انتخابات مجلس شورا و خبرگان رهبری به گونه ای هم زمان در ایران به روی صحنه رفتند. اگرچه دو انتخابات اخیر هم جنس و هم سنخ با دیگر انتخابات های صوری در رژیم ولایت فقیه بودند، اما از جهاتی متفاوت با انتخابات های هم جنس خود جلوه نمودند. چرا که شالوده اصلی انتخابات در ایران که مهندسی آن از سوی نهادهای حاکم بوده این بار تفاوتی برجسته با انتخابات های قبلی داشته و از دیگر سو نیروهای منتقد اصلاح طلب نیز در انجام مهندسی کنونی خواه یا ناخواه همراه و هم صدا با حاکمیت مهندسی انتخاباتی را به سر منزل مقصود دیکتاتور فقیه ایران رساندند. اینکه مهندسی انتخابات چگونه طراحی و به اجرا نهاده شد میتواند یک سوی نگاه ها را به خود متوجه کند. اما اینکه منتقدان اصلاح طلب چرا و چگونه هم گام و همراه با دیکتاتور فقیه ایران در اجرای مهندسی انتخاباتی اخیر، خود را دخیل داشتند از اهمیت بیشتری برخوردار بوده و میباشد.
اول: علی خامنه ای، دیکتاتور فقیه ایران در آستانه دو انتخابات تلفیق شده اخیر با رمز عبور نفوذ برنامه کلی خود را بر همگان اعلام داشت. او چهارم آذر ماه در جمع فرماندهان بسیج سراسر کشور چنین گفت:
« نفوذ جریانی، از نفوذ فردی خطرناک‌ تر است . . . آماج نفوذ جریانی، نخبگان، افراد موثر، تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران هستند. نفوذ خطر بزرگی است . . . می‌گویند از نفوذ استفاده جناحی کردند، خوب نکنند؛ اسم را بدون محتوای لازم مطرح نکنند و جناح‌ها همدیگر را متهم نکنند. اما اینکه بگویند افرادی می‌خواهند از نفوذ استفاده‌ جناحی بکنند از اهمیت بحث نفوذ دشمن کم نمی‌کند. از اصل واقعیت نفوذ غفلت نشود. دشمن دارد طراحی می‌کند»
دیکتاتور فقیه پیش از این نیز در بیست و ششم مرداد ماه در اجلاس مجمع جهانی اهل بیت و اتحادیه رادیو تلویزیون های اسلامی بحث نفوذ را پیش کشیده و گفته بود:
«امریکایی ها می خواهند از توافقی که هنوز نه در ایران و نه در امریکا تکلیفش و رد یا قبول شدنش معلوم نیست، وسیله ای برای نفوذ در ایران بسازند اما ما این راه را قاطعانه بسته ایم و با همه توان بالای خود، اجازه نفوذ اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و یا حضور سیاسی در ایران را به امریکایی ها نمی دهیم»
آنچه بر ناظران و آگاهان واضح است و مبرهن اینکه طرح بحث نفوذ از سوی دیکتاتور فقیه میباید در جهت حذف نیروهای سیاسی منتقد باقی مانده که همواره امید به آشتی و بازگشت مجدد به درون بدنه حاکمیت داشته اند مورد تحلیل قرار گیرد/ می گرفت. فی الواقع تاکید دوباره دیکتاتور به اسم رمز نفوذ نشان از آن داشته و دارد که عزم و اراده او در جهت حذف و بیرون راندن منتقدان باقی مانده از حاکمیت تا یک دست نمودن کامل نهادهای قدرت ادامه خواهد داشت. گویا دیکتاتور جهت حذف منتقدان و مخالفان صیغه استمراری را صرف نموده و می نماید.
