پ.ن: سه گانه های احتمال به قریب یقین: الف- گزینه بدترین، یعنی ادامه ج.ا (۱- منجر به سوپر کره شمالی -۲- انحطاط بیشتر عمومی، ۳- جنگ داخلی و تجزیه)، ب- انقلاب تغییر با قیام مردمان و با همراهی بدنه نیروهای مسلح (۱- دور گذار مثلا دوساله منجر به برقراری جمهوری دموکراسی سکولار ۲- برقراری دیکتاتوری سکولار نخبگان نظامی و اقتصادی سرمایه سالاری و غارت گری و ویرانی -۳ تجزیه و جنگ داخلی) ج- جنگ داخلی و تجزیه کامل ایران
در تیتر سه گانه با سه گانه احتمالی درونی، مختصر نوشتم.
موقعی آن مشکوک الحالان، شروع کردن به ماله کشی اشتباهات محرزشان در نشان ایزدی خواندن خامنه ای و ایرانشهری حکومت ج.ا ولایی و آخوندیستی و پان اسلامی پان عربی شرکت سهامی مافیایی، در وارنه کنشی های روان پریشانه، بدترین کار ممکن و عملا خیانت – اگر فرض کنیم صداقت دارند در مخالف با ج.ا- یعنی اتهام حرام زادگی تقریبا به عموم مردمان ایران از جمله اکثریت قاطع همان دهه هشتادی ها، بیش از پیش باور رسیدم به عمق فاجعه انحطاط همه جانبه مردمان ایران، مردمان ایران در یکی از بدترین فجایع انحطاط همه جانبه سیاسی و فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و اخلاقی گرفتارند، وقتی مشکوک الحال ها درست بر عکس شعار “زن، زندگی، آزادی”، حق حیات و تولد همان کسانی مدعی حامی شان هستند متهم به حرام زادگی می کنند به بهانه مخالفت با اسلام و تشیع (تا چند ماه قبل مدعی شیعه آریایی بودند و خامنه ای را ایزد نشان و تلاش برای پادشاهی مجتبی خامنه ای کرده اند و از یک دست شدن حکومت و حذف رقابت بین جناحین ج.ا کردند) و عملا حالا – نه به حرف- و بلکه با دشنام و اقدامات شدید هتاکی به حق حیات و تهمت حرام زادگی مردم موسوم به مسلمان زاده و شیعه زاده می کنند، یعنی می گویند ما مدعیان نظام آریامهری و شاهنشاهی مانند آخوندیست های ج.ا خدعه کردیم و توانستیم ج.ا به مهلکه تحریم و یک دستی و حذف خودی ها کنیم و با تشویق به اقتدارگرایی جناح ابراهیم رئیسی، حکومت ج.ا در دام حجاب اجباری گرفتار کنیم!
این ادعا در گفتار صریح فعلا نگفتند، اما در عمل دارند می گیوند، یعنی کل داستان یک پروژه فریب عمومی و تا حاکمان ج.ا بوده!، اقدام به تشویق برخی جوانان و نوجوانان به حمله مردم مذهبی و چادرکِشی و چادرکُشی نشان می دهد این قماش هر چند سازمان مجاهدین خلق تا سپاه را متهم تروریست می کنند، اما خودشان نیز از تروریسم استفاده می کنند، تهدید به کشتن و قتل عمد و قهرمان سازی و انواع اخبار دروغین، همگی نشان می دهد آنها طی این چهل سال و اندی تغییر دموکراتیک نیافته اند و هنوز به توحش دیکتاتوری و نژادپرستانه توهمی آریایی معتقدند!
