هیچکس نمی تواند این موضوع را انکار کند که ملت کرد با اندیشه ها و ایدئولوژی هایی که برای رهایی خود در دوران های گوناگون مبارزه و مقاومت، به عنوان “نقشه ی راه” انتخاب کرده است گام های بسیاری روبه جلو برداشته است اما چه در حوزه ی اندیشه به صورت عام و چه در حوزه ی عمل به ویژه، اکنون باید به قلمرو وسیع تری از واقعیت اندیشید و همچنین درک ها، شناخت ها و تفسیرهای تازه تر و جامع تری را جایگزین فهم های پیشین نمود.
بدون شک آنچه که تاکنون به عنوان ملی گرایی کردی در مسیر مبارزات ملت کرد شناخته شده است را نمی توان با هیچ یک از سویه های ناسیونالیسم به شرح و تحلیل نشست. به باور من، آنچه ما ناسیونالیسم می نامیم(و در تحلیل های خود اینگونه نامیده ایم) نه ناسیونالیسم، که در بهترین نامگذاری، نوعی “میهن پرستی” یا “پاتریوتیسم” بوده است. در اینجا نمی خواهم به این موضوع بپردازم اما بهتر می بینم که با بررسی گونه های ناسیونالیسم به صورت اجمالی و در ادامه نشان دادن اصول ناسیونالیسم دمکراتیک، راهی برای توسعه ی سیاسی و برون رفت از وضعیت پراکندگی امروز در اندیشه و عمل احزاب، نخبگان و جامعه و حرکت به سوی یک اجماع کلی برای تحقق مطالبات هویت خواهانه ی ملت کرد در دوران گذار شتابان خاورمیانه نشان داده باشم.
در این نوشتار کوتاه، ابتدا به معرفی گونه های ناسیونالیسم می پردازم و در پایان به اصول ناسیوانلیسم دمکراتیک خواهم پرداخت که به باور من، می تواند به بهترین نوع ممکن، ملت کرد را به سوی همگرایی در نقطه ی کانونی و تحقق مطالبات هویت خواهانه ی خود در تمامی سطوح راه بنماید.
ناسیونالیسم ارادی:
در “ناسیونالیسم ارادی” مهمترین عنصر تشکیل دهنده ی ملت، عنصر “آگاهی و اراده ی جمعی” مردم در استفاده از “حق تعیین سرنوشت” توسط خودشان است؛ مردمی که آگاهانه دست به تشکیل حکومت می زنند و اجماع آنها مبتنی بر “اراده ی جمعی” است. این ماهیت سیاسی ناسیونالیسم ارادی است.
علاوه بر آن، عنصر “آگاهی از اشتراکات فرهنگی” نیز در ناسیونالیسم ارادی از اهمیت برخوردار بوده و می تواند همبستگی و هژمونی لازم برای تشکیل یک ملت دارای ثبات و بادوام را تضمین نماید. این ماهیت فرهنگی ناسیونالیسم ارادی است که از آن، تعبیر به “ملی گرایی فرهنگی” هم می شود.
نکته: در ملی گرایی ارادی، “وطن”، موضوع ارزشمندی است که باید از ان دفاع شود و دفاع به خاطر این است که این وطن، خانه ی مشترک همه ی شهروندان برابر است.
ناسیونالیسم دکترینی:
در ناسیونالیسم دکترینی، به هر دو عنصر “برابری سیاسی” و “مشترکات فرهنگی” توجه می شود اما “برابری سیاسی” بر “مشترکات فرهنگی” اولویت دارد.
در “ملی گرایی دکترینی”، اعتقاد به “ملت” به عنوان یک واحد سیاسی است که در آن، “اراده ی آگاهانه” و “اراده ی جمعی” افراد برای تاسیس حکومت شکل می گیرد.
اهمیت “اشتراکات فرهنگی” در ناسیونالیسم دکترینی، تنها در رابطه با تامین “حقوق برابر سیاسی” افراد است و به عبارتی دیگر زمینه ای را در جامعه فراهم می کند که “همبستگی” میان مردم برای ایجاد “ملت” به معنای سیاسی ان ممکن می شود.
ناسیونالیسم لیبرالی:
در این نوع ملی گرایی، ملت، همان وضعیت و پایگاه اخلاقی فرد را دارد؛ همانظور که فرد حق تعیین سرنوشت دارد ملت نیز از چنین حقی برخوردار است؛ همانطور که افراد با هم برابرند همه ی ملت ها با هم برابرند.