دوم: گویی دیکتاتور فقیه بر آن است تا دامنه حذف و پاکسازی در رژیم تحت سیطره خود را تا اعماق لایه های درونی آن گسترش داده و تیغ تیز آن را بر گردن برخی از اغیار هم که منتقد سیاست های او نبوده و نیستند هم فرود آورد. او در یازدهم بهمن ماه اخیر در دیدار با دبیر شورای عالی امنیت ملی خط و نشان را چنین ترسیم نموده است:
« تفکر انقلابی صحیح و خالص حزب‌اللهی باید در شورای عالی امنیت ملی حاکم باشد . . . از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، برخی تفکر انقلابی را قبول نداشتند و برخی هم با اینکه در داخل نظام بودند اما اعتقادی به مبارزه با استکبار نداشتند که باید در مقابل این جریان ایستاد»
سوم: فقیه مطلق العنان حاکمیت ایران در یازدهم دی ماه اخیر از مخالفان حکومت خود خواست تا در دو انتخابات تلفیقی اخیر شرکت کرده و رأی خود را به صندوق دیکتاتوری رهسپار نمایند. او عنوان داشت:
« ممکن است کسی بنده را قبول نداشته باشد اما در انتخابات شرکت کند . . . مال رهبری نیست، برای ایران اسلامی است. برای این است که ماندگاری کشور تامین بشود و کشور در حصار امنیت کامل باقی بماند»
از فحوای کلام دیکتاتور فقیه آنچه بر ما معلوم آمد این بود که به رأی زینت بخش مخالفان محتاج بوده تا توان ادامه مهندسی انتخابات و در نهایت توجیهات حذف هر آن شخص و جریانی را که خواست در انظار عمومی داخل و خارج کشور در ید توجیه خود انباشته باشد. اصلاح طلبان حکومتی که در غفلت عظمی فقط همین بخش از سخنان رهبر جمهوری اسلامی را شنیده و مابقی را به وادی نسیان سپرده بودند پای کوبان به شادی و سرور پرداخته و بر این باور باطل دلخوش که رهبری عالی رژیم را سیاستی دیگر آمده و قصد بر گشایش فضای سیاسی و انتخاباتی اخیر داشته است. اما این شادی بی پایه و اساس چندان به طول نیانجامید. چرا که علی خامنه ای در سی ام بهمن ماه آب پاکی را بر سر و روی دست افشانان و پای کوبان پاشاند و خطاب به آنان متذکر شد:
« بنده گفتم کسانی که نظام را قبول ندارند رای بدهند، نه این که کسی که نظام را قبول ندارد بفرستند مجلس . . . در هیچ جای دنیا در مراکز تصمیم ‌گیری کسی که اصل نظام را قبول ندارد راه نمی‌ دهند»
اگر این سخن رهبری عالی ایران را شاه بیت موضع رسمی رژیم حاکم قرار دهیم به وضوح آن استخراج می شود که انتخاباتی در کار نبوده و نام انتخاب و انتخابات به طریق سابق سرپوشی جهت فریب عموم شهروندان بوده است. اما دیگر نکته که بسیار ظریف است و برجسته آنکه، حضرت ایشان با ظرافت تمام و کمال به منتقدان و مخالفان تفهیم نموده است که، حکومتش از سر تا پا استبدادی بوده و میباشد. دیکتاتور اظهار داشته است در هیچ جای دنیا کسانی را که اصل نظام را قبول نداشته باشند به مراکز تصمیم گیری راه نمی دهند. گویی علی خامنه ای پسوند دیکتاتوری را از پیشوند نظام محذوف داشته اند. چرا که شواهد و قراین بر ما معلوم می دارد در ساختارهای سیاسی باز و دموکراتیک حتی آنان که سیستم حاکم را قبول نداشته و ندارند در ساختار تصمیم گیری نقش ایفا نموده و مینمایند. از این دست میتوان به پارلمان های کانادا و اسپانیا ارجاع داد که اعضایی جمهوری خواه و اعضایی سلطنت طلب را در خود جای داده است. به همین ترتیب است مجلس انگلستان که رهبر اپوزوسیون آن خواهان لغو نظام سلطنتی میباشد. مع اوصف اصلاح طلبان از داخل و خارج کشور چرا و چگونه بیان گویای اعلی حضرت فقیه را به نیکی در نیافته و خود را در دام بیعتی مجدد با مهندسی ای دیگر گرفتار نمودند؟؟؟