در حالی مدتی هواداران و فعلان حقوق بشری با آنها همدردی کردند در سرکوب آزادی های حقوق بشری شان، اما در کمال ناسپاسی و ناجوانمردی اقدام به تهمت حرام زادگی به اکثریت مردمان ایران زده اند! این تهمت حرام زادگی، از اساس نادرست است از دید حقوق بشری، طبیعت یا طبیعت خدایی، طوری است مرد و زن ازدواج کرده (جفت شوند) و فرزند بیاورند، اینکه تحت تحمیلات سیاسی و اجتماعی، بر اساس دلخواه یا اجبار مجبور شوند این رسمیت ازدواج به اسم اسلامی یا سایر ادیان تحمیلی یا اختیاری کنند تا ثبت شود، چرا که دیر با زود بالاخره این فرزندان نیازمند شناسنامه و گذرنامه و ثبت نام در مدارس هستند، برای گرفتن خدمات اقتصادی و اجتماعی نیازمند کارت ملی و شناسنامه یا برای مسافرت به خارج نیازمند گذرنامه هستند، این بدیهیات نادیده می گیرند!، اینها چیزی جز مشکوک الحالی این افراد نیست. این اقدامات ضد حقوق بشری و ضدیت با بدیهات اخلاقی بشردوستانه، نشان می دهد حداقل هیچ مسئولیت پذیری حققو بشری ندارند، اینها همان راه توحش چند هزار ساله تاریخی و ماقبل تاریخی بوجود آمدن موجودی به نام بشر ادامه می دهند.
*با وجودی که بارها دعوت به میانه روی کرده ایم، برای انقلاب و گذار یا براندازی ج.ا و یا هر حکومتی نیازی نیست از این خطوط قرمز بدییه حقوق بشری عبور کرد، باز اصرار دارند، مزاحمت ها و آزارهای لات ها و و کم سوادهای حامی یا فریب خورده این مشکوک الحال ها علیه مردم معمولی و مخالفان منتقد که کاری جز سخن گفتن نکرده، اقدام به مزاحمت برای کسبه و صنوف و مجبور کردن انها به خطر انداختن کسب و کارشان به بهانه تحمیل بی حجابی، اینها بزدلی شان است، این بزدلی که جرئت ندارند در خیابان و اماکن عمومی که متعلق به عموم است بی حجاب باشند و می خواهند جنگ روانی و فرسودگی اجتماعی بیشتر بر مردمان رنج کشیده ایران از دست عقده های بیمارگونه سادیسمی و سادومازوخیسمی توحش پان اسلامی پان عربیستی آخوندیستی را بر سر مردم معمولی خالی کنند، اینها حتی به امثالهم رحم نمی کنند که یک عمر در صدد حمایت از حقوق بشری همین قماش بوده ام و همیشه از حق آزادی بیان تا آزادی پوشش و سبک زندگی (در محدوده عقلانی حقوق بشری) حمله و تعرض می کنند! *
با این قماش تروریست چه کار باید کرد، جماعتی هنوز به قدرت دست نیافته اند دارند نشان می دهند یک حکومت ایدئولوژیک دیکتاتوری پان آریایی توهمی را می خواهند جایگزین کنند با حکومت فعلی! چرا بایست مردمان ایران باز مرتکب این اشتباه تکراری بشوند که شبه سلطنت آخوندیستی یا سلطنت نژادپرستی متوهم آریایی جایگزین کنند؟!
چرا همه تقصیرها به گردن دیگران می اندازند، نبش قبر تاریخ می کنند، هزار و یک فحش و بد و بیراه به اعراب تازی برانداز حکومت ساسانی می گویند و کلا پادشاهان و سلسه شاهی (و نه شهنشاهی) ساسانی دارندگان فر ایزدی و ایزدنشان می دانند و انگاری مردمان ایران به آنها خیانت کرده اند که در برابر مهاجمان عرب اسلام گرا مقاومت تا سر حد آخرین تن نکرده اند برای بقای پادشای ساسانی! انگاری پادشاهان ساسانی یا آن دین به دینی شبه آخوندیستی (به اسم زرتشتی رواج دادن که معلوم نیست اصلا این زرتشت خودش بوده یا نبوده و چه ربطی دارد آن گاثا به اوستا؟!)، چیزی بهتر از حکومت آخوندیستی بودند؟!
