو طبقهای است که شامل دو مرقد میشود: یکی متعلق به ساری سالتوق از پیشوایان طریقت نقشبندیه، و دیگری متعلق به آنیق پاشا از بزرگان طریقت بکتاشیه.
این خانقاه امروزه سه بار در هفته، توسط درویشان فرقه های مختلف صوفیه برای تجمع و ذکر خوانی و خواندن اشعار عرفانی استفاده میشود.
موستار: پلی بر جراحتی که ترمیم نشده
در عصر پنجشنبه هفتم اوت، به شهر موستار رفتیم و از بخش غربی شهر که عمدتاً مسیحی کروات نشین است آغاز کردیم. ابتدا به بازار سنتی آنجا رفتیم که شبیه بازارهای شرقی است.
در مسیر، ساختمانی بهنام ‘برج تکتیراندازان’ را دیدیم. در خلال جنگ داخلی، تکتیراندازان کروات در این برج مستقر می شدند تا شهروندان بوسنیایی را هدف قرار دهند. از دور نیز پرچم ایران را بر فراز ساختمانی دیدیم که احتمالاً کنسولگری یا مرکز فرهنگی است.
در بازار، مغازههایی با هویت اسلامی هم دیدیم. رودخانه نرتاوا با آب های سبزفام و با گذر از زیر پل قدیمی (استاری موست) زیبایی خاصی به شهر میبخشد. بازار بخش غربی در اینجا پایان می یابد.
روی این پل تاریخی و توریستی ایستادیم و از آنجا بخش شرقی شهر را که روی دامنه کوه ساخته شده و غالباً مسلمان نشین است، مشاهده کردیم. در آنجا کلیساها و منارههای مساجد دیده میشدند. بخش غربی شهر پایینتر از بخش شرقی قرار دارد.
این پل در نوامبر ۱۹۹۳ توسط نیروهای کروات هدف گلوله قرار گرفت و فرو ریخت، اما در سال ۲۰۰۴ بازسازی شد و اکنون به نماد همزیستی و صلح بدل شده است.
شام را در رستورانی سهطبقه در سمت غربی شهر تناول کردیم که مشرف به رودخانه بود. سپس به روستای چله بیچی بازگشتیم.
موستار و اهواز، برخی تشابهات
در دوران عثمانی، مسلمانان بوسنیایی در مرکز شهر موستار سکونت داشتند، در حالی که کرواتهای مسیحی در حاشیه شهر زندگی میکردند. اما این معادله پس از فروپاشی دولت عثمانی در اوایل قرن بیستم تغییر کرد، و بهتدریج کرواتها شروع به مهاجرت به داخل شهر کردند.
بر اساس سرشماری سال ۲۰۱۳، ترکیب جمعیتی شهر موستار به شکل زیر است:
|
گروه قومی |
جمعیت تقریبی |
درصد |
|
کرواتها |
۵۱٬۲۱۶ |
۴۸٫۴٪ |
|
بوشناق ها (مسلمانان) |
۴۶٬۷۵۲ |
۴۴٫۱٪ |
|
صربها |
۴٬۴۲۱ |
۴٫۱٪ |
|
سایرین |
۱٬۹۱۰ |
۳٫۴٪ |
این تغییرات جمعیتی مرا به یاد آنچه در شهرهای اهواز و آبادان رخ داد، میاندازد؛ جایی که تا سال ۱۹۲۵، شهرهایی کاملاً عربنشین بودند، اما با گذر زمان ترکیب جمعیتیشان دگرگون شد.
من تخمین میزنم که امروزه حدود ۷۵ تا ۸۰٪ جمعیت شهرستان اهواز، عرب و بیش از ۷۰٪ جمعیت شهرستان آبادان عرب اند.
سارایوو: عطر تاریخ و زخمهای جنگ
ظهر روز جمعه، هشتم اوت، راهی شهر سارایوو شدیم، پایتخت بوسنی و هرزگوین.
پس از پیمودن کمتر از یک ساعت راه به این شهر تاریخی رسیدیم که در قرن پانزدهم، بهعنوان یکی از مراکز مدنیت، توسط عثمانیها تأسیس شد و بعدها در دوران امپراتوری اتریش-مجارستان توسعه یافت. هنوز هم می توان ساختمانهای باقی مانده از آن دوران را مشاهده کرد.
به مرکز شهر رفتیم و از پل قدیمی آن دیدن کردیم؛ نخستین پلی که بر رودخانهی میلیاکا – که از وسط شهر سارایوو می گذرد – بنا شده است.
