همایون خیری –
“به ما گفتند این چند روزی که روی آب هستید صبحها میتونید روی عرشه حمام آفتاب بگیرید. فقط کرم ضد آفتاب یادتون نره که نسوزین. شما فکرش بکن ما یک هفته رنگ آفتاب رو ندیدیم. ۱۲۰ نفرمون رو حبس کردن توی انباری قایق، زیر عرشه. زن و بچه و بزرگ و کوچک”.
برای بسیاری از پناهجویانی که با قایق راهی استرالیا میشوند آنچه در واقعیت رخ میدهد هیچ شباهتی با توصیفی که پیش از سفر از زبان قاچاقچیها شنیدهاند ندارد.
حسن ب در ایران شاگرد یک کارگاه تراشکاری کوچک در جنوب تهران بوده. شش سال پیش پساندازش را به دست یک قاچاقچی میدهد تا او را به اروپا ببرد.
“خیلی بد وضعی بود. از مرز ایران که رد شدیم اونطرف مرز در ترکیه گذرنامهمون رو گرفتن جلوی چشم خودمون پارهش کردند. گفتند دیگه با این گذرنامه کاری نداریم. دیگه هیچ مدرکی نداشتیم. یکبار قبلش با گذرنامه اومده بودم ترکیه. خیلی بهم خوش گذشت، توی این کافه توی اون کافه. اینبار پنهانی از توی کوچهها رد میشدیم. با هزار جور گرفتاری رسیدیم هلند. اونجا تقاضای پناهندگی دادیم. یک مدتی هم توی اردوگاه بودیم بعد بهمون اجازه دادند که وارد جامعه بشیم”.
حسن در هلند زندگی کوچکی به راه میاندازد، کاری پیدا میکند و ماشینی میخرد و دوستان تازهای به زندگی او راه پیدا میکنند. آنطوری که میگوید روی خوش روزگار را میدیده، اما دوران خوش به درازا نمیکشد.
“زنگ زدم خونهمون گفتم دیگه خیلی راحت شدم. پاشین بیاین اینجا پیش من. هیچکس خوشحال نمیشد. هر بار زنگ میزدم مادرم گریه میکرد. میگفت میخواستم عروسیت رو ببینم، داغش رو گذاشتم به دلم. آقا باور کن از بس که گریه و زاری کرد دیدم یک بستنی هم که اینجا میخورم انگار زهر مار خوردم. یک روز گفت اگه نیای دیگه دیدار به قیامت. فرداش پاشدم رفتم سفارت ایران گفتم غلط کردم میخوام برگردم ایران. دو سه تا کاغذ رو امضا کردم بعدش برام گذرنامه ایرانی صادر کردند. زندگیم رو فروختم با سرعت برگشتم ایران”.
زندگی به روال سابق برمیگردد. کار در کارگاه تراشکاری دوباره فراهم میشود اما هر بار که حرف از عروسی میشود حسن زیر بار نمیرود.
“آقا من هر جوری فکرش رو میکردم میدیدم حالا یک دختری وارد زندگی من شد، عروسی کردیم، ولی این که اون زندگی که من میخوام نیست. دوست دارم با زنم بریم گردش تو خیابون یک جور گرفتاری داریم، نریم گردش باز یک جور گرفتاری داریم. خونه مادرم زندگی کنیم یک جور گرفتاری داریم، بریم یک جای دیگهای اجاره کنیم از پسش برنمیایم. خوب درسته من کارگری میکردم ولی عقلم که میرسید یک آدم دیگهای رو بدبخت نکنم. به مادرم گفتم الان من باید بشینم گریه کنم”.

حسن یکبار دیگر سرمایهای دست و پا میکند و میدهد به یک قاچاقچی دیگر تا اینبار او را از راه اندونزی به استرالیا برساند.
“دیگه نمیشد برگردم هلند. ایران هم نمیتونستم بمونم. داشتم خفه میشدم. اومدم اندونزی. ما رو سوار وانتهای کوچک کردن و توی تاریکی شب بردنمون به یک روستا. دو سه روزی اونجا موندیم. شانس آوردیم وانت رو نگرفتن. اگه میگرفتن شش ماه زندان داشتیم. یک شب اومدن گفتم باید بریم. رفتیم لب ساحل از اونجا با چند تا قایق کوچک ما رو بردن رسوندن به دو تا قایق بزرگتر. یک مسافتی رفتیم بعد رسیدیم به یک لنج. همه رو فرستادن توی اون لنج. به نظرم ۱۲۰ نفری میشدیم”.
مقصد اصلی قایقهای پناهجویان جزیره کریسمس در آبهای سرزمینی استرالیا در اقیانوس هند است. جزیره کریسمس ۱۳۵ کیلومتر مربع مساحت و حدود دو هزار نفر جمعیت دارد. نام جزیره اشارهایست به روز کریسمس سال ۱۶۴۳ که ناخدا ویلیام ماینورز از کشتی مری متعلق به ناوگان شرکت بریتانیایی هند شرقی به عنوان فرمانده نیروی فاتح قدم به این خشکی کوچک گذاشت. جزیره کریسمس حاوی منابع غنی از فسفر است و همین عامل باعث اشغال جزیره توسط نیروهای ژاپنی در دسامبر ۱۹۴۱ شده بود. چهل سال بعد در دهه ۱۹۸۰ اولین گروه پناهجویان وارد این جزیره شدند.
