جاسوس و مزدور دول متخاصم یا قربانى گرونگانگیرى و باج خواهى؟

imgres
اگر اولى بودند چرا توضیحى براى این خیانت که جاسوسان وطن فروش را آزاد کرده اند ارائه نمى شود؟ اگر هم دومى صحت دارد صدافسوس بر سرزمینى که جولانگاه بى اخلاقى و فرهنگ گرونگانگیرى گشته است! جداى از صحت و سقم هرکدام از این دو فرض، خبر آزادى گرونگان هاى ایرانى-آمریکایى البته جاى تبریک دارد، دستکم به خانواده هایشان.

اما دراین بین فراموش شده ى غریب و شاید متفاوت از جنس بقیه محبوسان و زندانیان آزاد شده و آنان که هنوز در اسارت اند، یکى از محبوسان بند٣۵٠ اوین است که هیچ یک از دوستان و دشمنانش کمترین شکى در بى گناهى اش ندارند؛ او که هفته ها و ماه ها است کسى یادى از مظلومیت و ستمى که بر جوانى و استعدادش رفته، نمى کند و گویى هیچ وجدان بیدارى بر زمین نیست که در دفاع از او زبان بگشاید، امید کوکبى (دانشجوى پسادکترى فیزیک دانشگاه آستین تگزاس) نام دارد.

کسى که تفاوتش با بقیه زندانیان سیاسى نه فقط در فارغ بودن از فعالیت هاى سیاسى، بلکه شخصیت علمى منحصر به فرد اوست. اشخاص به مانند او افتخار جامعه بشرى در تمام طول تاریخ اند، اشخاصى که دانش و معرفت بشرى را پیش برده و مى برند و تمدن را رنگ وجود و رشد بخشیده اند. اینان همواره اما به قامت تاریخ در چنگال ستمگرانِ نشسته در جرثومه ى تحجر و تحوش که هیچ جز ترور و ارعاب و قتل ارمغانشان نبوده است، محبوس و شکنجه گشته و از زهر ستم شان بى نصیب نمانده اند. امروزه اما سهم ما است که مهر ننگین اعمال این جماعت جنایت پیشه بر پیشانى تاریخ مردمانمان کوبیده شود. دراین قهقراى تحمیلى اما نقش ما، چیست و چه باید باشد؟ نقش مردمانى که داعیه دار فرهنگ و تمدن چند هزار ساله اند اما به راحتى پذیراى این ستم ها گشته اند و برایشان فرقى نمى کند کسى که باید در پژوهشکده هاى علمى مرز هاى دانش بشرى را درنوردد امروز در بند حاکمان ایشان است، چیست و چه باید باشد؟ نقش و کنش دولت تدبیرى که تا به امروز تنها پاسخگوى فشارهاى بین المللى بوده است و کمتر توجهى بر مطالبت مردمى و حتى وجدان انسانى نکرده است(به گواه اعمال و رفتارش) در این ننگین دوران ستمگرى، چیست و چه باید باشد؟ نقش کسانى که تمام هم و غمشان سوار شدن بر موج تحول خواهى مردم است و در پى تحمیل انتخاب بین بد و بدتر بر مردم هستند که شاید با تن دادن به سازشکارى حداقل سهمى از ارکان قدرت کسب کنند، چیست و چه باید باشد؟ نقش وجدان انسانى که گویى مدت هاست در بستر خوف و سازشکارى خفته است، چیست و چه باید باشد؟ و آیا بازهم متعجب باید شد از فرار نخبگانى که وطن را جایى مى بینند که به کرامت انسانى و استعدادهایشان درآن ارج نهاده مى شود و نه جایى که صرفاً درآن متولد شده اند و اولیه ترین حقوقشان را به زیر پاى ستم و جهل و حماقت ذبح مى کنند؟ به راستى وطن آدمى کجاست؟ در نهایت بد نیست از خود بپرسیم قضاوت تاریخ از ما و آنچه دراین گوشه ى گیتى بر هم نوعانمان کردیم چه خواهد؟

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)