در کنار این پل، خودرویی شبیه به خودرویی قرار دارد که در آن، فرانتس فردیناند، ولیعهد اتریش و جانشین امپراتوری اتریش-مجارستان، در سال ۱۹۱۴ توسط یک ناسیونالیست صرب به نام گاوریلو پرینسیپ ترور شد.
این ترور جرقهای بود برای آغاز جنگ جهانی اول، که آتش آن در دوره حکمروایی امیر خزعل به منطقهی ما نیز کشیده شد، و بخشی از آن در تاریخ، با عنوان «نبرد جهاد» در اهواز شناخته میشود.
بر دیواری نزدیک محل حادثه، تصاویری از لحظه ترور نصب شده است و بسیاری از گردشگران برای تماشای آن و خودروی نمادین توقف میکردند. البته خودروی اصلی در موزه تاریخ نظامی شهر وین، پایتخت اتریش، نگهداری میشود.
تونل سارایوو: شریان زندگی در دوران محاصره
صربها بین سالهای ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۶، شهر سارایوو را به شدت محاصره کردند ، که بیش از ۱۴۲۵ روز به طول انجامید، و بهعنوان طولانیترین محاصره در تاریخ جنگهای مدرن شناخته میشود. با توجه به این که شهر در درهای محصور در کوههای دیناری قرار دارد، نیروهای صرب از بالای این کوهها با توپخانه و موشک شهر را هدف قرار میدادند.
از مرکز شهر به سمت موزه تونل رفتیم، که در حومه سارایوو و نزدیک فرودگاه قرار دارد. بلیت خریدیم و وارد تونل شدیم، و حدود ۵۰ متر در آن پیش رفتیم.
این تونل باریک، تنها ۱ متر عرض و ۱٫۶ متر ارتفاع دارد و با دست، زیر باند فرودگاه – که تحت مدیریت سازمان ملل بود – حفر شده بود. این تونل، تنها راه ارتباطی بین دو سوی شهر بود: یکسو در دست نیروهای بوسنیایی، و سوی دیگر زیر سیطره صربها.
این پروژه با وسایل بسیار ابتدایی انجام شد، اما روزنه امیدی بود برای مردم شهر، و مسیری برای انتقال غذا، اسلحه، کمکهای انسانی، و پیامهای مردم.
در موزه، اشیای متعددی از آن دوران به نمایش گذاشته شده است، که بازدیدکنندگان را با شدت محاصره و شجاعت مردم سارایوو آشنا میکند.
ترکیب اتنیکی سارایوو (بر اساس سرشماری ۲۰۱۳)
|
گروه قومی |
جمعیت |
درصد |
|
بوشناق (مسلمانان) |
۲۲۲٬۴۵۷ |
۸۰٫۷۴٪ |
|
صربها |
۱۰٬۴۲۲ |
۳٫۷۸٪ |
|
کرواتها |
۱۳٬۶۰۴ |
۴٫۹۴٪ |
|
سایرین |
۲۹٬۰۴۱ |
۱۰٫۵۴٪ |
|
جمع کل |
۲۷۵٬۵۲۴ |
۱۰۰٪ |
فدرالیسم در بوسنی چگونه کار میکند؟
کشور بوسنی و هرزگوین دارای نظامی فدرال، منحصربهفرد و پیچیده است که بر اساس توافقنامه صلح دایتون (۱۹۹۵) شکل گرفت؛ توافقی که به جنگ بوسنی پایان داد.
ساختار کلی کشور:
بوسنی یک کشور فدرال است که از سه واحد اصلی تشکیل شده:
- اتحاد بوسنی و هرزگوین (اکثریت بوشناق و کروات)
- جمهوری صربسکا (اکثریت صرب)
- منطقه بریچکو (منطقهای خودمختار که تحت سیطره هیچکدام از دو واحد اتحاد نیست)
دولت مرکزی:
- ریاست (جمهورى) سه گانه (یک نماینده بوشناق، یک کروات، یک صرب)
- شورای وزیران
- پارلمان دو مجلسی
- دادگاه قانون اساسی
دولت مرکزی مسئول: سیاست خارجی، گمرک، مهاجرت، پول ملی و امور دفاعی است.
کار کرد نظام ریاست جمهوری سه نفره
سیستم ریاستجمهوری در کشور فدرال بوسنی و هرزگوین بسیار منحصر بهفرد و پیچیده است، زیرا برای حفظ تعادل قومی میان بوشناق ها (مسلمانان بوسنی)، صربها و کرواتها طراحی شده است.