“توی لنج که بودیم یک قایق دیگه هم کنارمون حرکت میکرد. هر موجی که میزد آب میاومد تو قایق. یک بار پمپ آب هم خراب شد تا زانو توی آب بودیم. یک جایی وسط اقیانوس ناخدای لنج ما با بقیه کارکنانش رفتند توی اون قایق دومی. لنج رو سپردند به دو تا پسر ۱۶-۱۷ ساله. این دو تا ما رو آوردن تا نزدیک جزیره کریسمس. بعد ما فهمیدیم این دو تا رو چند ماه زندانی میکنن ولی چون سنشون زیر ۱۸ ساله آزادشون میکنن برن”.
پناهجویانی که به جزیره کریسمس میرسند در اردوگاه جزیره اسکان داده میشوند و بعد به مراکز پناهجویان در شهرهای داروین، پرث و آدلید منتقل خواهند شد.
“من دو سال توی اردوگاه بودم ولی بعضیهای دیگه ۶ ماه اونجا موندن. یکی اونجا بود که لبهاش رو دوخته بود میگفت چهار ساله از این اردوگاه به اون اردوگاه رفته. آقا ما نفهمیدیم داستانش چیه که یکی زودتر کارش درست میشه یکی دیرتر. بعد از دو سال بهم گفتن دیگه میتونی بری بیرون ولی اجازه کار نداری. بهم یک مبلغی میدن که باهاش اجاره خونه و خورد و خوراکم رو میدم. حالا باید بمونم تا بهم اجازه کار بدن”.
تاکنون مدت زمانی که هر پناهجو در اردوگاهها میگذرانده متفاوت بوده اما از روز جمعه ۱۹ جولای (۲۸ تیر) دولت استرالیا تغییرات عمدهای در روند پذیرش پناهجویان اعمال کرده است. کوین راد، نخستوزیر استرالیا، در مراسم امضای توافقنامه پذیرش پناهجویان با پیتر اونیل، نخستوزیر پاپوآ گینه نو، اعلام کرد استرالیا تمامی پناهجویانی را که با قایق وارد استرالیا شوند به مقصد پاپوآ گینه نو روانه خواهد کرد. هر پناهجویی که درخواست او پذیرفته شود میتواند مانند یک شهروند عادی در پاپوآ گینه نو زندگی کند و اگر درخواست او رد شود به کشور خود بازگردانده خواهد شد. این توافق در مرحله اولیه شامل ۱۲ ماه خواهد شد.
پاپوآ گینه نو، در همسایگی پاپوآی اندونزی و در یک قطعه خشکی قرار دارد. اگرچه این دو منطقه از دو نظام سیاسی متفاوت برخوردارند اما از نظر جمعیتی سکنه بومیان هر دو کشور مشابهند. این کشور کوچک ۷.۱ میلیون نفری از نظر مساحت کمی بزرگتر از اسپانیا و دارای منابع غنی طلا، نفت و گاز و مواد معدنیست. همین منابع طبیعی باعث شده تا پاپوآ گینه نو بعنوان ششمین اقتصاد رو به رشد جهان شناخته شود. ۵۷ درصد جمعیت این کشور باسوادند و صادرات عمده آن قهوه، کاکائو و نارگیل است.
“آقا من الان اگه بهم گذرنامه بدن میرم ایران. با این وضعیت معلوم نیست کی میتونم ماشین بخرم، یا خونه و زندگی تشکیل بدم. من سرگردون شدم. اون گریه زاریها نذاشت بفهمم چه کار میکنم. شاید باز رفتم باز برگشتم. آقا این راهها اگه باز بود، اگه اینقدر سربسرمون نمیذاشتن من الان اونجا بودم”.
قایقهای پناهجویان تا به امروز ۱۳۰۰ کشته برجای گذاشته اما این تلفات روند ورود غیرقانونی پناهجویان به استرالیا را مسدود نکرده است. در چهار سال گذشته پناهجویان ایرانی در صدر فهرست ورود غیرقانونی به استرالیا بودهاند.
۱۴ سپتامبر امسال انتخابات سراسری استرالیا برگزار خواهد شد. دولت کارگری که اکنون دولت را در دست دارد به طور سنتی حامی اقلیتهای جمعیتی و مهاجران و پناهجویان در استرالیا بوده است. اکنون همین دولت راههای ورود پناهجویان به استرالیا را مسدود کرده است و اگر ائتلاف احزاب لیبرال و ملیگرا در انتخابات آتی پیروز شوند شرایط از آنچه دولت کارگری در ممانعت از ورود پناهجویان غیرقانونی تصمیمگیری کرده بهتر نخواهد شد.
نظرات
این یک مطلب قدیمی است و اکنون بایگانی شده است. ممکن است تصاویر این مطلب به دلیل قوانین مرتبط با کپی رایت حذف شده باشند. اگر فکر میکنید که تصاویر این مطلب ناقض کپی رایت نیست و میخواهید توسط زمانه بازیابی شوند، لطفاً به ما ایمیل بزنید. به آدرس: tribune@radiozamaneh.com

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.