ناسیونالیسم محافظه کار:
در این ملی گرایی، دغدغه ی اصلی “حقوق برابر” افراد نیست بلکه “چگونگی حفظ انسجام اجتماعی” و “نظم عمومی” به وسیله ی تقویت “احساسات میهن پرستانه” و “وطن دوستانه” از اهمیت برخوردار است.
در این نوع ایدئولوژی، “میهن پرستی” و “آگاهی ملی” بر مبنای ویژگی های اصیل فرهنگی و قومی که به وسیله ی نهادهای کهن تاریخی تایید شده است صورت می گیرد.
ناسیونالیسم متجاوز:
ملی گرایی متجاوز متکی بر نژادپرستی است و یک نژاد را بر دیگر نژادها برتری می دهد، مبتنی بر احساسات و هیجانات افراطی است، بر تبلیغات جنون امیز استوار است و اتکای آن، به قوا و تجهیزات نظامی است.
ناسیونالیسم ضد استعماری:
در ملی گرایی ضد استعماری، بنیاد بر پایه ی مخالفت با بیگانه ی مداخله گر به عنوان عنصر ایجاد “همبستگی” است.
نکته: این ناسیونالیسم، معمولا در ترکیب با ناسیونالیسم دکترینی، تقویت کننده ی دمکراسی است اما در کنار ماشین مارکسیسم انقلابی، فاقد هرگونه سازگاری با دمکراسی است.
ناسیونالیسم تاریخی:
در این نوع ملی گرایی، عمدتا نیاز به یک باستان گرایی وجود دارد چرا که برای آن، یک میراث نمادین و یک سرمایه ی فرهنگی ایجاد می کند که سرمایه ی فرهنگی حاصل، فراغ خاطر جامعه را مهیا می کند. از نگاه این نوع ملی گرایی، مفهوم ملت بدون گذشته و خاطره ی تاریخی، ناساز و تناقض آمیز است و آنچه به ملتی در برابر دیگر ملت ها پروانه ی هستی و جواز هم ترازی می بخشد گذشته ی آن است. مفهوم “احساس غرور ملی” با ناسیونالیسم تاریخی نسبت پیدا می کند.
همچنین اسطوره نیز نقشی محوری در ناسیونالیسم تاریخی دارد به طوری که در این نوع ملی گرایی، اسطوره ها به خواست تاریخی مردمان، یک توجیه طبیعی می بخشند و آنچه را تصادفی بوده است ابدی جلوه می دهند.
به سوی ناسیونالیسم دمکراتیک
با تعریفی که از انواع ناسیونالیسم گفته شد به نظر می رسد آنچه ملت کرد در دوران کنونی برای تحقق مطالبات هویت خواهانه ی خود، به حرکت در چارچوب های آن نیازمند است بدون شک، برگزیدن ملی گرایی است اما به باوری، آنچه می تواند این ملت را در نهایت به منزلگاه یک چارچوب ملی مستقل هدایت کند سویه ای از ناسیونالیسم است که در گفتمان امروزین به نام ناسیونالیسم دمکراتیک، اعتبار یافته است.
اصول ناسیونالیسم دمکراتیک:
.-دمکراسی عبارت از برابری حقوق سیاسی برای همه ی شهروندان است. در ناسیونالیسم دمکراتیک، مفاهیم شهروندی و آزادی و حاکمیت مردم و برابری حقوق، مفاهیمی است که که با یکدیگر پیوستگی دارند، منشاء و مصدر قدرت مردم هستند و آزاد کسی است که جزیی از مردم باشد.
-در این نوع ملی گرایی، لیبرالیسم و دمکراسی مترادف نیستند. دمکراسی یک شکل حکومت و یک شیوه ی تنفیذ قدرت سیاسی است در صورتی که در لیبرالیسم، صورت یک نوع ایدئولوژی است که هدف آن، محدود نمودن هرگونه قدرت سیاسی است. بنیاد دمکراسی، حاکمیت مردم و بنیاد دمکراسی حقوق فردی است.
-اصل اساسی دمکراسی در ملی گرایی دمکراتیک این است که مردم بر بنیاد ” رضایت همگانی ملی” از حقوق سیاسی برخوردارند. برابری حقوق مبین برابری طبیعت انسان ها نیست. برابری حقوق افراد، ناشی از این مساله است که این افراد، همگی شهروند ملی هستند و همین حقوق است که مشارکت صاحب حق را در امور عمومی ممکن می سازد.