ریاستجمهوری بوسنی و هرزگوین شامل سه عضو است:
- یک نماینده از بوشناق ها (مسلمانان بوسنی وهرزگوین)
- یک نماینده از صربها
- یک نماینده از کرواتها
نحوه انتخاب:
- نماینده بوشناق و نماینده کروات: توسط رأیدهندگان در فدراسیون بوسنی و هرزگوین انتخاب میشوند (بخش مشترک بوشناق-کروات).
- نماینده صرب:
- توسط رأیدهندگان در جمهوری صربسکا انتخاب میشود (بخش با اکثریت صرب).
توجه: هر رأیدهنده در فدراسیون بوسنی و هرزگوین فقط میتواند به یک نامزد بوشناق یا یک نامزد کروات رأی بدهد (نه هر دو).
مدت دوره:
- دوره ریاستجمهوری برای هر عضو چهار سال است.
نحوه اداره و تناوب قدرت:
- این سه نفر بهصورت شورایی عمل می کنند و شورای ریاست جمهوری را تشکیل میدهند.
- هر ۸ ماه یکی از این سه نفر بهصورت چرخشی بهعنوان رئیس نوبتی شورای ریاستجمهوری عمل میکند.
- در طول این دوره، آن فرد به عنوان رئیس نمادین کشور در دیدارهای رسمی و بینالمللی شناخته میشود.
وظایف شورای ریاستجمهوری:
- نمایندگی کشور در سطح بینالمللی
- سیاست خارجی و روابط دیپلماتیک
- تعیین سفرا
- تصمیمگیری درباره برخی مسائل امنیتی و نظامی (همراه با دیگر نهادهای دولت)
چکیده:
|
ویژگی |
توضیح |
|
تعداد اعضا |
۳ (بوشنیاک، صرب، کروات) |
|
انتخاب |
مستقیم توسط مردم، بر اساس منطقه قومی |
|
مدت دوره |
۴ سال |
|
ریاست نوبتی |
هر ۸ ماه یک بار، به صورت چرخشی میان سه نفر |
|
نقش رئیس نوبتی |
نماینده رسمی کشور در خارج |
اتحاد بوسنی و هرزگوین:
- از ۱۰ کانتون با استقلال داخلی زیاد تشکیل شده است.
- دارای پارلمان دو مجلسی است تا تعادل میان بوشناقها و کرواتها حفظ شود.
جمهوری صربسکا:
- واحدی نسبتاً یکپارچه با:
- دولت محلی
- پارلمان (مجلس ملی)
- رئیسجمهور
- ۶۴ شهرداری
منطقه بریچکو:
- منطقهای خودمختار در خاک بوسنی که تابع هیچ یک از دو بخش نیست.
- دارای قدرت اجرایی و قانونگذاری مستقل است (شهردار، دولت، شورا).
چرا منطقه بریچکو خودمختار است؟
دلایل اعطای خودمختاری به منطقه بریچکو را در اینجا می آورم.
منطقه “بریچکو” (Brčko District) یکی از منحصر بهفردترین بخشهای بوسنی و هرزگوین است، و خودمختاری آن نه به خاطر زبان یا دین متفاوت، بلکه به دلایل سیاسی-جغرافیایی و تعادل قومی پس از جنگ بوسنی ایجاد شد.
اما چرا این منطقه وضعیت خاصی دارد:
۱. موقعیت جغرافیایی حساس
- شهر بریچکو در شمال شرقی بوسنی، روی مسیر راهبردی بین دو بخش مجزای جمهوری صربسکا، و اتحاد بوسنی و هرزگوین قرار دارد.
- اگر این منطقه به یکی از دو بخش (اتحاد بوسنی و هرزگوین یا جمهوری صربسکا) تعلق میگرفت، میتوانست باعث اختلال در ارتباط جغرافیایی بین مناطق صربنشین شود، یا برعکس، به تضعیف نفوذ صربها در کشور منجر شود.
- برای جلوگیری از چنین تنشهایی، تصمیم گرفته شد که این منطقه مستقل از هر دو بخش باشد.
۲. اهمیت استراتژیک در دوران جنگ
- در جریان جنگ بوسنی (۱۹۹۲–۱۹۹۵)، منطقه بریچکو شاهد درگیریهای شدید بین نیروهای صرب و مسلمان (بوشناق) بود.
- در توافقنامه دیتون که جنگ را پایان داد، سرنوشت این منطقه حلنشده باقی ماند.