چهارم: نام انتخابات در جمهوری اسلامی با مصطلحی دیگر به نام نظارت استصوابی درآمیخته است. این درآمیختگی بدان گونه است که واژگان انتخابات و نظارت استصوابی را آنچنان همزاد نموده که گویی یکی در فقدان آن دیگری معنی و مفهوم نیافته و از محتوا تهی خواهد شد. قوانین موضوعه ایران نظارت استصوابی شورای نگهبان را مهر تأیید نهاده اند. افزون بر آن نظریه تفسیری شورای نگهبان نیز در سال هزار و سیصد و هفتاد مشعر بر همین معنی بوده است. “غلام رضا رضوانی” رئیس هیئت مرکزی نظارت بر انتخابات طی نامه ای از شورای نگهبان نظر تفسیری این شورا را راجع به نظارت مطروحه در اصل صد و نود و نهم قانون اساسی را جویا شده است. متن نامه رئیس هیئت مرکزی نظارت بر انتخابات چنین بود:
«شورای محترم نگهبان
با سلام‌ و تحیّات
نظر به‌ اینکه‌ امر انتخابات‌ از امور مهمّه‌ کشور است‌ و امّت‌ اسلامی‌ با رشد انقلابی‌ در تمام‌ دوره‌های اخذ رأی به‌ نحو چشمگیریی در انتخابات‌ شرکت‌ نموده‌اند و مِن ‌بعد نیز باید به‌ نحوی‌ عمل‌ شود که‌ حضور آزادانه‌ مردم‌ هم‌ چنان‌ محفوظ‌ بماند و این‌ امر مستلزم‌ نظارت‌ شورایی نگهبان‌ است‌ تا در تمام‌ جهات‌ رعایت‌ بیطرفیی کامل‌ معمول‌ گردد و در این‌ خصوص‌ در کیفیت‌ اجراء و نظارت‌ گاهی‌ شائبه تداخل‌ مطرح‌ می ‌گردد. بنا به‌ مراتب‌ استدعا دارد نظر تفسیری‌ آن‌ شورای‌ محترم‌ را در مورد مدلول‌ اصل‌ نود و نه قانون‌ اساسی‌ اعلام‌ فرمایند»
دبیر شورای نگهبان محمد محمدی گیلانی نظر تفسیری شورای نگهبان را در این باب چنین طرح مینماید:
«هیئت مرکزی نظارت بر انتخابات
عطف‌ به‌ نامه‌ شماره . . .
‌نظارت‌ مذکور در اصل‌ نود و نه قانون‌ اساسیی استصوابیی است‌ و شامل‌ تمام‌ مراحل‌ اجراییی انتخابات‌ از جمله‌ تأیید و ردّ صلاحیت‌ کاندیداها می ‌شود»
با استناد به نظریه تفسیری شورای نگهبان و متن قوانین موضوعه جمهوری اسلامی نظارت استصوابی به ناحق قانونی بوده و شرکت کنندگان در انتخابات موظف به قبول و تمکین آن میباشند.
پنجم: ولی امر مطلقه بارها عملکرد شورای نگهبان را مورد تأیید قرار داده و نظارت استصوابی اعمال شده توسط این نهاد را مقبول دانسته است. او در بیست و هشتم مرداد ماه سال هفتاد و هشت در اظهار نظری گفته بود:
«این بحث نظارت استصوابی و این چیزهایی که باز هم رویش جنجال می‌کنند، از آن جنجال‌های بسیار بی‌ مبنا و بی‌ ریشه‌ای است که هدفش تضعیف شورای نگهبان و در واقع نفوذ دادن عناصر مخالف با اسلام و مخالف با امام و مخالف با نظام جمهوری اسلامی در ارکان قانون گذاری است. مانعشان شورای نگهبان است»
رهبر عالی جمهوری اسلامی در بیستم تیر ماه سال هشتاد و شش در توجیه نظارت استصوابی گفته است:
« نمی‌شود به هر کسی با هر کیفیتی در رفتار و اخلاق و عقاید و سلائق و ممشا و معلومات و معرفت و این‌ها، اجازه داد که برای اداره‌ یک کشورِ هفتاد میلیونی، با این عظمت، با این تاریخ، بیاید قانون بنویسد . . . بدیهی است و واضح است که دستگاهی لازم است؛ این دستگاه، همین دستگاه شورای نگهبان و واسطه‌های نظارتی‌ای است که این دستگاه دارد»
ایضا در هجدهم شهریور ماه اخیر تیر خلاص را بر پیکر منتقدان نظارت استصوابی نشانه رفته و میخ نظارت استصوابی را محکم بر انتخابات کوبیده است. ایشان نظارت استصوابی را حق الناس خوانده و برای آن شالوده حقانی تراشیده اند. مدعی شده اند:
«اگر دیدند که کوتاهی شده است و آدمی که صلاحیّت ندارد وارد شده، جلویش را می ‌گیرند؛ این حقّ آنها است، حقّ قانونی آنها است، حقّ عقلی و منطقی آنها است؛ بعضی بی خود ایراد می‌کنند. بخشی از این حقّ‌النّاس، همین حقّ رأی شورای نگهبان است؛ همین حقّ نظارت استصوابی و مؤثّر شورای نگهبان است؛ این جزو حق‌النّاس است»