قضیه مجهولات مغان/مغول/مگنوس/مجوس ها چیست؟! چرا مجوس ها زرتشتی نبودند و در قرآن مجوس آمده و نه زرتشتی یا بهدینی؟! مغ ها آیا واقعا سفیدپوستان آریایی نژاد بودند یا مغلوبان سیه پوست بومی پیش از آریایی ها در فلات ایران؟!
با این وجود هر چه بوده، تمام شده، ایران امروز رنگاگینی از تبارها و تیره های نژاد واحد بشریت است. این اندک ژن احتمالی نئاندرتال در تیره ضعیف سفیدپوست، خیلی تفاوتی ایجاد نکرده، در حالی گناه متدمن شدن احتمالا نخست توسط سیه چردگان فلات بوده و سپس سفیدپروستان ادعایی آریایی زبان و سامی زبان و ترکی زبان و.. بر آن تمدن های منقرض شده سوار شوند!
این همه از لابلای تاریخ محققان، توانستند جزئیات از ظلم و جنایت و فساد حکومت پادشاهی ساسانی بیرون بکشند، با وجودی همه می دانند تاریخ ها عمدتا مزدبگیران تاریخ نویس توسط حکومت ها می نویسند، با این وجود همان شاهنامه فردوسی که کتاب مقدس پان آریایی ها شده، بزرگ ترین اعتراف نامه علیه ظلم و جنایت و فساد پادشاهی ساسانی و سایر پادشاهی های حکومت کرده بر ایران است، سعی فراوان کرده اند جعلیاتی به شاهامنه اضافه کنند، فردوسی نیز مانند بقیه (اگر فرض کنیم شخصیت حقیقی بوده) مثل بقیه اشتباهاتی داشته، این ذات طبیعی بشریت است که اشتباه کند، اما مکرر فردوسی به جنایت و فساد و ظلم پادشاهان ایرانی اشاره دارد، به صراحت فردوسی به نشان بومیان سیاه پوست (احتمالی) ایران اشاره می کند و آنها دیو می نامد، رستم قهرمان پان آریایی پنداران، بارها افسانه وار کارهای محیر العقولی می کند، شاهنامه در واقع اعتراف نامه ظلم و جنایت و فساد پادشاهی ها در ایران است.
اما ادعای شاهنشاهی هم تف سر بالا است، هر کسی اندکی سواد فارسی داشته باشد می داند شاه+ن+شاهی یعنی وجود کشوری که چندین شاه دارد و یک شاه دیگر بر آنها است، اینجا عملا نوعی فئودالیسم یا شبه فدرالیسم اشاره می شود، با اقماض می توان گفت، مادها و هخامنشی ها و اشکانیان و برخی حکومت های بعد از دوره اسلام عربی مانند دوران کوتاه نادر افشار نوعی شاهنشاهی بوده است، شاید آخرین شاهنشاه ایران نادر افشار بوده است، که لااقل شاه گورکانی در هند را اجازه دوباره می دهد شاهی کند تحت خراج خودش، شرح جنایات و ظلم نادر افشار بسیار گفته اند، کشتارهای هولناکی از نادر افشار در هند و سایر نقاط گفته اند، کوچاندن قبایل عشیرتی و کوچرو ترک زبان و کرمانج به خراسان به بهانه محافظت از تهاجم ازبکان و… در نهایت به تغییر بافت قومی و زبانی شمال خراسان شده و امروزه این بازماندگان قبایل ترک و کرمانج آناتولی در شمال خراسان در کنار ترکمن ها مدعی جدایی از ایران هستند!
مضحکه پان ترکیست ها، یکی مدعی است ملت ترک در ایران طی چند قرن اخیر حتی یک روستا اجازه نداده فارسی زبان شود و ترک زبان تا عمق مرکز و جنوب و شمال و غرب ایران نفوذ کرده اند و عمده رجال و ارباب ثروت از آن ترکان است و در عین حال از ستم کذایی ملت فارس بر ملت ترک می گوید! خودتان می گویید که از یک درصد گوشه خراسان به ۶۰% یا ۴۰% ایران رسیده اید! این ادعای خودتان است! خودتان می گویید ۶۰% یا ۴۰% هستید! چگونه مردم پارسی زبان و یا گروه موسوم به ایرانی زبان و غیره شدند ۶۰%؟! کدام ملت فارس؟! همان ملت کذایی فارسی که خودش برده و رعیت شما است در این هزار ساله؟!