- در سال ۱۹۹۹، پس از داوری بینالمللی، تصمیم گرفته شد بریچکو به عنوان منطقهای با اداره خودمختار و غیر وابسته به دو کَیان اصلی باقی بماند.
۳. حفظ تعادل قومی و جلوگیری از تجزیه
- هدف اصلی از ایجاد خودمختاری بریچکو این بود که مانع از سلطه یک گروه قومی خاص شود و از اتصال کامل مناطق صربنشین و در نتیجه احتمال تقسیم یا تجزیه کشور جلوگیری شود.
ویژگیهای جمعیتی و فرهنگی منطقه بریچکو
برخلاف جمهوری صربسکا یا فدراسیون بوسنی و هرزگوین که در آنها یک قوم اکثریت دارند، بریچکو منطقهای است با ترکیب متنوع قومی:
|
قومیت |
درصد تقریبی (بر اساس آمار ۲۰۱۳) |
|
بوشناقها (مسلمانان) |
~۴۲٪ |
|
صربها |
~۳۴٪ |
|
کرواتها |
~۲۰٪ |
|
سایرین |
~۴٪ |
بنابراین هیچ قوم یا زبان یا دین خاصی برتری ندارد، و همه زبانهای رسمی بوسنیایی (بوشناقی)، صربی، و کرواتی در این منطقه به رسمیت شناخته میشوند.
وضعیت سیاسی-اداری منطقه بریچکو:
- دارای حکومت محلی مستقل
- پارلمان منطقهای و شهردار منتخب خود را دارد
- تابع هیچیک از دو بخش فدرالی (جمهوری صربسکا یا فدراسیون بوسنی و هرزگوین) نیست
- تحت نظارت نماینده عالی جامعه بینالمللی در بوسنی (OHR) اداره میشود
جمعبندی:
|
ویژگی |
توضیح |
|
دلیل خودمختاری |
جلوگیری از تنش قومی و جغرافیایی بین صربها و بوسنیاییها |
|
زبان یا دین خاص؟ |
خیر، هر سه قومیت اصلی حضور دارند و زبانها رسمیاند |
|
اداره |
مستقل، با شهردار و پارلمان محلی |
|
تابع |
هیچکدام از دو کَیان فدرالی نیست |
|
|
|
|
منابع:
- توافقنامه دایتون
- Wikipedia (به چند زبان)
- Human Rights Library
- org
- OHR – Office of the High Representative
شوک در سارایوو: درگذشت برادرم مجید
پس از بازدید از موزه تونل سارایوو، به مرکز شهر بازگشتیم و در یکی از رستورانها نشستیم تا وعدهای دیرهنگام ناهار و شام را با هم، صرف کنیم. بهمحض اتصال به اینترنت وای فای رستوران، پیامی از یکی از بستگانم روی واتساپ دریافت کردم که همچون صاعقهای بر من فرود آمد: برادرم بزرگتر، مجید، درگذشته است.
غم تمام وجودم را فرا گرفت و احساسم یک باره دگرگون شد. در تمام مسیر بازگشت تا رسیدن به لندن، بهطور مداوم با خانواده در اهواز در تماس بودم تا از مراحل تشییع و عزاداری آگاه بمانم. طی آن روزها، چندین یادبود و خاطرهنویسی از او را در شبکههای اجتماعی منتشر کردم.
با هماهنگی جمعی از دوستان در لندن، تالاری اجاره کردیم و روز ۱۷ اوت ۲۰۲۵ مراسم بزرگداشتی برای برادر فقیدم برگزار کردیم. گروهی از اهوازیهای مقیم در این مجلس سرشار از همدلی و وفاداری شرکت کردند.
پایان سفر به بوسنی و هرزگوین
پیشنهاد کردم تا از بلگراد، پایتخت جمهوری صربستان نیز دیدن کنیم؛ شهری که پیشتر در سال ۱۹۷۶ بههمراه دوست گیلانیام در دوران یوگسلاوی سوسیالیستی بهعنوان گردشگر به آن سفر کرده بودم. اما فاصله زیاد مانع این برنامه شد.
گفتنی است که بوسنی و هرزگوین از فقیرترین کشورهای اروپاست. این کشور خارج از محدوده توافقنامه شینگن است و هنوز به اتحادیه اروپا نپیوسته. واحد پول رسمیاش “مارک قابل تبدیل” است، اما مردم در بسیاری از مبادلات از یورو استفاده میکنند. این امر را در کشور مونتهنگرو نیز مشاهده کردیم.