ششم: انتخابات واژه ای است که به مانند بسیاری دیگر از واژگان حامل معنی و محتوایی مشخص بوده و می باشد. بی شک این واژه آنگاه معنی و محتوای اصیل و درخور خود را در بر خواهد داشت که مبتنی بر حق حاکمیت فرد فرد شهروندان باشد. در فقدان حق حاکمیت فرد فرد شهروندان انتخابات معنی و محتوای صحیح را نیافته و تنها نامی از آن ارائه شده است نه نشانش. نقش نظارت استصوابی در این میان چیست؟؟؟ آیا نظارت استصوابی اعمال شده به ید شورای نگهبان مخدوش نمودن و تهی سازی انتخابات از معنی و مفهوم اصیل آن است یا نظارت استصوابی لازمه انتخابات و آنگونه که علی خامنه ای گفته است حق الناس است؟؟؟ نظارت استصوابی شورای نگهبان حق انتخاب شدن و انتخاب کردن را از جمع کثیری از شهروندان دریغ داشته است. با این چنین درون مایه ای چگونه میتوان مقوله انتخابات در ایران را مطابق با معنی و مفهوم واقعی آن که تقدم حق حاکمیت بر سرنوشت فرد فرد شهروندان است دانست؟؟؟
هفتم: عاقبت، شورای نگهبان با رمز عملیاتی نفوذ، عملیات رد صلاحیت منتقدان را با تیغ نظارت استصوابی به خوبی هر چه تمام تر اعمال نمود. رد صلاحیت ها به جحت کمی، آنچنان حجیم بودند که اصلاح طلبان، مات و مبهوت به صحنه سیاسی چشم دوخته بودند. برخی از اصلاح طلبان رد صلاحیت های اخیر را قتل عام سیاسی خواندند و برخی هم همچون دکتر “ابراهیم یزدی” خواهان عدم برگزاری انتخابات از سوی حسن روحانی به عنوان مجری برگزار کننده آن شدند. با این حساب اصلاح طلبان به نیکی دریافته بودند انتخاباتی در کار نخواهد بود و آنچه از انتخابات برجای مانده است فقط اسمی است نه رسمی از آن. با همه دانسته ها در این باب چرا و چگونه آنان که رد صلاحیت ها را قتل عام سیاسی خواندند و خواهان عدم برگزاری انتخابات توسط حسن روحانی شدند با انتشار مقالات، مصاحبه ها، صدور بیانیه ها و فیلم های ویدیوئی شهروندان را به حضور در پای صندوق آرا و بیعت با اعلی حضرت فقیه دعوت نمودند؟؟؟
هشتم: اصلاح طلبان خواه یا ناخواه در بخش عریض و طویلی از مهندسی انتخاباتی علی خامنه ای نقش ایفا نمودند. اصلاح طلبان با این توجیه که شرکت فعالانه در انتخابات تهی از محتوا میتواند انتخابی میان بد و بدتر باشد در جهت آمال مهندسان انتخاباتی کوشش نمودند. اصلاح طلبان در چندی از حوزه های انتخاباتی فهرستی از اسامی کاندیدا ها ارائه دادند که از باور نکردنی های دنیای سیاست بوده و میباشد. دو لیست ارائه شده برای مجلسین در تهران نمونه ای شفاف و گویا از این پدیده باور نکردنی بوده و میباشد. لیست سی نفره ارائه شده از سوی اصلاح طلبان برای مجلس شورا در تهران شخصیت هایی را در خود جای داده بود که از میان آنان میتوان به “کاظم جلالی” رئیس مرکز پژوهش های مجلس اشاره کرد. جلالی در بیست و ششم بهمن ماه هشتاد و نه خواهان اشد مجازات برای رهبران در حصر جنبش سبز شده بود. دیگر نامی که در این لیست به چشم میخورد، “نام بهروز” نعمتی میباشد. نعمتی در شهریور ماه گذشته طی گفتگویی با رسانه ها از عملکرد شورای نگهبان حمایت و خواستار رد صلاحیت نیروهای منتقد حاکمیت شد. “علی رضا محجوب” دیگر نامی بود که در لیست اصلاح طلبان چشم را به خود خیره می کرد. به گزارش “روحیه صفاجو” این کاندیدای لیست اصلاح طلبان در دیدار با جمعی از شهروندان بهائی در دفتر کار خود به آنها اهانت و حقوق شهروندی آنها را منکر شده است. سر لیست اصلاح طلبان در تهران “محمد رضا عارف” بود. عارف در میان اصلاح طلبان شهره است به مقلد رهبر. او در موضعی سخیفانه از مداخله نظامی سپاه پاسداران رژیم در سوریه حمایت کرده بود. آیا در صورت واقع نگری چنین راه یافتگانی به مجلس شورا توان مقابله با تمامیت خواهی رهبر مطلق العنان رژیم را دارا می باشند؟؟؟