کمدی تراژدی جدایی طلبی (به قول پان ایرانیست ها و ج.ا ها و… یعنی تجزیه طلبی) پان ترکیست ها تا پان کردیست و پان عربیست ها و خرده پان هایی چون پان لری و پان گیلکی و غیره، نبایست به کل به دیذه باطل نگریست، این تمایل به جدایی طلبی ریشه های طبیعی ذاتی حس استقلال طلبی نسبت به مرکز در همه جای جهان است، اما خاطرات تلخ جنگ و خون ریزی و کشتار بین حکومت مرکزی و اقوام محلی و عشایر، تاریخ دیرینه دارد، این کینه ها را پان های جدایی طلب تحریک می کنند، پان آریایی و پان ایرانیست ها نه تنها نتوانستند راه حلی برای زدون عمق کینه و دشمنی و خاطرات تلخ اقوام محلی ارائه دهند، بلکه با تحقیر و تحریف و انکار حقوق بشری آنها، موجب تشدید جدایی طلبی در این مناطق شده اند!
کمدی تزاژدی بلوچستان، تف سر بالایی برای مدعیان زن و زندگی و آزادی است از جمله برای پان ایرانیست ها و پان آریایی ها و ج.ا و غیره، قسمت کمدی اش اینست عبدالحمید بعنوان یک روحانی سنی بخش رهبری مهمی دارد و در حالی اساسا این جنبش مدعی “زن، زندگی، آزادی” ذاتا سکولاری و غیر اسلام گرایی است (البته سکولار دموکراسی که امثالهم درک کردیم ضد دینی نیست، ادیان و مذاهب در تمام سکولار دموکراسی های جهان ادامه حیات داده اند، امروزه مشکل بزرگ کشورهای مدعی سکولار دمکراسی در اروپا و قاره امریکا رشد جمعیت مسلمان است (یعنی ترس از پان اسلامیسم و افراطیسم اسلام گرایی و..) و مثلا می گویند فرانسه و آلمان و…تا چند دهه دیگر دارای اکثریت اسما مسلمان خواهند بود!)، نه به حجاب اجباری هیچ سنخیتی با گروه ها فرقه دینی و اسلام گرا ندارد از مجاهدین خلق گرفته تا عبدالحمید ها، این جنبش در آستانه محاق و سکشت (به دلیل مختلف از جمله تفرقه گروه های اپوزیسوین و در داخل در منگنه لاتیسم و آخوندیسم ها) سنخیتی با با پان قومی و پان نژادپرستی چه آریای و چه آریایی و چه دینی و مذهبی ندارد، در واقع امثال اصلاح طبلان ج.ا تا مجاهدین خلق و فعلان بلوچ و حتی برخی از فعلان پان عربی و… صرفا سواری میگرند از فعلان مخالف حجاب اجباری!
خود این شعار “زن، زندگی، آزادی” بیان گر سکولاری بودن و دموکراسی خواهی بودن است، سکولاری و دموکراسی خواهی هیچ سنخیتی با متوهمان پان ایرانیستی و پان آرییاو پان هیا قومی و فعلان دیین و مذهبی از جمله اصلاح طلبان ج.ا ندارد، این جنبش در حال شکست احتمالی، در منگنه موج سواران فرقه های غیر سکولاری و غیر دموکراتیک هستند!، آزادی پوشش البته یک خواست حداقلی بخش بزرگی از مردم است و نه همه مردم، بخش بزرگی از مردم متاسفانه از ترس یا سوءتفاهم دارند از حمایت از این جنبش بر می گردند!، علت اصلی هم همین تفرقه و اقدامتات ضد سکولاری و ضد دموکراسی خواهی پان ها نژادپرست و عقیدتی مذهبی و اصلاح طلبان فرصت طلب کاسب ج.ا هستند.