از آنجا که بوسنی عضو اتحادیه اروپا نیست، امکان استفاده از بستههای اینترنت رومینگ اروپایی روی تلفن همراه نیز وجود نداشت.
زبان بوسنیایی
زبان بوسنیایی، که پس از استقلال کشور در دهه ۹۰ میلادی رسمیت یافت، یکی از زبانهای شاخه اسلاوی جنوبی است و شباهت زیادی به زبانهای کرواتی و صربی دارد. اما در دوران عثمانی و حضور اسلام، تأثیرات قابلتوجهی از زبانهای ترکی، عربی و فارسی گرفته است.
چرا یوگسلاوی فروپاشید؟
دلایل تجزیه یوگسلاوی و جدایی جمهوریهای آن، چندگانه بود، از جمله:
- هویت تاریخی مستقل: کشورهایی چون بوسنی، کرواسی و مونتهنگرو در طول تاریخ، مملکت ها یا ساختارهای سیاسی مستقل داشتهاند.
- سلطهطلبی صربها: این ملتها در قرن بیستم، طی دوران پادشاهی و نیز در حکومت کمونیستی یوگسلاوی، با اشکال مختلفی از سلطه و تبعیض صربها مواجه بودند، گرچه برخی حقوق فرهنگی و زبانی به آنها در دوره اخیر داده شده بود.
- تفاوتهای دینی و فرهنگی:
- در بوسنی: اختلافات دینی بین مسلمانان بوشناق و مسیحیان صرب و کروات نقش تعیینکنندهای داشت.
- در کرواسی: تفاوتهای مذهبی، زبانی و سابقه تاریخی برجسته بود. فراموش نکنیم که صرب ها، مسیحی ارتدکس، و کروات ها مسیحی کاتولیک هستند.
- در مونتهنگرو: حس هویت تاریخی و فرهنگی متفاوت، انگیزهی جدایی شد.
چرا نام کشود بوسنی هرزگوین است نه بوسنی تنها؟
۱. ریشه تاریخی نامها:
بوسنی (Bosna): نام بوسنی از رودخانهی بوسنا (Bosna River) گرفته شده که از شمال کشور عبور میکند.از دوران قرون وسطی، منطقهای به نام «مملکت بوسنی» وجود داشته است. در زمان عثمانی، این منطقه به عنوان «ایالت بوسنی» شناخته میشد.
هرزگوین (Hercegovina): نام «هرزگوین» از واژهی “هرزگ“ (Herceg) گرفته شده، معادل کلمهی “دوک” (Duke) در زبانهای اروپایی. در قرن ۱۵، منطقهای در جنوب کشور تحت سلطهی «دوک استپان ووکچیچ کوساچا» قرار داشت، و به نام او “Hercegova zemlja” (سرزمین دوک) نام گرفت، که بعدها به «هرزگوین» معروف شد.
بنابراین: “بوسنی و هرزگوین” اشاره به دو منطقه جغرافیایی و تاریخی دارد که بعدها در قالب یک کشور واحد ادغام شدند.
میان بوسنی و هرزگوین از نظر زبان، ملیت یا دین تفاوت عمده ای وجود ندارد اما تفاوت هایی در لهجه، تراکم چمعیتی و تاریخچه محلی میان آنها هست.
|
جنبه |
بوسنی |
هرزگوین |
|
موقعیت |
شمال، مرکز، شمالغرب کشور |
جنوب و جنوبغرب |
|
زبان |
بوسنیایی / صربی / کرواتی – همه یکسان یا بسیار شبیه |
همان زبانها، لهجه جنوبیتر |
|
دین |
بوشناق های مسلمان، صربهای ارتدوکس، کرواتهای کاتولیک |
همان گروهها، ولی کرواتها وصربها نسبتاً پررنگترند |
|
جمعیت |
متراکمتر و شهرهای بزرگتر مثل سارایوو، توزلا |
جمعیت کمتر، اما شهرهایی مانند موستار معروفاند |
|
طبیعت |
جنگلی، کوهستانی، سردتر |
خشکتر، مدیترانهایتر، با تاکستانها و زیتون |
گرچه هرزگوین حدود ۲۰٪ از مساحت کشور را تشکیل میدهد، ولی از نظر هویت تاریخی و فرهنگی اهمیت زیادی دارد.
هنگام تنظیم ساختار کشور در دوران مدرن، و بهویژه پس از جنگ داخلی، در نام رسمی کشور گنجاندن هرزگوین به عنوان نشانهای از شمول و وحدت ملی تلقی شد.