.-در ناسیونالیسم دمکراتیک، شهروندان حقوق سیاسی برابر دارند. این حقوق سیاسی برابر ناشی از این نیست که انسان ها به طور کلی، حقوقی غیر منقول دارند. اگر شهروند از حقوق سیاسی برخوردار است به این دلیل است که به یک ملت تعلق دارد و به عبارت دیگر در کشور خود، یکی از شهروندان است. سکویی که دمکراسی روی آن ساخته شده است جماعت شهروندان و وارثان تاریخی واحد است که مایل به تداوم همین تاریخ و ادامه ی حرکت به سوی یک سرنوشت مشترک هستند.
.-دمکراسی، شرکت کردن یک ملت در سرنوشت خود است. “مشارکت” در ناسیونالیسم دمکراتیک، در یک قالب سیاسی است که در آن هر شهروند، حق دارد خصوصا از طریق تعیین حکام و امکان اظهار موافقت و مخالفت با آنها در امور عامه شرکت کند. بدین ترتیب، آنچه دمکراسی را دمکراسی می کند نهادهای دمکراتیک نیست بلکه مشارکت ملت در این نهادهاست و به این اعتبار، “حداکثر دمکراسی” نه مترادف با “حداکثر آزادی” و نه “حداکثر برابری”، بلکه “حداکثر مشارکت” است.
.-توسل به “اصل اکثریت”، نتیجه ی اتفاق آرایی است که در مفهوم “اراده ی عمومی” و “حاکمیت مردم” نهفته است. ملی گرایی دمکراتیک، تکثر عقاید را امری مشروع می داند که با تعریف ملت سازگار است اما حد تکثر این است که مقید به تامین خیر عامه باشد.
.-اصل دمکراسی و روش های آن در ناسیونالیسم دمکراتیک، بهره برداری از تمام امکاناتی است که مردم را بیشتر به حاکمان بپیوندد و دمکراسی محلی را نیز توسعه دهد. این بدان معناست که مشارکت مردم را در مجالس روستایی و حرفه ای و تحریک حس ابتکار مردم و مراجعه به رفراندوم و تنظیم صور کیفی بیان موافقت مردم را افزایش دهد.
.-دمکراسی در ناسیونالیسم دمکراتیک عبارت از قدرت مردم است و قدرت مردم یعنی قدرت یک جماعت به هم پیوسته که تاریخ به آن شکل بخشیده و ملت نام گرفته است.
-در نظام سیاسی که استقرار آن باعث از هم پاشیدگی و نابودی و تفاوت میان ملت ها بشود یا سبب فروپاشی آگاهی گردد یعنی از مردم احساس تعلق به یک واحد یعنی یک ملت را بگیرد یک نظام غیردمکراتیک به حساب می آید.
انجام
ناسیونالیسم دمکراتیک می تواند با جای دادن شهروندان در ظرف کاملا مناسب زمانی، مکانی و امکانی برنامه ریزی برای یک فورماسیون کردستان محور، ملت کرد را از فقدان روش، توسعه نیافتگی در اندیشه و اقدام سیاسی، محدودیت کارامدی و اثربخشی به سوی یک مسیر مشخص با برنامه ی مشخص، اهداف مشخص و نقشه ی راه مشخص رهنمون شود.
کوتاه سخن آنکه ما نیازمند توسعه هستیم، ما نیازمند حرف تازه هستیم نه حاشیه نگاری؛ باید راه های تازه را بگشاییم، و معرفت شناسی جدیدی پی ریزی کنیم.
برای گذار به خاورمیانه ی نوین، باید بدانیم چگونه نگاه کنیم، چگونه بیندیشیم، چگونه روبرو شویم، چگونه ارتباط برقرارکنیم و مهم تر از همه چه بخواهیم و به دنبال چه باشیم….
منابع:
-تئوری های ناسیونالیسم، اریک زولو، مارگارت مری نیکولاس، ترجمه ی بهزاد خوشحالی، کتاب الکترونیک
-ناسیونالیسم دمکراتیک و دمکراسی چند فرهنگی، ترجمه ی بهزاد خوشحالی، کتاب الکترونیک
-کردیسم، کردملت باوری، بهزاد خوشحالی
Nations and Nationalism، Gellner Ernest1983-
Theories of Nationalism، Smith، A، D-1991

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)