لیست شانزده نفره خبرگان در تهران که از سوی اصلاح طلبان که لیست “امید” نام گرفت وضعیتی فضاحت بار تر از لیست مجلس شورا داشت. در این لیست نام آشنای “اکبر هاشمی رفسنجانی” از آمران ترور های خارج کشور به چشم می خورد. هاشمی رفسنجانی محکومیت تروریستی از سوی دادگاه فدرال آلمان ، معروف به دادگاه میکنوس را در کارنامه دارد. اصلاح طلبان به راحتی هر چه تمام تر یک تروریست شناخته شده را در صدر لیست خود قرار دادند. بیافزایید به قاتلین و جانیان این لیست “محمد محمدی نیک ری شهری” و “قربانعلی دری نجف آبادی” را که کارنامه ای سرشار از قتل و جنایت را در دستان خونبارشان داشته و دارند.
نهم: همراهی اصلاح طلبان با علی خامنه ای منتج به نتیجه عالی مهندسی انتخاباتی شد. اصلاح طلبان سعی در القای یک دروغ به مخاطبان داشتند و آن اینکه از راه یافتن تندروها به مجلسین جلوگیری نموده اند. آنها مدعی شده اند با باز ماندن “محمد تقی مصباح یزدی” و “شیخ محمد یزدی” از مجلس خبرگان پیروز انتخابات بوده اند. در مورد دیگر حوزه ها هم همین استدلال کاذب را طرح و ارائه نموده اند. اما هوش سرشار دیکتاتور در مهندسی انتخاباتی به یقین در همین موضع بوده و میباشد. علی خامنه ای در جهت فرامین قدرت از اشخاص عبور نموده و به جای آن منافع بلند مدت خود و رژیمش را در نظر داشته است. مصباح و یزدی را قربانی نموده است تا اهداف مهندسی خود را در سکوت به پیش برده باشد. اگر چنانچه مصباح و محمد یزدی به خبرگان راه می یافتند این امکان می رفت تا هیا هویی دیگر در فضای سیاسی کشور طنین انداز شود. اکنون مصباح و یزدی قربانی شده اند تا چهل و دو درصد راه یافتگان جدید به خبرگان از شاگردان جوان مصباح یزدی باشند. شاگردانی همچون “میر باقری”، “محمدی عراقی”، “رحیم توکل” و دیگر آیت الله های جوانی از این دست.
با این حساب و کتاب مجلسین اخیر به راحتی هر چه تمام تر در سکوت و آرامش منویات علی خامنه ای را به پیش خواهند برد و اصلاح طلبان که طبلشان به دروغ ضرب پیروزی نواخته است به اجبار و مصلحت سکوت و توجیه پیشه خواهند نمود.
دهم: اصلاح طلبان سعی بر آن داشته و دارند تا به افکار عمومی القا نمایند شرکت شان در انتخابات مجلسین اخیر رنگ و بوی بیعت با رأس حاکمیت رژیم به خود نگرفته است اما اظهارات اخیر “سید محمد خاتمی” هر آنچه را پنهان بود عیان نمود. خاتمی عنوان داشته است:
«ما این واقعیت را نشان دادیم که داخل نظام و با نظام هستیم و با کسى و جریانی مخالفت و ستیز نداریم و البته که از دشمنى‌هایى که با اشخاص مى‌شود، ناخرسندیم! ما معتقدیم در انتخابات اخیر همه پیروز شدند؛ معدلى از عقلانیت، اعتدال و دلسوزى براى نظام به وجود آمد که در قامت اصلاح طلب و اصولگرا تبلور پیدا خواهد کرد.در این انتخابات آقایان کروبى و موسوى و خانم رهنورد هم داوطلبانه مشارکت کردند و این به این معنا است که آنها اعلام کردند ما این نظام، انتخابات، و برگزارکنندگان آن را قبول داریم. شرکت این سه بزرگوار در انتخابات در تشویق مردم براى آمدن پاى صندوق‌هاى رأى بسیار مؤثر بود. امروز باید این وضعیت مورد توجه قرارگیرد»
آنچه از بیان خاتمی استنباط می شود آن است که اصلاح طلبان در خیال واهی بازگشت به بدنه قدرت با شرکت در انتخابات با ولی دیکتاتور دست بیعت دادند.