همچنین در دوران عثمانی، ایالتهایی با نام “ولایت بوسنی“ و “سنجاق هرزگوین“ به طور جداگانه وجود داشتند.
بازگشت دوباره به کرواسی
به روستایمان چِلَه بیچی بازگشتیم و دو شب دیگر را در آنجا گذراندیم.
صبح روز یکشنبه از بوسنی خارج شدیم و بهسوی کرواسی حرکت کردیم.
حدود دو ساعت بعد، به روستای دراچه (Drače) در ساحل دریای آدریاتیک رسیدیم، که حدود یک ساعت و نیم تا شهر دوبروونیک فاصله دارد. دراچه چهار شب میزبان ما بود، و سپس روز چهارشنبه ۱۳ اوت ۲۰۲۵ آن را به مقصد دوبروونیک ترک کردیم؛ شهری ساحلی و تاریخی که بهعنوان “مروارید دریای آدریاتیک“ شناخته میشود و یکی از مشهورترین مقاصد گردشگری در مدیترانه است.
دیوار استون – دومین دیوار بلند جهان
حدود چهل دقیقه پیش از رسیدن به دوبروونیک، از کنار دیوار سنگی عظیمی گذشتیم. با استفاده از نقشههای گوگل متوجه شدیم که نام آن “دیوار استون” است، با طولی بیش از ۷ کیلومتر.
این دیوار در قرن چهاردهم، پیرامون شهرک استون ساخته شده و بلندترین دیوار در اروپا و دومین دیوار بلند جهان، پس از دیوار بزرگ چین، بهشمار میآید.
بازدید از دوبروونیک و مقایسه تاریخ آن با عربستان (اهواز)
ساعت یک بعدازظهر به دوبروونیک رسیدیم. هدف اصلیمان بازدید از قلعه تاریخی شهر بود. خودرو را پارک کردیم و زیر آفتاب داغ، با دمایی نزدیک به ۳۶ درجه، به راه افتادیم. پس از حدود پانزده دقیقه پیادهروی، به قلعه رسیدیم و از آنجا با پایین رفتن دهها پله، به بازاری مدرن در پایین قلعه و نزدیک ساحل رسیدیم.
در یکی از کافهها نشستیم، پس از آن، کمی در بازار قلعه قدم زدیم و چیزهایی خریدیم. سپس به سبب کمبود وقت، شهر را ترک کردیم زیرا شب هنگام می بایست به سوی لندن باز می گشتیم.
دوبروونیک که در گذشته با نام راگوزا (Ragusa) شناخته میشد، مراحلی سیاسی و حکومتی را پشت سر گذاشته که در برخی وجوه با تاریخ مملکت عربستان (احواز) قابل مقایسه است.
تحولات سیاسی:
- ابتدا تحت حمایت امپراتوری بیزانس بود، سپس بین سالهای ۱۲۰۵ تا ۱۳۵۸ به جمهوری ونیز تعلق داشت.
- در سال ۱۳۵۸، تحت سیطره پادشاهی مجارستان درآمد ولی استقلال داخلی خود را حفظ کرد.
- از سال ۱۳۸۲ تا اوایل قرن نوزدهم، به دولت عثمانی خراج میداد ولی استقلال نسبیاش حفظ شد.
- در این دوره دارای نوعی دموکراسی اشرافی بود: رئیس حکومت که “راکتور” نامیده میشد، برای دورههای یکماهه انتخاب میشد و دو مجلس قدرتمند (شورای کوچک و بزرگ) بر شهر حکومت میکردند.
- در قرن پانزدهم و شانزدهم، تجارت دریایی شکوفا شد و کشتیهایی را به سمت هند و آمریکا اعزام میکرد.
چالشها و افول:
- در سال ۱۶۶۷، زلزلهای ویرانگر رخ داد که حدود ۵۰۰۰ نفر را به کام مرگ کشاند و اغلب ساختمانهای شهر را ویران کرد.
- با وجود بازسازی، بهدلیل تغییرات ژئوپولیتیکی و اقتصادی، جایگاهش رو به افول گذاشت.
پایان جمهوری:
- در سال ۱۸۰۶، توسط نیروهای فرانسوی به رهبری ناپلئون اشغال شد.
- در سال ۱۸۰۸ رسماً استقلال خود را از دست داد.
- سپس جزئی از امپراتوری اتریش-مجارستان، بعد یوگسلاوی و نهایتاً از سال ۱۹۹۱، بخشی از کرواسی مستقل شد.
.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.