این جنبش در خطر شکست کامل است به دلایل اشاره شد و برخی دلایل دیگر.
این واقعیت است که بایست تقسیم کار شود، دهه ۵۰ و ۶۰ ها دیگر توان مبارزه خیابانی عمدتا ندارند، در بهترنی حالت پشتیبانی می توانند بکنند، کار انقلاب میدانی را بایتس جوانان دهه ۷۰ و نوجوانان ۸۰ کنند، اول به دیل اینکه عموما مجرد هستند و جوان و کمتر بزدل هستند و دوم و مهمتر اینکه این انقلاب اگر امسال به پیروزی برسد، برای آنها مفید خواهد بود، برای دهه ۶۰ و ۵۰ هایی نسل سوخته دیگر حتی الان نیز دیر است، مجردهای نسل سوخته دهه ۵۰ و ۶۰ تقریبا شانس زندگی را از دست داده اند، ازادی هم باشد چندان دردی دوا نمی کند از رنج هایشان و عمر بر باد رفته شان (منظور آنهایی که هنوز در زندان بزرگ ایران هستند و نتوانستند از این زندان بگریزند به خارج به خاطر فقر و دلایل دیگر، ایران جای زندگی برای اکثریت فرودستان و دگراندیشان نیست، ایران هم مانند غزه است، غزه می گویند بزرگترین زندان روباز جهان، اما در واقع ایران به مراتب زندان روباز بزرگتری است، یک جهنم برای دگراندیشان و دموکراسی خواهان و کسانی می خواهند به سبک دلخواه خودشان زندگی کرده جفتی داشته و از لذاید طبیعی بدیهی حقوق بشری استفاده کنند و اما در منگنه لاتیسم تا اخوندیسم گرفتار وزندانی اند، جان و مالشان در خطر است، نمی توانند جفتی چه بعنوان دوست و پارتنر و چه به عنوان ازدواج رسمی داشته باشند چون سیستم آپارتاید عقیدتی پان اسلامی ج.ا ولایی اجازه نمی دهد! و البته اجازه زندگی معمولی با درامد مکفی و امنیت شغلی هم نمی دهد، چون ج.ا ولایی یکی از مخوف ترین و وحشیانه ترین سیستم های سرمایه سالاری بردگی بر اکثریت مزدبگیران تحمیل کرده است، یک سوم مزدبیگران ایران بدون امنیت شغلی وبیمه تامین اجتماعی اند و حتی از همان تامین اجتماعی و حداقل مزد تعریف شده توسط نهادهای سرمایه سالاری جهانی مانند صندوق بین المللی پول و اقتصاددان های خائن به حققو بشر مرحئم هستند!)، و پان ایرانیست پان آرییا پادشاه پرست بت پرست اهمییت برای شندارد حققو بدییه منزدبیگران، اینها هم مانند بخش عمده اصلاح طلبان ج.ا به طبقات فرادست و اشارفی تعلق دارند، کلا جماعت نژادپستان پان قومی و آریایی و مذهبی جماعت اسلامی تا زترتشتی وغیره، از الیت اشرافی و سرمیه دار هستند و به اسم عوام فریب طبقه متوسط، موج سواری از طبقه فرودست می کنند، جوانان دهه ۷۰ و نوجوانان دهه ۸۰ طبقات فرودست که جانشان کف خیباان گذاشتند در برابر دژخیمان ج.ا ولایی، در نهایت سربازان بی مواجب و داری تاریخ مصرف برای نخبگه پنداران و شبه الیت های فوق الذکر هستند (؟!).
