شمخانی و خیز برای کاندیداتوری ریاست جمهوری

با مرگ ابراهیم رئیسی، علی شمخانی از جمله کسانی است که نامش برای کاندیداتوری ریاست جمهوری حاکمیت مطرح شده است. این سوال مطرح است که آیا وی شانسی برای تصاحب این کرسی دارد یا نه؟

به جز اولین‌ها که طبیعتا نمی‌توانست باشد، روسای جمهور پیشین حاکمیت ملایان معمولا در کارنامه خود یا ریاست مجلس را دارند و یا دبیر عالی شورای امنیت ملی و یا شهردار تهران.

طبیعی نیز این است؛ حضور در سمت‌های اجرایی پایین‌تر، می‌تواند پله‌ای باشد برای حضور در مناصب بالاتر.

رفسنجانی حضور در ریاست مجلس را پیش از ریاست جمهوری در کارنامه خود داشت. حسن روحانی تجربه دبیری شورای عالی امنیت ملی را و احمدی‌نژاد، منصب شهرداری تهران، را در کارنامه خود داشتند. سیدمحمد خاتمی از این حیث دارای چنین تجربه‌ای نبود. رئیسی نیز از ریاست قضائیه خامنه‌ای به ساختمان پاستور رسید.

این سوابق نشان می‌دهد افرادی که برای انتخابات زودرس ریاست‌جمهوری خامنه‌ای کاندید می‌شوند چه کسانی خواهند بود.

گزینه‌هایی که پیش‌بینی می‌شود، قالیباف، رئیس کنونی مجلس، سعید جلیلی و علی شمخانی، دبیران پیشین شورای امنیت ملی حاکمیت هستند.

از بین این سه نفر قالیباف در حال حاضر بیشتر در صحنه حضور دارد و در حال حاضر ریاست مجلس را بر عهده دارد. اما شمخانی و جلیلی، حضور چندان پررنگی ندارند اما سابقه دبیری شورای عالی امنیت ملی خامنه‌ای را دارند.

در بین این دو نیز، ناگفته پیداست که جلیلی بیشتر از شمخانی مورد پسند خامنه‌ای و دار و دسته وی می‌باشد. هر چند وی بیشتر فعالیت در سایه دارد.

اما رقیب و همکار پیشین جلیلی در شورا، یعنی شمخانی، خود را از جنب و جوش نمی‌اندازد و سعی دارد با عرض اندام در عرصه‌های مختلف برای خود سکوی جهشی برای مناصب بالاتر فراهم سازد.

قدرت‌نمایی‌های شمخانی در روابط خارجی ملایان در دوران دبیری شورای عالی امنیت ملی

حضور پر رنگ وی در عادی‌سازی روابط ملایان با عربستان که مقدمتا بدون سر و صدا شروع و سپس با تبلیغات زیادی همراه بود یکی از این سکوها و آخرین تلاش شمخانی در منصب دبیری شورای عالی امنیت ملی خامنه‌ای بود.

به گونه‌ای که صدای برخی به اعتراض بلند شد که روابط خارجی در حیطه کار امیرعبداللهیان است و نه شمخانی. [امیرعبداللهیان وزیر خارجه است یا شمخانی؟!]

پس از آن بود که وی جای خود را به احمدیان داد و در پشت صحنه مشغول فعالیت شد.

چند روز پیش نمایشی از وی در تخت جمشید، با ظاهری متفاوت و تراول‌پاشی وی در بین نوجوانان توجهات را به خود جلب کرد.

برخی رسانه‌های حکومتی این نمایش را پیش‌درآمدی برای حضور وی در نمایش انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۴ ملایان دانستند.

به فاصله کوتاهی رئیسی مرد و معادلات عوض شد. عقربه‌های ساعت به جلو کشیده شد و بحث بر سر جانشینی ابراهیم رئیسی بر سر زبان‌ها افتاد.

آن طور که وزارت کشور به شورای نگهبان پیشنهاد داده است ۸ تیر ۰۳ قرار است نمایش انتخابات ریاست‌جمهوری ملایان برگزار شود.

در این بین چنان که ذکر شد قالیباف، جلیلی و شمخانی از جمله کسانی هستند که به احتمال قریب به یقین وارد گود زورآزمایی خواهند شد.

در این زروآزمایی قالیباف دست بالا را دارد و سمت کنونی وی، وزنه سیاسی‌اش را سنگین می‌کند. جلیلی نیز از نزدیکان خامنه‌ای است که در سال ۹۲ برای رقابت با حسن روحانی وارد گود شد اما ناموفق بود.

خامنه‌ای در آن سال حتی رئیسی را مانند سال ۹۶ برای رقابت با روحانی وارد گود زورآزمایی نکرد. این خود می‌تواند دلالتی برای وزنه سیاسی جلیلی از منظر خامنه‌ای باشد.

سوابق شمخانی در حاکمیت ملایان

اما شمخانی پیش از دبیری شورای امنیت ملی خامنه‌ای، مناصبی چون جانشین فرمانده کل سپاه، فرمانده نیروی زمینی و دریایی سپاه، فرمانده نیروی دریایی ارتش و وزیر دفاع را در کارنامه خود دارد.

شمخانی در سال ۸۰ نیز در حالی که وزیر دفاع محمد خاتمی نیز بود، وارد گود رقابت با خاتمی برای ریاست جمهوری شد اما شکست خورد و در جایگاه سوم قرار گرفت.

حالا که او خیز کاندیداتوری ریاست‌جمهوری ۴۰۴ خامنه‌ای را برداشته بود، با مرگ رئیسی باید دچار پرشی زودرس شود.

هر چند یقینا او شانسی برای موفقیت در این زمینه ندارد، اما صرفا برای پر کردن میدان نمایش خامنه‌ای، می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد.

خاصه آن که خامنه‌ای افراد صاحب‌نامی چون علی لاریجانی را جلو ریاست‌جمهوری رئیسی قربانی و رد صلاحیت کرد و حالا مهره‌های چندانی برای انتخابات زودرس ندارد تا عرضه کند، ورود مهره‌هایی چون شمخانی می‌تواند تنور نمایش را نه گرم که ولرم! کند.

خاصه‌خرجی‌ها و تراول‌پاشی‌های شمخانی در بین کودکان در تخت‌جمشید نیز در این بستر قابل تبیین است همچنان که شکست از پیش در تقدیر او، قابل تبیین است.

خاصه آن که وی در کارنامه‌اش اعدام مشاور سابقش، علیرضا اکبری به جرم جاسوسی را دارد.

اما وی به پشتوانه ثروت‌اندوزی بی‌حد خود و پسرانش از معاملات قاچاقی نفت تحریمی ثروتی اندوخته است که با پول آن، نمایش «حاتم‌گونه» می‌دهد بی‌‌آنکه برای حاصل ملموسی از جنس تکیه‌زدن بر صندلی پاستور داشته باشد.

در نهایت شاید وی در معادله تقسیم قدرت و نقشش در عادی‌سازی روابط با عربستان و با توجه به نیاز خامنه‌ای به ادامه روابط با این کشور، زیر مولفه جنگ غزه و تضاد با اسرائیل، بتواند بر صندلی امیرعبداللهیان تکیه بزند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)