هاشمیطبا و پرهیز از جنگ برای بقای حاکمیت ملایان
همه از ریز و درشت نظام میکوشند تا تنشهای بین حاکمیت ملایان با اسرائیل به جنگ نکشد. چون میدانند جنگ مستقیم به معنی ورود آمریکا به جنگ است. مصطفی هاشمیطبا از مهرههای اصلاحطلبان قلابی از این جمله است.
مصطفی هاشمیطبا در مطلبی تحت عنوان «نه جنگ نه مذاکره» در روزنامه شرق به پرهیز دادن از جنگ و پیشگرفتن رویه اصلاحطلبی پرداخته است. آن چه در پی میآید چکیدهای از نوشته او در روزنامه حکومتی شرق است.
مصطفی هاشمیطبا مینویسد این روزها که وضعیت خاورمیانه، بهویژه ایران، بسیار حساس شده است، نیازمند بازنگری و یافتن راهحلی جدید در مسیر حرکت خود هستیم. خامنهآی بارها تأکید کرده که نه مذاکرهای در کار است و نه جنگی رخ خواهد داد.
موضوع، همانطور که خامنهای گفته، جنگی صورت نگرفته است. با این حال، برخی از اقدامات نیروهای ما با نیروهای نیابتی و مبارزه با تروریسم داعش نمیتواند به معنای واقعی جنگ تلقی شود.
هاشمیطبا میافزاید با دقت بیشتر متوجه میشویم که در طول ۴۰ سال گذشته، شعار «مرگ بر آمریکا» را در داخل و خارج کشور تکرار کردهایم و آمریکا نیز به هر طریقی که توانسته، اقداماتی علیه ایران انجام داده است.
این اقدامات ما را در یک وضعیت جنگ اعلامنشده قرار داده است. خروج یکطرفه آمریکا از معاهده برجام، نمونهای از این وضعیت جنگی است.
وی میافزاید در طی این ۱۰ سال جنگ اعلامنشده، سران ملایان تلاش کردهاند تا وضعیت داخلی، بهویژه شرایط اقتصادی را بدون تنش نشان دهند و شرایط زندگی مردم را بهبود بخشند، اما در این راه موفق نبودهاند.
هاشمیطبا در نتیجه میافزاید، از یک سو در فضای جنگ اعلامنشده قرار داریم و از سوی دیگر، همه تبعات و مشکلات این فضا را انکار میکنیم. حتی در مقایسه با کره شمالی، این کشور با وجود داشتن سلاح هستهای و اظهارات تند رهبرانش، چنین فضای ضدآمریکایی ایجاد نکرده است.
افلاس و ورشکستگی کامل به دلیل سیاستهای غلط ملایان ایران
وی ادامه میدهد اگر امروز از ناترازی آب، گاز، برق و زمین صحبت میکنیم، نباید فراموش کنیم که در سیاست خارجی و سازماندهی داخلی نیز با ناترازیهای اساسی روبهرو هستیم که شاید علت اصلی دیگر ناترازیها باشد.
هاشمیطبا ادامه میدهد چگونه یک کشور میتواند ۴۰ سال در فضای جنگ زندگی کند و مردمش احساس شرایط جنگی نداشته باشند؟
شاید در ابتدا این امر به عوامل غیبی نسبت داده شود، اما حقیقت این است که در این ۴۰ سال، سرمایههای کشور صرف پنهانسازی نتایج شعارهاو مخالف ضدآمریکایی شده است.
به همین دلیل، مردم تأثیرات مبارزه با آمریکا را حس نکردهاند. در حالی که منابع کشور صرف شده، اکنون با ناترازیهای مختلف و تهدید تمدن دیرپای ایران روبهرو هستیم.
هاشمیطبا مینویسد در طول این ۴۰ سال، صدها میلیارد دلار ارز به دست بانک مرکزی رسیده است تا نرخ ارز را تکنرخی کند، اما این هدف محقق نشده است.
این ارزها توسط صادرکنندگان سرمایه [وابستگان به حکومت] به کشورهایی مانند ترکیه، دوبی، کانادا و آمریکا منتقل شده است.
بدون اینکه کشاورزی کشور به روشهای پیشرفته مجهز شود، سالانه بین ۱۰ تا ۲۵ میلیارد دلار ارز صرف واردات نهادههای دامی و محصولات کشاورزی میشود.
ما با سیاستهای انرژی نادرست، بیشتر از بسیاری از کشورها بنزین، گاز و گازوئیل مصرف میکنیم که معادل حدود هشت میلیون بشکه نفت در روز است.
[هاشمیطبا؛ آینده تاریک ایران با ادامه بقای دیکتاتوری]
وی ادامه میدهد آیا پزشکیان که ادعا میکند با مردم صادق است، میتواند حقیقت را به مردم بازگو کند؟ آیا او میتواند مسیر کشور را از سقوط به سمت تعالی ببرد؟
آیا میتواند با سیاستهای جدید، کشور را نجات دهد و مردم را از آینده و سرنوشت نسلهای بعدی آگاه کند؟
آیا میتواند به صراحت به کشاورزان بگوید که کشاورزی وابسته به چاهها به زودی نابود خواهد شد؟
سوال از هاشمیطبا این است چه کسی سایه جنگ را بر سر مردم ایران گسترده است؟
سپس هاشمیطبا میافزاید اگرچه پزشکیان اعلام کرده که برنامه هفتم را اجرا خواهد کرد، اما همه میدانند که این برنامه نهتنها عملی نیست، بلکه رئیسجمهور را در گرداب بوروکراسی و تصمیمات ناکارآمد گرفتار خواهد کرد.
این برنامه بدون توجه به اولویتها و سیاستگذاری متناسب با فضای جنگ، هرچند جنگی در کار نباشد، مناسب نیست.
هاشمیطبا میافزاید پزشکیان باید بداند که تداوم سیاستهای اقتصادی و اجتماعی، بهمعنی پوشاندن چهره واقعی جنگ اعلامنشده و نگهداشتن وضعیت موجود با ظاهری بهتر است.
این رویکرد کشور را به سمت سقوط خواهد برد. بنابراین، آنچه از پزشکیان انتظار میرود این است که اگر این تحلیلها را درست میداند، سیاستهای لازم را برای تطبیق فضای جامعه با فضای جنگ اعلامنشده تدوین کند.
در این صورت، میتوان این سیاستها را به مردم اعلام کرد و حقیقت را بازگو کرد. در غیر این صورت، پس از چهار سال، حتی بدون جنگ، ادامه سیاستهای کنونی تنها به افزایش مشکلات، هدررفت منابع و ناترازیها منجر خواهد شد.
هاشمیطبا در آخر نتیجه میگیرد این وضعیت در حالی است که اگر جنگ واقعی رخ دهد، نیاز به تدابیر دیگری خواهد داشت. اما واضح است که فضای جنگ بر کشور همچنان سایه انداخته و این وضعیت ادامه خواهد داشت.
به همین دلیل، نیاز به شجاعت، واقعبینی، صراحت و صداقت با مردم داریم؛ در غیر این صورت، «وعده صادق» تحقق نخواهد یافت.
همه این حقایق برشمرده، درست و البته اندکی از واقعیت است اما هاشمیطبا هرگز خود را مجاب نمیکند که به این سوال پاسخ دهد که چه کسی جز خمینی، خامنهای و ملایان حاکم این بلاها را بر سر مردم ایران آوردهاند؟!

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.