با این وجود من موافق این همه حمله به طیف پهلوی ها نیستم، سعی کردم حرمت امثال منتقدان چون اکبر گنجی نگه دارم، اما امثال او و طیف گسترده مدعیان جمهور یخواهی در داخل و خارج ایران، بیش از حد دارند به پهلوی ها حمله می کنند، این همه ترس از به قدرت رگفتن دوباره پهلوی ها مشکوک است، در حالی امثالهم می دانم اگر واقعا انقلاب سکولار دموکراسی در ایران امسال به وقع به پیوندند و با همکار بدنه نیروهای مسلح از خطر تجزیه و جنگ داخلی بگریزد مردم کشور ایارن، در فردای انتخابات آزاد دموکراتیک، شانس به قدرت رسیدن پهلوی تقریبا صفر است، اینها در بهترین حالت دو سه مییلون هوادار دارند، عموما هوادرانشان دارای سمپاتی ناشی عقده و کینه ازاخوندیسم و لاتیسم است، وگرنه اندکی عقل داشته باشد کسی دیکتاتوری پادشاهی قبول نمی کند، این ایده پلان ج داده شد و پیشنهاد تخیلی پادشاهی نمادین به یکی از خاندان خامنه ای، بخاطر کاهش هزینه گذار به سکولار دموکراسی (بعنوان راه حل موقت می دانم و هیچ سیستم حکومتی ابدی و مطلق بر حق نمی دانم) و برای همین اصطلاح “فرمان رَوایی مردمی” معادلش بهتر دانستم از مجهولات و ابهات چون مردمس الاری که اخوند خاتم تحت نام مردم سالاری دینی به خرد دهه ۷۰ هایی داد و ۸ سال سرکارشان گذاشت.
اشاره به حقیقت تلخ امثال گفته هیا محمد نوری زاد کردم، محمد نوری زاد و امثالش (نقل به مضمون) در پی امضای برجام گفتند، ۲۵ سال با برجام عمر داده شد به نکبت ضد بشری ج.ا ها! درک این سخن برای فسل مغزها و نان به نرخ روز خورها و بسیاری از مردم معمولی بویژه پیرو پاتال ها دشوار است، چگونه ممکن است کسی عمری خدمت به مردم کرده و طرفدار مردم معمولی و اکثریت فرودست باشد و از تحریم حمایت کند؟!،مگر ترحیم یک بالای خانمانسوز نبوده است؟! بله تحریم یک ظلم است از سوی اجنبی با تحریک حکومت داخلی، اما وقتی حکومتی که بی رحمانه حتی در دوران هایی چندان تحریمی نبود دست از چاپ پول و دزدی از جیب فرودستان مزدبگیر نکرده و پول مردمان (ملت) ایران خرج هوسرانی و توهمات ایدئولوژیکش کرده و می کند، لیاقت دسترسی به این اموال مردمان (ملت) ایران ندارد، همان طور که اجنبی حق سرفقت این اموال ندارد و هر چند بخاطر نبود حکومت مردمی در ایران، به بهانه مختلف اجنبی دزدی می کند از اموال بلوکه شده! این آچمز ننگین مردمان (ملتِ) است که سه بار عملا افتادن دنبال فرقه های ضاله آخوندیسیت ها تا لاتیست ها، یک برا سال ۱۳۵۷ و دیگر بار با رای به جمهوری اسلامی و قانون اسای ج.ا و بار دیگر به اصلاحیه قانون اساسی ج.ا که ولایت فقیه را به ولایت مطلقه تبدیل کرد و آخوندی مانند کروبی حکم حکومتی اسم رسمی داد! آخوندی مانند خاتمی ۸ سال سر کار گذاشتنشان و احمدی نژادی که بی عدالتی را به اسم سهام عدالت کذایی به خورد مردمان کم دانش داد و بقیه آخوندیست های اصول گرا تا اصلاح طلب و اعتدالی! بیش از ۴۰ بار در اتخابات انتصابی احمقانه شرکت کردند، باز می خواهند در این حماقت شرکت کنند!