یازدهم: باری دیگر علی خامنه ای در بیستم اسفند ماه اخیر در پاسخ به حماقت تاکتیکی خاتمی و همراهانش در دیدار با نمایندگان مجلس خبرگان افزود:
«انتخابات هفتم اسفند بار دیگر نادرستی و بی اعتباری سخنان کسانی را که در سال هشتاد و هشت مدعی نامعتبر بودن انتخابات بودند و آن فتنه مضر را برای کشور بوجود آوردند، نشان داد . . . همانگونه که انتخابات اخیر سالم بود، انتخابات دوره های قبل، از جمله انتخابات سالهای هشتاد و هشت و هشتاد و چهار نیز سالم بودند . . . برخلاف رفتار نانجیبانه کسانی که در سال هشتاد و هشت رأی نیاوردند و با براه انداختن فتنه برای کشور هزینه بوجود آوردند و دشمن را به طمع انداختند، در این انتخابات کسانی که رأی نیاوردند، به پیروز انتخابات تبریک گفتند که این موضوع، بسیار با عظمت و با ارزش است»
این پاسخ از سوی دیکتاتور فقیه نشان از آن دارد که ایشان مهندسی را در دراز مدت و کوتاه مدت به خوبی هر چه تمام تر به پیش برده است. علی خامنه ای بر خلاف دیکتاتور فقید جماران روش حذفی دفعه واحده را در پیش نگرفته است. او بر خلاف خمینی به واکنش های تدریجی معتقد بوده و سعی بر آن داشته است تا به جای حذف دفعه واحده مخالفان و منتقدان آنها را کنترل و در دراز مدت نزد افکار عمومی بی اعتبار نماید. این شیوه مهندسی او در چند ساله اخیر مشهود بود اما در انتخابات اخیر میوه رسیده را به دست داد. خاتمی ممنوع التصویر به یک باره واجب التصویر شده، مردم را به شرکت در انتخابات ترقیب میکند. پس از آن سخن از آشتی با نظامی می راند که در جنایت، خیانت ، فساد و فحشا یدی طولا داشته و دارد. مسلم ممنوع التصویری خاتمی در همین راستا بوده است تا در چنین روزی خامنه ای از او به عنوان ابزاری بهره جسته و سپس او را نزد افکار عمومی بی آبرو و اعتبار نماید. مضافا همان گونه که دیکتاتور مدعی شده است حضور رهبران محصور جنبش سبز در انتخابات نشان از آن داشته است که در انتخابات سال هشتاد و هشت تقلب صورت نگرفته است. چرا که با شرکت این معترضان در چنین انتخاباتی هیچ منظوری به ذهن متبادر نشده و نمی شود جز اینکه رژیم ایران و برگزار کنندگان انتخابات امانت دار و صادق بوده و میباشند. اگر چنین اعتمادی به ساختار حاکم وجود دارد پس می باید اذعان داشت شاعبه تقلب در سال هشتاد و هشت بی محل بوده است و اگر تقلب در سال هشتاد و هشت صورت پذیرفته است اکنون اصلاح طلبان چگونه به چنین دستانی اعتماد نموده و رأی به صندوق ولی امرش می اندازند؟؟؟
علی خامنه ای با مهندسی چند سال اخیر بر همگان روشن نمود که از هوش و زکاوت سیاسی بسیار بالایی برخوردار بوده و چگونه در دراز مدت و کوتاه مدت منتقدان خود را بازی می دهد. اطرافیان را همچون مهره های شطرنج قربانی میکند تا منافع بلند مدتش محفوظ بماند. منتقدان را کنترل و از حماقت آنان در دراز مدت به نفع خود بهره میجوید و بی اعتبارشان میکند.
پیروز اصلی انتخابات دیکتاتور فقیه ایران بود.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)