entexabat_686577689
هدف از این نوشتار نقد دیدگاه” تنها راه ما برای اصلاح و تغییرات همین روند پیش روست که حاکمیت در مقابل ما قرار داده.” من هم از همین چهارچوب به مسئله انتخابات ورود می کنم و در رد این نظر و قهقرایی بودن آن دلیل می آورم. هدف تنها پایین آمدن تا سطح حداقلی پیروان شرکت در انتخابات است تا به نقد دیدگاهشان بپردازم.
انتخابات مجلس خبرگان را در دو مرحله بررسی می کنم ، اول بحث تایید صلاحیت ها و مرحله دوم میزان صلاحیت و قابل اعتماد بودن انتخاب شدگان و گذشته شان و همچنین توانایی ها و مشکلات پیش روی آنها.
با توجه به انتشار آمار ثبت نام کنندگان و اظهار خوشحالی روزنامه های اصلاح طلب مبنی بر برتری چشمگیر عددی تعداد ثبت نام کنندگان به اصطلاح اصلاح طلب نسبت به اصول گرا این گونه استدلال می کنند که هر چقدر هم رد صلاحیت باشد باز هم اکثریت کرسی این مجلس برای اصلاح طلبان خواهد بود. در ابتدا نگاهی گذرا به آمار ثبت نام کنندگان و رد صلاحیت شدگان در ادوار گذشته بیندازیم متوجه می شویم که تعداد تایید صلاحیت شدگان نسبت به کرسی ها در تمامی ادوار کمتر از ۲ نفر برای هر صندلی بوده است . اعضای این شورا که تغییر نکرده اند و از طرفی احساس خطر نیز می کنند پس هیچ بعید نیست که هاشمی رفسنجانی، حسن خمینی و … رد صلاحیت شوند ، حتی اگر رد صلاحیت هم نشوند باز بقیه را آنچنان رد صلاحیت کنند که بیش از یک سوم مجلس در بهترین شرایط برای هاشمی و اطرافیانش خواهد بود. البته خود هاشمی و اطرافیان به اصطلاح اصلاح طلب نیز خوب می دانند که ایده ال شان یک سوم مجلس خواهد بود و …
hashemi-e1424759716435
قسمت دوم ماجرا ، عده ای توانسته اند از فیلتر شورا بگذرند و در انتخابات هم رای بیاورند و حال بخواهند در یکی از سرنوشت ساز ترین مجالس که احتمالا باید رهبر آینده را انتخاب کنند ، نقش آفرینی کنند. اگر اکثریت باشند و هاشمی هم نقش آفرین اصلی ماجرا باشد(این فرض برابر صفر است چرا که به هر قیمتی حاکمیت کنونی و سپاه اجازه نخواهد داد) آیا هاشمی رفسنجانی شخص قابل اعتمادی ست ؟؟ آیا می شود تمام قدرت را به هاشمی سپرد و او نیز تصمیم به تغییراتی اندکی به سمت دموکراسی و چرخش در سیاست های کلی جمهوری اسلامی انجام دهد؟؟ آیا فردا روز چون انتخاب رهبر گذشته دست به انتخاب عجیبی نخواهند زد؟؟ و اینکه هاشمی رفسنجانی چه حرکت و گفته متحولانه ای داشته که اکنون باید اصلاح طلبان (خواهان تغییرات) با آن همه هزینه های متحمل شده و سعی و تلاش برای تغییر ، امروز به اکبر هاشمی رفسنجانی اطمینان کنند؟؟
hasan-khomeyni-hashemi-rafsanjani2
واقعا هاشمی تغییر کرده یا اینکه مردم مستاصل و درمانده بازیچه سیاست های هاشمی می شوند تا قدرت از دست رفته اش را بدست آورد؟؟؟ هر دو طرف به نظر خودشان دارند از طرف مقابل برای نیل به اهداف خود استفاده می کنند ، تغییر طلبان برای حاکمیت دموکراسی و رفع تبعیض و … ، هاشمی نیز برای بازپس گیری قدرت، اما کدام واقعا از دیگری نهایت بهره را می برد؟ به نظر نگارنده هاشمی رفسنجانی، چرا که بدون هیچ گونه تایید و دفاع از خواسته های طرف مقابل از نهایت حمایت آنها جهت رسیدن به قدرت استفاده می برد.
چهره دیگر حسن خمینی ست. حسن خمینی نیز چون هاشمی هیچگونه نشان و گفته یا حرکتی مبنی بر خواست به اصلاح و تغییر و… از خود نشان نداده است. حداقل می توانست در مقابل کاخ سازی مزار خمینی از خود واکنشی نشان دهد که نه تنها هیچگاه واکنشی نشان نداده که با هزینه های روز افزون برای گسترش آن ، همچنان در مجلل کردن هر چه بیشتر این کاخ می کوشد. از طرفی با توجه به روابط احمد خمینی و هاشمی رفسنجانی و در انتها رهبری خامنه ای ، آیا حسن خمینی به هاشمی اعتماد می کند؟؟ یا اینکه حسن خمینی و هاشمی نیز به یکدیگر به عنوان وسیله ای برای نیل به هدف نگاه می کنند؟؟
مطمئنا هدف از تغییرو اصلاح امور در گفته های حسن خمینی و هاشمی رفسنجانی چیزی جز جابجایی قدرت از طیف مقابل به خودشان نیست و کلیت و سیاست های نظام چه کلی و چه جزئی تغییر نخواهد کرد و طیف اصولگرا و خود این گروه نیز این مسئله را می دانند و اصولگرایان برای حفظ قدرت خود و این گروه نیز برای اینکه از طیف اصلاح طلب استفاده کنند موضع گیری صریح نمی کنند تا نا امیدشان نکنند.
اما به تعیین رهبر آینده بپردازیم ، اینکه خامنه ای خودش کسی را معین کند احتمالش بالاست ، با توجه به موضع گیری های ش در زمان رهبری ش چنین چیزی قطعی به نظر می رسد. حتی اگر خودش نیز از این کار سر باز زند، کسی چون هاشمی در انتخابات گذشته پیدا خواهد شد که خاطره ای را بازگو کند و رهبری بلافاصله تعیین شود.
اما در این مرحله نباید از نقشی که سپاه بازی خواهد کرد غافل بود. اینکه سپاه که در حال حاضر قدرت مطلق اقتصادی را در دست گرفته و هر جا که لازم بدانند خود وارد عرصه سیاست داخلی و خارجی می شوند و به صورت موازی با بقیه نهادها اقدام به تبلیغ، تهدید،دستگیری و بقیه اقدامات علیه مخالفین می کند. با این وجود آیا سپاه در مقابل انتخاب رهبر آینده نقش منفعلی بازی خواهد کرد؟؟؟

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)