امثال اکبر گنجی، کینه توزانه و لجوجانه از خاندان لاریجانی و علم الهدی و … بد می گیوند و متهم به دزی می کنند انها را، بر فرض درست باشد، کلا در دزدخانه ایران که احتمالا به جز اقلیت کوچک، بقیه از همدیگر زدی می کنند، از زیددزدی و زن دزدی از یکدیگر تا دزدی اموال تحت عناوین مختلفف یکی به اسم رانت اطلاعاتی، یکی به اسم رانت وام، ییک به اسم رانت پارتی بازی در استخدام، یکی به اسم خلاف کاری، از قاچاق و…، کلا این مردمان گناه مند مسئولیت گریز توقع دارند حکومتی ها از اموال عمومی دزدی نکنندف اما شبانه و روز در حال مردمن آزاری و دزدین هستند، حتی شده به اندزه هزار تومان گران فروشی! مسافرک شمفلوک تا کارگر بیچاره، البته این مفلوکان و بیچارگان از شدت گرسنگی و فقر دزدی می کنند و آن زدان حکومتی با وجود شکم سیری دزدی می کنند، کارمندان حکومتی تا اشراف سرمایه سالاری ج.ا برای چندین نسل مال اندوزی کرده اند و اما حرص و طمع بیمارگونه دنیاپرسیتی شان سیرمانی ندارد برای دزدی! فرق دزد فقیر و مفلوک از روی خطر مرگ دزدی می کند یا دزدان حکومتی و مافیایی و… در همین است!
اصلاحات چی ها و اصول گرا چی ها تا اکبر گنجی ها و چپ ها مارکسیست ارتدکس عمدتا خارج نشین و… هماره از دزدی پهلوی ها می گویند، انگاری بقیه مردمان ایران طفلان معصوم و صغیر بوده اند که طی این چهل و اندی سال صرفا نظاره مطلومیتشان بوده اند و هیچ غلطی نکرده اند! نه! این مردمان خودشان شریک جرم تمام غلط کاری چهل و اندی ساله هستند و اگر شجاعت قبول اشتباه داشته باشند، بایست برای باج یا تاوان این اندک بخشش و عفو عمومی (ملی) باشند، هم به درک که فلان ج.ا ها یک تیلیارد یورو دزدیدند، بدبخت ها انقلابی کیند و جلوی ادامه دزدیدن چندین تلیارد یورو دیگر و اتلاف عمر و زندگی نسل های فعلی و آینده را بگیرید، جلوی عقیم شدن نسلی خودتان را بگیرید، جلوی فاز نهایی مرگ تدریجی از سال ۱۳۵۷ شروع شده بگیرید، وقت زیادی ندارید ای بدبخت های کم دانش!، بدبخت ها انقلابی کنید و این بساط ظلم و جنایت و فساد را پایان دهید.
تا به کی در توهمات ایده آلیستی می خواهید زنده مانی ننگین و منجلابی ادامه دهید؟۱! تا به کی می خواهید شهد فاز نهای مرگ تدریجی این کشور باشید؟! تا به کی به این زنده مانی میان مگنه لتیسم تا آاخوندیسم ادامه بدهید؟! تا به کی در توهمات تمدن های منقرض شده سیاه پوستان بومی فلات ایران اساطیر و جنگ های سفیدپوستان توهمی آریایی نژاد کشتارگر سیه پوستان بومی شاهنامه ای گرفتار باشید؟!
این تفرقه شما تا به کی ادامه دار؟! بی عرضه ها، حتی عرضه ندارید ذیل پرچم شیر و خورشید متحد شوید! ای بی عرضه ها! بالاخره بایست یک تشر حسابی بزند زا خول غفلت توهمات و کینه توزی های کودکانه تان بیدار شوید؟!
اما با ین وجود امثالهم برخلاف افراطیون مدعی براندازی، واقف به واقعیت بغرنج آچمزی ننگین مردمان ایران هستیم، اگر بر خلاف آرمان گرایی و ایده آلیستی عموم، پیشنهاد مصالح عمومی (ملی) و عفو عمومی (ملی) می دهم، می دانم شبه مگناکارتا پیشنهادش روی میز انقلاب تغییر باید باشد، بایست مردمان (ملت) گناهکار و خاطی آماده دادن بهای مادی باشند، این بها و یا باج چیز ناچیزی است در مقبال رسیدن به زندگی و آزادی از زندان ایران!
این فوبیای ترس از به قدرت رسیدن دوباره پهلوی ها، راحت با دموکراسی قبال حل است، دو حالت بیشتر نیست، اگر واقعا اکثریت مردم ایران در فردای انقلاب، خواهان برگشت پهلوی ها هستند، خوب این بهای آزادی حققو بشری و دموکراسی است!، و اما امثالهم بعید می دانیم چنین شود و احتمال قریب به یقین مردم اکثریت مردم به بازگشت سلطنت پهلوی رای نخواهند داد، کافیست به میزان لازم آگاه شوند از مزایا جمهوریت سکولار دموکراسی. پهلوی ها دوست ها هم می تواند حزب تشکیل بدهند و مانند بقیه از حق شهروندی رای استفاده کنند. این کشور ایران متعلق به همه ایرانیان است.
مطالعه دوره گذار دوساله پیشنهاد داده شده، راه حل جلوگیری از بازگشت دیکتاتوری ارائه شده با هر ده سال رفراندوم اصلاحات قانون اساسی، پیشنهاد تک دورهی بودن منصب رئیس جمهور و نخست وزیری و سایر قوا از جمله مققنه و قضاییه، تفکیک قوا و مهمتر گرفتن این حق دزدی چاپ پول از حکومت و بانک ها.
این دزدی وحشیانه باب شده توسط حکومت ها و بانک ها تخت عنوان پولو خلق نقدینگی کاذب بایست برچیده شود و گرنه بایست مردم خودشان پول های واقعی مانند طلا و نقره و سایر کالاهای بادوام گران قیمت جایگزین پول های دزدانه حکومتی کنند.
پ.ن: ایران در اِشغال طیف های لاتیسمی تا آخوندیسمی و خرده کارهای مافیایی و لاشخورهای دیگر…!، و اما متوهم اپوزیسیونی پیش پنداران فاتح ایران (از دیکتاتوری گرایان پان آریایی شاهنشاهی کذایی تا جمهوری دموکراسی سکولاری خواه!)
https://www.balatarin.com/permlink/2023/8/18/6032175
https://www.tribunezamaneh.com/archives/356617
پ.ن اندر پ.ن!: افراط و تفریط مشکل همیشگی بشریت بوده است، کاملا قابل درک است رنج ظلم و محرومیت، چه خود کشیده ام، دو سه راه کلی قابل تصور است، سرگردانی و گیجی و مردن در این وانفساف دویم انتقام و درصدد قتل عمد و در نهایت احتمالی کشته شدن چه بسا بدون اینکه نتواند چندتایی از ظالمان بکشد، راه سوم میان روی کردن و با اعلام رسمی خواسته ها، جنبش انقلابی خواهی با آمادگی مصالحه پذیری. این راه حل ها کلی قابل تصور است.
مشکل بی عدالتی جنسی بسیار جدی است در مناطق موسوم به خاورمیانه و مسلمان نشین، این همه انحطاط ریشه در فقر شکمی وزیر شکمی است، تحقیر و محرومیت از سیر شدن شکم و زیر شکم، انحراف لاتیسم به دنبال داشته، هرزگی جنسی و توحش زدن ددزدی و دختربازی و پسربازی، در نهایت موجب بی عدالتی جنسی می شود و میلیون نفر عقده ای و کینه توز و سرخورده!
تا مردمان شکم و زیر شکمشان تامین نشود به ندرت به سطح بالای شکم و مغر اندیشی می رسند! این شبه راز و بلکه واضح است که چرا دیکتاتوری ها همیشه سعی می کنند مردمان در تنگنای تامین شکم و زیر شکم نگه دارند! دیکتاتوری خاورمیانه اغلب تا همین اواخر این کرا می کردند، چندتایی از کشورهای موسوم به عربی ظاهرا از سطح دیکتاتوری عبور کرده و به سطح سرمیه سالاری قرن بیستمی رسیده اند، اما هنوز در دیکتاتوری بسر می برند.
ایران و افغانستان و… هنوز بدبختی قرون وسطایی گیر کرده اند!
اید پیشنهاد بدیهیات حقوق بشری مبتنی بر واقعیت است.
لینک ها

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.